مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:28:30
طلوع آفتاب: 05:52:23
اذان ظهر: 11:57:07
غروب آفتاب: 18:01:52
اذان مغرب: 18:19:56
نیمه شب: 23:15:11
حدیث روز
  • امام حسین علیه السلام
  • مَن طَلَبَ رِضَی الناسِ بِسَخَطَ اللهِ وَکَّلَهُ اللهُ إلی الناسِ؛
  •  
  • بحارالانوار، ج78، ص126
سلام بر صاحب بصیرت
.
سلام بر صاحب بصيرت
شناخت روشن و يقينى از دين، تکليف، پيشوا، حجت خدا، راه، دوست و دشمن، حق و باطل، «بصيرت» نام دارد که از صفات شايسته و ستوده اى است که يک مسلمان بايد از آن برخوردار باشد. 
قرآن کريم به اين موضوع به عنوان ويژگى يک رهبر و داعى به خير و هدايت اشاره مى کند، آن جا که مى فرمايد: «قل هذه سبيلي أدعوا الى ا... على بصيرة انا و من اتبعني» (يوسف /۱۰۸) بگو اين راه من است. من و پيروانم با بصيرت کامل، همه مردم را به سوى خدا دعوت مى کنيم. 
حضرت على (ع) نيز از رزمندگان راستين با اين صفت ياد مى کند که: «حملوا بصائرهم على أسيافهم»، (بحارالانوار، ج ۴۵، ص۸۷) بصيرت هاى خويش را بر شمشيرهايشان سوار کردند. يعنى اگر در ميدان نبرد تيغ مى زدند، از روى بصيرت بود. 
يکى از شخصيت هاى نورانى جهان بشريت که چنين ويژگى ارزشمندى داشت، حضرت عباس بن على(ع) بود. زندگانى حضرت ابوالفضل دايرة المعارفى است که چگونه زيستن و آگاهانه رفتن را به ما مى آموزد و فرصت دستيابى به مقام آدميّت را هموار مى سازد.
از نکاتی که در زندگی سراسر نور عباس بن علی(ع) مشهود است بصیرت بالای آن حضرت بوده است.
عباس بن علی(ع) در پرتو ولايت حسيني داراي مقام و منزلتي بوده است که آن چه از ديد نافذ افراد بزرگی همچون عبدالله بن عباس مخفي ماند، از دید آن بزرگوار مخفی نبود و آنحضرت به خوبي آن را درک نمود و در مسير اهداف امام زمان خود، با معرفت کامل حرکت کرد. اگر همه جوانب قضيه کاملاً تحليل و ارزيابي شود آن گاه معلوم خواهد شد که از کنار اين نکته به آساني نمي‏توان گذشت. در شرايطي که عبدالله بن عباس، محمد حنفيه و ... که هر کدام شخصيت‏هاي بزرگ سياسي و اجتماعي عصر خود بودند، امام حسين(ع) را به خويشتن داري، مصلحت انديشي، مدارا و حتي سياست بازي فرامي‏ خوانند،  اما حضرت ابوالفضل(ع) به لحاظ بصيرت الهي و معرفت باطني که داشته است چنان سر به آستان ولايت گذاشت که حتي به خود اجازه نداد که در برابر خورشيد پر فروغ امام، شمع انديشه خويش را روشن کند و در برابر عزم و اراده انسان کامل   حسين بن علي -چيزي بگويد و نظريه‏اي را مطرح نمايد، اين، حکايت از عمق معرفت و نفوذ بصيرت او مي‏کند. 
 
کلام امام صادق(ع)
وجود حضرت ابوالفضل العباس(ع) را باید فوق ایشان تعریف کنند چون افراد کوچک برای تعریف از بزرگان اول آنها را کوچک می کنند بعد به اندازه فهم خود تعریف می کنند. لذا نزد امام صادق(ع) می رویم تا بتوانیم از حضرت ابوالفضل العباس(ع) شناخت پیدا کنیم. وتعابیر حضرت ا مام صادق(ع) را در مورد عمویش می‌خوانیم. امام صادق(ع)و همه ائمه هدی وقتی کسی را بخواهند تعریف کنند چون هم غیب و شهود افراد را می بینند تعریف آنها حقیقی است.
 امام صادق(ع) درباره ايشان مى فرمايد: “كانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِيٍّ نافِذَ البَصيرَةِ صُلبَ الإيمانِ جاهَدَ مَعَ أبي عَبدِاللَّهِ و أبلى بَلاءً حَسَناً و مَضى شَهيداً. (اعيان الشيعه، ج ۷، ص۴۳۰) 
عموى ما عباس بن على(ع) داراى بصيرت دينى و استوارى در باور بود. در راه خداوند در رکاب ابى عبدا...} جهاد کرد و نيکو آزمايش داد و به شهادت رسيد. 
در زيارت مخصوص حضرت عباس(ع) هم به همين نکته اشاره   مى شود که: أَشهد أَنک مَضيتَ على بَصيرةً من أَمرکَ مُقتدياً بالصّالحينَ و مُتِّبعا ً للنَّبيّين (مفاتيح الجنان) شهادت مى دهم عمر با برکت خود را در بصيرت گذراندى، به صالحان اقتدا و از جميع انبيا پيروى کردى.
بصیرت نور دل است؛ همان طور که بصر نور چشم است، کسی که بصیرت دارد، به هر چه نگاه کند آن را همان طور که هست می بیند.
حضرت ابوالفضل العباس (ع) علاوه بر اینکه صاحب بصیرت هستند، نافذ البصیره  نیز هستند،  وقتی نگاه می کنند تا کنه وجود را می بینند. حضرت ابوالفضل(ع) به وسیله این بصیرت در دین، هم حقیقت دنیا را مشاهده کرده است و هم آخرت را آنچنان که باید، دیده است.
حضرت(ع) چون امام زمان خویش را شناخته بود در محضر سید الشهداء دو زانو می نشستند و در بعضی روایات داریم که اصلاً می ایستادند.
حضرت امیر(ع) در کودکی و سن دو سالگی حضرت ابوالفضل به او گفت بگو واحد، حضرت اباالفضل فرمودند: واحد، فرمود: بگو اثنان! 
گفت: واحد، عباسم چرا نمی گویی إثنان؟  فرمود: من با لسانی که گفتم واحد دیگر خجالت می‌کشم بگویم إثنان!
بسیاری از بزرگان که به خدمت حضرت  سید الشهداء(ع)  راه پیدا کردند، اول خضوع در مقابل حضرت اباالفضل(ع)  کردند. 
سپس امام صادق(ع) فرموده اند: صلب الايمان! یعنی یک ایمان بسیار مستحکم که سر سوزنی خدشه در آن وارد نمی شود، أشد الایمان، یعنی شدیدترین آرامش در وجود حضرت ابوالفضل العباس(ع) است. 
 
بلاء حسن
در قرآن کریم یک مرتبه از بلاء حسن نام برده شده، که عالی‌ترینش نصیب حضرت عباس(ع) شده است. 
ایمان و بلا مثل دو کفه ترازو برای مؤمن هستند که هر چه ایمان بیشتر شود بلا هم زیاد می شود.  بلا شوق لقا را در انسان مؤمن زیاد می‌کند،پیامبر(ص) فرمودند:  جبرییل بر من نازل شد و فرمود که خدای متعال به دنیا امر فرموده که مؤمن را دچار سختی و ضیق کند تا لقای من را دوست داشته باشند.  
بلا با مصیبت متفاوت است، مصیبت باعث اذیت درون می شود ولی بلا شیرین است.
مصیبت بیشتر برای کفار است و گاهی هم در ظاهر برای مؤمن به وجود می آید ولی در باطن همان بلا است. «و لنبلونکم بشیء من الخوف و الجوع و ... الذین اذا أصابتهم مصیبةٌ قالو انا لله و انا الیه راجعون». پیامبر اکرم(ص) فرمودند: هر کدام از شما درجه ای در نزد خدا دارید که به این درجه نمی رسید مگر با مبتلا شدن به بلا!
بعد فرمود و للانبیاء درجة،  بلا برای انبیاء درجه است. خداوند چرا حضرت ابراهیم(ع) را به ذبح اسماعیل مبتلا کرد؟ چون می خواست او را از نبی به رسول و از رسول به خلیل و از خلیل به مقام امام  برساند. 
حالا آیا برای امام حسین(ع) هم بلا درجه است ؟ نه بلکه البلاءُ للاولیاء کرامة یعنی بلا برای اولیاء کرامت است، یعنی درجه سر جایش و یک کرامت برای ولی خواهد بود.
در سوره انفال می فرماید: من اینها را کشتم و من تیر اندازی کردم هنگامی که شما تیر میزدید ... و در آخر می‌گوید و لیبلی المؤمنین منه بلاء حسنی ، یعنی خدا قصدش از این مقاتله این بود که مؤمنین دچار بلاء حسن بشوند. 
خدای متعال به حضرت عباس بلا نداد بلکه بلاء حسن داده است. 
بلاء حسن مبتلا شدن به جهاد همراه با حضرت ابی عبد الله(ع) است. یعنی ما اباالفضل(ع) را بیچاره حسین کردیم. 
سید الشهداء(ع) در عاشورا بازوبند به دست عباس بستند و گفتند تا اجازه ندادم جنگ نکن، مراقب خیمه‌ها باش، گاهی هم سید الشهداء(ع)  اجازه کمک به دیگر اصحاب را به اباالفضل(ع) می دادند، تا وقتی که همه اصحاب و بنی هاشم شهید شدند. 
حضرت عباس(ع) و سید الشهداء تا آخرین لحظه با هم بودند.
 اینجا معنی جمله امام صادق (ع) معنی می‌شود که جاهَدَ معَ... ؛ درتمام این لحظات، هرکجا  سید الشهداء(ع) میرفتند، اباالفضل(ع) در جلوی ایشان برای بلا گردانی حرکت می کردند.
این مقام معیّت در قرآن است که فقط به کسانی داده می شود که  «من يطع ا... و الرسول فاولئک مع الذين انعم ا... عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين و حسن اولئک رفيقا»(نساء/۶۹)
 
غبطه شهدا
هنگامی که قنداقه حضرت ابوالفضل(ع) را به دست امیرالمؤمنین(ع) دادند و حضرت در گوش این بزرگوار اذان و اقامه گفتند و نام عباس را برای حضرت برگزیدند، گریه کردند و تمام حادثه کربلا و رشادتهای حضرت ابوالفضل العباس} را نقل کردند و فرمودند: همان طور که خداوند برای جناب جعفر دو بال قرار داده تا در بهشت پرواز کند، برای عباس من هم همینگونه خواهد شد!
 اما امام س(ع) این راز را باز کرده و فرمودند: اگر جناب جعفر در بهشت قرب خدا طیران  ی کند، عموی ما عباس را خدا مقامی داده است که تمام شهدا به مقام آن بزرگوار غبطه می خورند. 
 
توسل به حضرت ابالفضل(ع)
 دعا و توسل در قرآن کریم قرین با هم هستند «و لله الاسماءالحسنی فدعوه بها » یعنی خدا را با اسماء حسنی بخوانیم!
 پس متوسل شدن به حضرت اباالفضل که باب الحسین است باعث آرامش و برآورده شدن حاجت و بنابرحدیث امام صادق نافذ البصیرة (صاحب بصیرت عمیق ) می گردد. 
حضرت ابوالفضل در فنا و پاشنة درِ باب خدا یعنی حضرت سید الشهداء(ع) هستند. 
قطعاً توسل به حضرت ابوالفضل(ع) مستجاب است، چرا که دعا در مجرای خودش قرار گرفته است. اللهم إنی أسئلک بحق عباس بن علی!
 
ولایت مداری و ادب حضرت عباس(ع)
در میان بزرگوارانی که کنار اهل بیت بودند یکی از شاخص ترین ولی شناسان حضرت اباالفضل (ع) می باشند. معرفت عمیق و دقیق ازمقام و جایگاه ولایت (امام حسین(ع) و امام حسن مجتبی(ع) وپدر بزرگوارشان حضرت امیرالمؤمنین(ع)) و ادب و خضوع در برابر این مقام و جایگاه در وجود مبارک حضرت اباالفضل(ع)  به حدی بود که آن حضرت را به مقام والایی رساند، و آن مقام ، فنای در ولی و امام است. و لذا داریم که پنج امام دست اباالفضل(ع) را بوسیده اند.  
به راستی چرا 5 امام دست حضرت اباالفضل (ع) را بوسیده اند؟ دست بوسی کار بسیار عظیمی است. ائمه هدی] که اعلی هستند و ازحضرت اباالفضل(ع)وجود و مقامشان  بالاتر است. پس چه خصوصیتی در آقا بوده که 5 امام دست آقا اباالفضل(ع) رابوسیده اند؟
لذا برهمه ما لازم است آشنایی باحضرت  اباالفضل(ع) مخصوصاً آنهایی که می خواهند سلوک الهی کنند و راه خدایی بروند، چرا که سلوک الهی همان فنای در وجود امام است. 
چون ما سه منزل بیشتر نداریم؛
 اول فنای در امام، دوم فنای درحضرت رسول, و بعد فنای در حق تعالی است.
 کل من علیها فان ویبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام 
بالاترین مرتبه فنا و ادب فنا از حضرت اباالفضل(ع) سر زده است.
 
نام عباس(ع) در زیارت عاشورا
خیلی ها سؤال می کنند چرا در زیارت عاشورا اسمی از حضرت اباالفضل(ع) نیست؟
 می‌دانید که زیارت عاشورا مستقیماً از حضرت حق صادر شده و زیارت قدسی است و هرکس هر روز سیری در آن نداشته باشد از محرومان است.
 کسانی که اسرار زیارت بر آنها روشن شده، در زیارت عاشورا، عاشورا و تمام کربلا را زیارت می‌کنند.
حضرت اباالفضل(ع) جایشان در این زیارت اینجاست : السَّلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح الَّتي حلَّت بفِنائک.
در کلمات امام سجاد(ع) هست که درمناجات می فرمایند: عبیدک بفنائک؛ بنده کوچک تو به درِ تو آمده! حلول رحل محل فرود آمدن است ، فناء به كسر فاء، بر وزن كساء بمعنى گشادگى در اطراف خانه است كه مردم و شتران در آنجا استراحت مي‌كنند و به اصطلاح قديم فضاى جلوى خانه هاى بزرگ كه «جلوخان» مي‌گفتند!
کلمه کلمه این زیارت از ما فوق عرش به فرش آمده، تا دست همه را بگیرد و عرشی کند. اولین روحی که حلول کرد به فنای امام حسین(ع) حضرت اباالفضل(ع) بودند. فنا یعنی پاشنة در!
حضرت اباالفضل (ع) به خود اجازه ندادند وارد حریم ابا عبدالله(ع) بشوند، پاشنه درِ سید الشهداء (ع) قرار گرفتند، حلَّت بفِنائک!
سید هاشم حداد می‌گوید: من در ایوان حرم ایستاده بودم، دیدم حاج عبدالزهراء کعبی (رحمت ا... علیه) دم در ورودی حرم آقا اباالفضل(ع) خوابیده اند و زائران که می خواستند رد بشوند ناچار بودند پا بگذارند روی حاج عبد الزهراء، وخودش می‌گفت: پایتان را بگذارید روی من بروید داخل حرم. چون آقا اباالفضل در پاشنه درِ سیدالشهداء فنا شده، من هم می خواهم درپاشنه درِ اباالفضل فنا بشوم.
و نکته پايانى اين که حضرت اباالفضل(ع) شاگرد ۴ امام است: پدرش، على(ع)، برادرانش امام حسن و امام حسين (ع) و برادر زاده اش حضرت سجاد(ع)
چگونه مى توان شاگرد چهار امام بود و از تأثير طهارت محيط در پرورش خود بهره اى نبرد و داراى بصيرت نافذ و بينش عميق در دين نشد. 
آرى او صاحب بصيرت و دايرة المعارف بصيرت و بينا زيستن بود، بصيرتى که بر محور ولايت مى چرخيد و ولايت مدارى را در رفتار و گفتار او متجلى مى کرد. 
آن جا که در روز عاشورا در حمايت از ولايت جان خود را تقديم کرد و وفادارى خود را در اشعار حماسى و رجزخوانى هايش بازگفت چنان که فرمود: 
وا... إن قطعتموا يميني إنّي أُحامي أبداً عن ديني و عن إمام صادق اليقين  نجل النبيّ الطاهر الاَمين...
 
نفس و جان اباعبدالله(ع)
بزرگترین مصیبت در کربلا برای امام حسین(ع) مصیبت از دست دادن حضرت عباس(ع) بود. حضرت سید الشهداء(ع) دو بیان دارند که از این دو بیان معلوم می شود که حضرت عباس(ع) مقام والایی رساند، و آن مقام ، فنای در ولی و امام است. و لذا داریم که پنج امام دست اباالفضل(ع) را بوسیده اند.  
به راستی چرا 5 امام دست حضرت اباالفضل (ع) را بوسیده اند؟ دست بوسی کار بسیار عظیمی است. ائمه هدیکه اعلی هستند و ازحضرت اباالفضل(ع)جود و مقامشان  بالاتر است. پس چه خصوصیتی در آقا بوده که 5 امام دست آقا اباالفضل(ع)رابوسیده اند؟
لذا برهمه ما لازم است آشنایی باحضرت  اباالفضل(ع) مخصوصاً آنهایی که می خواهند سلوک الهی کنند و راه خدایی بروند، چرا که سلوک الهی همان فنای در وجود امام است. 
چون ما سه منزل بیشتر نداریم؛
 اول فنای در امام، دوم فنای درحضرت رسول, و بعد فنای در حق تعالی است.
 کل من علیها فان ویبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام 
بالاترین مرتبه فنا و ادب فنا از حضرت اباالفضل(ع) سر زده است.
 
نام عباس(ع) در زیارت عاشورا
خیلی ها سؤال می کنند چرا در زیارت عاشورا اسمی از حضرت اباالفضل(ع) نیست؟
 می‌دانید که زیارت عاشورا مستقیماً از حضرت حق صادر شده و زیارت قدسی است و هرکس هر روز سیری در آن نداشته باشد از محرومان است.
 کسانی که اسرار زیارت بر آنها روشن شده، در زیارت عاشورا، عاشورا و تمام کربلا را زیارت می‌کنند.
حضرت اباالفضل(ع) جایشان در این زیارت اینجاست : السَّلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح الَّتي حلَّت بفِنائک.
در کلمات امام سجاد(ع) هست که درمناجات می فرمایند: عبیدک بفنائک؛ بنده کوچک تو به درِ تو آمده! حلول رحل محل فرود آمدن است ، فناء به كسر فاء، بر وزن كساء بمعنى گشادگى در اطراف خانه است كه مردم و شتران در آنجا استراحت مي‌كنند و به اصطلاح قديم فضاى جلوى خانه هاى بزرگ كه «جلوخان» مي‌گفتند!
کلمه کلمه این زیارت از ما فوق عرش به فرش آمده، تا دست همه را بگیرد و عرشی کند. اولین روحی که حلول کرد به فنای امام حسین(ع) حضرت اباالفضل(ع) بودند. فنا یعنی پاشنة در!
حضرت اباالفضل (ع) به خود اجازه ندادند وارد وقتی چشم‌انداز شهر مقدس کربلا پیش چشم زائری گسترده می‌شود و دیدگانش به عظمت گل‌دسته‌ها و گنبدهای طلایی بارگاه‌های سیدالشهدا امام حسین (ع) و برادر و پرچم‌دارش حضرت ابوالفضل(ع)  روشن می‌شود و قهرمانی و ایثار و پایمردیشان را بر اصول حقیقتی که پیامبر اکرم(ص)  پیام‌آورش بود و در شکوه‌مندترین جلوه‌اش، در حساس‌ترین برهه تاریخ در کربلا تجلی یافت، به یاد می‌آورد، عظمت این مصیبت و حماسه، اشک را از چشمانش جاری می‌کند، و  آن گاه نخست به آستان قمر بنی هاشم حضرت عباس(ع) روی می‌آورد که وزیر برادرش حسین(ع)  است و مناسک زیارت را به جای می‌آورد. 
امام سجاد(ع) در روایتی به نقل از زائده می‌فرماید: «خداوند میثاقی از این امت گرفته است که فراعنه زمین آنها را نمی‌شناسند اما نزد آسمانی‌ها معروفند. این پیکر‌های پراکنده و بدن‌های رنج‌کشیده را جمع می‌کنند و سر و سامان می‌دهند و پرچمی برای مرقد سیدالشهدا برمی‌افرازند که نام و نشانش در گذر روزها و شب‌ها بر جای می‌ماند.»
 ابن طاووس نیز در کتاب خود، الاقبال می‌گوید: «در آن دشت بارگاهی برای سرورمان بر پا کردند که بیرق اهل حق است.» 
به گفته مورخان، مهم‌ترین دلیل بر جای ماندن پیکر حضرت عباس(ع)  در مکان شهادتش و حمل نکردنش به مرقد دیگر شهدا (نزد امام حسین(ع))  اراده خداوند سبحان در این باره بود که این شخصیت عظیم بارگاهی برای برآوردن نیازهای مردم و پناه آوردنشان و ذکر نام خداوند داشته باشد تا کرامت‌های درخشان و جایگاه و منزلت برترش شناخته شود. 
بر اساس منابع تاریخی بارگاه حضرت ابوالفضل العباس(ع) چند بار صدمه دیده یا تخریب شده که به جز تخریب‌هایی مانند تخریب حرم توسط هارون الرشید و متوکل، دو خلیفه ظالم عباسی، حادثه ضبت الاسدی و حمله وهابیون در سال 1216 هجری قمری، مهم‌ترین این موارد حادثه نجیب پاشا و قیام مردم علیه رژیم بعثی در ماه شعبان «انتفاضه شعبانیه»  است. 
درنخستین مورد که در سال 1258 هجری قمری روی داد و زنان و مردان و کودکان زیادی در آن کشته شدند، محمد نجیب پاشا، والی بغداد پس از امتناع اهالی کربلا از گردن نهادن به فرمان‌ها واحکام ظالمانه‌اش و خودداری از کنار گذاشتن اسلحه و تسلیم به دولت عثمانی مهلتی یک ماهه به آنها داد و پس از این مهلت به شهر تاخت. 
او سپاهی را به کربلا فرستاد؛ شهر را محاصره کرد و چنان حمله سنگینی را با توپ و تفنگ ترتیب داد که تعداد کشتگان به ده تا بیست هزار نفر رسید که بسیاری از آنها از دانشمندان و سادات ذاکر امام حسین(ع)  بودند. نجیب پاشا پس از تصرف شهر با لشکریانش مشغول تجاوز و غارت‌گری شد و بارگاه و حرم حضرت عباس(ع)  را تخریب کرد. 
انتفاضه شعبانیه نیز در سال 1411 هجری قمری (1991 میلادی) به وقوع پیوست که در آن مردم به تنگ آمده از نظام طاغوتی صدام حسین علیه او قیام کردند. این قیام خیلی زود به چهارده استان دیگر عراق هم گسترش یافت و رژیم صدام که هراسان شده بود، نظامیان را از نقاط مختلف کشور به کربلا روانه کرد و طی چهارده روز حمله‌ فراگیر زمینی و هوایی آسیب‌های زیادی به شهر و بارگاه‌های مقدسش وارد کرد. لشکر بعث که می‌دانست بسیاری از ساکنان بی‌گناه و بی‌پناه شهر به این دو حرم شریف پناه برده‌اند، این منطقه را هدف حمله‌های سنگین خود قرار داد که علاوه بر کشته شدن بسیاری از غیرنظامیان، حرم را نیز به حد چشمگیری تخریب کرد. 
 

   |    :   سلام بر صاحب بصیرت

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2479
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )