مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 05:36:53
طلوع آفتاب: 07:06:48
اذان ظهر: 11:59:31
غروب آفتاب: 16:52:13
اذان مغرب: 17:12:29
نیمه شب: 23:14:33
حدیث روز
  • امام صادق علیه السلام
  • قالَ اللَّهُ تباركَ وتعالى: ما تَحبَّبَ إليَّ عبدي بأحَبَّ مِمّا افْتَرَضتُ علَيهِ؛
  • الكافي: ج 2، ص 82، ح 5 ميزان الحكمة: ج 1، ص 503
سخن اول
گفت وگو با معبود در سحرگاه رمضان

فهرست مطلب قبلی مطلب بعدی شعر


سخن اول
 
گفت وگو با معبود در سحرگاه رمضان!
پروردگارا! در اين سحرگاه مبارک رمضان،
تو را مي خوانم و از تو بهترين ها را طلب مي‌کنم؛ از هرآنچه نزد توست، زيباترين و ارزشمندترين و محبوب ترين ها را مي طلبم. نافذترين مشيت و شريف ترين آبرو و استوارترين شأن را از تو مي خواهم. درخشان ترين نورت و وسيع ترين رحمتت و بالاترين درجه عزتت را به من عطا کن
 
خدايا! هرآنچه نيکي و سعادت است، نزد توست و من به تمام خوبي هاي نزد تو مشتاقم و آرزومند
خدايا! بهترين نعمت هايت و بهترين منزلت ها را از نزد خود به من عطا کن، اگرچه تمام آنچه نزد توست، بهترين است. خدايا! در نزد خود، جايگاهي در بهشت برايم فراهم کن.
 
«اَلّلهُمَّ اِنِّي اَسْئَلُکَ خُشُوعَ الإيمانَ قَبْلَ خُشُوعُ الذُّلِّ فِي النّارِ»
 
خدايا! پيش از آنکه کفر و عصيانم مرا در آتش دوزخ ذليل کند و به خاک بيفکند، مرا به يمن ايمان، لباس خشوع و فروتني بر تن کن
بار خدايا! اگر تو را آن گونه که سزاوار است، بشناسم، هرگز در من غروري برجاي نمي ماند، هرگز سرکشي نمي آغازم و هرگز دچار غفلت و خودخواهي نمي شوم. خدايا! تنها تو شايسته سجده و به خاک افتادن مني
 
تمام استيصال و عجزم را به درگاه تو مي آورم. تنها تويي که هرگاه در پيش رويت به خاک مي افتم، بر عزت نفس و مناعت طبعم افزوده مي شود. خدايا! هرچه عزت است، در نزد توست. پس چرا براي آبرو و سربلندي خويش دست نيازم را به سوي غير تو دراز کنم؟
 
خدايا! مرا بنگر که از بستر خواب دوري گزيده ام تا به فرمان تو، سحرگاهان ماه مبارکت را در عبادت و طاعت بگذرانم. خدايا! روز ديگري از ماه صيام فراروي من است و من روزه اي ديگر را براي رضاي تو قصد کرده ام
 
خدايا! حال مرا بنگر اين حال کسي است که از آتش جهنم به تو پناه مي برد:

«هذا مَقامُ المُسْتَجيِرِ بِکَ مِنَ النّارِ»

اين حال کسي است که از آتش به سوي تو نجات مي جويد و به درگاهت استغاثه مي کند. حال کسي است که از آتش جدايي و عذاب و فراق و گناه، به آغوش امن تو مي گريزد، آن که گناه خويش را پشت سر گذاشته و به دامان مهر تو، عذرخواه پناه آورده است، آن کس که به جرم و خطاي خويش معترف است و پشيمان، به لطف تو اميدها دارد. اين حال من درمانده است... منِ ترسان و بي پناه... من غمزده مبتلا... غريبي که در اندوه خويش، عن قريب غرق خواهد شد و از فراق محبوبش هراسان است
 
خدايا! مرا در آتش نسوزان؛ چرا که تو را عبادت کرده ام و به تو ايمان آورده ام. مرا در آتش نسوزان؛ آتش جدايي و فراق... آتش يأس و نوميدي... آتش ناکامي... آتش گناه... آتش به ياد تو نبودن... در آغوش مهر تو نبودن... آتش بي صبري و ناشکيبايي... بي ايماني و بي يقيني... آتش مقبول تو نبودن... .
 
«اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذيِ اَدْعُوه وَ لا اَدْعُوا غَيْرَهُ»
 
خداوندا! تو را سپاس که راه و رسم سخن گفتن با تو را از خودت آموخته ام. تو را سپاس که به سوي شناختنت مرا رهنمون شدي. تو را مي شناسم که هرگز از درگاه تو به هيچ کجا رو نمي کنم. تو را سپاس که تنها تو شايسته درخواست کردن و مسئلت کردني؛ چرا که اگر به سوي هرکه جز تو رو کنم، اميدم را نااميد مي‌کند

   |    :  1393    |    :   سخن اول

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 3773
4.8/10 (تعداد آرا 12 نفر )