مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:02:13
طلوع آفتاب: 05:48:55
اذان ظهر: 13:06:12
غروب آفتاب: 20:23:28
اذان مغرب: 20:44:40
نیمه شب: 00:12:51
حدیث روز
  • امام صادق علیه السلام
  • قالَ اللَّهُ تباركَ وتعالى: ما تَحبَّبَ إليَّ عبدي بأحَبَّ مِمّا افْتَرَضتُ علَيهِ؛
  • الكافي: ج 2، ص 82، ح 5 ميزان الحكمة: ج 1، ص 503
اخلاقی (حیا)
نیم نگاهی به حیات طیبه عالم جلیل القدر مرحوم مغفور آقا مجتبی تهرانی (قدس سره)
نیم نگاهی به حیات طیبه عالم جلیل القدر مرحوم مغفور  آقا مجتبی تهرانی (قدس سره)
 
آقا مجتبی فرزند آقا «میرزا عبدالعلی تهرانی» از علمای بزرگ شیعه بود که به سال 1316 در تهران متولد شد، او در کنار شاگردی پدر عمری را به نشستن در محضر امام خمینی(ره) گذرانده بود و از همین باب بود که بسیاری او را شاگرد شاخص حضرت امام(ره) می‌دانستند؛ همین الفت و وابستگی بود که باعث شد زمانی که آقا مصطفی خمینی در نجف به شهادت رسید؛ او اولین کسی باشد که در فضای زنجیر در زنجیر پهلوی دوم برای آقا مصطفی مجلس ختم بگیرد. در این مجلس با اینکه مأموران ساواک در همه کوچه ‌های منتهی به مسجد جامع، دوشادوش یکدیگر ایستاده بودند اما خوشبختانه جمعیت خوبی جمع شد.
 
آقا مجتبی نواده شهید مشروطه
شجاعت و اخلاق ارث مغتنمی بود که به آقا مجتبی رسیده بود؛ جدّ آقا مجتبی تهرانی، شهید کلهر، از شهدای به نام قیام مشروطه بود که خاطره‌اش سال های سال در سینه مردم مبارز علیه استبداد بازگو می شد؛ پدر بزرگوارش آقا «میرزا عبدالعلی تهرانی» از علمای بزرگی بود که در محضر بزرگانی همچون آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی و آقا میرزا جواد آقای ملکی تبریزی شاگردی کرده بود.
برادر بزرگ تر آقا مجتبی نیز آیت الله حاج آقا مرتضی تهرانی از شاگردان مبارز امام خمینی بود. آقا مرتضی شاگرد بزرگانی همچنان آیت الله العظمی بروجردی و علامه طباطبایی بود؛ او قبل از انقلاب از فعالان و یاران نزدیک امام خمینی محسوب می شد و بعد از تبعید  امام خمینی به نجف، به نجف رفت تا جزو معدود کسانی باشد که در      درس های ولایت فقیه امام خمینی در نجف شرکت می کند.
 
مجتهدی که تهران را تنها نگذاشت!
سال های سال زحمت کشیدند تا تهران شهری شود آنچنان که آنان می خواستند؛ آنها حتی خوشحال بودند که مرکز مبارزه روحانیون و کلاس های آنان در قم یا نجف برپا شود تا از تهران، پایتخت رؤیایی آنان دور باشد؛ آنان امیدوار بودند روزی تمام حوزه های تهران به قم برود و هیچ مجتهدی در این شهر نماند، اما تهرانی ها؛ یعنی همان برادران مجتهد صاحب رساله خوشنام، تهران را تنها نگذاشتند.
آقا مجتبی تهرانی؛ در تهران ماند و هر چهارشنبه کلی آدم را به خیابان ایران پای منبرش کشاند تا در تهرانی که سال های سال رژیم پهلوی برای دور کردن آن از معنویت تلاش کرده بود؛ حرف هایی در باب اخلاق بزند؛ مردم را به محبت توصیه کند؛ مسئولان را از شعار و ریا پرهیز دهد و از عواقب بی‌اخلاقی و مصائب معصیت بگوید.
 
برگرفته از سلسله درسهای اخلاق آیت الله مجتبی تهرانی

فصل ششم 
 مروری بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به «حیا» بود، گفته شد یکی از بزرگ‎ترین مشکلات جامعه ما ترویج بی‎حیایی در سه رابطه دیداری، گفتاری و رفتاری است. عرض کردم که حیا یک موهبت الهی و غریزه انسانی برای انسان است و در روابط گوناگون فردی و اجتماعی نقش بسیار بزرگی دارد. در جلسات گذشته رابطه حیا و عقل و رابطه حیا و تقوا را مطرح کردم. جلسه گذشته نیز رابطه حیا و ایمان را بحث کردم.
 
 تقسیم‎ بندی حیا؛ عامل، عمل، ناظر
حالا وارد بحث تقسیم‎بندی حیا می‎شویم؛ حیا در روابط گوناگون دارای اقسامی است. مقدّمتاً این مطلب را عرض کنم که چه بسا از تعریف‎هایی هم که از حیا کرده بودند، این تقسیم‎بندی به دست می‎آید؛ ما گفتیم که حیا عبارت است از آن انفعال درونی انسان که در رابطه با عمل زشتی که از او سر می‎زند، پیدا می‎شود و از آن حالت به «انفعال نفس» یا «انکسار نفس» تعبیر می‎شود.
ما در باب حیا یک عامل داریم، یک عمل داریم و یک ناظر. یعنی شخصی هست که عملی از او سر می‎زند، عملی که زشت و قبیح است و بعد هم ناظری هست که به آن عمل نظارت دارد. این حالت انفعال به عامل در ربط با آن ناظر دست می‎دهد. علمای اخلاق هم در تعریف‎هایشان داشتند که این ناظر موجب سرزنش و نکوهش آن عامل در ربط با آن عمل قبیحی که انجام داده است، می‎شود.
بنابراین ما سه چیز داریم: یک؛ شخصی که عمل زشتی از او سر می‎زند، دو؛ عمل زشت و سوم؛ مسأله ناظر است که عمل او را نظاره می‎کند و این در ربط با آن شهود شاهد است که منفعل و منکسر می‎شود.
انواع ناظر
در اینجا یک تقسیم‎بندی در باب حیا نسبت به ناظر وجود دارد. در باب ناظر، یعنی به اصطلاح شخص دوم، می‎گویند ناظری که شهود می‎کند، یک وقت ناظری است که از نظر ظاهری «شهود ظاهری» دارد، نفس عمل را در خارج می‎بیند و خود ناظر هم مشهود است، به طوری که عامل او را می‎بیند و شهود می‎کند. یعنی شخصی که دارد کار قبیح را انجام می‎دهد در مرئی و منظر شخص دیگری است که آن شخص دیگر را هم این عامل به رؤیت ظاهریه می‎بیند.
امّا یک وقت هست که این ناظر، بیرونی است امّا عامل، آن کسی که دارد عمل قبیح را انجام می‎دهد، از نظر ظاهر شهودش نمی‎کند، عامل او را نمی‎بیند ولی او هم عامل و هم عمل را می‎بیند. یک وقت هست که نه، آن کسی که ناظر است و عمل قبیح را شهود می‎کند، بیرونی نیست، درونی است. حالا من وارد همه اینها می‎شوم.
یکی اینکه ناظر بیرونی نیست، درونی است، این‎طور نیست که مثل حسن و حسین و تقی باشد. دیگر اینکه، بیرونی است که من را می‎بیند و من نیز او را می‎بینم و دیگری اینکه بیرونی است که من و کار من را می‎بیند،  امّا من او را نمی‎بینم. یک قسم هم داریم که مافوق همه اینها است که بعد عرض می‎کنم. حالا اینها را فهرست‎وار جلو می‎آیم و بحث می‎کنم.
 
1/ ناظر بیرونی و مشهود
مسأله در آنجایی است که ناظر بیرونی است و من او را می‎بینم و او هم من را به رؤیت ظاهری می‎بیند. این فرد شاخصی است که ما در باب حیا مطرح می‎کنیم، یعنی در مرئی و منظر مردم عملی صورت می‎گیرد. عامل یک انسان است و شاهد هم یک انسان دیگر است که دارد می‎بیند عمل قبیح از کسی سر می‎زند.
اگر این شخصی که دارد کار قبیح را انجام می‎دهد هنوز از نظر انسانیّت مسخ نشده باشد، یعنی آن امر موهبتی الهیّه، غریزه انسانیّه که خدا در نهاد او قرار داده است از بین نرفته باشد، شرمنده و منفعل می‎شود که در دیدگاه شخصی مثل خودش، دارد این عمل زشت را انجام می دهد. 
قبلاً هم گفتم انفعال یک وقت حین عمل است، یک وقت بعد از عمل است، ما در اینجا مشکلی نداریم چون من بعد از عملش را هم بحث کردم که ممکن است غفلتاً عمل قبیحی از شخصی سر بزند بعد خودش پشیمان و منفعل ‎شود که چرا این کار را کردم.
 
بدترین اشرار کسی است که از مردم حیا نکند!
روایت از حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) است که حضرت فرمود: «شر الأشرار من لا يستحيي من الناس» یعنی اگر بخواهیم انسان‎ها را دسته‎بندی کنیم و بگوییم یک دسته اشرار هستند، در برجسته‎ترین آنها از نظر شرارت آن شخصی است که از مردم خجالت نکشد؛
لذا در اصطلاح تعبیر می‎کنند «حیاء من الخلق»، «حیاء من الناس». این یک قسم از اقسام حیا در ارتباط با ناظر فعل قبیح است. این قسم بیرونی بود نه درونی‎، البته بیرونی که پیش من مشهود است و او را می‎بینم.
 
2/     ناظر درونی؛ حیاء من النفس
دوم؛ این‎که شخص دوم یک شاهد و ناظر بیرونی نباشد، درونی باشد. ما گفتیم انسان مجموعه‎ای از قوای شهوت و غضب و عقل عملی و نظری و وهم است. انسان این‎طوری است که خودش از خودش خجالت می‎کشد، امر قبیحی که از او سر زد و بعد سر عقل آمد، عقلش او را نکوهش می‎کند. این همان نفس لوّامه است. خودش خودش را سرزنش می‎کند.
لذا ما حیایی داریم که «حیاء من النفس» است. اینهایی که می‎گویم همه‎اش معارف ما است. روایت از امیرالمؤمنین علی(ع) است که فرمودند: «حياء الرجل من نفسه ثمرة الإيمان» و می‎فرماید: «من تمام المروءة أن تستحيي من نفسك» ‎مردی این است که از خودت خجالت بکشی. 
حتی تعبیر این است که می‎فرمایند: «أحسن الحياء استحياؤك من نفسك» غاية الحياء أن يستحيي المرء من نفسه»که اصطلاح حیا از نفس را از این روایات گرفته‎اند.
 زیباترین حیاها این است که خودت از خودت خجالت بکشی. 
پس قسم اوّل حیا از مردم «من الخلق» است و قسم دوم؛ «حیا من النفس» است. اینها که من گفتم برجسته‎تر بود. انسان خلافی می‎کند و دیگری ایستاده است او را می بیند و انسان شرمنده می‎شود یا کسی نیست خودم هستم امّا من خودم از خودم خجالت می‎کشم، به این می‎گویند «حیا من النفس».
 
3/ ناظر بیرونی و غیر مشهود
ادراک دو قسم اوّل که شخصی ایستاده است و مرا می‎بیند و این‎که خودم خودم را ادراک می‎کنم خیلی روشن است، چون اینها متعارف است. به تعبیر دیگر؛ اینجا لازم نیست که به آن اعتقاد و ایمان بیاوری، از این حرف‎ها خبری نیست، خودم خودم را درک می‎کنم یا تو را می‎بینم که به اعمالم می‎نگری، ظاهراً در آن پیچیدگی ندارد.. از تو خجالت می‎کشم، از خودم هم خجالت می‎کشم. این جزو محاورات عرفی خودمان هم هست. می‎رویم آنجایی که شخص دوم، یعنی ناظر، از نظر شهود ظاهری مشهود من نیست. این دیگر جنبه اعتقادی است. اینجا بحث، بحث ایمانی است.
 
 دو فرشته ناظر اعمال ما هستند
کسی که مدعی است مسلمان هستم، کسی که مدعی است مؤمن هستم، کسی که می‎گوید من به قرآن اعتقاد دارم که کلام الله است، در قرآن این آیه را داریم: «اإِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ ؛ ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيد»، پس دو تا ناظر اینجا شد یکی چپ و یکی راست. یعنی دو تا فرشته انسان را فرا می‎گیرد، یکی طرف راست، یکی طرف چپ، نگاه‎بانانی آماده و مهیّا هستند، مواظب هستند که هرچه بگویی و هرچه بکنی آنها را می نویسند.
بعد هم می‎فرماید اینها هیچ چیز را از ذهن‎شان بیرون نمی‎ریزند، اصلاً هیچ چیزی را فروگذار هم نمی‎کنند. اینها به تعبیر ما مأمورهای ثبت اعمال هستند، اینها احاطه بر انسان دارند و تا نبینند نمی‎نگارند، باید کار را ببینند و بنویسند. برای این که در این شبهه‎ای نکنید این آیه را خواندم.
از این فرشته‎ها باید خجالت کشید!
روایتی است که پیامبر, می‎فرماید: « لیستحیی احدکم من ملکیه الذَینِ معه کما یستحیی من رجلین صالحین من جیرانه و هما معه باللیل و النهار» پیغمبر اکرم فرمود: از این دو تا فرشته‎هایی که با شما هستند خجالت بکشید همان‎طور که از دو تا آدم شایسته از همسایه‎ها که با آنها رودربایستی دارید و خجالت می‎کشید که نکند آبرویتان برود. «و هما معه بالیل و النهار» این دو فرشته شب و روز رهایتان نمی‎کنند، از این دو تا خجالت بکشید.
 
        پیامبر هم ناظر اعمال ما است
ما بحثی داریم که من این بحث را گذشته مطرح کرده‎ام و الآن یک اشاره می‎کنم و رد می‎شوم؛ در بعضی از روایات دارد که اعمال ما که این فرشته‎ها ثبت و ضبط می کنند، هر روز به پیغمبر اکرم عرضه می‎شود. در اینجا این پیش می‎آید که وقتی عرضه می‎شود، آیا نوشته را می‎برند که آقا می‎بیند که مثلاً چنین کاری کردم، خبر به آقا می‎رسد یا خود عمل را می‎برند؟ در همه اینها بحث است. اگر من بدانم کاری که دارم می‎کنم می‎نویسند و بعد می‎برند می‎دهند به شخصی مثل پیغمبر و ایشان از کار من مطلع می‎شود؛ یا اینکه نه، خود کار را می‎برند، نفس عمل را به پیغمبر اکرم عرضه می‎کنند، چه می‎شود؟ اینها اطلاع بر عمل است، صحبت در این است یک وقت اطلاع، اطلاع شهودی ظاهری است و یک وقت شهودیِ ظاهری نیست، اینها همه تحت عنوان اطلاع است.
 
 از پیامبر خجالت بکش!
 روایتی از امام صادق(ع)  است که فرمودند: « إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ كُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارَهَا وَ فُجَّارَهَا فَاحْذَرُوا فَلْيَسْتَحْيِ أَحَدُكُمْ أَنْ يُعْرَضَ عَلَى نَبِيِّهِ الْعَمَلُ الْقَبِيح»‎ برای این که تا حدودی این روایت را تثبیت کرده باشم، این آیه شریفه را می‎خوانم که می‎فرماید: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعمَلُونَ» هر کاری می‎خواهی بکنی بکن، امّا این را بدان که این عمل تو را خدا، پیغمبر و مؤمنین می‎بینند. خجالت بکش، حیا کن که یک وقت نکند عمل زشتت را ببرند نشان آقا رسول الله بدهند.
 
 ائمه ناظر دیگری بر اعمال ما
اینجا در ذیل آیه روایتی داریم از امام صادق} که فرمودند: «وَ الْمُؤْمِنُونَ هُمُ الْأَئِمَّة» بالاتر رفت، شاهدان بیشتر شدند، ائمه هم می‎بینند. 
ما روایات زیادی داریم که گناه نکن، با این گناهانت داری پیغمبر را اذیت می‎کنی، چون می‎بیند. امام زمانأ را اذیت نکن! او دارد می‎بیند.
هنوز سراغ خدا نرفتم. او جدا است «أَ لَمْ يَعلَم بِأَنَّ اللَّهَ يَرى»، بعد سراغ خدا می‎روم.
 
 امام زمان را با معصیت نیازارید!
حیاء از خلق، حیاء از نفس، حیاء از فرشتگان، حیا از پیغمبر، حیا از ائمه. 
اینها شخص دوم‎ها و ناظرهایی هستند که ما اینجا می‎توانیم درست کنیم. من از خودم نمی‎گویم، اینها در معارفمان هست. خیال نکنی اینها مطلع نمی‎شوند. من نمی‎خواهم وارد این بحث شوم چون قبلاً این را بحث کردم. 
روایات متعدده داریم که می‎گویند ما را با این معصیت‎هایتان اذیت نکنید. وقتی می‎آورند وضع شماها را می‎بینیم، کاری نکنید که ما را اذیت کنید. 
شما نمی‎دانید حیا چه بحثی است، یک بحث ریشه‎ای است. نقش حیا برای انسان چه نقش تخریبی‎اش و چه نقش سازندگی‎اش زیر بنایی است، از آن طرف شما ببینید بی‎شرمی چه می‎کند!
 
 خدا بالاترین ناظر
فکر کردی در خلوت هستی کسی نمی‎بیند؟ پس دروغ می‎گویی من مؤمنم، مسلمانم، قرآن را قبول دارم. اگر راست می‎گویی که مسلمانی هیچ وقت تنها نیستی، تو سرّ و علن نداری، برای تو همیشه علن است. اینها تازه مراحل پایین بود که گفتم. 
مرحله بالاتر آن است که آن موجودی که بر تمام وجودت احاطه دارد، او دارد تو را می‎بیند. او «عالِم الْغَيْبِ وَ الشَّهادَة» است.
اوّل این آیه شریفه را دقت کنید که چه قدر زیبا است، وقتی که می‎خواهد مسأله فرشتگان را تعبیر کند اوّلش می‎گوید: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد ؛ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ» اوّل می‎گوید من از رگ گردن به تو نزدیک‎تر هستم. 
اسم این حیا «حیا من الله» است. «حیا من الخلق، من النفس، من الله» اینها همه معارف ما است. 
یاد این جمله امام (ره) افتادم که فرمود: «عالم محضرخدا است، در محضر خدا گناه نکنید»، چه قدر زیبا گفته است. تو او را نمی‎بینی ولی در حضور او هستی. عمل زشت انجام ندهید. 

   |    :  92    |    :   اخلاقی (حیا)

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 1966
10/10 (تعداد آرا 1 نفر )