مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:56:05
طلوع آفتاب: 06:26:44
اذان ظهر: 13:07:59
غروب آفتاب: 19:49:14
اذان مغرب: 20:08:11
نیمه شب: 00:22:40
حدیث روز
  • امام صادق علیه السلام
  • قالَ اللَّهُ تباركَ وتعالى: ما تَحبَّبَ إليَّ عبدي بأحَبَّ مِمّا افْتَرَضتُ علَيهِ؛
  • الكافي: ج 2، ص 82، ح 5 ميزان الحكمة: ج 1، ص 503
Print

اخلاق خوش را فراموش نکنیم!

«خوش خلقی» به معنای معاشرت نیکو و برخورد نیک با دیگران می باشد. این صفت ارزنده، یکی ازبهترین عوامل پیشرفت برای فرد و جامعه است که سبب گرمی و صفا و محبت میان انسان ها شده و روح شخص و کسانی که با او معاشرت دارند را آرامش می بخشد.

«خوش خلقی» به معنای معاشرت نيكو و برخورد نيك با ديگران می باشد. اين صفت ارزنده، يكی ازبهترين عوامل پيشرفت برای فرد و جامعه است كه سبب گرمی و صفا و محبت ميان انسان ها شده و روح شخص و كسانی كه با او معاشرت دارند را آرامش می بخشد. خداوند در قرآن مجيد، سوره مباركه قلم آيه چهار می فرمايد: انك لعلی خلق عظيم ( يا رسول الله! دارای خُلق بزرگی هستی).  

و به ما مسلمانان نيز در سوره مباركه احزاب، آيه ی بیست و یک دستور می دهد كه: «و لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة» (همانا پيامبر، برای شما الگويی زيباست).  
از اين دو آيه نتيجه می گيريم كه ما بايد دارای خلق و خوی بزرگ و زيبا باشيم. پيامبر اكرم(صلی الله عليه و اله) فرمودند: جبرئيل از جانب پروردگار عالميان بر من نازل شد و گفت: ای محمد! برتو باد به خوش خلقی كه خير دنيا و آخرت رابه پايان برده.

سپس حضرت رسول(صلی الله عليه و اله) فرمودند: «الا و ان اشبهكم بی احسنكم خلقاً»(1) 
بدانيد! شبيه ترين مردم به من كسی است كه از همه خوش اخلاق تر باشد. 
امام صادق(عليه السلام) فرمودند: ان حسن الخلق يبلغ بصاحبه درجة الصائم القائم.( اصول كافی) خوش خلقی صاحب خود را به درجه كسی كه روزها و شب ها به عبادت مشغول است می رساند و فرمودند: ان حسن الخلق يذيب الخطيئة كما تذيب الشمس الجليد.(2) اخلاق خوب، گناه را ذوب می كند همچنان كه خورشيد يخ را آب می كند. 
پيامبر گرامی فرمود: الخلق الحسن نصف الدين (خوش خلقی نيمی ازدين است.)(3) و حضرت علی(عليه السلام) فرمودند: عنوان صحيفة المؤمن حسن خلقه(سرلوحه نامه عمل مؤمن خوش خلقی اوست.)(4)  

خوش خلقی به چيست؟ 
از امام صادق(عليه السلام) سؤال شد اندازه چيست؟! حضرت فرمودند: «تلين جانبك و تطيب كلامك و تلقي اخاك ببشر حسن» ملايم و فروتن باشی و سخن خود را پاكيزه كنی و با برادرت با روی زيبا و گشاده ملاقات كنی.(5) 
برای رسيدن به اين صفت الهی، بايد به فضيلت اين صفت پسنديده همچنـان كه ذكر شد توجه كرد و سپس به ضررهای بد اخلاقی از نظر روحی توجه كرد كه چگونه انسان را در ميان مردم مورد تنفر قرار می دهد و روح آدمی را ناآرام و متشنج كرده و آدمی را از نعمت محبت و انس با ديگران و لذت بردن از دوستان و از زندگی محروم می كند و بدتر از همه در پيشگاه الهی خوار و اعمال او نيز كم ارزش می شود. سپس دائماً بايد مراقب سخنان و رفتار خود بوده تا مبادا به تندی گرايش يابد و يكی از بهترين راه های خوش خلقی، تبسم نمـودن همراه با اظهار محبت و سلام و احوال پرسی صميمی كردن است. اين كارها به هيچ وجه سخت و يا دارای هزينه مالی نيست ولی به شدت موجب محبت و صفا و شيرينی زندگی و رضايت خداوند می شود و كسی كه بتواند خشم خود را كنترل كند تا حد بسياری از نعمت خوش خلقی بهره مند خواهد شد. 

نكوهش بد اخلاقی 
پيامبر گرامی اسلام(صلی الله عليه و اله) فرمودند: بد اخلاقی، اعمال نيك را از بين می برد همچنان كه سركه عسل را فاسد می كند و به آن حضرت خبر رسيد زنی است كه روزها و شب ها را به عبادت مشغول است ولی بداخلاق است و با زبان خـود همسايگان را آزار می دهد حضرت فرمودند: در او خبری نيست او از اهل جهنم است. (6) (سـوء الخلق يفسد العمل كما يفسد الخل العسل). 

سيمای خوش خلقی 
خلق خوش محمدی (صلی الله عليه و آله) 
  • روزی پيامبر اكرم(صلی الله عليه و آله) در مسجد نشسته بودند كه خدمت كار يكی از انصار وارد شد و گوشه لباس حضرت را كشيد! پيامبر اكرم(صلی الله عليه و اله) به خاطر او از جای برخاستند(تا اگر كاری دارد) بگويد اما او چيزی نگفت پيامبراكرم(صلی الله عليه و اله) نيز چيزی نفرمودند(و اعتراض ننمودند) برای بار دوم و سوم نيز اين كار تكرار شد، در دفعه چهارم كه پيامبر به خاطر آن زن از جای برخاست، آن زن از حاشيه لباس حضرت رشته ای جدا كرد و برگشت! مردم كه از حركات او آشفته شده بودند به او گفتند: خدا به تو چنين و چنان كند، سه مرتبه پيامبر را معطل كردی و چيزی نگفتی و حضرت نيز به تو چيزی نگفت تو با پيامبر چه كار داری؟ زن گفت: در خانه ی ما بيماری است و خانواده‌ام مرا فرستادند تا از حاشيه لباس حضرت رشته ای برای شفا برگيرم. هر بار كه خواستم اقدام كنم، حضرت از جای بر می خواست و من خجالت می كشيدم در مقابل ديد حضرت آن را جدا كنم و از طرفی نيز مايل نبودم كه از حضرت درخواست كنم، اين بود كه خــودم(در دفعه چهارم) آن را برگرفتم.(اصول كافی، تأليف ثقة الاسلام كلينی، متوفی سی صد و بیست و نه هجری)                                                                                                                                                                                                                                 
  • خواجه نصيرالدين طوسی از بزرگان تاريخ علم و ادب و فرزانه روزگار است. او در فلسفه و كلام و رياضی و علم هيئت و ساير علوم رايج زمان سرآمد روزگار بود. روزی شخصی به اونامه ای نوشت و در ضمن نامه به وی جسارت كرده نوشته بود: ای سگ! پسر سگ! ايـن عالم بزرگوار با كمال آرامش و اخلاق نيكو در پاسخ وی نوشت: اما اين كه گفتی ای سگ! پسر سگ، درست نيست، زيرا سگ چهار پاست و پارس می كند و ناخن های بلند دارد ولی من قامت كشيده دارم، پوست بدنم پوشيده از(مو نيست) و ناخن هايم نيز پهن است نه بلند، قوه عقل و خنده دارم(كه سگ ندارد) اين مشخصات غير از آن هاست(كه در سگ است) و سپس ساير سخنان وی را نيز با همين منطق و اخلاق نيكو بدون اينكه سخن ناهنجاری بگويد پاسخ گفت!                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                              
  • يك مسيحی به امام پنجم حضرت باقر(عليه السلام) جسارت كرد و گفت: تو بقر هستی!(بقر يعنی گاو) حضرت فرمودند: من باقر(شكافنده علوم) هستم، او ادامه داد كه تو پسر زن آشپز هستی! حضرت فرمودند: طباخی كار اوست(و عاری نيست)! او گفت: تو پسر زن سياه پوست بد دهن هستی! حضرت فرمودند: اگر راست می گويی، خداوند او را ببخشد و اگر دروغ می گويی، خداوند تو را بيامرزد. 
آری! اين است اخلاق خوش اهل بيت(عليهم السلام) با اين كه مرد نصرانی دروغ، بلكه بهتان می زد چرا كه مادر حضرت باقر(عليه السلام) دختر امام مجتبی(عليه السلام) است كه امام صادق(عليه السلام) فرمودند: او صديقه ای بود كه در خانواده امام مجتبی(عليه السلام) مانند او نيامده است ولی حضرت چنان برخورد زيبا و نيكو با او نشان داد كه نصرانی با ديدن اين اخلاق نيكو مسلمان شد.(7) 
  •  پيامبر اكرم(صلی الله عليه و اله) از راهی عبور می كردند كه ناگاه، مرد خشنی نزد حضرت آمد و لباس حضرت را گرفت و محكم كشيد يكی از همراهان حضرت می گويد: به گردن پيامبر نگاه كردم ديدم كه آن لباس كه ضخیم هم بود، بر اثر شدت كشيدن بر روی گردن ايشان اثر گذارده است آن مرد صدا زد: ای محمد! از مال خدا كه نزد توست چيزی به من بده! حضرت در حالی كه تبسمي بر لب داشتته، به او توجه نموده و فرمودند تا عطايی به او بدهند.(8) 
و اين چنين بود كه اخلاق پيامبر اكرم(صلی الله عليه و اله) همانند معجزه او مردم را به اسلام دعوت می كرد و دين او بردل ها حكومت نمود وجهان را تحت تأثيرقرار داد. 
 
پی نوشت ها:
  • بحارالانوار، ج 68 ، ص 387.
  • بحارالانوار، ج 68، ص 395 و 385
  • بحارالانوار، ج 68 ، ص 385
  • بحارالانوار، ج 68، ص 393
  • بحارالانوار، ج 68، ص 389
  • بحارالانوار، ج 68 ، ص 395
  • فوائدالرضويه، ص 609
  • لئالی الاخبار، ج 2، ص 150


 
شنبه 25 دى 1395
بازدیدها 813
دیدگاه ها 0
امتیاز 2.8 از 5
شناسنامه خبر:
کد مطلب: 423


ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران: