مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:53:39
طلوع آفتاب: 06:24:59
اذان ظهر: 13:08:29
غروب آفتاب: 19:51:59
اذان مغرب: 20:11:02
نیمه شب: 00:22:49
حدیث روز
  • امام حسین علیه السلام
  • مَن طَلَبَ رِضَی الناسِ بِسَخَطَ اللهِ وَکَّلَهُ اللهُ إلی الناسِ؛
  •  
  • بحارالانوار، ج78، ص126
برگی از تاریخ
برگی از تاریخ (تربیت یزید لعنت الله علیه)
تربيت يزيد لعنت الله عليه
 
شاید بعید به نظر آید ولی باید بدانیم که یزید لعنت الله علیه تربیت مسیحی داشته است و از تربیت اسلامی کاملاً به دور بوده است. آنچنان که یزید از طرف مادر از قبیله بنی کلب می باشد که پیش از مسلمان شدن مسیحی بودند و او در قبیله ای بزرگ شد که هنوز عادات مسیحیت را پشت سر نگذاشته بودند. 
علاوه بر این بنا بر نقل برخی از مورخین بعضی از استادان یزید مسیحی بودند که این کار او کاملاً بر خلاف کلام  و سنت الهی است، زیرا خداوند متعال در کتاب خویش می فرمایند: 
« یا أیها الذین امنوا لا تّتخذوا الیهود و النَّصاری اولیاء» 
ای اهل ایمان! یهود و نصاری را به دوستی مگیرید. 
 (سوره مائده، آیه شریفه 51)
*یزید تربیت فرزندش خالد را به یک نفر مسیحی داد.
* با اخطل شاعر نصرانی روابط صمیمانه داشت و او را به هجو انصار پیامبر, وا داشت. رابطه یزید آنچنان با او گرم بود که در مرگش برایش مرثیه گفت.
* یزید در کارها و حکومت خود با بیگانگانی چون سرجون رومی مشورت می کرد و رأی آنها را بکار می بست چنانچه ابن اثیر در کتاب خود به نام کامل ج 3 ص 268 آورده است: 
عبید الله بن زیاد لعنت الله علیه را به استانداری کوفه نیز با مشورت سرجون انتخاب کرد که در پی آن جریان عاشورا به وجود آمد. 
و این کار همان وصیتی بود که از طرف پدر ملعونش به او رسیده به اینکه معاویه لعنت الله علیه وصیت کرد: 
فرزندم، من راه را برای تو هموار کردم... 
مردان و شخصیت های بزرگی را از بین برده ام، عزیزان و محترمان جامعه را برای تو ذلیل کرده ام تا زمینه های حاکمیت تو را فراهم کنم.   و یا در جای دیگر چنین آمده: فرزندم من به خاطر تو آخرتم را به دنیا فروختم و به حق علی بن ابی طالب } گردن نهادم و این گناه را به دوش خود کشیدم.
که یزید در جریان عاشورا نامه ای به ولید بن عتبه نوشت به اینکه:
پدرم مرا ولی عهد خود قرار داد و وصیت کرد که انتقام آل ابوسفیان را از آل ابی تراب بگیرم.  
کار یزید و یزیدیان لعنت الله علیهم به جایی رسید زمانی که پیشنهاد بیعت به سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله } دادند، حضرت غریبانه و مظلومانه در نهایت قاطعیت این گونه جواب دادند:
یزید مردی شرابخوار است که دستش به خون افراد بی گناهی آلوده است، او شخصی است که دستورات الهی را در هم شکسته و در مقابل چشم مردم مرتکب فسق و فجور می گردد. آیا رواست شخصی همچو من با آن سوابق درخشان و اصالت خانوادگی  با چنین مرد فاسقی بیعت کند؟ باید در این زمینه شما و ما آینده را در نظر بگیریم و خواهید دید که کدامیک از ما سزاوار خلافت و رهبری امت اسلامی و شایسته بیعت مردم است.
 
اخلاق و روش یزید لعنت الله علیه
عقاد می گوید: یزید لعنت الله علیه جوان بدخویی بود که شب و روزش را در میگساری و اشتغال به قمار می گذراند و از مجلس زنها و ندیمه هایش بر نمی خواست مگر برای شکار و هفته ها را در شکار بی اطلاع از جریان امور کشور سر می کرد.
او هم می گوید: علاقه شدید یزید لعنت الله علیه به شعر او را به میگساری و معاشرت با شعراء و ندماء راغب کرده بود و میل مفرط او به شکار او را از رسیدگی به امور ملک و سیاست باز می داشت. 
توجه او به تربیت یوزها و بوزینگان او را هم ردیف صاحبان یوز و بوزینه قرار داده بود.
یزید لعنت الله علیه بوزینه ای داشت که آن را ابو قبیس می خواند، و لباسهای حریر به او می پوشاند و آن را به طلا و نقره زینت می نمود و در مجالس شراب حاضر می ساخت و در مسابقات اسب دوانی بر الاغی سوارش می کرد و حرص می زد تا مسابقه را از اسبها ببرد.
- چنانچه دمیدی در حیاة الحیوان و مسعودی در مروج الذهب نوشته اند: 
میمونهای زیادی داشت که لباسهای حریر و زیبا بر آنها پوشانیده طوقهای طلا به گردن آنها نموده سوار بر اسبها می نمود.
- و همچنین سگهای بسیاری طوق به گردن داشت که با دست خود آنها را شست و شو می داد و با جام طلا به آنها آب می داد و سپس نیم خورده ی آنها را خودش می خورد و در اثر اعتیاد به مشروبات الکلی پیوسته مست و خمار بود.                                                            
- یزید لعنت الله علیه در مدینه پیامبر, نیز از میگساری و گناه خودداری نمی‌کرد.                              
- و همچنین ابن کثیر در البدایه و النهایه ج 8 ص 235 آورده است: اکثراً قائلند که یزید لعنت الله علیه شرب خمر می‌کرد و بعضی از فواحش را انجام می‌داد.                                                                                         
مسعودی در مروج الذهب ج 3 ص 16و15 آورده است:
یزید لعنت الله علیه صاحب طرب، بازها و سگهای شکاری و بوزینه ها و یوزها و مجالس شراب بود و بعد از شهادت امام حسین} روزی بر سر سفره شراب نشست در حالی که ابن زیاد لعنت الله علیه در طرف راست  او نشسته بود به ساقی شراب گفت:
 اسقی شربه تسقی فؤادی 
                            ثم هل فاسق مثلها ابن زیاد
صاحب السر والامانه عندی          
                              ولشدید مغنمی و جهادی
سپس مغنیان (آوازه خوانان) را امر به تغنی و آوازه خوانی کرد.
(همچنین)خواص یزید لعنه الله و عمال و کارگزاران او در فسق و فجور از او پیروی می کردند و در حکومت او در مکه و مدینه غنا آشکار شد، لهو به کار افتاد و میگساری فاش و علنی گردید.
 
جنایتهای بزرگ یزید لعنت الله علیه
 اعظم جنایات و اکبر مظالم یزید لعنه الله همان شهادت سبط پیامبر اکرم, و سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین} و جوانان هاشمی و افاضل دودمان رسالت و اسارت بانوان اهل بیت است.
این امر از مسلمات قطعی تاریخ می باشد که عبیدالله ابن زیاد لعنه الله علیه به دستور یزید (ملعون) دست به چنین جنایات عظیمی زده است و به فرمان او سر مبارک اباعبدالله (ع) را به شام فرستاد و به دستور یزید ملعون اسیران و زنان حریم اهل بیت [ را بر در مسجد دمشق نگه داشت همانگونه که دیگر اسیران را نگه      می داشتند تا مردم آنها را ببینند. 
و یزید لعنت الله علیه او را به پاس این خدمات تا زنده بود از استانداری عزل نکرد و از آن همه جنایاتی که مرتکب شده بود، از بستن آب بر روی اهل بیت و اطفال خردسال و کشتن کودکان شیرخوار مؤاخذه و بازخواستی ننمود و وقتی عبید الله لعنه الله به دمشق آمد او را گرامی داشت و با او به میگساری پرداخت و در مدحش شعر گفت و آوازه خوانان غنا می خواندند و مجلس بزمشان را گرم می نمودند. 
 
و از اعمال کفرآمیز یزید لعنت الله علیه که دل خواص و نزدیکان حتی غریبه ها هم از آن به درد می آید و بانگ اعتراض همه را بلند کرد این بود که سر مبارک امام حسین(ع) را با بانوان حرم آن حضرت در مجلس عمومی حاضر ساخت و آن سر مبارک و انور را در جلوی خود گذارد و با چوب دستی یا شمشیر بر آن لب و دندانی که پیامبر اکرم, می بوسید و می بویید می زد و شعر می خواند و شادی می‌کرد.           
قضیه دیگری که نشان از کفر و الحاد یزید بن معاویه لعنت الله علیهما می باشد تعرض و هتک حرمت مسجدالحرام و به منجنیق بستن و آتش زدن خانه کعبه معظمه، قبله مسلمانان و سوزاندن سقف و پرده های کعبه و خراب کردن خانه خدا می باشد.
که این مطلب در کتب معتبر تاریخی اهل سنت و شیعه موجود می باشد. مراجعه شود به:
تاریخ الخلفاء ص 140- 139     
 مروج الذهب ج 3 ص 19- 17    
تاریخ طبری ج 4 ص 370
کامل بن اثیر ج 3 ص 310

کفر یزید لعنت الله علیه
با اینکه کفر و الحاد یزید لعنت الله علیه به وضوح در اعمال و رفتارش نمایان است، اما زمانی که تاریخ را به دقت مورد بررسی قرار می دهیم، جملات و عبارت هایی را می بینیم مبنی بر این که یزید لعنت الله علیه علناً و به زبان خویش اعتراف کرده که منکر اصول و ضروریات ادیان اسلام می باشد و آنها را قبول ندارند.
ابن جوزی در ص 148 در کتاب خود (تذکره) آورده است:
چون اهل بیت رسالت[ را به شام آوردند، یزید لعنه الله بر منظره قصر خود که مشرف بر محله جیرون بود قرار گرفته، این دو بیت شعر را خواند و کفر خود را ثابت نمود.
(که دستان از نوشتن این کلمات و قلم از چرخاندن شرم می کند و به لرزش در می آید، آه!!! چه کردند با سبط پیامبر خدا ,
در این هنگام کلاغی شروع به خواندن کرد(که در عرب آن صدا را به فال بد می گرفتند)
مضمون شعر چنین بود: 
« ای کلاغ! بخوانی یا نخوانی من وام خود را از پیغمبر, گرفتم). عموها و نزدیکانم را در بدر و احد و حنین کشتند من هم تلافی نموده و فرزندانش را کشتم و آرزوی حیات چنین افرادی را نمود که دشمن پیامبر, بودند.
همچنین زمانی که سر مطهر و مبارک را به امر یزید لعنه الله پیش رویش گذاردند و آن جسارت های بی شرمانه را می کرد، آرزوی زنده ماندن کسانی را می کرد از اجدادش که همه کافر و مشرک بودند و مضمون شعر اینچنین است:
کاش بزرگان من که در جنگ بدر کشته شدند می دیدند زاری کردن قبیله خزرج را از زدن نیزه!
 از شادی فریاد می زدند و می گفتند: ای یزید(لعنه الله) دستت شل مباد! مهتران و بزرگان آنها را کشتیم و این را بجای کشتگان بدر گذاشتیم، پس حسابمان تسویه شد !
 بنی هاشم با سلطنت بازی کردند نه خبری از آسمان آمد نه وحیی نازل شد. من از خاندان خلافت نیستم اگر از فرزندان احمد, آنچه را انجام داد ه اند انتقام نکشم».
و این شعر را در حالی می خواند که عموم مردم از جمله یهودیان و مسیحیان حضور داشتند.
 
روش حکومت داری یزید لعنت الله علیه
در قسمتهای گذشته بیان شد که یزید لعنت الله علیه از مشاوران مسیحی برای حکومت داری خود استفاده می کند اما برای اینکه بهتر روش حکومت داری آن ملعون بررسی شود نیاز بیشتری است که کتب تاریخی بررسی شود.
طبری از علماء اهل سنت در تاریخ خود می نویسد: 
بخش نامه ای از معتضد عباسی لعنت الله علیه را روایت   می کند، معتضد لعنت الله علیه که از خلفای بنی عباس بود بخش نامه ای را در نکوهش و مذمت بنی امیه و یزید و معاویه لعنت الله علیهم اجمعین صادر می نماید به اینکه: 
«معاویه لعنت الله علیه بندگان خدا عزوجل را به سوی فرزندش فراخواند. فرزندی متکبر شراب خوار که با شرارت و غفلت و بی حالی همراه است و از بهترین مسلمانان به واسطه زور و وعده و وعید و ترساندن و تهدید و تبعید برای او بیعت گرفت و حال آنکه خود او به سفاهت (نادانی و بی خردی) و پستی و خباثت فرزندش آگاهی داشت و شراب خواری، گناه  و کفر او را با چشم خود دیده بود. سپس با بی رحمی حرمت شکست و بزرگترین نابودی را به بار آورد ... 
آنها چنان با اهل بیت جنگیدند و آنها را از میان برداشتند، که گویی با کافرانی از دیار دیلم و ترک مبارزه     می کنند و در این حال، از عذاب الهی نترسیدند.
-------------------------------------
منابع:
- شبهای پیشاور- سلطان الواعظین شیرازی 
 - پرتویی از عظمت امام حسین علیه السلام لطف الله صافی گلپایگانی
 - ناگفته هایی از حقایق عاشورا   سید علی حسینی میلانی  
- فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام 
 

   |    :   برگی از تاریخ

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2225
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )