مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:03:25
طلوع آفتاب: 05:49:59
اذان ظهر: 13:07:03
غروب آفتاب: 20:24:07
اذان مغرب: 20:45:18
نیمه شب: 00:13:46
حدیث روز
  • امام حسین علیه السلام
  • مَن طَلَبَ رِضَی الناسِ بِسَخَطَ اللهِ وَکَّلَهُ اللهُ إلی الناسِ؛
  •  
  • بحارالانوار، ج78، ص126
آثار ماندگار به فرمان یار
فرمان ویژه به افراد ویژه
آثار ماندگار به فرمان يار
 
فرمان ويژه به افراد ويژه
در ميان اصحاب ائمه نيکبختاني بوده اند که به آنها دستور ويژه صادر شده و امر به تأليف و تصنيف و نشر دانش خود شده اند، يکي از اين افراد سعادتمند مفضل است که رئيس مذهب در يک فرمان ويژه خطاب به ايشان فرمود:
 
«اکتب و بث علمک في اخوانک و...»
 
ديگر نمونه اش کتاب «يوم و ليله» فضل بن شاذان است که آن را بورق بوشجاني به امام حسن عسگري علیه السلام ارائه داد و تقاضا نمود که آن را ملاحظه فرمايد
امام علیه السلام آن را گرفت و صفحه صفحه ملاحظه کرد و فرمود:
 
« اين صحيح است و شايسته است که به آن عمل شود»
 
آثار ماندگار به فرمان يار
در اين ميان تعدادي از کتب به فرمان مستقيم وجود مقدس حضرت بقية الله تأليف شده که از اهميت خاصي برخوردار مي باشد.
بسار جالب است که در برخي از اين موارد موضوع کتاب نيز از سوي حضرت تعيين شده، در موردي امر شده که آن را به زبان عربي بنويسد و نام کتاب نيز در اين مورد از سوي آن حضرت تعيين شده است.
 
اگر چه شماري از آثارمورد عنايت قرار گرفته، ولي آنچه مستقيماً به فرمان حضرت بوده و موضوعش نيز از سوي آن حضرت تعيين گرديده، دو مورد بيشتر نمي باشد،
 
1) کمال الدين و تمام النعمه 
2) مکيال المکارم في فوائد الدعاء للقائمأ 

 
و اينک شرح مختصري در مورد اين دو اثر ارزشمند و بيان کيفيت صدور فرمان:
 
از صاحب «کمال» تا صاحب «مکيال»
کتاب شريف « کمال الدين» قريب يک هزار سال پيش به فرمان حضرت توسط محدث گرانمايه، ابو جعفر محمد بن علي بن حسين بن موسي بن بابويه، مشهور به«شيخ صدوق» متوفاي 338ق. تأليف شده و کتاب شريف «مکيال المکارم» دقيقاً يکصد سال پيش توسط فقيه گرانمايه، آيت الله سيد محمد تقي موسوي احمد آبادي، متوفاي 1338ق. به فرمان حضرتأ به رشته تحرير درآمد.
 
شيخ صدوق ده قرن پيش کتابي پيرامون غيبت حضرت نوشته که در طول ده قرن، هرگز کتابي به اين عظمت نوشته نشده و هنوز هم جامع ترين،  جالب ترين و جذاب ترين اثر در اين رابطه مي باشد و در ميان آثار فراواني که در عرصه مهدويت تأليف شده، چون ستاره فروزاني مي درخشد.
 
يک قرن پيش نيز فقيه احمد آبادي کتابي پيرامون فوايد دعا براي تعجيل در امر فرج حضرت نوشته، که نه تنها در طول يک قرن، بلکه در طول چهار ده قرن در ميان پيشينيان و پسينيان همسنگي برايش سراغ نداريم.
 
و اينک کيفيت صدور فرمان از سوي يار به اين دو فقيه ماندگار...
 
شيخ صدوق و فرمان امام
شيخ صدوق در مقدمه کتاب گرانسنگ «کمال الدين» مي نويسد:
آنچه مرا به تأليف واداشت اين بود که چون از زيارت حضرت علي بن موسي الرضا علیه السلام به نيشابور بازگشتم و در آنجا اقامت نمودم، ديدم که بيشترين شيعياني که به نزد من مي آيند، در مسأله غيبت دچار حيرت شده و در مورد حضرت قائمأ با شبهه مواجه گشته اند و به جاي تسليم به رأي و قياس گرويده اند.
 
تلاش فراوان کردم که با احاديث واصله از پيامبر اکرم صلیّ الله علیه و آله و ائمه هدي علیهم السلام آنها را ارشاد نموده و به راه راست هدايت نمايي تا شخص با فضيلت و دانش و فرهيخته اي از بخارا در قم به نزد من آمد که به جهت استواري رأي، استحکام دين و استقامت عقيده اش از روزگار درازي اشتياق ديدار او را داشتم، و او شيخ نجم الدين ابو سعيد محمد بن حسن بن محمد بن احمد بن علي بن صلت روايت مي کرد و ازدانش، تقوا، زهد، عبادت و ديگر فضائلش ستايش مي کرد.
 
احمد بن محمد بن عيسي نيز با جلالت قدر و فضيلتش از ابوطالب عبدالله بن صلت قمي روايت مي کرد.
عبدالله بن صلت به قدري عمر کرد که محمد بن حسن صفار نيز او را ملاقات کرد و از او روايت نمود.
 
هنگامي که خداوند منان به من توفيق ديدار اين شيخ را از آن بيت رفيع نصيب کرد، خداي را سپاس گفتم که چنين نعمتي عنايت کرده، ديدار، دوستي، صفا و صميميت آن عزيز نصيبم گرديده است.
روزي در ضمن سخنانش داستان ديدارش را با يکي از بزرگان فلاسفه بخارا برايم نقل کرد که مطلبي گفته، او را در مورد حضرت قائمأ به شک و ترديد انداخته، که چگونه غيبتش به درازا کشيده و اخبارش منقطع گشته است.
 
مطالبي در اثبات وجود آن حضرت و احاديثي از پيامبر اکرم صلیّ الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام در مورد غيبت حضرتش نقل کردم، دلش آرام شد و شک و شبهه از دلش زدوده شد و آنچه احاديث صحيحه برايش نقل گرديد از اعماق دل پذيرفت و در مقابلش تسليم شد.
 
از من طلب نمود که در اين زمينه کتابي تأليف کنم، پس خواهش او را پذيرفتم و به او قول دادم که چون به وطن خود شهر ري بازگشتم و در آنجا مستقر شدم، آنچه براي نگارش اين کتاب لازم است گردآوري کنم.
 
شبي در مورد خانواده، فرزندان، برادران، و نعمتهايي که پشت سر نهاده بودم مي انديشيدم، خواب بر چشمم غلبه کرد، در عالم رؤيا ديدم که گويي در مکه معظمه هستم، به دور خانه خدا طواف مي کنم، چون در شوط هفتم به نزد حجر الاسود رسيدم، آن را استلام کرده، بوسيدم و گفتم:
 
«امانت خود را ادا کردم، پيمان خود را به انجام رساندم، تا گواه باشي که به عهد خود وفا نمودم».
 
ناگهان مولاي خود حضرت قائم، صاحب العصر  و الزمان أ را ديدم که در کنار در کعبه ايستاده، آرام آرام نزديک شدم، در حالي که قلبم مشغول و افکارم متشتت بود.
سلام کردم، جواب سلام فرمود و با فراست خود آنچه در دلم بود دريافت و به من فرمود:
 
«لم لا تؤلف کتاباً في الغيبة حتي تکفي ما قد همّک»
 
چرا کتابي در مورد غيبت نمي نويسي تا همّ و غمت را بزدايد؟
عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! چيزهايي در مورد غيبت نوشته ام.
فرمود:
 
«ليس علي ذلک السبيل آمرک ان تصنف»
 
اين گونه به تو فرمان نمي دهم که کتاب بنويسي.
ولکن اکنون کتابي در مورد غيبت بنويس و در آن غيبتهاي پيامبران را بنويس.
پس آن حضرت تشريف بردند و من بيدار شدم، تا هنگام سحر به دعا و تضرع و گريه و راز دل گفتن پرداختم.
 
چون صبح شد به تأليف اين کتاب براي اطاعت از فرمان ولي خدا و حجت پروردگار آغاز کردم، در حالي که از خدا استعانت نموده، بر او توکل کرده، از کوتاهي ها استغفار نمودم، که او وليّ  توفيق است، بر او توکل نموده، به سويش بازگشتم.
 
صاحب مکيال و فرمان امام
آية الله سيد محمد تقي موسوي اصفهاني، مشهور به « صاحب مکيال» و ملقب به « فقيه احمدآبادي» متولد 1301ق. و متوفاي 1348ق. در مقدمه کتاب شريف «مکيال المکارم» انگيزه تأليف را چنين بيان مي کند:
 
در باب هشتم کتاب « ابواب الجنات في آداب الجمعات» هشتاد و چند فايده  از فوايد دنيوي و اخروي دعا کردن براي فرج آن حضرت را ذکر کردم، سپس به فکر افتادم کتاب جداگانه اي در اين رابطه تأليف نمايم که بر اين فوايد مشتمل باشد و اين گوهرهاي شاهوار به سبک جالبي در آن تحرير شود، ولي حوادث زمان و فتنه هاي پياپي دوران از انجام آن مانع مي شد، تا شبي در عالم رؤيا شخص بزرگواري  بر من تجلي نمود که قلم و بيان از وصف او ناتوان است.
 
يعني: مولا، مقتدا، امام و محبوب دل غمينم، حضرت امام منتظرأ با بياني دلنوازتر از وصال يار و آهنگي دلرباتر از نواي هزار، فرمود:
اين کتاب را بنويس،
عربي هم بنويس.
ونام آن را بگذار:
 
«مکيال المکارم في فوائد الدعاءللقائمأ»
 
با همان تشنگي ديدار از خواب برخاستم و آهي جانگداز از اعماق دل برآوردم و تصميم جدي بر اطاعت امر مطاعش نمودم، که فرمان او فرمان خداست.
ولي مدتي توفيق رفيقم نشد، تا در سال گذشته، که سال 1330ق. بود، به زيارت خانه خدا رفتم و چون آنجا وبا در گرفت و شالوده زندگي فرو ريخت، با خداوند منّان عهد کردم که اگر مرا از خط برهاند و بازگشت به وطن را برايم آسان نمايد، به تأليف کتاب بپردازم.
 
پس خداوند بر من منّت نهاد و مرا به سلامت به وطن بازگردانيد، همچنان که همواره الطاف و عنايتش شامل حالم بود. پس به تأليف کتاب پرداختم، که خداوند منان مي فرمايد:
 
«وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ »
(النحل/91)
چون با خداوند پيمان بستيد، به پيمان خدا وفا کنيد.
 
و مي فرمايد:
 
«وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا »
(الإسراء/34)
به عهد و پيمان وفا کنيد که در مورد پيمان سؤال خواهد شد.
 
صاحب مکيال پس از دريافت فرمان و حصول توفيق براي آغاز کردن کتاب، از اين فرمان و اين توفيق سرمست شده، پيام يار را با گوش جان مي شنود و براي خدا قلم در دست مي گيرد و اثري جاويد بر جاي مي نهد که تا روز ظهور مولايش در دست منتظران ظهور دست به دست مي گردد و مايه اشک نيمه هاي شب و ره توشه راهيان کويش مي شود.
 
فقيه احمدآبادي 17 سال تمام با اين کتاب زيست، همانگونه که از ابتدا تنظيم کرده بود در هشت باب سامان داد ولي اجل مهلت نداد که خاتمه اي که منظور نظرش بود و در جاي جاي کتاب که به آن ارجاع داده بود و «ختامه مسک» را برايش تفأل زده بود، در پايان کتاب بياورد، ولي خاتمه اي شيرين تر و لطيف تر از آن را مولايش به او عطا کرد و خاتمه عمرش را به شهادت ختم نمود، که بالاترين آرزوي هر شيفته مولاست

   |    :  1393    |    :   آثار ماندگار به فرمان یار

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2524
5.9/10 (تعداد آرا 11 نفر )