مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:03:25
طلوع آفتاب: 05:49:59
اذان ظهر: 13:07:03
غروب آفتاب: 20:24:07
اذان مغرب: 20:45:18
نیمه شب: 00:13:46
حدیث روز
  • امام حسین علیه السلام
  • مَن طَلَبَ رِضَی الناسِ بِسَخَطَ اللهِ وَکَّلَهُ اللهُ إلی الناسِ؛
  •  
  • بحارالانوار، ج78، ص126
بازگشت کاروان
.
بازگشت كاروان 

مدینه در خاموشی بهت آمیزی فرو رفته بود و پیوسته مترصد بود که بداند بر سر حسین سبط رسول چه آمده؛ حسینی که بر حسب دعوت شیعیانش به کوفه رفته بود. ناگهان منادی ندا داد:
علی بن حسین با عمه ها و خواهرانش آمده اند.
علی بن حسین؟ عمه ها و خواهران؟
پس امام حسین کجاست؟ پس عموها و برادران کجایند؟ پسر عموها چه شدند؟ستارگان زمین که فرزندان زهرا و از دودمان عبدالمطلب بودند، کجا رفتند و برسر آنها چه آمده؟ و کجا؟ وکجا؟
انعکاس این خبر شوم، همه جا را پر کرد، تا به دامنه کوه احد رسید، و از آن جا به بقیع رفت، واز آن جا به مسجد قبا.
خبری بود آرام، ولی جانگداز و جگرخراش، و دیری نپایید که این خبر در میان  ناله های گریه کنندگان و شیون های ضجه زنندگان نابود شد.
در مدینه، بانویی پرده نشین نماند، مگر آن که از پرده بیرون آمد و به نوحه گری و ناله و زاری پرداخت.
زینب دختر عقیل بن ابی طالب، خواهر مسلم، از خانه بیرون شتافت، در حالی که خود را در پیراهن پیچیده بود و همراه او زنان و کنیزکانش بودند، زینب می نالید و می گفت:چه جواب می دهید، اگر پیغمبر از شما بپرسد که بعد از من با فرزندان من و  اهل بیت من چه کردید؟ دسته ای را اسیر کردید و دسته ای را آغشته به خون! 
 
در این وقت، عبدالله جعفر شوهر زینب را می بینیم که در خانه می نشیند وتسلیت دهندگان به حضورش می روند و او را برای شهادت عون و اکبر و محمد و پسرعمویش حسین و بقیه شهدا از فرزندان جعفر و عبدالمطلب تسلیت می گویند.
و می شنویم که غلامی از غلامانش احمقانه  می گوید: این مصیبت را از حسین داریم.
عبدالله خشمگین شده و کفش خود را به سوی غلامش پرتاب کرده می گوید:
ای پسر زن گنده تن! آیا در باره حسین(ع) این سخن را می گویی؟ به خدا، اگر درخدمتش می بودم، دوست می داشتم که از او جدا نشوم تا با او کشته شوم. 
به خدا، آرزوداشتم خودم به جای فرزندانم در راه حسین(ع) جان بازی کنم. چیزی که مصیبت مرا درباره این دو پسر تخفیف می دهد، آن است که آنها در راه برادرم و پسر عمویم کشته شدند و تا آخرین نفس یاری اش کردند.
سپس به مجلسیان رو کرده می‌گوید:
مصیبت حسین(ع) بر من بسیار سخت و ناگوار است، هر چند دو دستم او را یاری نکردند ولی دو فرزندم یاری اش کردند.
مجالس ماتم و سوگواری پایان می پذیرد، ولی سوز دل زنان بیوه شده و داغ دیده پایان ندارد، و   می سوزند و می سازند و هرروز بر سر قبرستان می روند و برای عزیزانی که در کربلا شهید شده اند می نالند و می زارند و نوحه سرایی می کنند، طنین ناله و شیونشان به مدینه می آید و دوست و دشمن بر آنها می‌گرید.
هنگامی که بشیر به مدینه بازگشت و حضرت     ام البنین(س) را ملاقات کرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وی دهد،
ام البنین(س)گفت: رگ قلبم راپاره کردی، بچه ‏هایم و آنچه زیر آسمان است فدای مولایم
ابا عبد الله(ع)، از حسین برایم بگو!
از صاحب ریاض الاحزان نقل شده است که گفت: «ام‏ البنین(س) ، برای امام حسین(ع) عزا به پا کرد. زنان بنی‏هاشم نزد وی جمع شدند و برای حسین (ع) و اهل‏بیتش گریه می‏کردند». 
نقل می کنند که ام البنین(س) به قبرستان بقیع می رفت و برای چهار پسرش: عبدالله، جعفر، عثمان، و عباس گریه می‌کرد و نوحه سرایی می نمود، نوحه ای که سوزناک ترین نوحه سرایی ها بود، مردم گرد این بانو جمع می شدند و به نوحه سرایی اش گوش می دادند؛ حتی مروان حکم -دشمن دودمان ابوطالب - می آمد و به نوحه های ام البنین(س) گوش می داد و گریه می‌کرد.
رباب، همسر امام حسین(ع)، بسیار اندوهگین شد. او به شدت به آن حضرت علاقمند بود و از این رو وفاداری شگفتی از خود نشان داد.
او مدت یک سال پس از امام حسین(ع) زیست و سپس از اندوه درگذشت. او پس از امام حسین(ع) زیر سایه هیچ سقفی قرار نگرفت.
بانوی بانوان زینب(ع) را در مجالس عزا و سوگواری که عبدالله جعفر برای دوفرزندش برپا کرده، نمی بینیم، به گمان ما می رسد که بیدار خوابی و رنج مصیبت و فرسودگی بر او فشار آورده و دراثر ناتوانی به خواب رفته است.
ولی چیزی نمی گذرد، که او را می بینیم از اشک خودداری کرده و درپی انجام کاری شده و چیزی را جست و جو می‌کند.
امروز برای زینب(ع) به جز گریه و زاری، وظیفه دیگری است.
این خون پاک نباید به هدر رود.
و به خدا، این شهدای بزرگ وار، سزاوار نیست که ازصفحه گیتی محو شوند. 
    .........................................................................
   منبع : بانوی کربلا حضرت زینب علیها السلام 
  آیت الله سیدرضا صدر
 

   |    :   بازگشت کاروان

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 1934
10/10 (تعداد آرا 1 نفر )