مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:03:25
طلوع آفتاب: 05:49:59
اذان ظهر: 13:07:03
غروب آفتاب: 20:24:07
اذان مغرب: 20:45:18
نیمه شب: 00:13:46
حدیث روز
  • پيامبر صلى ا لله عليه و آله
  • مَنِ الْتَمَسَ رِضَى اللّه‏ِ بِسَخَطِ النّاسِ رَضىَ اللّه‏ُ عَنْهُ وَ اَرْضى عَنْهُ النّاسَ وَ مَنِ الْتَمَسَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللّه‏ِ سَخِطَ اللّه‏ُ عَلَيْهِ وَ اَسْخَطَ عَلَيْهِ النّاسَ؛
  •  
  • غررالحكم، ح 9076
برگی از تاریخ اسلام(حرکت امام حسین(ع))
.
حركت امام حسين (ع)  از مدينه به سوي مكه معظمه
 
پس از آن كه معاویه  (نخستين خليفه غاصب اموي) در نيمه رجب سال 60 قمري به هلاكت رسيد و فرزندش يزيد، به خلافت دست يافت، وي و درباريان اموي تلاش زيادي به عمل آورده تا از همه مردم بيعت گيرند. آنان، مشكل خاصي در گرفتن بيعت از اهالي شام، مصر، عراق و يمن نداشته و تنها دغدغه خاطرشان از حجاز، به ويژه از شهر مقدس مدينه بود. زيرا در اين شهر بزرگاني چون عبدالله بن عباس، عبدالله بن جعفر، محمد حنفیه، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبير زندگي مي كردند، كه از جهات گوناگون بر يزيد برتري و در رسيدن به مقام حكومت، بر او ترجيح داشتند. 
اما در ميان مخالفان يزيد در مدينه، وجود شخصيت ممتازي چون حضرت امام حسين(ع) همانند خورشيد تابان، تمام ستارگان را بي فروغ مي نمود و به عنوان تنها يادگار جدش حضرت پیامبر اکرم, و جانشين پدربزرگوارش حضرت امیر المؤمنین(ع) و برادر مظلومش امام مجتبی(ع) ، در رسيدن به مقام خلافت و رهبري مسلمانان، شايسته تر از همه بود و نگاه همگان به سوي او معطوف بود. بدين لحاظ، يزيد بيش از همه، از وي واهمه داشت و در صدد تسليم كردنش برآمد.
 يزيد در نخستين اقدام خود، نامه اي به وليد بن عتبه، عامل خود در مدينه نوشت و ضمن يادآوري مرگ معاويه، به وي دستور داد از مخالفان سرشناس مدينه براي وي بيعت بگيرد. نامه وي به اين مضمون بود:
 اما بعد، بدون هيچ‌گونه نرمش و گذشت، از حسين بن علي، عبدالله بن عمر  و عبدالله بن زبير بيعت بگير و تا بيعت نكردند، دست از آنان برمدار.(1)
 به روايتي وي در اين نامه متذكر شد: يا ابامحمد! انفذ كتابي اليهم، فمن لم يبايعك فانفذ الي براسه مع جواب كتابي هذا. والسلام.(2) 
يعني: اي ابومحمد (وليد بن عتبه)! نامه مرا به آنان ابلاغ كن، پس هر كس بيعت نكرد، سرش را به همراه پاسخ نامه برايم ارسال كن. والسلام. 
وليد، پس از دريافت نامه يزيد، تلاش زيادي به عمل آورد تا از مخالفان وي به صورت مسالمت آميز بيعت گيرد، وليكن تلاش هايش بي نتيجه ماند. زيرا عبدالله بن عمر، مبناي خاص خودش را داشت و مي گفت: با كسي بايد بيعت كرد كه عامه مسلمانان او را پذيرفته باشند و من آخرين نفري هستم كه با او بيعت خواهم كرد.(3) 
 
عبدالله بن زبير، از بيعت امتناع كرد و شبانه به سوي مكه معظمه گريخت و نيروهاي حكومتي در پي او روان شده، ولي به وي دست نيافتند.(4) 
اما امام حسين(ع) بنا به دعوت وليد، به خانه اش رفت و پس از گفت و گو با يكديگر، به وي چنين فرمود:
« ايها الامير! انّا اهل بيت النّبوّة، و معدن الرّساله، و مختلف الملائكه، بنا فتح الله و بنا ختم الله، و يزيد رجل فاسق، شارب الخمر، قاتل النفس المحترمه، معلن بالفسق، و مثلي لا يبايع مثله، ولكن نصبح و تصبحون، و ننظر و تنظرون أيّنا أحق بالخلافة و البيعه ؟(5)
(اي امير! ما خاندان نبوت و معدن رسالتيم. ماييم كه فرشتگان به خانه ما آمد و شد دارند و خداوند متعال رحمت خود را با ما آغاز نمود و با ما نيز به پايان خواهد برد. اما يزيد، فردي است فاسق، شراب خوار، خونريز، متجاهر به فسق و شخصي مانند من هرگز با فردي چون او بيعت نخواهد كرد، ولي شما امشب را به صبح برسانيد و ما نيز شب را به صبح خواهيم رسانيد. شما نيك بنگريد و ما هم تأملي در كار خود مي كنيم كه كداميك از ما براي احراز مقام خلافت شايسته تريم؟ )
امام حسين} از خانه وليد بيرون رفت و در انديشه اقدامات بعدي خود برآمد. روز بعد، مروان بن حكم كه از بازماندگان و بزرگان بني اميه در مدينه بود، امام حسين(ع) را ديد و به وي گفت: مي خواهم تو را سفارش كنم و سفارش من اين است كه با يزيد بيعت كن، زيرا اين كار براي دنيا و آخرت تو بهتر است. امام حسين(ع) در پاسخ وي فرمود: 
« انّا لله و انا اليه راجعون و علی الاسلام السّلام اذ قد بليت الامة براع مثل يزيد و لقد سمعت جدي رسول الله(ص) يقول: الخلافة محرمة علی آل ابي سفيان.»(6)
 (ما همه از خداييم و به سوي او باز خواهيم گشت. هرگاه امت اسلام به حاكمي مانند يزيد مبتلا گردد، بايد فاتحه اسلام را خواند. من از جدّم رسول خدا (ص)  شنيدم كه مي فرمود: خلافت بر فرزندان ابي سفيان حرام است. 
مخالفت امام حسين(ص)  با خلافت يزيد، به سرعت در ميان مردم مدينه منتشر گرديد و آنان را در ميان دو راه متحير نمود.
وليد براي اخذ بيعت، مخالفان را تحت فشار قرار داد و تعدادي از معترضان، از جمله عبدالله بن مطيع را بازداشت و زنداني كرد. اهالي مدينه با پشت گرمي از حمايت هاي امام حسين(ع) از رفتار عامل يزيد، اظهار ناخشنودي كرده و به صورت آشكار با وي به مخالفت پرداختند و گروهي از معترضان به زندان وليد هجوم آورده و زندانيان را آزاد كردند.(7) 
اين همان بذر انقلاب و آزادي خواهي است كه امام حسين(ع) در آخرين روزهاي زندگاني خويش در مدينه، در ميان اهالي اين شهر افشاند و از همين جا، حكومت سراسر تباهي يزيد را نشانه گرفت. امام حسين(ع)  كه با درخواست هاي مكرر وليد و اصرار مروان بن حكم روبرو بود، در صورت باقي ماندن در مدينه، مي بايست يكي از دو گزينه را مي پذيرفت: يا با يزيد بيعت كند و يا مخالفت و سرانجام درگيري و كشته شدن در مدينه، بدون اين كه به منظور اصلي اش كه افشاي حكومت غاصبانه يزيد و ناحق بودن خلافت امويان بود، دست يابد. اما آن حضرت، تصميمي ديگر گرفت و آن عبارت بود از هجرت از مدينه منوره؛ هجرتي بزرگ و سرنوشت ساز كه درتاريخ اسلام و نهضت هاي اسلامي و عدالت خواهي، منزلتي بزرگ و   بي مانندي پيدا كرد و شگفتي همگان را برانگيخت. 
امام حسين(ع) به خانواده خويش و خاندان اميرمؤمنان(ع) آگاهي داد كه قصد خروج از مدينه و هجرت از اين شهر مقدس را دارد. به همين جهت تمام خاندان اميرمؤمنان(,) جز برادرش محمد حنفيه و فرزندانش، اعلام آمادگي كرده و براي هجرت و جهاد، در ركاب آن حضرت حضور يافتند. امام حسين(ع)، در انتهاي شب يك شنبه، دو روز مانده به پايان ماه رجب سال 60 قمري، به طور آشكار و به قصد عمره راهي مكه معظمه گرديد.(8)   
امام حسين(ع) هنگام خروج از مدينه، اين آيه شريفه را كه در شأن حضرت موسي(ع) به هنگام فرار از ستم فرعونيان نازل شده بود، تلاوت مي كرد: فَخَرَج مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ، قالَ رَبِّ نَجِّني مِنَ الْقَومِ الظّالِمين َ؛ (9) 
پس در حالي كه هراسان بود، از شهر بيرون شد و (در آن حال) گفت: پروردگارا! مرا از دست گروه ستم كاران رهايي ببخش. 
آن حضرت آيه مزبور را مكرر تلاوت مي نمود و از راه عمومي و رسمي ميان مدينه و مكه حركت كرد. گروهي از همراهان عرض كردند: اي پسر رسول خدا,! اگر از راه معروف و شناخته شده نرويد و مانند عبدالله بن زبير از بيراهه سفر كنيد، نيكوتر است و از گزند دشمنان ايمن خواهيد بود. 
امام حسين(,) فرمود: لا، و الله لا افارقه حتي يقضي الله ما هو قاض؛ سوگند به خدا نه، من از اين راه جدا نمي شوم تا خدا درباره ما آن چه خواسته است حكم نمايد.(10) بدين گونه، آن حضرت به همراه خانواده و همراهان خويش، از مدينه راهي مكه معظمه گرديد.
 امام حسین (ع) در شب جمعه، سوم شعبان سال 60 هجري قمري وارد مكه معظمه گرديد و به هنگام ورود، اين آيه را تلاوت مي كرد: 
«و لَمّا تَوَجّهَ تِلْقاءَ مَدْيَن قالَ عَسی رَبّي اَنْ يَهْدِيَني سَواءَ السَّبيل»(11)
 
 حركت آن حضرت از مدينه، در 28 رجب و ورودش به مكه در سوم شعبان و در كل، به مدت پنج روز در راه بود. پس از آن كه وارد مكه معظمه گرديد، اهالي اين شهر مقدس به استقبالش شتافتند. بزرگان و صاحب نفوذان مكه (اعم از ساكنان و زايران و حاجيان) هر روز به زيارتش رفته و از محضر پرفيض وي بهره مند مي شدند. 
عبدالله بن زبير كه يك روز پيش از حركت آن حضرت از مدينه، به سوي مكه گريخته و در اين مكان مقدس، پناه گرفته بود، اميد بسيار داشت كه اهالي مكه وي را در مبارزه با يزيد بن معاويه همراهي كرده و وي را در دست يابي به حكومت ياري كنند. ولي با تشريف فرمايي امام حسين}به مكه، اكثر مردم با امام حسين(ع)ارتباط برقرار كرده و از اهداف و انگيزه هايش باخبر شدند و بدين لحاظ عبدالله بن زبير را به حاشيه راندند. 
بدين جهت عبدالله بن زبير در باطن، از آمدن امام حسين(ع) به مكه معظه، ناخرسند بود و دلش مي خواست كه آن حضرت به هر بهانه اي، اين شهر را ترك كند و زمينه را براي بلند پروازي هاي وي فراهم نمايد. امام حسين(ع) بدون در نظر گرفتن جاه طلبي هاي عبدالله بن زبير و سخت گيري هاي عاملان و مأموران يزيد، به روشن گري مسلمانان در مكه پرداخت. 
آن حضرت از سوم شعبان تا هشتم ذي حجه، به مدت چهار ماه و پنج روز در مكه معظمه اقامت نمود و پس از آن كه با دعوت انبوه و سراسري كوفيان مواجه گرديد، در هشتم ذي حجه سال 60 قمري، مكه معظمه را به قصد كوفه ترك كرد.(12) 
....................................................................................................................
پی نوشت:
1- معالم المدرسيتن (سيد مرتضي عسكري)، ج3، ص 55؛  
2- وقايع عاشورا (سيد محمد تقي مقدم)، ص 156
3- معالم المدرستين، ج3، ص 57 
4- الارشاد (شيخ مفيد)، ص 375 
5- وقايع عاشورا، ص 160؛ معالم المدرستين، ج3، ص 57
6- لهوف سيد بن طاووس (ترجمه عقيقي بخشايشي)، ص 38
7- وقايع عاشورا، ص 164
8- الارشاد، ص 375؛ وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 329
9- سوره قصص (28)، آيه 21
10- الارشاد، ص 337؛ وقايع عاشورا، ص 187
11- سوره قصص، آيه 22
12- نك: الارشاد (شيخ مفيد)، ص 373؛ كلمات الامام الحسين(ع) (شريفي)، ص 305؛ لواعج الأشجان (سيد محسن امين)، ص 32؛      منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 301؛ مناقب آل ابي طالب      (ابن شهر آشوب)، ج3، ص 240
 

   |    :   برگی از تاریخ اسلام(حرکت امام حسین(ع))

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 1790
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )