مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 05:34:58
طلوع آفتاب: 07:04:44
اذان ظهر: 11:58:05
غروب آفتاب: 16:51:27
اذان مغرب: 17:11:40
نیمه شب: 23:13:12
حدیث روز
  • رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم 
  • اَلصَّلاةُ مِن شَرائِعِ الدّينِ وَ فيها مَرضاةُ الرَّبِّ عَزَّوَجَلَّ وَ هِىَ مِنهاجُ النبياءِ وَ لِلمُصَلّى حُبُّ المَلائِكَةِ وَ هُدىً و ايمانٌ وَ نورُ المَعرفَةِ وَ بَرَكَةٌ فِى الرِّزقِ؛
  • خصال، ص 522، ح 11
اخلاقی
.
اخلاق معیشت

مهمترين و پايدارترين مسائل بشري است. هيچ كسي نيست كه به نوعي این دغدغه را نداشته باشد. اين مسئله، مخصوصاً براي قشر جوان جامعه، يكي از اساسي ترين مسائل است. داشتن شغلي آبرومند و در آمدي مناسب،‌ شرط لازم داشتن يك زندگي خوب و موفق است. بيكاران، هر چند از نظر اقتصادي نيازمند نباشند، باز هم انسانهاي موفق تلقين مي شوند. 
 
با كار و تلاش است كه زندگي انساني شكوفا  مي شود و در سايه كار و تلاش است كه سعادت دنيا و آخرت فرد و جامعه تأمين مي گردد.
البته روشن است كه هر كسي به تناسب استعدادها و توانايي هاي ذاتي خويش و يا به اقتضاي شرايط اجتماعي و محيطي، براي تأمين معيشت خويش شغل خاصي را بر مي گزيند و هر شغلي نيز اخلاقيات خاص خود را مي طلبد. 
مسائل اخلاقي مورد نياز يك كارمند بانك با مسائل اخلاقي مورد حاجت آموزگار يا استاد دانشگاه، در بسياري از موارد متفاوت است. 
با وجود اين، تـأمين معاش، به طور كلي و صرف نظر از اينكه در قالب چه شغل يا تخصصی باشد، احكام اخلاقي مشتركي دارد كه در اين جا  مي خواهيم برخي از مهم ترين آنها را مورد توجه قرار دهيم.

اخلاق معيشت 
كار كردن و داشتن شغلي آبرومند، ‌نه تنها وسيله اي براي امرار معاش و تأمين ما يحتاج مادي زندگي است بلكه از عوامل بسيار مهم در احساس شخصيت، عزت،‌ استقلال و اعتماد به نفس است.  
اسلام عزيز  پاداش كساني كه در راه تأمين معاش خود و خانواده اش تلاش مي كنند، همسنگ پاداش مجاهدان و رزمندگان راه خدا و بلكه بالاتر از اجر آنان قرار داده است. 
پيامبر اكرم, ‌در حديثي مي فرمايد: 
عبادت و پرستش خداوند هفتاد جزء دارد كه بالاترين جزء آن طلب روزي حلال است.
                                                                 (‌محمد بن يعقوب كليني ، الفروع من الكافي)

امام باقر در باره كار مي فرمايد: كسي كه براي بي نيازي از مردم و رفاه خانواده و كمك به همسايگانش در طلب روزي حلال باشد، در روز قيامت خداوند را در حالي ملاقات مي كند كه چهره او مانند شب ماه چهارده مي درخشد.  
در مقابل، انسانهاي بيكار و كساني كه بار زندگي خود را بر دوش ديگران مي اندازد و از زير كار و فعاليت شانه خالي مي كنند، مورد لعن و نفرين اسلام و اولياي اسلام اند.
 پيامبر گرامي اسلام, مي فرمايد:  كسي كه بار زندگي خود را بر دوش مردم بيندازد ملعون است. 
يكي از ياران امام صادق  ‌مي‌گويد: از آن حضرت درباره شخصي پرسيدم كه مي خواهد در خانه خود بنشيند و به نماز و روزه و عبادت خداوند بپردازد و از تلاش براي كسب درآمد خودداري كند و معتقد است كه به هر حال، خداوند روزي او را به گونه اي تأمين مي‌كند.
امام صادق در پاسخ فرمودند: اين شخص از كساني است كه دعاي آنان به اجابت نمي رسد؛ يعني مورد توجه خداوند قرار نمي گيرد. 
و در روايت ديگري مي فرمايد: كسي كه نمي خواهد از راه حلال مالي را فراهم آورد كه با آن آبروي خود را حفظ نمايد و دينش را ادا كند و صله رحم  را به جا  آورد، خيري در او نيست. 
كار در سيره اولياي دين
همه پيامبران و امامان براي تأمين مخارج زندگي خود و خانواده شان كار مي كردند. هيچ يك از آنان، به رغم وجود كساني كه حاضر بودند با افتخار براي آنان و به جاي آنان كار كنند و با وجود امكانات و داشتن منابع مالي لازم،‌خود را از كار و تلاش  بي نياز نمي ديديدند. 
يكي از ياران امام صادق(ع)  ‌مي گويد:‌ امام صادق را ديدم در حالي كه بيلي در دست و جامه اي خشن و زبر بر تن داشت و در زمين شخصي خود مشغول كار بود و عرق از پشتش مي ريخت. به حضرت عرض كردم: «اجازه دهيد من به جاي شما كار كنم» در پاسخ فرمود: 
« من دوست دارم كه انسان براي تأمين معاش و در طلب معيشت، سختي و آزار آفتاب گرم را تحمل كند».
 
نقش نيت در ارزشمندي كار
يكي از مهم ترين اركان ارزشمندي كارهاي اختياري انسان، نيت و انگيزه فرد از انجام آن است. 
آن همه ارزشي كه در اسلام براي كار ذكر شده ست، همگي مبتني بر داشتن نيت خوب و انگيزه خوب است. اگر انگيزه افراد در كار، انگيزه اي الاهي و خدايي باشد، كار آنان از ارزش اخلاقي برخوردار خواهد بود وگرنه داراي ارزش معنوي و اخروي نخواهد بود.
در روايتي آمده است روزي پيامبر اكرم , با جمعي از ياران و اصحاب خود نشسته بود؛ جواني نيروند و توانا را ديدند كه از همان ابتداي صبح،‌ مشغول كار و تلاش شده بود. پاره اي از صحابه پيامبر, با نگاه  تأسف آميزي به آن جوان نگريسته و گفتتند:« اي كاش اين شخص،‌ جوانی و نيروي خود را در را خدا صرف مي كرد».
پيامبر اكرم, فرمود: «چنين نگوييد، زيرا اين شخص اگر براي حفظ خود از درخواست از ديگران و به منظور بي نيازي از ديگران كار مي كند،‌ در آن صورت او در راه خداست و اگر براي تأمين مخارج پدر و مادر پير و ضعيفش و يا خانواده ناتوانش كار مي‌كند،‌ در آن صورت نيز در راه خداست. اگر براي مباهات و فخر فرشي و به  هدف  تكاثر  و مال اندوزي كار مي كند، در آن صورت در راه شيطان است.
 
رابطه اخلاق و معيشت
در روايات متعددي اخلاق نيكو به عنوان يكي از عوامل گشايش در رزق و روزي و اخلاق بد به عنوان يكي از عوامل تنگدستي و فقر معرفي شده است. 
پيامبر اكرم, :گنج هاي رزق در اخلاق خوب نهفته است.
اخلاق نيكو، ‌موجب زيادت در روزي مي شود.
اين دسته از روايات يك معناي ظاهري قابل فهم براي همگان دارد و آن اينكه بيانگر اين حقيقت تجربي و اجتماعي هستند كه آراستگي به فضايل و خوش خلقي،‌ موجب روي آوردن مردم به فرد مي شود. 
و همين مسئله موجب وسعت روزي افراد خوش اخلاق مي شود. اما اين احاديث را نبايد در همين معناي عرفي و عادي خلاصه كرد. 
اولاً بايد توجه داشت كه «رزق » در اينجا معنايي عام وگسترده دارد؛ يعني منحصر در رزق متعارف از قبيل خوراك و پوشاك و مسكن و مركب امثال آن نيست؛ بلكه شامل رزق هاي معنوي و اخروي نيز مي شود  به يك تعبير، همه نعمت هاي الهي كه به گونه اي در اختيار انسان قرار گرفته اند «رزق» به شمار مي آيند. حتي بايد دانست كه اهميت رزق هاي  معنوي، مانندعلم و ايمان و عبادت و امثال آن، به مراتب بيشتر از رزق هاي مادي است. گاه ممكن است ارتكاب گناهي موجب محروميت انسان از ادامه تحصيل شود و گاه ممكن است ارتكاب گناه موجب بي توفيقي انسان در اداي به هنگام وظايف ديني و اعمال عبادي اش گردد. حتي نسبت به كساني كه از معنويت بالاتري برخوردارند و توفيقات و رزق هاي معنوي بيشتري را نصيب برده اند، ممكن است  ارتكاب يك گناه صغيره، موجب سلب توفيق آنان از نماز شب باشد.
ثانياً، در جاي خود به اثبات رسيده است كه در اين جهان هيچ  پديده اي بدون علت رخ نمي دهد. بنابراين، مصيبت ها و محروميت ها و گرفتاري ها نيز بدون علت نيستند. اما اين را هم مي دانيم كه خداوند خير محض است و جز اراده خير از او سر نمي زند،‌ پس علت مصيبت‌ها و گرفتاري ها را بايد در جايي ديگر جستجو كرد. 
قرآن كريم، ‌در آيات متعددي اين حقيقت را تأكيد كرده است كه علت اصلي محروميت هاي انسان، اعمال و رفتار ناشايست خود اوست. 
هر مصيبتي به شما رسد به سبب دستاورد خود شما است و (خدا)‌بسياري را عفو مي كند. (شوري/ 42)
همين مسأله عيناً در باره بهره مندي از رزق  و روزي مادي و معنوي نيز صادق است.
قرآن كريم تقواي الهي را يكي از عوامل گشايش و وسعت رزق دانسته و مي فرمايد: 
واگر اهل شهرها و آبادي ها، ايمان مي آوردند و تقوا پيشه مي كردند، ‌بركات آسمانها و زمين را بر آنها  مي گشوديم؛ ولي آنها حق را تكذيب كردند؛ ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم. (اعراف 96) 
و هر كس تقواي الهي پيشه كند، خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي كند، و او را از جايي كه گمان ندارد روزي مي رساند، و هر كس بر خدا توكل كند كفايت امرش را مي كند، خداوند فرمان را به انجام مي رساند؛ و خدا براي هر چيزي اندازه اي  قرار داده است. (طلاق آيه 2)
بنابراين، هر چند ما نتوانيم با عقل ناقص و جزئي نگر خود رابطه ميان گناه و محروميت از رزق، به ويژه رزق هاي مادي را درك كنيم؛ بايد بدانيم كه اين رابطه، ‌از نظر قرآن و معارف اصيل سلامي، رابطه ال قطعي و ضروري معرفي شده است. 
ما با عقل و علم خود در برخي موارد مي توانيم رابطه عليت و تأثير و تأثر ميان دو پديده را دريابيم، اما هم خود عقل اقرار دارد كه در وراي اسباب و علل ظاهري، علل و عوامل ديگري هم است كه فراتر از درك و فهم بشر است و كشف آنها در حدود توانايي هاي عقل مستقل نيست و هم اين يك حقيقت مسلم قرآني و اسلامي است كه جز علل و عوامل ظاهري، علل و عوامل ديگري نيز در اين عالم جريان دارد كه ارتباط آنها با معلول هايشان چندان براي ما محسوس نيست.  
 
اخلاق، وسیله نزدیکی به خدای متعال
اگر چه پاکسازی نفس و تخلق به فضایل، از اوجب واجبات عقلی و شرعی است و از جایگاه پسندیده ای برخوردار است و علم آن نیز از شریفترین علوم به شمار می آید، ولی نباید آن را بیش از وسیله ای برای رسیدن به مقام عبودیت دانست. همانگونه که همه عبادات تشریع شده و همه نباید های بازداشته شده برای رسیدن به مقام قرب و عبودیت است، تهذیب و سربرتافتن از پذیرش رذایل و پذیرفتن اخلاق آکنده به فضیلت نیز، از همین هدف و غایت برخوردار است. از همین رو، به نظر می رسد که واصلان به مقام لقا، تهذیب و آراستگی اخلاقی را از مقدمات و منزلگاهها به شمار می آورند.
آنها می گویند که شمار منازل وصول به قرب، پنج منزل است:
توبه، یقظه، تخلیه، تحلیه و تجلیه.
مقصود آنها از توبه، بازگشت از تقصیرات و قصورات و برون فکنی از گناهان و خطاها و ناله و زاری به درگاه خداوند متعال و احساس پشیمانی و شرم و اعتراف به این حقیقت است که شخص توبه کننده، انسانی است کاملاً فقیر و اینکه در عرصه وجود، چیزی جز خدا، تأثیری ندارد و این چنین است که سیئات به حسنات بدل می شود.
خداوند متعال می فرماید:
«الا من تاب و آمن و عمل صالحا فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات.»
مگر آن کسان که توبه کنند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند، خدا گناهانشان را به نیکی ها بدل می کند.
مقصود آنها از یقظه، همان بیداری و هوشیاری و التزام به ظواهر شرع، اعم از واجبات و مستحبات و پرهیز از محرمات است. خداوند سبحان می فرماید:
«من عمل صالحاً من ذکرِ أو انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبهً و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون»
هر زن و مردی که کاری نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد، زندگی خوش و پاکیزه ای بدو خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان عطا خواهیم کرد.
مقصود آنها از تخلیه، همان زدودن رذیلت ها از نفس است. خداوند می فرماید:
« قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها»
هر که در پاکی نفس کوشید، رستگار شد، و هر که در پلیدی اش فرو پوشید، نومید گردید.
مقصود از تجلیه، همان پیراستگی اخلاقی و آراستگی به فضیلت ها و رسیدن به مقام آرامش و اطمینان است. خداوند متعال می فرماید: 
« الا انَّ اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» 
هان، همانا اولیای خدا را نه هراسی است و نه غمگین می شوند.
مقصود از تجلیه، نورانی کردن قلب با پرتو شناخت و معرفت است. خداوند می فرماید: 
« او من کان میتاً فاحییناه و جعلنا له نوراً یمشی به فی النّاس کمن مثله فی الظّلمات لیس بخارجٍ منها»
آیا آن کس که مرده بود و ما زنده اش ساختیم و نوری فرا راهش داشتیم تا بدان در میان مردم راه خود را بیابد، همانند کسی است که به تاریکی گرفتار است و راه بیرون شدن را نمی داند؟
آنها می گویند پیمودن این منزلگاهها، سالک را به مقام لقا- با مراتبی که دارد- می رساند. 
خداوند متعال می فرماید:
« فمن کان یرجو لقاء ربّه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربّه احداً »
هر کس، دیدار پروردگار خویش را امید می بندد، باید کرداری شایسته داشته باشد و در پرستش پروردگارش، هیچ کس را شریک نسازد.
و مقصود آنها از لقا و مراتب آن، چیزی نیست مگر مقام قرب و عبودیت و حکومت خداوند تبارک و تعالی بر قلب.
 
آموزه های اخلاقی در نهج البلاغه 
صدقه
یکی از مستحبات ارزشمند، صدقه است. 
در فضیلت صدقه همین بس که: «جامع فضایل دنیویه و اخرویه است. از ساعت اولِ دادن آن، با انسان همراه است و دفع بلیات می کند تا آخر امر در قیامت و سایر مراحل که انسان را به بهشت و جوار حق برساند».
آثار شگفت و مهم این کردار ارزشمند چنان است که مؤمن خردمند، با هیچ بهانه ای از آن غفلت نمی کند، حتی به بهانه فقر و ناداری. چنین است که پروردگار ما دستور داده است:
وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمّا أتاهُ اللّهُ لا یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاّ ما اَتاها سَیَجْعَلُ اللّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا. (طلاق: 7)
هر کس که روزی او تنگ باشد، باید از همان اندازه هم که خدا به او داده است، انفاق کند. خداوند هیچ کس را بیش از آنچه به او داده است، مکلف نمی کند و پس از هر سختی، آسانی قرار می دهد.
باید دانست که صدقه، نه تنها موجب ناداری و نیازمندی نخواهد شد، که رمز گشایش درب رحمت الهی است. 
سرور زاهدان و مهتر نیکوکاران، امیرالمؤمنین علی} می فرماید: «اِسْتَنزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ؛ روزی را با دادن صدقه فرود آورید.» 
همچنین آن بزرگوار می فرماید: «سُوسُوا ایمانَکُم بِالصَّدَقَةِ؛ ایمان خود را با صدقه نگاه دارید.» و خداوند، کریم تر از آن است که از انفاق بندگان، بدون پاداش بی شمار گذر کند.
پیام متن: 
صدقه دادن، بهترین مستحب، سبب گشایش درهای رحمت الهی و نگه دارنده ایمان آدمی است.
 
گناه گریزی
گرچه می توان گناهان را در مقایسه با یکدیگر و از نظر پی آمدهای شوم آنها در این جهان و آن سرا به صغیره و کبیره تقسیم کرد، ولی گناه، گناه است و قبح کوچک و بزرگ آن یکسان. اگر آدم گنه کار اندکی به این بیندیشد که از چه کسی نافرمانی می کند، دیگر هیچ معصیتی را صغیره نمی بیند.
گستاخی در برابر بزرگ، هرچه باشد، بزرگ و نابخشودنی است.
باید بدانیم که در محضر بزرگی هستیم که حتی نمی توان از بزرگی او سخن گفت. پس چگونه می توان در حریم و پیشگاه او جسارت کرد و به گناه آلوده شد. چگونه حرمت سلاطین و بزرگان دنیوی را پاس می داریم، ولی در پیشگاه خالق متعال، خود را به زشتی گناه می آلاییم.
 آیا اگر دارای خردلی حیا باشی، نباید از خجلت آب شوی و به زمین فرو بروی.
بدتر از این حال این است که کسی منکر زشتی گناه شود و آن را کوچک بشمارد. 
امیرالمؤمنین (ع)  نیز به این امر چنین هشدار می دهد:
اَشَدُّ الذُّنوبِ مَا استَخَفَّ بِهِ صاحِبُه.
سخت ترین گناهان، گناهی است که گناهکار، آن را کوچک و ناچیز شمارد.
پیام متن: 
هرگونه گناهی، چون در پیشگاه خداوند انجام می شود، بزرگ و نکوهیده است و باید آن را ترک کرد.
 
مال اندوزی
انسان ناگزیر است برای اداره امور زندگی خود به کار و تلاش بپردازد، ولی باید در نظر داشته باشد که جمع آوری مال، تنها به اندازه نیازش باشد و نه به هدف طمع ورزی. برخی چنان در اندیشه ثروت اندوزی اند که تنها با صدای افتادن در چاه دوزخ به خود می آیند. خداوند در آیات قرآنی، به این مهم چنین اشاره می کند:
الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ، یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ، کَلاّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ، وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَةُ. (همزه: 2 ـ 5)
کسی که مالی گرد آورْد و بر شمرد، می پندارد که مالش او را جاوید کرده، حال آنکه این طور نیست و در آتش خرد کننده فروافکنده خواهد شد.
 
 امیرالمؤمنین(ع)  در این باره می فرماید:
اِنَّ اَعْظمَ الحَسَراتِ یَومَ القیامَةِ حسرةُ رَجُلٍ کَسَبَ مالاً فی غیرِ طاعَةِ اللّه فَوَرِثَهُ رَجُلٌ فَأَنفَقَهُ فی طاعَةِ اللّه سبحانه فَدَخَلَ به الجَنَّةَ و دَخَلَ الاوَّلُ بِه النّار.
بزرگ ترین دریغ ها در روز رستاخیز، دریغ مردی است که مالی را جز از راه طاعت خدا به دست آورْد، سپس مردی آن را به ارث برْد و در طاعت خدای سبحان انفاق کرد. او بدان انفاق به بهشت رفت و آن اولی راه دوزخ سپرد.
همچنین امیرالمؤمنین (ع)  به کسانی که در پی مال اندوزی هستند، فرمود:
یا ابنَ آدَمَ! ما کَسَبتَ فَوقَ قُوَّتِکَ فَاَنْتَ فیه خازِنٌ لِغَیْرِکَ.
پسر آدم! در آنچه بیش از خوراک روزانه ات کسب کردی، در حقیقت انباردار دیگری شده ای.
پیام متن: 
استفاده کردن به اندازه از مال و متاع دنیا، پسندیده و اندوختن بیش از نیاز، وبال آدمی و انبارداری برای دیگران است.
 
گره گشایی
گشودن گره از کار گرفتاران از برترین لذت های معنوی است. نشاندن نشاط و شادی در دل انسان ها و زدودن رنج و مشقت از چهره دردمندان، بسیار سرور آفرین است. عارفان بر این باورند که راه انس با خدا، احسان به خلق است. اگر کسی بخواهد حال دعا داشته باشد و از ذکر و مناجات با خدا لذت ببرد، باید برای خدا، در خدمت خلق خدا باشد. شیخ رجب علی خیاط از عارفان معاصر سفارش می کند: «اگر می خواهی به حقیقت توحید راه پیدا کنی، به خلق خدا احسان کن.» 
همچنین در سخنی دیگر می گوید: «آنچه پس از انجام فرایض، حال بندگی خدا را در انسان ایجاد می کند، نیکی به مردم است».
امیرالمؤمنین علی (ع) در حدیثی بسیار نعز می فرماید:
همانا خدا را بندگانی است که به آنان نعمت های ویژه ای می دهد تا به سود مردمان به کار گیرند. پس تا هنگامی که از آن ببخشند، نعمت ها را در دست آنان وامی نهد و چون از بخشش باز ایستند، نعمت ها را از ایشان بستاند و دیگران را بدان مخصوص کند.
این نیز کلام خدمتگزار گمنام کوفه در شب های تار است که به جابر فرمود:
آن که نعمت خدا بر او بسیار بود، نیاز مردمان به او بسیار بوَد. پس هر که در آن نعمت ها برای خدا کار کند، خدا نعمت ها را برای وی پایدار کند و آن که آن را چنان که واجب است به مصرف نرساند، نعمت او را ببرد و نیست گرداند.
پیام متن: 
1. خدمت رسانی به مردم و گره گشایی از کار آنان، از برترین و لذت بخش ترین اعمال است.
2. خدمت به خلق خدا، راه قرب به خداوند را هموار می سازد.
3. صرف نعمت های الهی در راه بندگان خدا، یکی از عوامل پایداری نعمت هاست.
 
عذرخواهی
عذرخواهی و پوزش طلبی پس از ارتکاب لغزش، از زیباترین کردارها و نشانه کمال آدمی است. به 
خطاکاری که درخواست بخشش نمی کند، حتی از اینکه به زشتی کار خود هم پی ببرد، ناتوان است و شگفت اینکه این گردن فرازی را هم بزرگی و کمال می پندارد. خداوند، افراد خیال زده و فخرفروش را دوست ندارد: «اِنَّ اللّه َ لا یُحِبُّ مَن کانَ مُختالاً فَخوراً.» (نساء: 36) 
هرچند عذرخواهی از بندگان خدا پسندیده و لازم است، در پیشگاه آفریدگار هستی که بی شک همه در برابر او قاصر و مقصریم، زیبایی و شکوه دیگری دارد. 
خداوند در کلام وحی خویش به ما دستور می دهد: 
وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتاعًا حَسَنًا. (هود: 3)
 
تاب آيين زندگي( اخلاق کاربردی علوم انسانی)
نوشته احمد حسین شریفی

   |    :   اخلاقی

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2497
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )