مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:28:30
طلوع آفتاب: 05:52:23
اذان ظهر: 11:57:07
غروب آفتاب: 18:01:52
اذان مغرب: 18:19:56
نیمه شب: 23:15:11
حدیث روز
  • امام حسین علیه السلام
  • لا أفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق ؛
  • تاریخ طبرى، ص 1، ص 239
توبه
.
توبه

با خودت فکر کرده ای که وقتی خدا به بنده ای از بندگانش می خواهد رحمتی کند، در توبه را برایش باز می گذارد؟ ... اصلاً به خودت فکر کرده ای که توبه و فرصت آن، یکی از بهترین نعمت های الهی است که به راحتی هم نصیب        هر کسی نمی شود ... چه بسیار انسان هایی که فرصت توبه به آنها داده نشد و بار سفر بستند و رفتند ...
 
وقتی انسان به خاطر غفلت یا متأثر شدن از غرایز نفسانی و  وسوسه های شیطان، مرتکب گناه و دچار انحراف از مسیر   صراط مستقیم می شود، خداوند او را آنقدر مورد لطف قرار داده است که نعمت توبه را به او بدهد و او نیز می تواند ضمن جبران آن کوتاهی ها، وجود خود را از آثار آن گناهان پاک کند و از یأس و ناامیدی رها شود؛ همان گونه که خداوند نیز خطاب به پیامبر ,   فرموده است: 
« قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ 
به آن دسته از بندگانم که بر خودشان ستم روا داشته (و خود را به گناه آلوده نموده اند) بگو از رحمت خدا مأیوس نشوند؛ چرا که خدا همه گناهان را می آمرزد. به درستی که او خدای بخشنده و مهربان است».        (سوره زمر: 53)
 
به طور كلي انسان ها با صرف نظر از هر گرايشي تقسيم مي شوند به انسانهاي درستکار و انسانهاي بدکار كه بسياري از عقلاء هم اذعان به اين تقسيم بندي دارند. مشابه چنين تقسيمی در شريعت هم ديده  مي شود، به اينكه انسانها به انسانهاي مؤمن و كافر تقسيم مي شوند.
ممكن است با چشمان خود بارها ديده باشيم كه انسانهايي كه خيلي مقيد به آداب ديني نبوده اند، تغيير كردند و تبديل به انسانهاي مؤمني شده اند. و نیز بر عكس؛ انسانهايي كه مقيد به آداب ديني بوده اند ولي در اثر بي توجهي تبديل به انسانهاي لاابالي شده اند، حتي ممكن است اين حالت براي خودتان هم پيش آمده باشد.
شايد چنين سؤالي برايتان پيش آمده باشد كه چگونه مي شود انساني كه متعبد به شريعت نبوده يكباره تبديل به يك شخص متشرع و مقيد شود و عاقبت دنيا و آخرتش بخير شود؟
و چطور انساني كه متعبد به شريعت و مؤمن بوده يكباره تبديل به شخصي بي قيد شود كه ديگر مسائل ديني برايش اهميتي نداشته باشد؟
حتي شايد اين ترس كه خدايا نكند ما هم جزء چنين افرادي باشيم در ذهن شما خطور كرده باشد. مثال چنين افرادي در تاريخ بسيار ديده شده است، نمونه هاي چنين افرادي در واقعه عاشورا به وضوح ديده مي شود. افرادي كه هم جزء بزرگان قبيله بودند و هم جايگاه و مقام و منزلت امام حسين (ع) را مي شناختند و هم اينكه خودشان با نامه هاي بسيار از امام حسين(ع) دعوت كرده بودند، ولی با وجود اين همه علم و آگاهي راه ضلالت را انتخاب كردند و بر عليه اباعبد الله (ع) قيام كردند.
و در عوض كساني هم بودند كه همچون سايرين آشناييت زيادي با حضرت ابا عبد الله (ع) نداشتند ولي هدايت خداوند متعال چنان شامل حالشان شد كه به خير و سعادت دنيا و آخرت رسيدند.
يكي از نمونه هاي بارز حرّبن يزيد رياحي مي باشد، كه در ابتدا جزء سرمداران ابن زياد لعنت الله عليه بود و از اولين افرادي بود كه راه را بر اباعبدالله (ع) بست، هرچند خودش از وجود نامه هاي بي شمار براي دعوت اباعبدالله (ع) با اطلاع بود، اما زماني كه جنگ قطعي شد و فرياد استغاثه حضرت بلند شد، به بهانه آب دادن اسبش، از خيمه بيرون آمد درحالي كه بدنش مي لرزيد.
شخصي به نام مهاجر پرسيد: تو شجاع ترين اهل كوفه هستي اين لرزه چيست در تو مي بينم؟ حرّ گفت: به خدا قسم! من نفس خويش را ميان بهشت و جهنم مخيّر مي بينم و سوگند به خداي عزوجل كه جز بهشت اختيار نخواهم كرد اگرچه پاره پاره شوم و در آتش بسوزم. سپس با سرعت به سمت خيمه اباعبد الله (ع) رفت درحالي كه دست بر سر نهاده بود و درخواست توبه و استغفار مي‌كرد، از اينكه ترس در دل اولياءالهي و اولاد پيامبر, انداخته بود، و راه را بر آنان بسته بود. كه در نهايت اباعبد الله (ع) با نهايت كرم و لطف خويش از او در گذشت و حر و پسرش در راه اباعبدالله (ع) به شهادت رسيدند.
نمونه بارز ديگر كه در لشکر دشمن وجود داشت و جزء سردمداران لشکر بود، عمر بن سعد لعنت الله عليه بود، فردي كه از بچگي با امام حسين(ع) بزرگ شده بود و از مقام و شخصيت آن حضرت و همچنين از سفارشات پيامبر , مطلع بود، اما وقتي شب عاشورا كه فردي به نام انس بن حارث كه همان شب جزء لشگر امام حسين(ع)  قرار گرفته بود به قصد نصيحت او آمد و روبرويش نشست و گفت: تو خود را مسلمان مي داني و ادعاي معرفت و شناخت خداوند متعال را داري ولي در مقابل پسر پيامبر , شمشير مي‌كشي؟ مي داني اين كار چه عاقبتي دارد؟
عمر بن سعد لعنت الله عليه گفت: به خدا قسم! مي دانم كه قطعاً جايگاه قاتل پسر پيامبر, جهنم است. ولي چه كنم كه امر عبيد الله بن زياد (لعنت الله عليه) است.
 وهمچنين در مقابل سؤالي كه برير از او كرد، عمر بن سعد لعنت الله عليه،‌ چنين جوابي داد: يعني تو مي گويي از ملك ري بگذرم؟
 چگونه است كه مي بينیم دوطرفي كه آگاه به مقام و منزلت اباعبدالله(ع)  هستند، حتي اعتراف هم مي كنند كه جايگاه كدام لشکر بهشت است و كدام لشکر جهنم است ولي با این وجود يكي متوجه الطاف الهي است و خداوند متعال او را نجات مي‌دهد و ديگري بدون ذره اي توجه به نعمتهاي الهي به خاطر اين دنياي پست خود را به ضلالت و در نهايت  به جهنم مي كشاند.
براي جواب دادن به اين سؤالات بهتر است به روايات اهل بيت مراجعه كنيم، به اینكه چگونه فرد مؤمن كافر مي شود و فرد كافر مؤمن مي شود.
امام جعفر صادق(ع) مي فرمايند: به راستي خداوند متعال عادل است و مردم را دعوت به ايمان كرده و هيچ كس را به كفر دعوت نكرده است، هركه به خداي متعال آيمان آورد  و سپس ايمان او در پيشگاه خداوند متعال ثابت و محقق گردد، خداوند عزوجل پس از آن او را از ايمان به كفر منتقل نسازد.
و همچنين خداوند عزوجل همه مردم را بر فطرت ساده و خداجو آفريده است. ايمان به شريعت را به خودي خود نمي فهمد و همچنين كفر و انكار به حق را هم ندارد. سپس خداوند متعال رسولان را فرستاد تابنده هاي خدا را به ايمان دعوت كنند برخي را خداوند هدايت كرد با اين وسيله و برخي هم از هدايت خداوند متعال بهره مند نشدند.
علامه مجلسي رحمت الله عليه در شرح اين حديث مي فرمايند:
خداوند متعال همه مردم را به فطرت پاك آفريده و استعداد خوبي و بدي در همه مي باشد و در كنار آن انبياء را هم مبعوث كرده است. اما برخي از مردم از وسائل هدايتي كه خداوند متعال برايشان فرستاده بهره مند مي شوند و فطرت خويش را فاسد نمي كنند و برخي ديگر از مردم از وسائل هدايتي كه خداوند متعال برايشان فرستاده استفاده نمي كنند و فطرت خويش را تباه مي كنند و از حق رو گردان مي شوند.         
 اصول كافي ج 4 ص 155-156 
پس نتيجه مي‌گيريم يك سري از وسايل هدايت بين تمام مردم يكسان است. حال اگر اين نعمتها پرورش پيدا كند و به وسيله آن ما راه سعادت و هدايت را پيدا كنيم و در آن قدم گذاريم، سزاوار است سبب هدايتمان را از خداوند متعال بدانيم. ولي اگر به اين اسباب هدايت بي توجه باشيم كم كم راه ضلالت و گمراهي را براي خود باز مي كنيم و اين خودمان هستيم كه به راه ضلالت و گمراهي مي رويم.
حال كه سبب هدايت و ضلالت معلوم و مشخص شد ما مي توانيم با بررسي اعمال نيك و بد خود اولين قدم را به سمت توبه واقعي برداريم. به اين ترتیب که اگر خير و خوبي در اعمال خود ديديم خداوند متعال را شاكر باشيم و اگر زشتي و ناپسندي در اعمال خود ديديم به درگاه الهي توبه كنيم و زشتي ها را نتيجه بي توجهي خودمان بدانيم.

اولين مرحله توبه : محاسبه عمل در هر روز
از امام موسي كاظم} روايت شده است: 
از ما نيست (شيعه ما، دوست ما، محبوب ما نيست) كسي كه هرروز حساب خود را نكشد و اگر كار خوب كرده از خداوند متعال فزوني بخواهد و اگر كار بد كرده از خداوند متعال آمرزش آن را بخواهد و از آن توبه كند.
لازم به ذكر است كه اگر اعمال خود را بررسی نکنیم، در روز قیامت حتی شب و روز در مورد ما شهادت می دهند و به وسیله شهادت آنان به اعمال ما رسیدگی می شود.
امام صادق(ع) مي فرمايد: چون روز برآيد گويد: اي آدميزاد! در اين روز كار خوبي كن تا من در روز رستاخيز نزد پروردگارت برايت گواهي دهم زيرا من پيش از اين براي تو نيامدم و پس از اين هم نيايم. چون شب آيد همين سخن را گويد.
اصول كافي ج 4 ص 208
پس اين حسابرسي اعمال بايد هر روزه باشد و بدانيم در روز قيامت تمام مخلوقات به فرمان الهي به نفع ما يا به ضرر ما در مورد اعمال ما شهادت مي دهند. درنتيجه بهتر است خودمان هرچه زودتر اعمال خود را بررسي كنيم قبل از اينكه اعمال ما مورد بررسي واقع شود.
 
دومین مرحله: اعتراف و پشیمانی از گناهان
- از امام صادق} روایت شده است: به راستی خداوند(عزوجل) دوست دارد بنده ای را که از گناه بزرگ خود طلب توبه کند و دوست ندارد بنده ای را که گناه کوچک خود را خوار و بی اعتبار می شمارد . (به این معنا که از گناه کوچک خود طلب توبه نمی کند.)   
                                                                          اصول کافی ج 4 ص 169
 
- همچنین از امیر المؤمنین علی بن ابیطالب(ع) روایت شده است: 
گناه خود را کوچک نشمارید زیرا گناه کوچک به حساب می آید و بزرگ می شود. سجده خود را طولانی کنید که عملی گرانتر بر شیطان از این نمی باشد که انسان را در حال سجده ببیند زیرا به او امر سجده کردند و مخالفت نمود.                بحار الانوار (احتجاجات) ج9 ص 90
 
نکته مهم در مرحله اعتراف به گناهان بحث معرفت و جایگاه گناه در وجود انسان است. اگر انسان بداند که یک گناه ولو به ظاهر کوچک، چه اثرات زیانباری در نفس و روح او دارد و همچنین سد راه او به سوی کمال می شود، قطعاً دیگر هیچ گناهی را کوچک نمی داند و با تمام وجودش با چنین اعمالی مقابله می کند و مانع نفوذ آن در قلب و نفس خویش می شود.
داستانی را امام جعفر صادق(ع) از پیامبر, نقل می کند به اینکه: روزی پیامبر, به زمین بدون گیاه رسیدند به یاران خود فرمودند: برای من هیزم بیاورید!
 یاران گفتند: یا رسول الله ما در سرزمین بی گیاهی هستیم که هیزم ندارد. 
فرمودند: هر کس هر چقدر که می تواند بیاورد و اصحاب کم کم آوردند و در برابر حضرت جمع کردند. 
پیامبر, فرمودند: گناهان هم، چنین گرد و فراهم آیند سپس فرمودند: بپرهیزید از گناهان کوچک زیرا برای هر چیزی جوینده و مأموری است. آگاه باشید! از گناهان می نویسد هر آنچه مردم انجام می دهند و هر اثری که بجا می‌گذارند و تمام اینها در لوح محفوظ که همان امام مبین است جمع می گردد.(وَ کُلَّ شَی ءٍ أحصَیناهُ في امامٍ مُبین) 
                                                                           اصول کافی ج 3 ص 426-427
مرحله سوم :پنهان كردن گناه 
نکته ای که شاید خیلی از افراد که قصد توبه دارند ولی به آن توجه نمی‌کنند همین مطلب است. اینکه در روایات بسیار سفارش شده است که انجام دهنده گناه نباید عمل زشت خود را برای دیگران بیان کند، چرا که این دلیل بی شرمی و بی باکی بنده به شمار می رود و از طرف دیگر شخص با پنهان کردن گناه، شرمندگی خود را نزد خدای تعالی بیشتر نشان  می دهد و تمام توجه شخص به سمت جبران گناه می رود.
لذا انسان نباید آبروی خود را نزد انسان دیگری ببرد و خود را خوار و ذلیل کند.
از امام رضا(ع) روایت شده است که پیامبر, فرمودند: پنهان کردن حسنه برابر هفتاد حسنه است و فاش کننده و آشکار کننده گناه مخذول و زیان دیده است و پنهان کننده گناه آمرزیده است.                                                           اصول کافی ج 4 ص 170
 
با این روایت معلوم می شود که پنهان کردن گناه نه تنها آبروی شخص را در این دنیا حفظ می کند بلکه باعث آمرزش شخص در آن دنیا نیز می شود و این عمل نزد خداوند متعال محبوب است.
مردی در کوفه خدمت امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (ع) رسید عرض کرد: من گناه زشتی مرتکب شده ام، پاکم کن.
حضرت فرمود: از کدام قبیله هستی؟ جواب داد از هزینه. پرسید: از قرآن چیزی می توانی قرائت کنی؟ گفت: آری چند آیه نیکو قرائت کرد. 
سؤال کرد: آیا جنون عارضت شده؟ گفت: نه. 
فرمود: فعلاً برو تا تحقیق کنم.
فردا دوباره بازگشت و گفتار روز پیش را تکرار کرد. این بار حضرت پرسیدند: زن داری؟ گفت: آری. 
فرمودند: زنت به مسافرت نرفته؟ گفت: نه. آنگاه که وضع او را جویا شده فرمود: مردی عاقل و فهمیده است.
روز سوم آمد و مانند دو روز قبل تقاضای پاک شدن کرد. باز فرمود: برو تا درباره تو سؤال کنیم.
در روز چهارم خدمت حضرت رسید و اقرار کرد. حضرت علی} به قنبر دستور داد او را نگه دارد. در این هنگام حالت خشم به آن‌حضرت روی آورد سپس فرمودند: چقدر زشت است که مردی کار ناشایستی از این قبیل انجام دهد و خود را در میان مردم رسوا نماید. به خدای (عزوجل) سوگند! اگر واقعاً توبه کند، برایش بهتر است از اینکه من بر او حد جاری کنم.                      
    فروع کافی ج 7 ص 177
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: مؤمن تصمیم می گیرد عمل نیکی انجام دهد، اگر انجام ندهد خداوند او را به همین تصمیم و نیت که داشت یک حسنه می دهد، اگر انجام دهد ده برابر در نامه عملش نوشته می شود و چنانچه شخصی تصمیم گناهی می گیرد، چنانچه آن عمل از او سر نزند به واسطه تصمیم و نیتش چیزی برایش ثبت نمی شود، اگر نیت را به مرحله عمل رساند و کار زشت را انجام داد، باز هفت ساعت او را مهلت می دهند.
فرشته ای که در طرف راست و متصدی کارهای نیک است به آن یک که در طرف چپ قرار دارد و مأمور ثبت اعمال زشت است، می گوید: ثبت نکن، شاید کار نیکی انجام دهد که این عمل زشت را برطرف نماید، زیرا خداوند می فرماید: کارهای نیک گناهان را می زداید یا ممکن است استغفار کند.
اگر در این هفت ساعت بگوید:
أَستَغفِرُ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ العَزیزُ الحَکیم الغَفُور الرَّحیم ذُوالجَلالِ وَ الإکرام  در نامه عملش ثبت نمی شود هر گاه هفت ساعت گذشت نه کار نیک انجام داد و نه استغفار کرد همان فرشته دست راست به فرشته متصدی گناه می گوید: این گناه را در نامه عمل این بدبخت بنویس.
                    وسائل الشیعه  (باب جهاد نفس) ص 341
 
مرحله چهارم: به سرعت از گناهان خود توبه کنیم
از امام صادق(ع)  روایت شده است:
وقتی آیة (وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يعْلَمُونَ * أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ) 
 سوره آل عمران آیه 135-136
و آنها که وقتي مرتکب عمل زشتي شوند، يا به خود ستم کنند، به ياد خدا مي‌افتند؛ و براي گناهان خود، طلب آمرزش مي‌کنند - و کيست جز خدا که گناهان را ببخشد؟- و بر گناه، اصرار نمي‌ورزند، با اينکه مي‌دانند. آنها پاداششان آمرزش پروردگار، و بهشت‌هايي است که از زير درختانش، نهرها جاري است؛ جاودانه در آن مي‌مانند؛ چه نيکو است پاداش اهل عمل!
بر پیامبر, نازل شد، ابلیس سخت ناراحت شد و بالای کوهی به نام «ثور» رفت و آژیر خطرش بلند شد و همه یارانش را جمع کرد. 
همه بچه های شیطان جمع شدند، ابلیس نزول آیات فوق را به اطلاع آنان رساند و اظهار نگرانی کرد و از آنها کمک خواست. 
یکی از یاران او گفت: من با دعوت کردن انسانها از این گناه به آن گناه اثر این آیه را خنثی می کنم. 
ابلیس سخن او را نپذیرفت دیگری پیشنهادی شبیه اولی کرد باز مورد پذیرش ابلیس قرار نگرفت، تا اینکه از میان که فرزندان آدم را با وعده ها و آرزوهای طولانی به گناه آلوده کنیم ( به آنها بگوییم الان برای توبه کردن زود است و فرصت دارید) وقتی آنها مرتکب گناه شوند خدا را فراموش کرده بازگشت به سوی خدا (توبه) از خاطر آنان محو می گردد.
ابلیس گفت: مرحبا راه همین است سپس این مأموریت را تا پایان دنیا به او سپرد.                 
                                وسایل الشیعه ج 16 ص 67
مرحله پنجم : از رحمت الهي مايوس نباشيم 
اید همیشه این امید را در دل داشته باشیم که خداوند متعال تواب است (بسیار توبه پذیر) و از گناه بنده خویش می گذرد و او را به دریای رحمت خویش می فرستد.
از معاویة بن وهب نقل شده است که ما به مکه می رفتیم در راه پیرمردی همراه ما بود خدا جو و خدا پرست ولی مذهب او شیعه نبود و در راه سفر نماز خود را تمام و کامل   می خواند. (گروهی از اهل تسنن – اشاعره- قائلند که: شخص می تواند در سفر نماز خود را شکسته یا کامل بخواند).                       
این پیرمرد برادرزاده شیعه ای داشت. آن پیرمرد در راه مریض شد و معاویه گوید من به برادرزاده اش گفتم: ای کاش مذهب شیعه را به عموی خود پیشنهاد می دادی شاید خداوند او را نجات دهد. 
اطرافیان گفتند: بگذارید این شیخ به حال خود بمیرد وضع خوبی دارد ولی برادرزاده اش تاب نیاورد و به پیرمرد گفت: عمو جان! براستی به جز چند نفر مردم همه پس از پیامبر اکرم, مرتد شدند. امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب} مانند خود پیامبر } حق اطاعت دارد و پس از رسول خدا, حق و اطاعت از آن ایشان بود.
آن پیرمرد ناله ای زد و گفت: من بر همین عقیده هستم و جانش برآمد.
ما خدمت حضرت صادق(ع) شرفیاب شدیم و علی بن سری این ماجرا را برای حضرت تعریف کرد و حضرت(ع) فرمودند: او مردی از اهل بهشت است. 
علی بن سری سؤال کرد: او از مذهب شیعه به جز لحظه قبل از مرگ هیچ سابقه ای نداشت. 
امام صادق (ع)مودند: دیگر از او چه می خواهید؟ بخدای عزوجل سوگند به بهشت درآمده است.                                                                 اصول کافی ج4 ص 187
 
مرحله ششم :آگاه باشيم گناه نكردن از توبه كردن آسانتر است 
- از امام صادق(ع)روایت شده که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) فرمودند: ترک خطا آسان تر است از طلب توبه و چه بسا شهوت در یک ساعت مایه اندوه طولانی گردد. و مرگ چنین شخصی موجب رسوایی دنیای او است و برای هیچ خردمندی جای شادی نگذاشته است.
 
کلام آخر: 
پس از بیان بخشی از مراحل توبه و بیان رحمت الهی که شامل توبه کنندگان      می شود نهایتاً باید متوجه باشیم که گناه نکردن از توبه کردن و گذراندن این مراحل آسانتر می باشد . از خداوند متعال و ائمه اطهار خواستاریم که ما را در زمره توبه کنندگان واقعی قرار دهد تا ما هم مشمول رحمت خاصه الهی گردیم. 
 
 
 
   |    :   توبه

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2293
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )