مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:02:13
طلوع آفتاب: 05:48:55
اذان ظهر: 13:06:12
غروب آفتاب: 20:23:28
اذان مغرب: 20:44:40
نیمه شب: 00:12:51
حدیث روز
  • امام حسین علیه السلام
  • لا أفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق ؛
  • تاریخ طبرى، ص 1، ص 239
حیا
حیا
حيا  ( قسمت دوم )
1.  «حیا» موهبتی الهی و امری فطری
تذکّر اوّل؛ از مجموعه معارف ما، به خصوص مباحث کلامی، این نکته به دست می‎آید که «حیا» یک امر فطری است. یعنی حیا یک موهبت و ودیعه الهی است. 
ما یک امور فطری داریم که همراه با خلقت ما است، آمیخته به خلقت ما است. همان‎گونه که در بُعد معنوی، انسان موحد خلق شده است، «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ» هر انسانی که به دنیا می‎آید موحد است، در بعد اخلاقی هم «باحیا» خلق شده است.
ما در روایات‎مان هم داریم، که «حَتَّى يَكُونَ أَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ وَ يُنَصِّرَانِهِ» فرزند در دامن پدر و مادر که می‎آید، انحراف از فطرت پیدا می‎کند و از مسیر توحید خارج می‎شود.
من این مسأله را تنظیر کردم که بدانید انسان با حیا خلق می‎شود ولی از وقتی که با دیگران ارتباط پیدا می‎کند انحراف پیدا کرده و بی‎حیا می‎شود. انحراف در روابط پدید می‎آیند، و الّا انسان خودش، مفطور به توحید و حیا است. فطرت اوّلیّه انسان خداجو و خداخواه است. یعنی هر انسانی که به دنیا می‎آید، خداوند این موهبت یعنی حیا را مثل بقیّه فطریّات، به او عطا کرده است. 
من گام به گام پیش می‎روم. اصلاً مابه‎الامتیاز انسان، از سایر حیوانات «حیا» است. یعنی در حیوانات حیا نیست، این موهبت الهیّه در آنها نیست ولی در انسان هست؛ به همین خاطر انسان از دیگر حیوانات جدا شده است. 
به توحید مفضّل از امام صادق} مراجعه کنید! حضرت خطاب به مفضّل می‎فرماید: «انْظُرْ يَا مُفَضَّلُ إِلَى مَا خُصَّ بِهِ الْإِنْسَانُ دُونَ جَمِيعِ الْحَيَوَانِ» ایشان خیلی صریح می‎گوید که آنچه غیر از بقیه حیوانات، تنها به انسان اختصاص داده شده است، چیست؟ 
«الحیاء» حضرت آن‎قدر واضح مطلب را گفتند که دیگر جای هیچ شک و شبهه‎ای در آن نماند. من بعداً به آیات می‎رسم که در آنجا بحث‎های دیگری مطرح است.
پس این نکته اوّل بود که حیا یک امر اکتسابی مانند برخی از ملکات انسان که کسب شدنی است و به دست می‎آید، نیست. 
گاهی انسان خودش ملکه‎ای را تحصیل می‎کند و به دست می‎آورد، امّا «حیا» به دست آوردنی نیست، امری خدادای است که خداوند به هر انسانی داده است.
 
2.   «حیا» یک امر فراگیر و همگانی
مطلب دوم همگانی بودن حیا است. اوّل این‎که حیا غریزی است یعنی فطری و موهبتی الهی است، دوم این که همگانی است. 
دقت کنید که من اینها را از هم جداسازی کردم. این‎طور نیست که حیا را فقط به مؤمن داده باشد وکافر حیا نداشته باشد. اصلاً و ابداً چنین حرفی درست نیست. 
خداوند حیا را هم به مؤمن داده است و هم به کافر. خدا در فطرت و نهاد هر موجودی که ما به آن «انسان» می‎گوییم، حیا را قرار داده است.
من حالا یک روایت بخوانم. 
روایت از امام صادق(ع) است که حضرت فرمودند که حضرت عیسی فرموده است: «فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَسَّمَ الْحَيَاءَ كَمَا قَسَّمَ الرِّزْقَ» این روایت چه قدر زیبا است! خداوند حیا را بین انسان‎ها تقسیم کرده، همان‎طور که روزی را پخش کرده است.
نگاه کنید! این تشبیه، خیلی زیبا است. مگر خدا فقط به مؤمن روزی می‎دهد؟ او به کافر هم روزی می‎دهد. روزی رسان او است. 
در این مطلب که هیچ شبهه‎ای نیست؟ روزی را او می‎دهد، تو روزی را تحصیل نمی‎کنی، روزی را فقط او می‎دهد، او روزی بندگان را قسمت کرده است. دیگر صحبت این نیست که من را قبول داری یا قبول نداری؟ موحّد باشد، مشرک باشد، هرچه باشد، به همه روزی می‎دهد. 
حیا را هم به همه داده است. می‎خواستم این را عرض کنم که حیاء همگانی است. این‎طور نیست که شما خیال کنید خدا فقط به بعضی از بندگانش حیا می‎دهد.
این روایت چه بسا باز هم اشاره به این مسأله داشته باشد که حیا، امری موهبتی است؛ چون فرمود: «إنّ الله تبارک و تعالی قسَّم الحیا» «خداوند» حیا را میان بندگانش تقسیم کرد. اینها دو چیز است: یک؛ حیا امر موهبتی و الهی است و دیگر این‎که همگانی است.
 
3.  «حیا» پوشش نفس انسان
مطلب سوم؛ نقش حیا در رابطه با روح و نفس انسان است. 
حیا چه نقشی دارد؟ این که خدا به همه ما حیا داده است برای چیست؟ ما از مجموعه آنچه که در باب حیا داریم این مسأله را در می‎یابیم که حیا نقش پوششی برای نفس انسان دارد. مثل یک پوشش بر روی نفس، یعنی شهوت و غضب است. 
ما این مطلب را در روایات متعددی داریم؛ به خصوص ازحضرت امیرالمؤمنین(ع) است که فرمودند: «مَنْ كَسَاهُ الْحَيَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ يَرَ النَّاسُ عَيْبَهُ» هر کس لباس حیا را به تن کند، دیگران عیوبش را نمی‎بینند. 
روایت دیگری نظیر این روایت است که حضرت در جای دیگر می‎فرمایند: 
«وَ مَنْ كَسَاهُ الْحَيَاءُ ثَوْبَهُ اخْتَفَى عَنِ الْعُيُونِ عَيْبُه‏» هر که لباس حیا بر تن کند، عیب‎هایش از مردم مخفی می‎ماند. این همان مضمون روایت قبلی است.
روایت دیگر هم از امیرالمؤمنین(ع) است که: «أحسن ملابس الدين الحياء» بهترین لباس‎های دین، حیا است. 
در روایات قبلی اصلاً بحث دین مطرح نبود، کلّی بود و راجع به همه انسان‎ها بود. معنای این روایت را من الآن عرض می‎کنم. ما در جلسه گذشته گفتیم که نفس، وقتی تعادلش را از دست می‎دهد، خراب‎کاری می‎کند. 
حیا مثل یک پوشش است که روی نفس می‎آید و شهوت و غضب را مهار می‎کند. چون وقتی این قوا از تعادل خارج شود، آبرویم را می‎برد و عیوب نفسانی از من بروز می‎کند و ظاهر می‎شود.
عیوب نفسانی انسان کجا ظاهر می‎شود؟ مثلاً تا فلانی را عصبا‎نی‎ نکردی، نمی‎فهمی که چه کاره است. وقتی عصبانی شد، تازه می‎بینی که نعوذ بالله چه حرف‎های زشتی از دهانش در می‎آید، و چه رذالت‎هایی که از او بیرون می‎ریزد. یا این‎که تا به جایی نرسیدی که به منافع مادّی دنیایی فرد برخورد داشته باشی، خیلی با او رفیق هستی. اما همین که یک بحث مادی مطرح شد خواهی دید که چگونه برای پول و منافع خودش تو را لگدمال می‎کند.
 
انسان در فشار شناخته می‎شود
ما در باب دوست‎یابی هم این مطلب را داریم که پیش از انتخاب دوست، او را امتحان کنید! یک روایت در باب دوست‎یابی به ذهنم آمد که اگراشتباه نکنم از امیرالمؤمنین} است، روایات متعددی داریم که اگر شخصی را خواستی از نظر رفاقتی ببینی که رفاقتش با تو صمیمی است یا نه؟ او را عصبانی کن! این روایت است که او را آن‎قدر عصبانی کن تا از دستت عصبانی شود. حالا خواهی فهمید که آیا واقعاً به تو علاقه‎مند است یا نه؟ آنجا است که می‎بینی چه می‎گوید و چه چیزی را بیرون می‎ریزد؟
غرضم این است که حیا مثل یک پوشش برای شهوت و غضب است. چون اینها قوای نفسانی است و حیا مانع ظهور و بروز عیوب انسان است. یعنی حیا مانع می‎شود که آدم کاری انجام دهد که زشت باشد. لذا در روایات از حیا به پوشش تعبیر شده است.
 
4.  «حیا» زیبایی انسانی است
چهارم؛ این که گفتیم حیا پوشش است، یعنی این لباس بر روی روح دو نقش دارد: یک نقش این است که مانع بروز و ظهور عیوب انسان می‎شود، مانند این روایت که فرمود: «مَنْ كَسَاهُ الْحَيَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ يَرَ النَّاسُ عَيْبَهُ» یا «وَ مَنْ كَسَاهُ الْحَيَاءُ ثَوْبَهُ اخْتَفَى عَنِ الْعُيُونِ عَيْبُه‏»    و دیگر این‎که این پوشش، خودش زیبا است.
مثلاً کسی که عریان است یک وقت به دنبال لباسی است که فقط بدن او را بپوشاند و آبرویش نرود، این امر با یک گونی هم ممکن می‎شود و همین ساتری است که نمی‎گذارد عورت آن فرد نمایان شود. اما گاهی کسی که عریان است به دنبال لباسی است که او را زیبا کند، ستر عورت دیگر مد نظر نیست. او به دنبال لباسی است که خود لباس زیبا است و آدم را نیز زیبا می‎کند. 
حیا هم دو نقش دارد؛ یک نقش این است که مانع بروز و ظهور عیوب انسان است و نقش دیگرش زیبایی خودش است که انسان را هم زیبا کرده و به او جلوه می دهد. لذا از امیرالمؤمنین} آمده است که «الحیاءُ جمیلٌ» حیا خودش زیبا است. ما روایت زیادی داریم که من فقط به عنوان نمونه به آن اشاره کردم.
 
تطبیق بحث با آیات قرآن کریم
 
« يا بَني‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»
خطاب آیه «یا بنی آدم» است، یعنی همه انسان‎ها مخاطب این پیام الهی هستند. 
«یا ایهاالذین آمنوا» نیست. 
«قد انزلنا الیکم» «انزل» اینجا به معنای خلق است یعنی ما برای شما خلق کردیم. شاید برای بعضی قبول این معنا سخت باشد ولی ما در موارد متعددی داریم که از خلق با لفظ «نزول» تعبیر شده است. 
مثلاً در جایی فرمود: « وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاس‏...»ما آهن را فرستادیم، این آیه به این معنا نیست که واقعاً آهن‎ها از آسمان پایین ریخت، چون اگر این‎طور بود که خیلی از سرها می‎شکست و خیلی‎ها از بین می‎رفتند. معنای آیه این است که ما آهن را برای شما «خلق کردیم». 
یا در جای دیگر می‎فرماید: « وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ»
یعنی ما برای شما هشت جفت چهارپا خلق کردیم. اینها به معنای خلق است و ما آیات زیادی در این رابطه داریم. 
از اینجا معلوم می‎شود که مسأله درباره امری موهبتی، فطری، الهی و خلقتی است.
گفتیم پوشش دو نقش دارد: یک این‎که؛ «یُواری سوئاتکم» زشتی‎هایتان را می‎پوشاند و دو؛ «و ریشاً» شما را زیبا می‎کند. «ریشا» یعنی زیبایی و زینت. این همان «حیا» است.
بعد می‎گوید: «وَلباسُ التَّقوی ذلک خَیر» لباس تقوا بهتر است. 
چرا اینها را از همدیگر جدا می‎کند؟ 
چون حیا امری موهبتی است ولی تقوا امری اکتسابی است. 
باید زحمت بکشی تا تقوا را به دست بیاوری؛ ایمان مستمر و عمل مکرر موجب می‎شود که ملکه تقوا برای انسان پیدا شود. لذا خودت باید وارد عمل شوی. 
امّا حیا خدادادی است. برای همین هم آیه فوق، این دو را از یکدیگر جدا می‎کند.
این‎که می‎گوید: تقوا بهتر است برای این است که تقوا اخصّ از حیا است. 
حیا همگانی و فراگیر است ولی تقوا یک محدوده خاص خودش را دارد. بعد هم می‎گوید: «ذلک من آیات الله لعلکم یذکرون».
پس حیا دو نقش دارد، هم پوشش زشتی‎های نفسانی انسان است و هم به انسان جلوه می‎دهد، این لباس به تو زینت می‎بخشد
.
برگرفته از سلسله درسهای اخلاق
 آیت الله مجتبی تهرانی

   |    :   حیا

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 1782
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )