مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 05:34:58
طلوع آفتاب: 07:04:44
اذان ظهر: 11:58:05
غروب آفتاب: 16:51:27
اذان مغرب: 17:11:40
نیمه شب: 23:13:12
حدیث روز
  • پيامبر صلى ا لله عليه و آله
  • مِن سَعادَةِ ابنِ آدَمَ اسْتِخارَةُ اللّه‏ِ و رِضاهُ بِما قَضَى اللّه‏ُ و مِن شِقْوَةِ ابن آدَمَ تَركُهُ اسْتِخارَةَ اللّه‏ِ و سَخَطُهُ بِما قَضَى اللّه‏ُ ؛
  •  
  • تحف العقول، ص 55
خانواده
با دخالت خانواده ها چه کنیم ؟
با دخالت خانواده ها چه کنیم ؟

دخالت خانواده همسر مسئله ای است که بسیاری از تازه عروس و دامادها را آزار می دهد. 
اوایل زندگی بزرگترها فکر می کنند شما راه و چاه را نمی شناسید و باید در جزء جزء رفتارهای شما، روابطتان با همسر و خانواده او و برگزاری مراسم عقد و عروسی شما اعمال سلیقه کنند و شما را از اشتباه باز دارند! اما واقعیت این است که اغلب این دخالت ها با رفتار مناسب از سوی دختر و پسر قابل حل است.
 
نکته اول اینکه باید دید این دخالت ها از چه نوعی است، یعنی آیا دخالت ها در جهت داوطلب شدن برای کمک است یا مانع شدن بر سر راهتان. تعیین نوع دخالت سرنخ محکمی برای تعیین راهکارهای مناسب است. 
به هر ترتیب، برای حل مشکل تان می توانید از نکات زیر استفاده کنید.
1- محدوده کمک آن ها را مشخص کنید: بیراه نیست که والدین بعد از ازدواج فرزندشان، به خصوص در زمان نامزدی که هنوز در خانه آن ها و تحت سرپرستی شان قرار دارد، برای کمک به حل مشکلات فرزندشان داوطلب می شوند و البته با این کارشان احساس استقلال نداشتن را به همسر فرزندشان که شما باشید انتقال می دهند.
بنابراین اگر آن ها می خواهند به شما کمک کنند، با صراحت و البته با احترام به آن ها بگویید که در چه زمینه هایی به کمک آن ها نیاز است و نشان دهید  تمایل دارید که خودتان به صورت مستقل عمل کنید. این گونه هم راه  را برای کمک کردن به آن ها باز گذاشته اید و هم حریم شخصی تان را حفظ کرده اید.
2- احترام را فراموش نکنید: حتی زمانی که والدین مسرتان می خواهند با دخالت شان خلل و مانعی در کار شما ایجاد کنند، رفتار محترمانه را از یاد نبرید. احترام بهآن ها علاوه بر آن که مسئله ای اخلاقی است و رابطه شما را با نامزدتان به بهترین وجه شکل می دهد، می تواند موجب احترام متقابل از سوی آن ها و دخالت نکردن هایشان شود.
3- صراحت را فراموش نکنید:برخی اوقات واقعاً والدین نامزدتان نمی دانند که در حال دخالت در زندگی شما هستند، به خصوص در مورد شما که هنوز نامزدتان در خانه والدینش سکونت دارد و بالطبع هر حرف و رفتاری می تواند به این روش توجیه شود که زندگی فرزندم است و دخالت نیست.
شما و نامزدتان در یک جلسه دوستانه مشترک با والدین او با صراحت اما دوستانه و محترمانه به آن ها بگویید که به نظرتان کدام یک از رفتارهایشان دخالت در زندگی تان است و نامزدتان را آزار می دهد. 
ممکن است گاهی اوقات این صراحت ها در ابتدا موجب دلخوری کوچک طرف مقابل شود، اما در نهایت پیامدهای منفی بسیار کمتری نسبت به انجام ندادن این کار دارد.
4-  همسرتان مقصر نیست: باور کنید اگر دخالتی از سوی خانواده همسرتان رخ دهد، همسر شما بیش از خودتان از این موضوع رنج خواهد برد.
بنابراین شما بر این ناراحتی اضافه نکنید. 
جملات اتهامی، سرزنشی و محکوم کننده تنها به فضای سرد بین شما و همسرتان خواهد افزود و شما را از هم دورتر خواهد کرد و هیچ نتیجه مثبتی در بر نخواهد داشت. 
بنابراین به جای دعوا با همسرتان، به راه حلی مشترک برای این موضوع بیندیشید که هم استقلال شما حفظ شود و هم والدین همسرتان از شما ناراحت نشوند.
5- به روان شناس یا مشاور خانواده مراجعه کنید: در صورتی که مسئله بسیار پیچیده است و با       راه حل های ذکر شده امکان رسیدن به نتیجه مقبول وجود ندارد، به این معناست که مسئله یا از ابتدای ورود شما به خانواده همسرتان اوضاع غیرعادی و پیچیده بوده و یا اینکه در طول زمان این اتفاق رخ داده است. 
علت هر چه باشد مشاوره می تواند مؤثر واقع شود. در ابتدا لازم است که شما و همسرتان نزد روان شناس بروید و در صورت نیاز به مراجعه والدین همسرتان، به نرمی از آن ها تقاضا کنید که نزد آن روان شناس بروند.
 
چند توصیه برای کم کردن دخالت خانواده ها
گاهی دخالت خانواده ها به این دلیل است که به انتخاب های شما اعتمادی ندارند و فکر می کنند آنقدر بزرگ نشده اید که بتوانید تصمیم درست را بگیرید. 
در این موارد:
* در مورد اختلافات کم اهمیتی که با همسرتان دارید با خانواده‌هایتان صحبت نكنید.
* مرزهای خانواده را پررنگ کنید و به خانواده خود و همسرتان بگویید که درباره راه و رسم زندگی تان چه تصمیمی گرفته اید و با همسرتان به چه توافقاتی رسیده اید.
* دایره دخالت ها را تنگ تر کنید. اگر كسی درباره مسایل شما اظهارنظر و دخالتی كرد، از محبت و توجه او با احترام زیاد تشکر کنید اما در نهایت بگویید که تصمیم نهایی را با مشورت همسرتان خواهید گرفت.

پدر و مادر شجاع  
يكي از بزرگ ترين احساس هايي كه هميشه باعث مي شود بين والدين و فرزندانشان فاصله بيفتد، «ترس» است. 
پدر و مادرها از وقتي بچه دار مي شوند، تا آخر عمر يك ترس هميشگي دارند كه مبادا فرزندانشان اشتباهي مرتكب شوند يا خطري آنها را تهديد كند.
در سنين مختلف اين ترس رنگ و بوي جديدي به خود مي گيرد،‌به طور مثال در كودكي نگران زمين خوردن و خطرات جاني هستيد، در نوجواني نگران دوستان و بحران هاي نوجواني و در جواني هم نگران ازدواج و آينده فرزندشان هستند،‌ بعد از ازدواج نيز باز هميشه مي ترسند كه نكند فرزندشان در زندگي اش دچار مشكلي شود و ... 
درميان اين ترس ها،‌پدر و مادر ممكن است فرزندشان را آزار دهد و فكر كنند كه تنها آنها درست مي گويند و اگر فرزندشان جز آنچه آنها خوب مي دانند عمل كند،‌ موفق نخواهد شد.
وقتي از پدر و مادرها مي پرسي كه چرا اينقدر نگران فرزندانشان هستند،‌ مي گويند ما آنها را دوست داريم و از روي دلسوزي است كه نگران آنها هستيم، در حالي كه اين ترس از باورهاي غلطي است كه والدين دارند و اگر آنها را تغيير دهند،‌ مي توانند از نگراني هاي خود كم كرده و پر و بال فرزندانشان را نچينند.
باور هايي مثل اين كه والدين فكر مي كنند كه «مالك فرزندانشان» هستند و تا آخر عمر به آنها وابسته اند. 
بچه ها بايد از تجربيات والدينشان استفاده كنند و به حرفهاي آنها گوش دهند، چون نمي دانند كه خوب و بد چيست و ... 
این باورها باورهاي غلطي است كه مي تواند روابط والد و فرزندي را  تحت الشعاع قرار دهد.
در صورتي كه بايد گفت ما مالك فرزندانمان نيستيم. 
آنها «امانت و نعمتي هستند از جانب خداوند» كه وظيفه داريم آنها را از بدو تولد تا زماني كه بتوانند از خود مراقبت كنند، نگهداري كنيم. 
فرزندان ما انسان هاي مستقلي هستند با شخصيت، رفتار، استعدادها و توانايي هاي منحصر به فرد كه ممكن است برخي از اين خصوصيات را از والدينشان به ارث برده باشند. اما نمي توانيم از فرزندانمان انتظار داشته باشيم كه مثل ما فكر كنند و هميشه با ما هماهنگ باشند،‌چرا كه فرزند ما در جامعه اي رشد مي كند كه با زمان ما متفاوت است. 
هر روز در جوامع اتفاقاتي مي افتد كه آن را با ديروزش متفاوت مي كند و همه چيز زندگي انسان ها از ابتدايي ترين مسائل مثل غذا خوردن تا باورهاي ديني زندگي را تحت تأثير قرار دهد.
فرزندان ما مثل هر انسان ديگري حق دارند تجربه كنند و حتي مثل همه آدم ها دچار اشتباه شوند. 
اين به معني آزادي بي حد و حصر نيست و بچه ها حق تجربه هر چيزي را ندارند، ‌اما والدين گاهي آنقدر سختگير و حساس مي شوند كه حتي جلوي تجربه مسائلي كه هر انساني در زندگي آنها را تجربه مي‌كند تا رشد كند را هم مي گيرند، فقط با اين استدلال كه ما تجربه كرده ايم و شما ديگر نمي‌خواهد آن را تجربه كنيد.
هركدام از ما داراي استعدادها و توانايي هاي خاص خودمان هستيم. 
گاهي والدين راه هاي شكوفا شدن استعداد فرزندشان را مي بندند و ميدان خلاقيت را از او دريغ مي‌كنند و به خيال خود، ‌او را در پنبه بزرگ مي كنند، در حالي كه خلاقيت به معني حل مسأله است و اگر فرزند شما نتواند مشكلاتش را خودش حل كند، به شخص ديگري احتياج پيدا مي‌كند.
پس بايد فرزندانمان را مستقل بار بياوريم و گاهي حتي راهنمايی هم نكنيم تا خودشان از پس مشكل بربيايند و جوابگوي اعمالشان باشند. ما مي توانيم دركنار فرزندانمان در همه مراحل باشيم، اما به عنوان يك دوست و يك مشاور نه يك حاكم و ناظر.
والديني كه ترس ها و باورهاي غلط را در خود از بين ببرند و شجاعت همراهي با فرزندانشان را داشته باشند،‌ نتيجه مثبت خواهند گرفت و از والدين بودنشان لذت خواهند برد، نه اين كه سال ها خود و فرزندانشان را آزار دهند.

افسردگي در كودكان 
دلايل افسردگي 

افسردگي به دلايل مختلف به سراغ كودكان مي آيد كه مي توان اين دلايل را به انواع مختلف تقسيم كرد.
افسردگي نيز مانند بيشتر اختلالات رواني     مي تواند زمينه ژنتيك داشته باشد.
به اين صورت كه اگر پدر يا مادر يا نزديكان كودك دچار افسردگي باشند،‌ احتمال ابتلاي او به افسردگي بيشتر است.
تغييرات اجتماعي مانند جنگ يا بلاياي طبيعي مانند زلزله و سيل نيز مي تواند كودكان را افسرده كند.
اما امروزه مهمترين دليل براي افسردگي كودكان رفتار والدين است، چرا كه بچه ها در سنين پايين به والدين خود وابسته اند و رفتار والدين مي تواند در روحيه آنها بسيار تأثيرگذار باشد. رفتارهايي مانند تبعيض بين فرزندان، به رخ كشيدن نكات منفي كودك و ابراز نكردن صفات مثبت او و تمام رفتارهاي نسنجيده به طوري كه روحيه کودک را تضعيف كند و اعتماد به نفس او را كاهش دهد، مي تواند زمينه ساز ابتلابه افسردگي در او باشد.
غير از رفتار والدين با كودك، رفتار والدين با هم نيز مي تواند در بروز افسردگي نقش داشته باشد،‌ مانند دعواهاي زناشويي مداوم و مقصر دانستن كودك در اختلافات خانوادگي، مطرح كردن مسائل اقتصادي در حضور كودك، آگاهي كودك از بيماري والدين به طوري كه نگران از دست دادن والدين شود و خود را در بيماري آنها مقصر بداند و در نهايت جدايي والدين.
برخي عوامل روانشناختي نيز مانند نبود عزيزان و مرگ پدر يا مادر، از دست دادن سلامت مانند نقص عضو يا بيماري هاي مزمن و بدون علاج مي تواند كودك شما را افسرده كند.
برخي دلايل ساده مانند تعويض مدرسه يا  مهد كودك، اسباب كشي و مهاجرت كه از نظر شما ممكن است متنوع و خوشحال كننده باشتد، مي تواند كودك شما را افسرده كند.
چرا كه تغيير ناگهاني و بدون مقدمه و از دست دادن دوستان براي كودك ناراحت كننده است و اگر با او همراه نباشيد و به گفتگو با او نپردازيد، ممكن است برايش مشكلات روحي پيش بيايد.

علائم افسردگی

گريه مداوم،  لذت نبردن از فعاليت هايي كه در گذشته انجام  آنها را دوست داشته،‌ نااميدي، بي حوصله و كم انرژي شدن، ‌منزوي شدن و در جمع ها شركت نكردن و عدم توانايي در برقراري ارتباط و دوست يابي از علائم افسردگي در كودكان است كه اين تغييرات را به راحتي مي توان در رفتار كودك تشخيص داد.
برخي علائم افسردگي در كودكان به سادگي قابل تشخيص نيست و بايد آنها را با دقت در اعمال و گفتار كودك و هنگام گفتگو با او فهميد، مثل اعتماد به نفس پايين توأم با احساس گناه به طوري كه دائم به دليل كارهايي كه انجام مي دهد، عذر خواهي كند يا خودش را مقصر چيزهايي بداند كه به او ربطي ندارد.
حساسيت و پرخاشگري، مثل اين كه كودك هميشه از چيزي شاكي باشد و در درونش حرصي داشته باشد كه نتوانيد دليل قطعي و منطقي برايش پيدا كنيد، شكايت هاي مكرر از بيماري جسمي مانند سردرد، شكم درد، پادرد و ... بدون علت پزشكي از علائمي هستند كه بايد با دقت بيشتر به آنها پي ببريد تا اگر فرزندتان به افسردگي مبتلاست به سرعت در صدد درمان او برآييد.
در سنين بالاتر غيبت هاي مكرر از مدرسه يا انجام ندادن تكاليف،كاهش تمركز، صحبت درباره فرار از خانه يا تلاش در جهت آن، اختلالات عمده در خواب و خوراك و صحبت از خودكشي از علائم جدي افسردگي هستند كه به پيگيري والدين نياز دارد كه مشورت با روانشناس كودك يكي از آنهاست.

  پيشگيري و درمان

پس از آن كه افسردگي در كودك شما تشخيص داده شد و همچنين دليل يا دلايل افسردگي او را نيز فهميديد، راحت تر مي توانيد به درمان او بپردازيد.
ايجاد يك فضاي صميمي و دوستانه در محيط خانواده،‌ برآورده كردن نيازهاي او به اندازه مناسب، گفتگو با فرزند به نحوي كه خوب به حرف هايش گوش دهيد و به احساساتش احترام بگذاريد و گاهي تغيير فضايي كه باعث افسردگي كودك شده است و دقت در روابط بين فردي خانواده مانند رابطه پدر و مادر با هم و با فرزندان ديگر، همه و همه مي تواند از راهكارهاي درمان افسردگي در كودك شما باشد و در عين حال رعايت تمام اين نكات  مي تواند از بروز افسردگي نيز پيشگيري كند.
اما اگر علائم افسردگي در كودك شما ادامه يافت يا به گونه اي بود كه به سلامت او ضربه مي زد، مانند كم خوابي يا كم اشتهايي و اگر ريشه افسردگي كودك شما ژنتيكي بود بايد از يك متخصص كمك بخواهيد و نگذاريد وضعيت كودكتان وخامت پيدا كند، چرا كه افسردگي مي تواند لطمه هاي زيادي به فرزندتان بزند و هرچه سريع تر در صدد درمان او برآيید، به نفع شما خواهد بود.
 

   |    :   خانواده

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2378
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )