مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:52:27
طلوع آفتاب: 06:16:14
اذان ظهر: 11:49:02
غروب آفتاب: 17:21:49
اذان مغرب: 17:40:14
نیمه شب: 23:07:08
حدیث روز
  • امام حسین علیه السلام
  • لا أفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق ؛
  • تاریخ طبرى، ص 1، ص 239
برگی از تاریخ اسلام
وقایع تاریخ اسلام
برگي از تاريخ اسلام
 

صلح امام حسن عليه السلام يک تکليف الهي بود
بسياري از مردم شخصيت‏حضرت مجتبي علیه السلام و تأثير بسيار حساس و فوق العاده صلح آن حضرت را در حفظ اسلام آن طور که بايد نمي‏شناسند، و قدر و ارزش روش و سيره آن حضرت نزد بسياري مجهول مانده است، در حالي که صلح امام حسن علیه السلام يک تکليف خدايي و وظيفه شرعي بود که در آن شرايط و احوال، امام علیه السلام ناگزير از تحمل آن شد، يا به عبارت ديگر؛ اوضاع، آن را بر آن حضرت تحميل کرد، و بر حسب حديث مشهور و مسلّم از طريق اهل سنت پيامبر, آن را خبر داده و او را به سيادت و آقايي و اصلاح طلبي معرفي فرمود، ولي آنچه مورد وفاق همه هست (در بين روايات در اين رابطه) اين مضمون است؛
 
«انّ ابني هذا سيّد يصلح الله به بين فئتين (او بين فئتين عظيمتين) »
  
پيامبر صلیّ الله علیه و آله فرمود:
براستي اين فرزندم (امام حسن علیه السلام) آقايي است که خداوند به سبب او بين دو گروه عظيم صلح ايجاد مي‏کند،

که در بعضي از نقلها «من المسلمين‏» دارد، که مورد اتفاق نيست، و به احتمال قوي جعل طرفداران بني اميه و معاويه است، زيرا به عقيده اماميه کسي که با امام زمان خود اعلان جنگ نمايد، و زيربار بيعت‏ با او نرود کافر است، و اين درست نيست که پيامبر, فرموده باشد که به وسيله فرزندم بين دو گروه مسلمان صلح برقرار مي‏گردد، معنايش اين است که پيامبر, معاويه را مسلمان و خروج او عليه فرزندش امام مجتبي علیه السلام را مشروع مي‏داند، و اين جعل مسلّم و کذب است.
الوقايع و الحوادث، ص 13
 
 ***

فتح مکه در بيستم ماه رمضان
انّا فتحنا لک فتحاً مبيناً؛ براستي ما براي تو پيروزي روشن و آشکاري ايجاد و مقرر نموديم!
 
 طبق نقل کتابهاي معتبر فتح مکه در بيستم ماه مبارک رمضان سال هشتم هجرت اتفاق افتاد.
تا سال هشتم هجرت با فتوحات پي در پي و پيروزي‌هايي که نصيب اسلام شد شهر مکه، مرکز شبه جزيره و معبد همگان، و مسجد الحرام، و کعبه معظمه و قبله اسلام و مسلمين، همچنان در تصرف بت پرستان و مشرکان باقيمانده و بت پرستي و فساد و انحطاط اخلاقي و استثمار و استعباد انسانها در آنجا رايج ‏بود، و سيصد و شصت ‏بت ‏برکعبه نصب بود که مورد پرستش بت پرستان و قريش قرار مي‏گرفت، که وقتي مکه را پيامبر صلیّ الله علیه و آله فتح کرد و در کنار خانه خدا پياده شد، و بي امان به شکستن بتها پرداخت، بزرگ بتها، «هبل‏» بود که پيامبر صلیّ الله علیه و آله با چوبي به آنها اشاره مي‏کرد، يا گوشه کمان در چشم آنها مي‏خلانيد، و اين آيه را مي‏خواند،
 
« قُل جَاءَ الحقُّ و زَهَق الباطل انَّ الباطِل کان زَهُوقاً »

(پيامبر) بگو که حق آمد و باطل نابود شد که هر آينه باطل نابود شدني است، رسول خدا صلیّ الله علیه و آله از علي علیه السلام مشتي سنگريزه گرفت و بر آنها زد، و آيه قل جاء الحق. . . را قرائت نمود. همه بت ها برو افتادند. سپس همه را از مسجد بيرون بردند و شکستند.
 
پاي علي علیه السلام بر دوش پيامبر صلیّ الله علیه و آله جهت‏ شکستن بتها
براي انداختن چند بت‏بزرگ از فراز ديوار کعبه، به فرمان پيغمبر صلیّ الله علیه و آله، امير المؤمنين علي علیه السلام پا بر کتف مبارک پيامبر صلیّ الله علیه و آله گذاشت و بتها را به زير افکند، و با پيامبر صلیّ الله علیه و آله با اين وضع شکوهمند و افتخارآميز همکاري کرد.
 
محبت علي علیه السلام آتش سوزان را خاموش مي‏ کند!
شاعر مي‏گويد به من گفتند در مدح علي علیه السلام شعري بگو، زيرا که محبت علي علیه السلام آتش سوزان بي سابقه را خاموش مي‏کند، گفتم که آيا مدح کسي را بگويم که صاحبان عقل از زيادي فضلش به پرستش او رسيده و پيامبر, برگزيده، به ما گفت که در شب معراج وقتي به آسمان رفتم خداوند بر پشت من دستي گذاشت که در اثر آن قلب من خنک شده و علي علیه السلام دو پايش را در همان مکان گذاشت که خداوند دستش را در همانجا گذارده بود.
 
 ***

عقد اخوت و برادري در اسلام
در دوازدهم رمضان، پيامبر, بين اصحاب عقد برادري خواند، و بين خود و اميرالمؤمنين علي علیه السلام  نيز برادري قرار داد، و با اين عقد اخوت، برادري و مساوات و برابري را در اسلام بنيان گذاشت اهل جهان را يک عائله و افراد بشر را عضو يک خانواده شمرد، و براي هميشه نژاد پرستي و امتيازات مادي و قبيلگي و رنگ و پوست را از ساحت مقدس اسلام پاک نموده وا اسف از استعمار و استثمار فرهنگي و سياسي دنياي استکبار که مانع از اجراي اين اصل در روي زمين است.

إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ 
(الأنبياء/92)
اين آيين شما آيين يگانه‏اي است «مشترک همه اديان من است‏» و من پروردگار شمايم، پس مرا بندگي کنيد» .

قُلْ يا أَيهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيكُمْ جَمِيعًا 
(الأعراف/158)
بگو: اي مردم من فرستاده خدا به سوي همه شما هستم،

ولي اين بينات و براهين ساطعات براي يهود و نصاراي آن روز همچنين براي صهيونيست و امپرياليست اين زمان خوش آيند نبوده و نيست، چون آنان با اين مساواتها و برابريها نمي‏توانند تفوّق و برتري خود را بر جهان مستضعفين محکم سازند و جلو استعمارشان از خلق، گرفته مي‏شود!!.
 
چه کسي جز اميرالمؤمنين علیه السلام لياقت‏ برادري پيامبر صلیّ الله علیه و آله را داشت؟
آري پيامبر صلیّ الله علیه و آله بين افراد صحابه با قرين و همرتبه خود، برادري ايجاد کرد، و بر اين اساس هم بايد براي خويش برادري انتخاب کند لذا کسي را لايق بر اين مقام جز اميرالمؤمنين علیه السلام نديد.
 او را به برادري برگزيد، که خداوند ضمن وحي که به جبرئيل و ميکائيل کرد فرمود:

افلا کنتما مثل علي بن ابيطالب آخيت ‏بينه و بين محمد
( الغدير، ج2، ص 48)
آيا شما مانند علي بن ابي طالب نيستيد؟ (و از فداکاري او درس نمي‏گيريد؟) به اين دليل من بين او و محمد صلیّ الله علیه و آله برادري برقرار کردم!

 و اين سخن در شأن حضرت به مناسبت ليلت المبيت «که اميرالمؤمنين علي علیه السلام در جاي پيامبر 
صلیّ الله علیه و آله خوابيد» آمده است.
 
تعريف اخوت و برادري از پيامبر صلیّ الله علیه و آله
درباره اخوت و برادري مؤمنين با يکديگر، پيامبر رسول خدا صلیّ الله علیه و آله فرمود:

«انما المؤمنون في تراحمهم و تعاطفهم بمنزلة الجسد الواحد اذا اشتکي منه عضو واحد تداعي له سائر الجسد بالحمي و السهر»
 (سفينة البحار، جلد 1، ص 13) 

مؤمنين در ترحم و عواطف انساني البته به منزله يک جسد هستند، به هنگام احساس درد از يک عضو بدن ساير اعضاء و جوارح بدن به سبب تب و بيداري تداعي نموده و به درد مي‏آيد.

يعني اگر يک انسان مسلمان و مؤمن در قاره آفريقا و يا آسيا و ديگر نقاط جهان از گرسنگي و درد فقر، به جان آيد و يا از بين برود، ما مسلمانان بايد احساس مسؤوليت نموده و آن درد را به جان احساس کنيم، واي بر ما که اگر در کشور خود افراد گرسنه و محروم داشته باشيم و خم به ابرو نياوريم، زيرا که اسلام مرز نمي‏شناسد، تمامي مسلمين در جهان به منزله يک پيکر و يک جسد هستند که بايد شريک دردهاي همديگر بوده و غمخوار هم باشيم.
 
***

رحلت حضرت ابو طالب علیه السلام در روز هفتم
روز هفتم ماه رمضان بنا به نقل شيخ مفيد، درسال دهم بعثت‏ حضرت ابو طالب علیه السلام عمّ و يار با وفاي پيامبر صلیّ الله علیه و آله وفات يافت.
همان مرد بزرگواري که در تمام نشيب و فرازهاي دوران رسالت و قبل از رسالت،‏ برادرزاده عزيزش را ياري کرد و شرّ قريش را از او بازداشت و قلب نازنين پيامبر صلیّ الله علیه و آله را در تبليغات و رسالت الهي خوشحال و مسرور نمود، و با کلماتي نظير:

«إذهب يابن اخي فقُل ما احببت فو اللهِ لا اسلمک لشي‏ء ابداً»
اي پسر برادرم! برو و هر چه دوست مي‏داري بگو (با مشرکين و قريش)، به خدا سوگند تو را در هيچ پيش آمدي وا نمي‏گذارم، از او پشتيباني مي‏کرد.

کفّه ايمان ابوطالب از کفه ايمان همه خلق سنگين‏تر است!
آري به اين بزرگوار تهمت ‏بي ايماني مي‏زنند، حضرت باقر علیه السلام فرمود:

اگر ايمان ابوطالب را در يک کفه ترازو بگذارند و ايمان اين خلق را در کفه ديگر، ايمان او سنگين‏تر است.
 (شرح نهج البلاغه، ص 48)

آري ابو طالب چهل و دو سال، در نهايت وفا و صميميت و فداکاري به کفالت و حمايت پيامبر صلیّ الله علیه و آله پرداخت، که او مانند پدري مهربان و همسرش فاطمه بنت اسد همچون مادري او را خدمت و حفاظت و پرستاري نمودند.
و رحلت ابو طالب پيامبر صلیّ الله علیه و آله را به شدت متأثر ساخت، چرا که حضرت يگانه حامي و پناه‏گاه خود را بعد از خدا از دست داد، که دشمنان پس از او بر پيامبر صلیّ الله علیه و آله جري و گستاخ گشتند.
و مدفن آن حضرت در مکه قبرستان ابو طالب که به نام آن جناب ناميده شده قرار گرفت!
 


رمضان در تاريخ نوشته آيت الله صافي، ص 57
   |    :  1393    |    :   برگی از تاریخ اسلام

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2857
5.5/10 (تعداد آرا 11 نفر )