مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:03:25
طلوع آفتاب: 05:49:59
اذان ظهر: 13:07:03
غروب آفتاب: 20:24:07
اذان مغرب: 20:45:18
نیمه شب: 00:13:46
حدیث روز
  • امام حسین علیه السلام
  • مَن طَلَبَ رِضَی الناسِ بِسَخَطَ اللهِ وَکَّلَهُ اللهُ إلی الناسِ؛
  •  
  • بحارالانوار، ج78، ص126
امام شناسی (مقایسه ماجرای غدیر با داستان حضرت آدم)
امام شناسی (مقایسه ماجرای غدیر با داستان حضرت آدم)
مقایسه ماجرای غدير با داستان حضرت آدم

امام رضا (ع)  فرمود: مثال كسانى كه ولايت أمیرالمومنین(ع) را در روز غدیر پذيرفتند، مانند فرشتگانی است كه آدم را سجده كردند، و مثال كسانى كه ولايت أمیرالمومنین (ع) را در روز غدیر قبول نكردند مانند إبلیس است،

 
يك موضوع بسیار جالب و زیبا كه انسان در خطبه‌ غديريه با آن مواجه می‌شود موضوع سجده‌ آدم} و شباهت این موضوع با مسئله‌ غدیر می‌باشد.(1) 
در ابتدای خلقت، پس از اینکه خداوند آدم را خلق می‌کند، از تمامی ملائک می‌خواهد تا بر آدمسجده نمایند. در روز غدیر خم ما دوباره شاهد چنین ماجرایی هستیم. رسول‌الله, دست‌های امیرالمؤمنین(ع) را بالا برده و ایشان را به عنوان ولی معرفی می‌کنند و سپس از همگان می‌خواهند که با ایشان بیعت نمایند. 
مقایسه‌ این دو ماجرا در نوع تفکر انسان و منظر او نسبت به ماجرای غدیر، بسیار اثر گذار است. گویا انسان با موضوع جدیدی آشنا شده و ثمرات بسیاری از این نوع نگاه، عاید انسان خواهد گردید. برای درک بیشتر این مطلب خوب است کمی دقیق‌تر به ماجرای آدم بپردازیم.
 
 بهشت اول
مقايسة سجده بر آدم ع با ماجراي غدير
در موضوع آدم(ع)، ماجرا به این صورت است که برای خلق آدم(ع) خداوند مدتها او را پرداخت می‌کند و آماده می‌سازد و خلق می‌نماید و فضایلی به او عطا می‌کند. سپس اين فضايل را در پيشگاه ملائك قرار داده و به رُخ ایشان و اهل آسمان‌ها مي‌كشاند. آنگاه به ایشان مي‌فرمايد: «اکنون همگی بر آدم سجده نمایید».
در ماجراي غدير خم نیز چیزی شبیه به این ماجرا واقع می‌شود و صحیح‌تر این است که گفته شود این ماجرا اصل بوده و در زمان خلقت آدم} نیز ماجرایی شبیه به این ماجرا واقع گردید. در آنجا نیز خداوند ابتدا اميرالمؤمنين}را خلق مي‌كند و سپس توسط رسول الله, ايشان را رشد مي‌دهد و بزرگ مي‌كند. فضايل مختلف را در وجود ايشان قرار می‌دهد و رسول الله,  به این فضایل اقرار مي‌كنند.2 کتب بسیار زیادی وجود دارد که دلالت بر این موضوع می‌کند. کتبی که در آن فضایل امیر درج گردیده و عنوان اینگونه کتب، «آیات الفضائل» است.3 بسياری از دانشمندان در اين زمينه قلم زده‌اند. از جمله مرحوم سیدهاشم بحرانی که در این زمینه چند سري كتاب دارند. 
به هرحال پس از اینکه رسول الله, یکبار دیگر در غدیر خم، فضایل امیرالمؤمنین(ع) را بر می‌شمارد و به آن اقرار می‌نماید و تصدیق می‌کند، از همگان می‌خواهد با ایشان بیعت کنند. اگر بخواهیم دقیق‌تر صحبت کنیم، باید بگوییم: فضايل زيادي را خداوند درباره اميرالمؤمنين} مطرح مي‌كند. فضائل زيادي را رسول الله, درباره ايشان تصديق مي‌كنند و شهادت مي‌دهند. در روز غدير خم، خدا اصرار دارد كه «يا رسول الله,! بگو همه تسليم ايشان بشوند! همه مطيع ايشان بشوند»!4
 در واقع باید گفت که فاعل اصلي در ماجراي سجده بر آدم(ع) و غدير خم، يكی است و آن فاعل، خودِ الله است. این خداست که در هر دو جا اصرار دارد. 
در ماجرای آدم(ع) خدا اصرار بر سجده دارد و در غدير خم، خدا اصرار بر بيعت دارد و به هیچ عنوان به كمتر از بيعت راضي نمي‌شود.5
نکته عجيب و جالب این است که بر طبق تاریخ، رسول الله, بعد از ایراد خطبه و بیان سخنانشان، سه شبانه روز در غدير خم توقف مي‌كنند تا همه بيايند و با امیرالمؤمنین(ع) بيعت كنند. ایشان در آن روز می‌فرمایند:«هر تازه واردی كه حضور دارد را بياوريد! بگوييد بيايد بيعت كند!» و در این موضوع تفاوتی میان زن و مرد وجود نداشت. چه زن و چه مرد؛ همه بايد بيعت مي‌كردند.
انسان از خود می‌پرسد که ماجرا چيست؟ به یاد ماجرای آدم(ع) می‌افتد. درماجراي سجده بر آدم(ع) وقتي كه ابليس سجده نمي‌كند، خداوند به شدت از این رفتار او ناراحت می‌شود و مي‌فرمايد: « قالَ يا إِبْليسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالين‌!؟ ای ابلیس! چه شده است كه امر مرا اجابت نکردی و بر آنچه من با دست خویش پرداخت نمودم، سجده نكردي!؟» در آنجا خداوند ابلیس را توبیخ می‌کند. یعنی همان کسی که طغیان نموده و امر پروردگار را اطاعت ننموده است. سپس کسانی را که به او می‌پیوندند نیز توبیخ می‌کند. 
 
در ماجرای غدیر خم نیز این موضوع واقع می‌شود. در آنجا نیز افرادی وجود دارند که طغیان می‌کنند و زیر بار نمی‌روند. افرادی نیز وجود دارند که علیرغم اینکه به ظاهر حرف‌شنوی دارند و بیعت می‌کنند، ولی اندک زمانی  بعد، بیعت خویش می‌شکنند و طغیانگری می‌کنند.
در ماجراي سجده بر آدم(ع) شاید این مطلب برای انسان ایجاد سئوال کند که «چرا خداوند یك موجود جدید را خلق می‌کند و از دیگر موجودات می‌خواهد که بر او سجده کنند؟!». برای پاسخ به این سئوال روشی را در پیش می‌گیریم. بر اساس این روش می‌گوییم: یک ماجرایی پیش آمده، خوب است این ماجرا را دنبال کنیم تا ببینیم اصل مطلب چیست؟ به عنوان مثال تصور کنید که میان دو نفر دعوا و نزاعی درگرفته است. 
برای اینکه متوجه شویم که اصل ماجرا چه بوده و دعوا بر سر چه چیزی است و در این دعوا حق با چه کسی است، باید همراه شویم و آن دعوا را نظاره نموده و پیگیری کنیم تا در خلال این پیگیری معلوم شود که اصل ماجرا چیست و حق با کیست؟ به نظر می‌رسد که این روش، روش جالب و مثمر ثمری باشد. 
اکنون می‌خواهیم برای آشکار شدن این ماجرا و مشخص شدن اینکه چرا باید بر آدم(ع) سجده می‌شد و چرا ابلیس لع از این فرمان سرپیچی نمود و سجده نکرد، این ماجرا و نزاع را پیگیری کنیم. 
برای این منظور به سوره‌ اعراف مراجعه می‌کنیم. در آیه 11 ماجرا شروع می‌شود و خداوند پس از اشاره به خلقت آدم، مي‌فرمايد: به آدم(ع) سجده كنيد. ابليس از این کار اِبا ورزیده و مي‌گويد: من سجده نمي‌كنم. خداوند علت را جویا می‌شود و می‌فرماید: ای ابليس چه چیز مانع سجده‌ تو گردیده است؟ ابلیس در پاسخ مي‌گويد: «خَلَقْتَني مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ»، تو مرا از آتش آفريدي و او را از خاك آفریدی، لذا دلیلی ندارد بر او سجده کنم و اساساً براي چه باید بر او سجده كنم؟! انسان عاقل با شنیدن این کلام مي‌گويد: «اين موضوع نمی‌تواند علّت دعوا باشد! باید بیشتر بایستم، تا برای من مشخص شود که علت این نزاع چيست!». 
به هرحال گفتگو بالا می‌گیرد تا اینکه خدا در آیه‌ 16 سوره‌ اعراف ماجرا را آشکار می‌سازد و موضوع اصلی را از زبان ابلیس، برملا می‌سازد. در این آیه ابليس مي‌گويد: «خدایا تو سر من كلاه گذاشتی؟ اشکالی ندارد، من هم مي‌دانم چكار كنم. من با صراط المستقيم تو دشمني مي‌كنم.‌ صبر كن! خواهی دید». جالب است! خداوند به ابلیس می‌گوید به آدم(ع) سجده کن، ابلیس به صراط المستقیم می پردازد و می‌گوید: «من بر صراط مستقیم تو می‌نشینم و آنجا را در قبضه‌ خود در می‌آورم و تا آنجا که توان داشته باشم، نمی‌گذارم کسی از آنجا به سلامت عبور کند».
 انسان عاقل با خود می‌گوید: «پس اصل دعوا بر سر صراط المستقیم است و اینکه ابلیس نمی‌خواهد که صراط المستقیم وجود داشته باشد و یا آنجا را برای خود و تحت فرمان خود می‌خواهد». 
نکته‌ی جالب‌تر این است که در غدير خم نیز دعوا بر سر صراط المستقيم است. جدیّت خدا به خاطر صراط المستقيم است. دعواي دشمن هم بخاطر صراط المستقيم است. گویا تمام این نزاع بر سر صراط المستقيم است. تفاوت این دو ماجرا این است که در ماجرای حضرت آدم}، خداوند نور صراط- یعنی امیرالمؤمنین(ع)- را در صلب آدم (ع) قرار داد و سپس امر نمود که بر آدم(ع) سجده کنند،6
اما در ماجرای غدیر خم، خداوند خودِ صراط را در قالب وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) در عمق عالم تجسم داد و سپس از دیگران خواست تا با ایشان بیعت کنند. 
در عالم برزخ، مفاهیم دارای تصویر هستند و مفهوم تسلیم بودن و انقیاد در برزخ به صورت سجده تصویر می‌گردد. یعنی سجده ملائک در برزخ به معنای تسلیم و انقیاد است و نباید گمان نمود که ایشان مانند اهالی دنیا به سجده رفته باشند. بیعت افراد در روز غدیر خم نیز، در واقع معنا و مفهوم همان سجده را دارد. 
در حقیقت خداوند در این دو ماجرا، یک مفهوم واحد را از افراد طلب می‌کند و آن مفهوم، تسلیم بودن و منقاد بودن است. این مفهوم در ماجرای آدم(ع)و در میان ملائک به صورت «سجده» و در روز غدیر و میان انسان‌ها به صورت بیعت تصویر می‌گردد. در ماجرای آدم(ع)  به دنبال سجده‌ ملائک، قرار بود ایشان   فرمانبردار و مطیع آدم(ع) باشند، یعنی در مقابل ایشان سر تسليم وتعظيم فرود بياورند  و فضيلت ‌آد(ع) را قبول كنند و حرف ایشان را گوش كنند. 
در ماجرای غدیر نیز همین مفهوم مدّ نظر خداوند است، یعنی خدا از مردم می‌خواهد که سر تسلیم در مقابل امیرالمؤمنین(ع) فرود آورند و با قبول فضائل ایشان، حرف ایشان را گوش داده و مطیع باشند.
رسول الله, به صورت‌هاي مختلف این مطلب را توضيح مي‌دهند و چنین می‌فرمایند: «همه‌ شما با ايشان بيعت كنيد! ايشان وليِّ شماست! همگی مطيع ایشان باشيد! كسي از حرف ايشان تخلف نكند! ايشان و فرزندان ایشان، الي الابد وليِّ شما و امام در میان شما هستند و این موضوع ادامه خواهد داشت تا ایشان در قيامت و بر لب حوض كوثر، به من بپيوندند».
همان‌گونه که بیان گردید، مشاهده می‌کنیم كه خداوند در آيه 16 سوره اعراف، اصل مطلب را از زبان ابليس لع مطرح مي‌كند. در واقع درد ابلیس لع، مطرح شدنِ صراط المستقیم است و او با این رفتار خویش می‌خواهد به خداوند بگوید: «من دست بردار نیستم، تو مي‌خواهي بوسيله‌ ماجراي آدم، صراط المستقيم خود را مطرح كني؟ من همه‌ آنها را از صراط منحرف مي‌كنم! از جلو و عقب و راست و چپ مي‌آيم و ایشان را احاطه مي‌كنم! نمي‌گذارم كه ايشان درست رفتار كنند. همه چيز به آنها مي‌گويم! ایشان را به سوی هر كاري مي‌كشانم، تا به ولايت و به صراط المستقيم كشيده نشوند».
بسیار جالب است! دعواي اوّل یعنی دعواي مطرح شده در ماجراي آدم(ع) اين بود، در ماجراي غدير خم نیز همين دعوا مطرح است. اگر انسان اين دو ماجرا را با هم مقايسه كند و به يك سري دیگر از مطالب و جزئيات این ماجرا بپردازد، نکات جالب و زیبایی از موضوع ولایت را درمی‌یابد و از همه مهمتر اینکه، به این بهانه وارد فضای ولایت امیرالمؤمنین(ع) می‌شود و قطعاً از این فضا اثر می‌گیرد. 
با این رفتار، انسان عملاً به ذکر ولایت امیرالمؤمنین} پرداخته و قطعاً این رفتار او باعث می‌گردد تا انسان تزکیه ‌شود.
   بهشت دوم
مقايسة وجوه مشترک دیگر
اکنون می‌خواهیم در راستای مقایسه‌ ماجرای سجده بر آدم(ع) و غدیر خم، به وجوه دیگری اشاره کنیم و دلايلي بیاوريم كه دلالت بر این داشته باشد که اين دو ماجرا بسيار شبيه یکديگر هستند.
 * در ماجرای آدم (ع) انسان مشاهده می‌کند که خداوند براي سجده‌ ملائک بر آدم(ع)  بسیار جِدّ و جهد دارد و برای اینکار بسیار عزم نشان می‌دهد و این کار در نزد او بسیار اهمیت دارد. 
از طرفی انسان مشاهده می‌کند که شبیه این عزم و جدیّت و بلکه بسیار شدیدتر از آن را خداوند در ماجرای غدیر خم از خود نشان می‌دهد. 
* در ماجرای اول، خداوند آدم(ع) را «خليفه رب» قرار داده و در ماجرای دوم، خداوند اميرالمؤمنين(ع) را «خليفة الله»7 قرار داده است. 
* در ماجرای اول، اگر ولايت آدم(ع) قبول نشود، اگر خلافت ايشان مورد قبول قرار نگيرد، كلّ اين نظام متقني كه توسط خداوند متعال ايجاد شده، ضايع مي‌شود. در ماجراي غدير نیز خداوند مي‌فرمايد: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ......» یعنی «ای رسول ما! اگر اين كار را انجام ندهي، رسالت خود را ابلاغ نکرده‌ای. یعنی كلّ شريعتي را كه آورده‌اي، تمام زحماتي را كه كشيده‌اي، تماماً ناديده گرفته مي‌شود و در واقع انگار اصلاً كاري انجام نداده‌ای.» 
علی ایّ حال باید دانست که در بین این دو ماجرا، آن ماجرایی اصل محسوب می‌شود که مربوط به اهل بیت] باشد و ماجرای دیگر، در جایگاه فرع قرار خواهد گرفت. 
بر این اساس، ماجرای غدير خم افضل از ماجراي سجده بر آدم(ع) است. 
ماجراي سجده بر آدم(ع) آيه‌ای براي غديرخم است. ماكتي از غدير خم است. فرعي برای اصل است.
اگر در ماجراي سجده بر آدم(ع)، «خليفه‌ رب» مطرح است، در غدير خم، «خليفة الله» مطرح است.
اگر در ماجراي سجده بر آدم}، نور اميرالمومنين(ع) در صلب آدم است و حضور اهل بیت[ با این درجه از کیفیت مطرح می‌باشد، در غدير خم، خودِ صراط المستقيم، خودِ اميرالمؤمنين} حضور دارند و ظاهر هستند. 
* در ماجراي آدم} با تعلیم اسماء از جانب خداوند، به ايشان فضايل عطا شد و خداوند با ملائک درباره‌ فضایل آدم} صحبت می‌کند.
در ماجراي اميرالمؤمنين} نیز ماجرا اینگونه بود و از صدر اسلام رسول الله} با مردم در ارتباط با فضايل ايشان صحبت می‌نمودند و نسبت به فضایل ایشان شهادت و گواهي می‌دادند.
* نکته‌ جالب دیگر اینکه علّت خلقت آدم} به استناد آیه‌ «إِنّي جاعِلٌ فِي اْلأَرْضِ خَليفَة»، جريان خلافت بود و علت وجودي اميرالمؤمنين(ع)نیز جريان خلافت است. 
البته باید توجه داشت که در ارتباط با آدم(ع) جريان و جعل «خلافت رب در زمین» مطرح بوده و در ارتباط با اميرالمؤمنين} جريان و جعل «خلافت الهي در زمين» مطرح می‌باشد. 
در ماجرای آدم(ع) نباید تصور کنیم که ایشان از زمانی خلیفه می‌شوند که ملائک بر ایشان سجده می‌کنند، بلکه خداوند از ابتدا قصد دارد در زمین خلیفه‌ای قرار دهد و ایشان از ابتدا به عنوان خلیفه‌ خدا خلق می‌شوند و در مصدر خلافت جای می‌گیرند و این موضوع مربوط به مدتها قبل از آن است که ملائک بر ایشان سجده نمایند.
در غدیر خم نیز ماجرا به همین صورت است، یعنی مولی امیرالمؤمنین(ع) در روز غدیر و به خاطر بیعت مردم، خلیفه نشده‌اند، بلکه ایشان از ابتدا خلیفه بوده‌اند.
اینگونه نبوده که ايشان در ماجراي غدير خم خليفه شده باشند. اساساً خداوند ايشان را به خاطر خلافت، به دنیا و در زمين آوردند و ایشان از مدتها قبل خليفه شده بودند و خلافت ايشان، بارها و بارها توسط رسول الله} به گوش افراد رسیده بود و به مردم اطلاع داده شده بود. 
 (اگر در اینجا تا حدودی به تشبیه این دو ماجرا پرداخته شد، به این دلیل است که امام رضا(ع) در یکی از فرمایشاتشان این باب را باز نموده و سرنخ را به شیعیان داده‌اند.
 ایشان فرموده‌اند: ماجراي غديرخم شبيه به ماجراي سجده بر آدم(ع) می‌باشد و ماجرای كساني كه در غدير خم، ولايت امیرالمؤمنین(ع) را قبول نكردند، مانند ماجراي ابليس لعنت الله عليه است. 
و در نهایت، ذکر این مطلب ضروری است که اگر انسان متوجه این مطلب می‌شود که این دو ماجرا با هم ارتباط دارند و سپس سعی می‌کند به مقایسه‌ آن بپردازد، موضوعی نیست که خودِ انسان بتواند به آن دسترسی پیدا نماید، بلکه فقط با کمک و هدایتِ خداوند و خلفای او یعنی اهل بیت عصمت و طهارت[ مقدور و میّسر خواهد بود. 
و اگر کلام امام رضا(ع) در این ارتباط مطرح نمی‌گردید، هرگز میسر نبود که این موضوع به فهم انسان در آید. الْحَمْدُ لِلَّهِ الّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا الله‌.
............................................................
پی نوشت:
1- عَنِ الرِّضَا } قَالَ: ... وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ غَدِيرِ خُمٍّ كَمَثَلِ الْمَلَائِكَةِ فِي سُجُودِهِمْ لِآدَمَ وَ مَثَلُ مَنْ أَبَى وَلَايَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ الْغَدِيرِ مَثَلُ إِبْلِيسَ وَ فِي هَذَا الْيَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِه الْآيَةُ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ   دِينَكُمْ‌...
إقبال الأعمال (ط - القديمة) ج ‌1  ص 465
 
2- عيون أخبار الرضا}: ج‌1 ص262 ح22
امام رضا} از پدران بزرگوار خود نقل می‌فرماید که رسول الله(ص) فرمودند: خداوند خلقى برتر از من و گرامى‌تر از من ـ نزد خود ـ خلق نفرموده است، حضرت علىّ (ع) فرمودند: من عرض كردم: شما برتر هستيد يا جبرئيل؟ حضرت فرمودند: اى علىّ! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ پيامبران مرسل خود را بر ملائكه مقرّب خود برترى داده است و مرا بر تمام انبياء و مرسلين برترى داده است، و فضيلت، بعد از من براى تو و امامان بعد از تو مى‌باشد
 
3ـ تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة ـ عین العبرة لأحمد بن طاوس ـ شواهد التنزیل
 
4- الإحتجاج (للطبرسي) ج ‌1  ص 60
امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا (ع) از مدینه عازم حجّ بود، در حالى كه تمام شرايع را بجز حجّ و ولايت، به مردم ابلاغ [تفهيم] كرده بود ... رسول‌الله(ص) بالاى آن سنگها ايستادند و پس از ستايش و ثنای خداوند متعال، فرمودند: ... مي‌ستايم الله را ... اى گروه مردم! بدانيد هيچ علمى ‌نيست مگر آنكه خداوند آن را در من‌ احصاء کرده و من همه‌ علمم را در امام المتقین  احصاء كردم. هيچ علمى ‌نيست مگر آنكه آن را به على تعليم دادم و او امام مبین است. 
اى گروه مردم! از على كناره مگيريد و مگريزيد و از ولايت او سرپيچى مكنيد. اوست كه به حق هدايت و به حق عمل مى‌كند و باطل را از ميان مى‌برد و از آن نهى مى‌كند و در راه خدا سرزنش سرزنش‌كننده او را باز نمى‌دارد. 
او نخستين كس است كه به خدا و رسولش ايمان آورده و كسى است كه جان خود را فداى رسول خدا كرده است و او كسى است كه همراه رسول الله بود، زمانی كه هيچ يك از مردان غیر از او با رسول الله خدا را عبادت نمی‌کرد.
 اى مردم! او را برتر بداريد كه خداوند او را برترى داده است و او را بپذيريد كه خداوند او را منصوب کرده است.
 اى گروه مردم! همانا على از سوى خداوند امام است و خداوند هرگز توبه كسى را كه ولايت او را انكار كند نمى‌پذيرد و هرگز او را نمى‌آمرزد و اين بر عهده خداوند است كه نسبت به هر كس كه با فرمانش در مورد علی مخالفت كند چنين رفتار کند و او را به عذاب شدیدی که ابدی و هميشگى است دچار کند. 
پس از مخالفت با او دوری كنيد که به آتشى درافتيد كه آتش‌گيره آن مردمان و سنگهايند و آماده شده است براى كافران!
 
5- الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسي) ج ‌1  ص 65
امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا (ص) از مدینه عازم حجّ بود، در حالى كه تمام شرايع را بجز حجّ و ولايت، به مردم ابلاغ [تفهيم] كرده بود ... رسول‌الله(ص) بالاى آن سنگها ايستادند و پس از ستايش و ثنای خداوند متعال، فرمودند: ... مي‌ستايم الله را ... و من مامورم كه از شما بيعت بگيرم و دست پيمان دهيد كه آنچه را از سوى خداوند عزّ و جلّ درباره على امير المؤمنين و امامان پس از او كه از من و اويند و امامان قائم هستند، آوردم، بپذيريد و مهدى قائم أ از ايشان است كه به حق تا روز قيامت حكم مى‌كند. اى مردم! هر حلالى كه شما را به انجام آن راهنمايى كرده‌ام و هر حرامى‌كه شما را از انجام آن باز داشته‌ام همانگونه است و من هرگز از آن برنمى‌گردم و تبديل نمى‌كنم. اين موضوع را به ياد داشته باشيد و آن را به كسانى كه اينجا حاضر نيستند برسانید و آنان را دعوت كنيد آن را بپذيرند و از مخالفت با آن بازداريد، كه اين امری از سوى خداى عزّ و جلّ و من است. و امر به معروف و نهی از منکری نیست مگر با امام معصوم!
 
6- عيون أخبار الرضا} ج‌1  ص263 ح22
امام رضا(ع)از پدران بزرگوار خود نقل می‌فرماید که رسول الله(ص)  فرمودند: ... سپس، بعد از آن، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ آدم را خلق كرد و ما را در صلب او قرار داد و ملائكه را دستور فرمود تا براى تعظيم و احترام ما به آدم سجده كنند، و سجده آنان در واقع عبادت خداوند بود، و از طرفى بخاطر وجود ما در صلب آدم، اكرام و احترام و اطاعت از او بود ... 
7- الأمالي(للصدوق): ص132 ح8
أمیر المؤمنین} فرمود: ... رسول الله, فرمودند: به راستى على به ولايت از خداوند     عزّوجل امير بر خلق است از بالاى عرش خود آن را منعقد نموده و ملائكه را شاهد و گواه گرفته‌ كه على} خليفه الله و حجت الله و امام مسلمانان است.
 برگرفته از نرم افزار رمز الغدیر
 
   |    :   امام شناسی (مقایسه ماجرای غدیر با داستان حضرت آدم)

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 1988
10/10 (تعداد آرا 1 نفر )