مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:52:27
طلوع آفتاب: 06:16:14
اذان ظهر: 11:49:02
غروب آفتاب: 17:21:49
اذان مغرب: 17:40:14
نیمه شب: 23:07:08
حدیث روز
  • پيامبر صلى ا لله عليه و آله
  • مِن سَعادَةِ ابنِ آدَمَ اسْتِخارَةُ اللّه‏ِ و رِضاهُ بِما قَضَى اللّه‏ُ و مِن شِقْوَةِ ابن آدَمَ تَركُهُ اسْتِخارَةَ اللّه‏ِ و سَخَطُهُ بِما قَضَى اللّه‏ُ ؛
  •  
  • تحف العقول، ص 55
در مکتب فاطمه علیها السلام
مظهری از انسان کامل
در مکتب فاطمه عليها السلام    
 
سخن از فاطمه علیها السلام است، شخصيتى كه جلالت و بزرگى او در قالب مفاهيم و الفاظ  نمى گنجد. و افراد عادى بشر را توان آن نيست كه در شأن و عظمت او سخن گويند. درجه رشد او، و شأن كمالات او را خدا مى شناسد، و رسول خدا  صلیّ الله علیه و آله و همسر گراميش امير مؤمنان علیه السلام و بس، ديگران را نرسد از كنه معرفتش سر درآورند.
 
در اينصورت ما را چه توان و امكانى است كه در شأن او سخن گوييم؟
آنچه را كه ما مى گوييم و ديگران پيش از ما درباره او گفته اند در حدّ عرض ارادتى است نه تعريف واقعى، و تازه به همانگونه كه مى بينيم و با تعريف ناقصى كه از او در دست است. فاطمه  علیها السلام فرشته اى است مافوق تصور كه ديگران بايد به تقديس او بپردازند.
 
بيان ما از شأن و جلال فاطمه علیها السلام و عظمت و فضائل او در حد فهم و ادراك محدود ماست و آن هم بدان اميد است كه باشد از آسمان ولايت او روزنه اى در انديشه و روان پديد آيد، دلمان به نور وجودش روشن گردد و درس آموزى از او ما را در برابر حوادث روزگار مقاوم سازد
 
وگرنه بگفته فاضلى شاعر به اين نكته واقفيم كه
 
اتريد ان تحصى فضائل فاطمه علیها السلام نفد الحساب و فضلها لم ينفد
[ عبدالعظيم ربيعى
 
آيا تو مى خواهى فضائل فاطمه را بشماره درآورى!
 شمارش و حساب به پايان مى رسد ولى فضل او پايان نمى يابد
 
مظهرى از انسان كامل
 
اگر بخواهيم فاطمه علیها السلام را در عبارتى كوتاه معرفى كنيم، خواهيم گفت او همان انسان كاملى است كه قرآن و روايات چهره آن را تصوير كرده اند
زنى است كه مى توان گفت مَثَل اعلاى نفس بشرى است و مظهر صفات و اسماى الهى
 
قاضى بيضاوى در تفسير خود مى نويسد:
 
- رسول خدا كه صلیّ الله علیه و آله فرمود: در مراحل رشد و تكامل انسانى مردان بسيارى به مرحله كمال مقدر خود رسيده اند ولى از زنان جز چهار تن به آن مقام دست نيافته اند و آن چهار عبارتند از: آسيه، مريم، خديجه و فاطمه علیها السلام.
 
او برترين بانوى اسلام و سيده زنان عالم است. گوهرى تابناك در منظومه و رشته نسل پيامبر صلیّ الله علیه و آله است و فرشته اى است از ملكوت اعلى. او همسر شهيد است و مام شهيدان، تربيت كننده نسل شهيد است و خود زن شهيده واجد كمالات انسانى است او تنها زنى است كه از همان آغاز حيات و تشكّل، بر اساس اصول متعالى اسلام و ارزشهاى اسلامى رشد و پرورش يافته و به درجه اى رسيده است كه او را در عالم زنان همتايى و در عالم مردان كفوى جز اميرالمؤمنين على علیه السلام نبوده است.
 
در وصف او
 
فاطمه علیها السلام را به اوصاف و القابى ستوده اند كه ما بخشى از آن را در بحث پيشين ذكر كرديم و البته در قالب القاب و اسماء و تعابير، ولى مى توانيم مراتبى را بشرح زير بر آن بيفزاييم و متذكر شويم كه او
 
ولى خداست، محل اسرار ربّ العالمين است، دختر ولى خدا پيامبر صلیّ الله علیه و آله است و همسر ولى ديگر خدا اميرمؤمنان  علیه السلام است و مادر اولياى خدا يعني حضرات معصومين  علیهم السلام است.
او ذخيره بزرگ الهى و ذخيره دار حجت خداوند است. نور چشم رسول است، دردانه خديجه كبرى است، معجزه تربيت محمد  صلیّ الله علیه و آله است و پرورنده امامان و حجت هاى الهى!
 
 مهدىأ ذخيره امت و بقيّت الله فى الارض از فاطمه علیها السلام است، فاطمه علیها السلام مظهر عفت، مظهر طهارت نفس، مظهر تقوا، مظهر حلم و متانت، مظهر ادب، مظهر خدمت، مظهر شجاعت، مظهر عصمت، مظهر مظلوميت، مظهر حق طلبى، مظهر مبارزه و سياست، مظهر عبادت، مظهر عشق به خدا، مظهر رحمت، مظهردفاع از ولايت، مظهر عصيان عليه ظلم و تجاوز و مظهر قهر عليه دشمنان خداست
 
مقام عصمت او
 
فاطمه علیها السلام داراى مقام عصمت است.
]ص 16 بحار ج 25 [
 
 بدين معنى كه معصومه است، يعنى محصوره از گناه، يعنى ممنوع و محفوظ از لغزش و انحراف و از اين ديد مى تواند الگو باشد
عصمت يك سبب شعورى است كه به هيچ‌وجه مغلوب نمى شود و از انواع شعور و ادراكى نيست كه ما با آن آشناييم و از سنخ علوم و ادراكات متعارضى نيست كه قابل اكتساب و تعلم باشد.
 
پس در راه و روش فاطمه علیها السلام اشتباه و لغزشى نيست. آيه تطهير هم او را از رجس و خطا دور معرفى مى كند و حديث معروف
 
« انّ الله اصطفاك و طهّرك...»
 
نيز آن را تأييد مى نمايد. البته مقام بصيرتش و ادراكش از جهان و ماسواى آن خود عامل ديگرى براى دورى او از لغزش است.
عصمت صورت علمى ريشه دارى است كه آثاري را پديد مي آورد. آثارى از اخلاق چون شجاعت، عفت و سخاوت است و مانع پديد آمدن جبن، خمود و شره، بخل، تبذيرو... 
 
بر اين اساس فاطمه علیها السلام داراى فضايل اخلاقى است به صورت كامل و مطلق و به دور از رذايل اخلاقى است آن هم در صورت كلى آن، او نه تنها تن به گناه نمى دهد، بلكه حتى ترك اولايى از او سر نمى زند. هرگز قول و فعلى را مرتكب نمى شود كه در آن شائبه ترك اولى و يا گناه باشد. بدين سان او در خورتر از هركس در داشتن جنبه الگويى است.
 
مقام علم او
 
فاطمه علیها السلام زنى عالمه است، عالمه بلا معلّمه و معلم او خداست
مقام علمى فاطمه  علیها السلام را در نحوه برخورد او نسبت به خود و ديگران، و نسبت به خداى جهان و پديده هاى آفرينش مى توان يافت، همچنين در عرصه الهيات و در عرصه ادب و سخن!
 
تنها خطبه او در مسجد، آن هم در چنان حال و هوايى، كافى است كه او را فردى نمونه و زبده قلمداد كند و برترى و علوّ فكرى او را نسبت به ديگران نشان دهد.
 
در مقام دانش بجايى رسيد كه رسول خدا  صلیّ الله علیه و آله درباره اش فرمود:
 
 فَطَمَها الّله تَبارَكَ وَ تَعالى بِالْعِلْمِ
 
و او در اين مقام همانند مقام عصمتش از انبياى پيشين پيش تر رفته است
 
چنين امرى نبايد استبعادى را پديد آورد زيرا آدمى در سايه بندگى خدا مى تواند به جايى رسد كه واجد سمع و بصر الهى گردد.
 
كُنْتُ سَمْعُهُ الَّذى يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرُهُ اللَّذى يَبْصُرُ بِهِ؛
 
و براى انسانى واجد چشم و گوش خدايى، سر درآوردن از حقايق و اسرار امرى عادى و طبيعى است.
 
مقام تقواى فاطمه
 
فاطمه علیها السلام ملكه تقواست و بدين خاطر همه گاه هشيار است كه معصيتى پديد نيايد و جز در مسير فضايل حركت نكند
هواى حق را بر هواى دل ترجيح مى دهد و در اين راه به جايى مى رسد كه براى افراد عادى جامعه قابل تحليل نيست
 
همچون فردى عادى از پدر تقاضاى خدمتكارى مى كند، و برخلاف آن درخواست، پيامبرخدا صلیّ الله علیه و آله به او تسبيح ويژه‌اى براى تكبير و ستايش خدا مى آموزد، و فاطمه  علیها السلام خداى را بر اين عطاى پيامبر صلیّ الله علیه و آله سپاس مى گذارد.
 
عمل و رفتار فاطمه علیها السلام برخلاف مقتضاى تقوا نيست و بدين خاطر هرگز مرتكب امرى خلاف تقوى نمي گردد
 
- او راه تقوا را در پيش مى گيرد و در خور شأنى مى گردد كه خداى براى او راه دررو و نجات از مشكل را كه در قرآن وعده داده است فراهم مى سازد؛
و من يَتّق اللَّه يَجْعَلَ لَهُ مَخْرَجاً
شما در عالم انسانى كدام زن را سراغ داريد كه در تقوا بتواند همدوش و همگام فاطمه  علیها السلام باشد؟ پس وعده الهى درباره او محقق مى گردد.
 
 او سعى به هدايت طلبى و رهيابى مىكند و مى كوشد اهل هدايت و در معرض راهنمايى خدا واقع گردد
در نتيجه خداوند عوامل زيان و ضرربخشى گمراهان را از ساحت او دور مى دارد
 
عَلَيْكُمْ اَنْفُسَكُمْ لا يَضرِّكُمْ مَنْ ضَلّ اِذْ اِهْتَديتُم
]آيه 105 سوره مائده
 
و اين هم وعده ديگر خداوند است كه فاطمه  علیها السلام خود را در معرض آن قرار مى دهد.
 
- و بالاخره او خود را با سر منشأ عزت و سرافرازى همگام مى كند و در نتيجه پيوند عزت براى او پديد آمده و مصداق اين آيه قرآن مى شود؛
 
«و للّه العِزَةَ وَ لِرَسُولِه وَ لِلمؤمنينَ» 
 
در جنبه ايمان و باور، چه كسى در عالم زنان چون فاطمه علیها السلام است؟ پس حق است كه عزت و آبرومندى از آن او باشد.
 
بخاطر عصمتش و مقام علميش همه حركات و مواضعش بر اساس حكمت بالغه الهى است و خود در اين جنبه نيز الگويى تام و تمام است
ديگران هم وظيفه تبعيت از راه و رسم او را دارند و هم خود موظفند در مسيرى قرار گيرند كه حاصل آن رشد و كمال و دستيابى به بصيرتى براى يافتن راه خود باشد.
 
آبرويش نزد خدا
فاطمه  علیها السلام آن بنده اى است كه در نزد خدا آبرويى عظيم و پردامنه پيدا مى كند
تا حدى كه خداى به رضاى فاطمه  علیها السلام خرسند و به غضب فاطمه  علیها السلام غضبناك مى شود، 
 
اِنَّ اللَّه يَرْضَى لِرضاءِ فاطِمَة وَ يَغْضِبُ لِغَضَبَها !  
]مناقب خوارزمى ج 1 ص 52]

 
و نمونه همين سخن در آثار ديگر راويان از اهل شيعه و سني بسيار به چشم مى خورد

به امام صادق علیه السلام عرض کردندكه برخى اين حديث را باور ندارند و مي گويند؛ آيا قابل قبول است كه خداى از خشم فاطمه علیها السلام به خشم آيد؟ 
امام فرمود: چرا باور نمى داريد؟ آيا شما باور نداريد كه خداى از خشم بنده مؤمن بخشم مى آيد؟ فاطمه  علیها السلام نيز زنى با ايمان است و طبيعى است خداى از خشمش بخشم مى آيد.

 22 بحار ج 43]
 
فاطمه علیها السلام در پيشگاه خدا و در سايه عبادت قرب و آبرو پيدا كرده و در مثال آبرومنديش اين بس كه براى او مائده اى آسمانى نازل مى شد آن هم، نه يكبار و دوبار، بلكه بصورتى مكرر
 
رسول خدا صلیّ الله علیه و آله به همراه على مرتضى علیه السلام بر او وارد شدند در حاليكه هر دو بمانند فاطمه علیها السلام گرسنه بودند. ظرف غذايى گوارا در كنار او يافتند. پرسيدند: اَنّى لكِ هذا؟ اين غذا از كجا پديد آمد؟ پاسخ داد: مِنْ عندالله
]ص 22 بحار ج 43]
 
همچنين اين سخن از سلمان است كه گفت به هنگامى كه فاطمه علیها السلام در مسجد مدينه قصد نفرين كردن كرد و غضبناك شد، ديدم ديوارهاى مسجد مى لرزد
و امام باقر علیها السلام فرمود: بخدا سوگند اگر فاطمه علیها السلام گيسو مى گشود و لب به نفرين باز مى كرد زمين اهل خود را فرو مى برد و يا عذاب بر مردم نازل مى شد.
 
و اين حقيقتى است كه پيامبر صلیّ الله علیه و آله به فاطمه علیها السلام فرمود:
 
يا فاطِمَة اِن الله عَزَّ وَ جَلَّ يَغْضِبُ لِغَضَبِكِ وَ يَرْضى لِرِضاكِ 
]اسدالغابه ج 5 ص 522]
 
مقام شفاعت
بخاطر آبرومنديش در پيشگاه خداوند فاطمه  علیها السلام داراى مقام شفاعت است، و اين سخنى است كه پيامبر صلیّ الله علیه و آله درباره اش فرموده بود
 
جَعَل اللَّه مهر فاطِمَة الزَّهراء شَفَاعَة المُذِنبينَ مِنْ  أُمَّةُ اَبيها؛  
 
خداوند مهر فاطمه زهرا علیها السلام را شفاعت گنكهكاران امت پدرش قرار داد.
(البته بدان شرط كه لايق و در خور شفاعت گردند(
 
امام باقر علیها السلام فرمود: در قيامت كنار آتش دوزخ، براى مادر ما فاطمه  علیها السلام جايگاهى بلند است كه به منظور شفاعت و نجات دوستان مى ايستد و گنهكاران به دختر پيامبر صلیّ الله علیه و آله پناه مى برند.
 
و امام صادق علیه السلام نيز در تأييد اين سخن فرمودند: معنى خير كثير همين است و او نفع بسيارى را بخاطر آبرومنديش در پيشگاه خدا متوجه امت مى سازد.
 
در اين ادعا جاى تعجب و استبعادى نيست. خداوند اين چنين مى كند كه به بنده اى مقام عزت و شفاعت مى بخشد، بدون اينكه بنده اى را در آن امر مستقل و يا خود را در اين جنبه خلع يد كند
برخلاف تصور گروهى كه آن را محال مى دانند اين دعوى مبناى قرآنى دارد بدينگونه كه
 
جانها بدست خداست
 اللَّه يَتَوفى الاَنْفسَ حين مَوتِها
[آيه 42 سوره زمر[
 
ولى آن را در اختيار فرشته مرگ قرار مى دهد بدون اينكه آن حق را از خود سلب كند 
 
قُلْ يَتوفيّكُم مَلَك المَوت اللذى و كِّلّ بِكُمْ 
]آيه 11 سوره سجده[
 
- در امر شفاعت
قُل للّه الشّفاعة جميعاً  
[آيه 44 سوره زمر[
 
ولي در عين حال به اين آيات توجه كنيد
 
مَنْ ذَالّذى يَشفَعُ عِندَه اِلّا باذنِهِ 
]آيه 255 سوره بقره[
 
 
فاطمه علیها السلام محور خلقت
اگر به حديث لولاك لما خلقت الأفلاك كه در شأن پيامبر صلیّ الله علیه و آله است اتكا شود، بايد فاطمه را محور آفرينش دانست از آن بابت كه بدون وجود او نسل پيامبر منقطع بود وتداوم بخشى اسلام تا قيام قيامت كه توسط نسل فاطمه علیهم السلام است على الظاهر بى‏اثر مى‏ماند.
 
در قوس صعودى و نزولى، در سيركمالى وجود فاطمه علیها السلام منشأ فيض و منبع آثار انوار عاليه به حساب مى‏آيد و اگر رسول خدا صلیّ الله علیه و آله را اصل اصيل آفرينش به حساب آوريم و اگر او را علت غايى خلقت بدانيم طبيعى است كه محور همه اين سيرها و رشد فاطمه علیها السلام خواهد بود.
 
فاطمه علیها السلام واسطه نبوت و امامت است و تكامل خلقت در سايه تبيين رسالت است و ائمه مبين قرآن و رسالت و همه از نسل فاطمه علیها السلام. پس فاطمه علیها السلام مصدر ائمه است و تداوم بخش دعوت محمد صلیّ الله علیه و آله آيا جز اين است كه 11 ذريه پاك به عنوان خليفه راستين پيامبر از نسل فاطمه‏اند؟ 
 
محور اهلبيت علیهم السلام
فاطمه علیها السلام محور اهل بيت و نزديكترين فرد به بيت رسول الله است
ام سلمه گويد: روزى پيامبر صلیّ الله علیه و آله در منزل من بود على و فاطمه علیها السلام هم دم در خانه بودند. پيامبر صلیّ الله علیه و آله فرمود اهلبيت مرا صدا بزن. و من على و فاطمه علیها السلام را صدا كردم، وارد شدند و پيامبر صلیّ الله علیه و آله آنها را در كنار گرفت. [[
97 و اين خود حكايت از معرفى مصداق اهلبيت دارد.
 
فاطمه علیها السلام وزنه سنگين اهل بيت است و محور علاقه رسول خدا صلیّ الله علیه و آله هر وقت سخن ازمورد محبت بودن كسى در نزد پيامبر صلیّ الله علیه و آله بود فاطمه علیها السلام بر همه آنها مقدم بود. از كسانى كه در زير عبايى گرد آمده ومورد ادعاى پيامبر صلیّ الله علیه و آله قرار گرفته‏اند فاطمه علیها السلام از اعضاى مهم آن است پيامبر صلیّ الله علیه و آله درباره آنها چنين فرمود:
 
 الّلهمَّ هؤلاء أهلُ بَيتى فأذهب عَنهُم الرِّجس و طَهِّرهُم تطهيراً
 

محوريت اهل کساء
 
داستان كسا بدينگونه است كه؛
روزى رسول خدا  صلیّ الله علیه و آله، اميرالمؤمنين، فاطمه و حسنين علیهم السلام را در زير عبايى كه خود هم در آن بود گرد آورد. و آيه تطهير را در شأن آنان خواند كه؛
 
انَّما يُريد اللَّه لِيُذهبَ عَنكم الرِّجس أهل البيت و يُطهِّركم تطهيراً
 
و دعا كرد وفرمود: خداوندا اينان اهلبيت و آل محمدند درود و بركات خود را بر اينان قرار داده كه تو ستوده و الا مقامى
اين حديث كه شأن خاندان پيامبر صلیّ الله علیه و آله، فاطمه زهرا علیها السلام، على و حسنين علیهم السلام را نشان مى‏دهد از طرق مختلفى از شيعه و اهل سنت نقل شده است.
 
بنابر آنچه صاحب كتاب فاطمه الزهراء ذكر كرده‏است، نويسندگان حديث كسا به خط خود عبارتند از؛ شيخ عبداله بحرانى در كتاب العوالم العلوم، كه در آن خط بيش از 20 تن از علماى بزرگ مثل شهيد ثانى، علامه حلى، فخر المحققين، ابن شهر آشوب و ديگر افراد مورد وثوق گردآورى شده است.
 
اين حديث با 29 سلسله سند به جابربن عبداله انصار مى‏رسد و افرادى چون علامه حلى، طبرسى، شيخ طوسى، شيخ مفيد و امثالهم بر آن صحه گذارده‏اند كه درصدق و اتقان سخنشان جاى بحث و وسوسه‏اى نيست و جز اعتماد بر آن گزيرى نتواند بود .
 
- طبرى در تفسير الجامع البيان از 25 طريق، سيوطى در تفسير درالمنثور از 20 طريق درباره اين حديث بحث كرده‏اند.
- و بنابر آنچه علامه سيد شهاب الدين تبريزى تحقيق كرده حديث كسا داراى سندى است كه او آنرا به دست آورده و در رساله‏اى كوچك به زبان فارسى آن را نگاشته است
 
اهميت حديث و محوريت فاطمه علیها السلام
خداوند خواست حقيقت نورانى و ملكوتى اهلبيت علیهم السلام را در حديث آشكار سازد و آنان را اشرف مخلوقات معرفى كند، و افضل موجودات.
 
اينان اهل بيت پيامبر صلیّ الله علیه و آله معرفى شدند و جان او، که در زير آن عباى كوچك و محدود جهانى گرد آمده بودند (ليس على اللّه بمستنكر - ان يجمع العالم فى واحد) و رسول خدا صلیّ الله علیه و آله در محوريت و ارزش آنان از سوگندهاى غليظ استفاده كرده بود.
 
در كساء فاطمه علیها السلام محور و اول و آخر آنها بود - معرفى جبرئيل از اهل كسا هم همين نكته را نشان مى‏دهد جبرئيل در معرفى آنها به اهل آسمان و فرشتگان عبارتى بدين شرح داشت:
 
هم فاطمة و ابوها، و بعلها و بنوها.
 
در اين معرفى چنان است كه گويى خداى هم دوست داشت نام فاطمه علیها السلام مكرراً ذكر شود و ترجمه عبارت فوق چنين است:
 
- فاطمه علیها السلام است و پدر فاطمه علیها السلام
- فاطمه علیها السلام است و شوهر فاطمه علیها السلام
- فاطمه علیها السلام است و فرزندان فاطمه علیها السلام 
و محوريت تعريف روى او دور مى‏زند
- نام پيامبر صلیّ الله علیه و آله و على و فرزندان يكبار مورد اشاره قرار گرفته و نام فاطمه علیها السلام چند بار.
 
ديگر مقامات
 
ما را توان آن نيست كه همه كمالات او را در اين محدوده ذكر كنيم
اوج رتبت و مقام او به حدى است كه هيچ پرنده تيزبالى به درك مقامش دست نمى يابد و چند بعدى بودن حياتش سبب مى شود كه اگر يك جنبه آن را مورد عنايت قرار دهيم، از ديگر جنبه ها بازمى مانيم
ناگزير به صورت اشاره اى به مواردى از آنها را به صورت گذرا متذكر مى شويم:
 
- او از نور عظمت خدا خلق شده لَاِنّ اللَّه تعالى خَلَقَها مِنْ نُورِ عَظمَتِه، حوراء انسيه است و نطفه او از ميوه بهشتى است. پيامبر صلیّ الله علیه و آله بوى بهشت را از فاطمه علیها السلام مى شنيد.
 
شب قدر هزار ماه و فاطمه  علیها السلام تأويل شب قدر است، محور اهل بيت است، از زنان برگزيده جهان است، زهرا از صابرين است و بهشت براى فاطمه علیها السلام خلق شده و داراى مقام شفاعت است، با جبرئيل مراوده داشت، و براى او مائده نازل مى شد، خدا پيش از خلقت دنيويش امتحانش كرد و موفقش يافت، آبرومند نزد خداست، امانتدار خلفاى الهى است، مادر مهدى است و...
 
همانگونه كه ذكر شد ريشه و منشأ كمالات او عبادت، اطاعت و تسليم است. زهد و تقوا و امانتدارى تكليف و رعايت آن است. متعهد و مسؤول است، داراى وقار و استقامت است. غضب دارد و بى باك نيست، زبان دارد و اهل همز و لمز نيست. او زنى است كه موقعيت خود را عرصه تكليف يافته و آگاهانه و فضيلت مندانه در راه وصول به آن به پيش مى رود و هدفى جز جلب رضاى الهى ندارد.
 
درود بر فاطمه علیها السلام
 
شأن و مقام او را از سخنانى كه ديگران درباره او گفته اند، مخصوصاً حضرات معصومان  علیها السلام    مى توان دريافت مثل درودهايى كه مرحوم مجلسى از زبان معصوم علیها السلام درباره او گفته است:
 
السَّلام عَلى نَفْسِ اللّه القائمة بالسُنَن السَلام عَلى نَفْسِ اللَّه العُليا، و شَجَرِة طُوبى، و سِدرة المُنْتَهى وَالمثَل الْاَعْلى و...
 


«در مکتب فاطمه سلام الله عليها»
تأليف دکتر علي قائمي
   |    :  1393    |    :   در مکتب فاطمه علیها السلام

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 3243
6.4/10 (تعداد آرا 14 نفر )