مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:52:27
طلوع آفتاب: 06:16:14
اذان ظهر: 11:49:02
غروب آفتاب: 17:21:49
اذان مغرب: 17:40:14
نیمه شب: 23:07:08
حدیث روز
  • امام حسن مجتبى علیه السلام
  • أنَا الضّامِنُ لِمَن لَم يَهجُس فى قَلبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَن يَدعُوَ اللّه‏َ فَيُستَجابَ لَهُ؛
  • كافى، ج2، ص62، ح11
جهنم از چه خلق شده ؟
ضرورت وجود جهنم؟
ضرورت وجود جهنم؟
 
لازمة برهان عدالت الهي و نيز مقتضاي عقل اين است كه سرايي ديگر براي پاداش و كيفر وجود داشته باشد.
همانگونه كه مي دانيم، در اين جهان انسانها در انتخاب و انجام كارهاي خوب و بد آزادند.
 
 از يك سو، كساني يافت مي شوند كه تمام عمر خود را صرف عبادت خدا و خدمت به بندگان او مي كنند. و از سوي ديگر، تبهكاراني ديده مي شوند كه براي رسيدن به هوسهاي شيطاني خودشان بدترين ستمها و زشتترين گناهان را مرتكب مي گردند. 
و اساساً هدف از آفرينش انسان در اين جهان و مجهز ساختن او به گرايشهاي متضاد و به نيروي اراده و انتخاب، و به انواع شناختهاي عقلي و نقلي، و فراهم كردن زمينه براي رفتارهاي گوناگون و قرار دادن وي بر سر  دو راهی‌هاي حقيقت و باطل و خير و شرّ همين است كه انسان در معرض آزمايشهاي بي شمار، واقع شود و مسير تكامل خود را با اراده و اختيار برگزيند تا به نتايج اعمال اختياري و پاداش و كيفر آن برسد.
اما مي بينيم كه در اين جهان، نيكوكاران و تبهكاران، به پاداش و كيفري كه در خور اعمالشان باشد نمي رسند و چه بسا تبهكاراني كه از نعمتهاي بيشتري برخوردار بوده و هستند. اساساً زندگي دنيا ظرفيت پاداش و كيفر بسياري از كارها را ندارد. مثلاً كسي كه هزاران شخص بي گنار را به قتل رسانيده است نمي توان او را جز يك بار،‌ قصاص كرد و قطعاً ساير جناياتش بي كيفر مي ماند در صورتي كه مقتضاي عدل الهي اين است كه هركس كوچكترين كار خوب يا بدي انجام دهد به نتيجه آن برسد.
پس همچنان كه اين جهان، سراي آزمايش و تكليف است بايد جهان ديگري باشد كه سراي پاداش و كيفر و ظهور نتايج اعمال باشد و هر فردي به آنچه شايسته آن است نايل بگردد تا عدالت الهي، تحقق عيني يابد.
از طرفي ديگر، عقل اذعان دارد كه جهان آخرت، بايد دست كم داراي دو بخش مجزا براي رحمت و عذاب باشد تا نيكوكاران و تبهكاران از يكديگر تفكيك شوند و هركدام به نتيجه اعمال خودشان برسند و اين دو بخش، همان اس
ت كه در لسان شرع به نام بهشت و جهنم (دوزخ) شناخته مي شود.
 
وصف جهنم
جهنم (دوزخ) جايگاه كافران و منافقاني است كه هيچ نور ايماني در دلهايشان وجود ندارد، و گنجايش آن چنان است كه پس از در بر گر
فتن همه تبهكاران، باز هم «هل من مزيد» مي گويد!
شعله هاي آتش از هر سو زبانه مي كشد و صداي گوش خراش و خشم آلود آنها بر وحشت و اضطراب مي افزايد، قيافه ها عبوس و درهم كشيده و سياه و زشت و چروكيده است و حتي در چهره فرشتگان دوزخيان هم، اثري از مهر و عطوفت و نرمي ديده نمي شود.
مرحوم ديلمي (از علماي قرن پنجم هجري) در كتاب «ارشاد القلوب» خود چنين نقل مي كند:
روزي رسول خدا , درحالي كه نشسته بود جبرئيل با حالتي افسرده و محزون بر پيامبر نازل شد، پيامبر,  به جبرئيل فرمود: 
«اي برادرم جبرئيل چرا تو را محزون و افسرده خاطر مي بينم؟»
گفت: چگونه افسرده نباشم درحالي كه نفخهاي (دمهاي) جهنم امروز تمام شده.
پيامبر ,  فرمود: نفخهاي جهنم چيست؟
گفت: خداوند امر كرد هزار سال آتش جهنم را دميدند تا اينكه سرخ شد. سپس هزار سال دميدند تا اينكه سفيد شد و هزار سال دميدند تا اينكه سياه شد و اكنون سياه و تاريك است و تاريكي بالاي تاريكي است.
اي محمد! اگر يك حلقه از آن سلسله هاي آتشين كه طولش هفتاد ذراع (حدود 35 متر) است بر كوههاي دنيا نهند همه كوهها از شدت گرماي آن ذوب مي شوند و اگر يك قطره از زقوم و ضريع در تمام آبهاي اهل دنيا بيندازند همه اهل دنيا از بدبويي و فساد و گنديدگي او هلاك خواهند شد.
 
جهنم از چه خلق شده؟
از پيغمبر اكرم ,  پرسيدند خداوند جهنم را از چه آفريده و چگونه و چند است؟ 
فرمود: خداوند جهنم را از خشم خود خلق كرد و اندر زمين هفتم است و هر طبقه در زير هم قرار دارد و هر دوزخي تا دوزخ ديگر پانصد راه است و هر يك از ديگري هفتاد بار سوزان تر است و آخرين آنها دركه اسفل است كه محل منافقين است كه: «ان المنافقين في الدرك الاسفل من النار».
 
جهنم قابل حركت دادن است!
در سوره فجر، آيه 23آمده است كه: «وجيءيومئذ بجهنم يومئذ يتذكر الانسان اني له الذكری» 
«و در آن روز جهنم را حاضر كنند و در آن روز انسان متذكر مي شود،‌ اما چه فايده كه در اين تذكر براي او سودي ندارد»
از اين تعبير استفاده مي شود كه جهنم قابل حركت دادن است و آن را به مجرمان نزديك مي كنند.
در حديثي از پيغمبر اكرم ,  مي خوانيم كه وقتي آيه فوق «و جيء يومئذ بجهنم» نازل شد رنگ چهره مباركش دگرگون گشت.
اين حالت بر اصحاب گران آمد، بعضي به سراغ امیرالمؤمنین (ع) رفتند و ماجرا را بيان كردند، امیرالمؤمنین (ع)  آمد ميان دو شانه پيامبر,  را بوسيد و گفت: اي رسول خدا! پدرم و مادرم به فدايت باد، چه حادثه اي روي داده؟ 
فرمود: جبرئيل آمد و اين آيه را تلاوت كرد.
امیرالمؤمنین (ع)  مي گويد: عرض كردم:  چگونه جهنم را مي آورند.
فرمود: هفتاد هزار فرشته آن را با هفتاد هزار مهار مي كشند و مي آورند! و آن در حال سركشي است كه اگر او را رها كنند همه را آتش           می زند، سپس من در برابر جهنم قرار مي گيرم و او مي گويد: 
اي محمد! مرا با تو كاري نيست، خداوند گوشت تو را بر من حرام كرده، درآنروز هركس در فكر خويش است ولي محمد مي گويد: «رب امتي! امتي، پروردگارا! امتم امتم!»
آري هنگامي كه انسان مجرم اين صحنه ها را مي بيند تكان مي خورد و بيدار مي شود، هاله اي از غم و اندوه وجودش را مي پوشاند، نگاهي به گذشته خويش مي كند، و از اعمال خود سخت پشيمان مي شود اما اين پشيماني هيچ سودي ندارد.
انسان آرزو مي كند بازگردد و گذشته تاريك را جبران كند، اما درهاي بازگشت به كلي بسته است. مي خواهد توبه كند اما زمان توبه سپري شده است. مي خواهد اعمال صالحي بجا آورد تا اعمال سوئش را تلافي كند اما پرونده اعمال درهم پيچيده شده.
اينجا است كه فريادش بلند مي شود: 
اي كاش اعمال صالحي براي زندگي فرستاده بودم! (يقول يا ليتني قدمت لحياتي).
جالب توجه اينكه نمي گويد براي زندگي آخرتم بلكه مي گويد براي زندگيم، گويي واژه حيات شايسته غير زندگي آخرت نيست، و زندگي زودگذر آميخته با انواع مصائب در دنيا زندگي محسوب نمي شود همانگونه كه در آيه 64 عنكبوت مي خوانيم:
«و ما هذه الحياة الدنياالا لهو و لعب و انّ الدار الاخرة لهي الحيوان لو كانو يعلمون»
«اين حيات دنيا چيزي جز سرگرمي و بازي نيست، و حيات حقيقي حيات آخرت است اگر مي دانستيد».
آري آنها كه اموال يتيمان را به غارت بردند،   لقمه ای در دهان گرسنگان نگذاشتند، اموال ارث را از اين و آن به يغما گرفتند و محبت اموال دنيا تمام قلوبشان را تسخير كرده بود، در آن  روز آرزو   مي كنند كه اي كاش چيزي براي حيات آخرت كه حيات حقيقي و جاويدان است از پيش فرستاده بودند، ولي اين آرزویي است بي نتيجه كه هرگز بجایي نمي رسد.
از حضرت امام محمد باقر(ع) نيز روايت شده است كه چون اين آيه نازل شد: «وجيءيومئذ بجهنم، و بياورند در آن روز جهنم را»، از حضرت رسول , در مورد معني اين آيه پرسيدند، فرمود كه: جبرئيل روح الامين مرا خبر داده كه چون حق تعالي اولين و آخرين را در قيامت جمع كند، جهنم را بياورند با هزار مهار كه او را صد هزار ملك در نهايت شدت و غلظت مي كشند، و جهنم را صدايي درهم شكستن و خروش و غضب بزرگ بوده باشد، پس نفسي بكشد و صدايي در آن ظاهر شود كه اگر نه آن باشد كه حق تعالي امر مردم را از براي حساب تأخير كرده است، هر آينه همه را هلاك كند، پس نماند هيچ بنده اي از بندگان خدا،‌ نه ملكي و نه پيغمبري مگر آنكه فرياد كند: رب نفسي نفسي، پروردگارا، جان مرا، جان مرا نجات ده. و تو اي پيغمبر خدا! ندا كني: امتي امتي و از براي امت خود دعا كني. پس صراط را بر روي آن بگذارند، از مو باريكتر و از شمشير برنده تر.
 
شيعيان مخلد در آتش نيستند:
«و لسوف يعطيك ربك فترضی»
«پروردگارت در آينده به تو بخششي خواهد كرد تا خشنود شوي».
در تفسير اين آيه رسيده است كه؛ 
 حضرت محمد ,  راضي نخواهد شد كه يك نفر از امت او در جهنم باشد.
قول ديگر رسول , كه: 
« من شفاعت خود را براي مرتكبين گناهان كبيره امت خود ذخيره كرده ام»، مؤيد ديگري بر اثبات اين مطلب است.
دليل ديگر، بشارت و مژده هایي است كه براي شيعيان وارد شده كه مخلد در جهنم نخواهند بود و دوستي پيغمبر,  و عترت او (يعني ائمه [) ايشان را هرچه كرده باشند از عذاب نجات خواهد داد.
دليل ديگر، اخباري است كه دلالت دارد كه هر بلا و ناخوشي و مرضي كه در دنيا به مؤمن      مي رسد كفاره گناه اوست.
مانند سخن حضرت رسول , : «الحمي من قيح جهنم، و هي حظ المؤمن من النار، تب از پلشتي جهنم است و همين است نصيب مؤمن از آتش دورخ»
دليل ديگر، احاديثي كه روايت شده است كه: در روز قيامت، كفار و دشمنان اهل بيت رسالت، فداي مؤمنين و شيعيان خواهند شد. و گناهان شيعيان را به پاي ايشان نوشته، آنها را به عوض ايشان به جهنم خواهند برد.
همچنان كه مروي است كه: رسول خدا ,  فرمودند كه: 
«امت من، امت مرحومه اند، و در آخرت از براي ايشان عذابي نيست. و آنچه بايد از عقاب به ايشان رسيد در دنيا به واسطه بلاها و محنتها و زلزله ها مي رسد، و چون روز قيامت شود به هر يك از امت من، مردي از كفار اهل كتاب را بدهند و گويند اين فداي تو است از آتش». 
و دراحاديث اهل بيت وارد است كه: «ناصبين و دشمنان ما را سبب ظلمي كه به شيعيان كرده اند و بدي ايشان را گفته اند فداي ايشان خواهند كرد».
و از حضرت صادق(ع) مروي است كه: «روز قيامت يكي از شيعيان ما را كه دوستي ما را محافظت كرده باشد، و در دين خود تقيه نموده باشد، و حقوق برادران مؤمن خود را به جا آورده باشد و ليكن در طاعت و عبادت كوتاهي كرده باشد مي آورند و مقابل او صد نفر يا بيشتر، يا صد هزار از دشمنان ما را   مي‌گذارند و مي‌گويند: اين ها فداي تو هستند از آتش جهنم، پس آن مؤمنان را به بهشت مي برند و اين ناصبين را داخل جهنم مي‌كنند».

   |    :  91    |    :   جهنم از چه خلق شده ؟

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2620
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )