مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:03:25
طلوع آفتاب: 05:49:59
اذان ظهر: 13:07:03
غروب آفتاب: 20:24:07
اذان مغرب: 20:45:18
نیمه شب: 00:13:46
حدیث روز
  • رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم 
  • صَلاةُ اللّيلِ مَرضاةٌ لِلرَّبِّ وَ حُبُّ المَلائِكَةِ وَ سُنَّةُ النبياءِ وَ نورُ المَعرفَةِ وَ اَصلُ اليمانِ وَ راحَةُ البدانِ وَ كَراهيَةٌ لِلشَّيطانِ وَ سِلاحٌ عَلَى العداءِ وَ اِجابَةٌ لِلدُّعاءِ وَ قَبولُ العمالِ وَ بَرَكَةٌ فِى الرِّزقِ؛
  • ارشاد القلوب، ج 1، ص 191
سیری در سیره و رفتار امام رضا علیه السلام
درآسمان هشتم
سیری در سیره و رفتار امام رضا علیه السلام

امامان پاک ما در میان مردم و با مردم می زیستند، و عملاً به مردم درس زندگی و پاکی و فضیلت می آموختند، آنان الگو و سرمشق دیگران بودند، و با آنکه مقام رفیع امامت آنان را از مردم ممتاز می‌ساخت، و برگزیده خدا و حجت او در زمین بودند، در عین حال در جامعه حریمی نمی‌گرفتند، و خود را از مردم جدا نمی‌کردند، و به روش جباران انحصار و اختصاصی برای خود قائل نمی شدند، و هرگز مردم را به بردگی و پستی نمی‌کشاندند و تحقیر نمی‌کردند...
ابراهیم بن عباس» می گوید: 
«هیچگاه ندیدم که امام رضا (ع) در سخن بر کسی جفا ورزد، و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند، هرگز نیازمندی را که می توانست نیازش را بر آورده سازد رد نمی کرد، در حضور دیگری پایش را دراز نمی فرمود، هرگز ندیدم به کسی از خدمتکاران و غلامانشان بدگویی کند، خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم بود، چون سفره غذا به میان          می آمد همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سفره خویش می نشاند و آنان همراه با امام غذا می خوردند. 
«محمد بن ابی عباد» می‌گوید: 
فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسی بود. لباس او  در خانه درشت و خشن بود، اما هنگامی‌که در مجالس عمومی شرکت می کرد (لباسهای خوب و متعارف     می پوشید) و خود را می آراست. 
شبی امام میهمان داشت، در میان صحبت، چراغ نقصی پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، امام نگذاشت و خود این کار را انجام داد و فرمود: ما گروهی هستیم که میهمانان خود را بکار نمی‌گیریم. 
یکبار شخصی که امام را نمی شناخت در حمام از امام خواست تا او را کیسه بکشد، امام (ع) پذیرفت و مشغول شد، دیگران امام را بدان شخص معرفی کردند، و او با شرمندگی به عذرخواهی پرداخت ولی امام بی توجه به عذرخواهی او همچنان او را کیسه می کشید و او را دلداری می داد که طوری نشده است. 
شخصی به امام عرض کرد:
به خدا سوگند هیچکس در روی زمین از جهت برتری و شرافت پدران به شما نمی‌رسد.
امام فرمود: تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگارآنان را بزرگوار ساخت. 
مردی از اهالی بلخ می گوید: 
در سفر خراسان با امام رضا (ع) همراه بودم، روزی سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران و غلامان حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه او غذا بخورند.
من به امام عرض کردم: فدایتان شوم. بهتر است اینان بر سفره ای جداگانه بنشینند. 
فرمود: ساکت باش، پروردگار همه یکی است، پدر و مادر همه یکی است، و پاداش هم به اعمال است. 
«یاسر» خادم امام می گوید:
امام رضا(ع) به ما فرموده بود اگر بالای سرتان ایستادم (و شما را برای کاری طلبیدم) و شما به غذا خوردن مشغول بودید برنخیزید تا غذایتان تمام شود. به همین جهت بسیار اتفاق   می افتاد که امام ما را صدا می کرد، و در پاسخ او می گفتند به غذا خوردن مشغولند، و آن گرامی می فرمود بگذارید غذایشان تمام شود. 
یکبار غریبی خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم، از حج باز گشته ام و خرجی راه تمام کرده ام، اگر مایلید مبلغی به من مرحمت کنید تا خود را به وطنم برسانم، و در آنجا از جانب شما معادل همان مبلغ را به مستمندان صدقه خواهم داد، زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند و مانده ام.
امام برخاست و به اطاقی دیگر رفت، و دویست دینار آورد و از بالای در دست خویش را فراز آورد، و آن شخص را خواند و فرمود: این دویست دینار را بگیر و توشه راه کن، و به آن تبرّک بجوی، و لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه بدهی...
آن شخص دینارها را گرفت و رفت، امام از آن اطاق به جای اول بازگشت.
 از ایشان پرسیدند چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟
فرمود: تا شرمندگی نیاز و سؤال را در او نبینم... 
 
امامان معصوم و گرامی ما  در تربیت پیروان و راهنمایی ایشان تنها به گفتار اکتفا  نمی کردند، و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژه ای مبذول می داشتند، و در مسیر زندگی اشتباهاتشان را گوشزد می فرمودند تا هم آنان از بیراهه به راه آیند، و هم دیگران و آیندگان بیاموزند.
  .......................................................................
منبع: پیشوای هشتم حضرت امام 
علی بن موسی الرضا (ع) 

زیارت عارفانه

زيارت، حضور عارفانه عاشق، در ديار معشوق، اظهار عشق و ارادت محب به محبوب، دل دادن صميمانه دلداده، دركوي دلداراست.1
همينكه انسان به كسي علاقه مند شد و به او دل بست، ناچار از ديدن و زيارت اوست؛ و چه بسا براي چنين لحظه اي، سر از پا، نشناسد و روز شماري كند.
علاقه شيعيان مخلص، به حضرات معصومين] نيز، انگيزه اي قوي براي زيارت آنان مي باشد؛ منتهي زماني اين زيارت، باعث رشد و تعالی زائر مي شود كه آداب آن رعايت گردد و آنگونه كه اهل بيت مي پسندند، زيارت شوند.
 زائر را از آن جهت زائر گويند كه وقتي به زيارت تو مي آيد، از غير تو عدول مي‌كند و رو برمي‌گرداند.2 
در حقيقت، زائر بايد با پاي دل به زيارت محبوب رفته و دل، از غيرمحبوب، كنده و آنرا صفا و جلا دهد.
حقيقت زيارت به معناي ديدن و لمس‌كردن ضريح و گنبد و بارگاه نيست؛ هر چند، در، چوب و ضريح، چون به محبوب نزديكند و در جوار اويند، برايمان عزيز و مقدس هستند، اما هدف نيستند؛ بلكه زائر بايد با چشم دل به ديدار صاحب ضريح رود و با چشم دل، زيباييهاي آن ذوات نوراني را ببيند و نواقص وجود خود را برطرف كند.
لذا هر چه معرفت زائر نسبت به امامي كه به زيارتش رفته، بيشتر شود، زيارت او پرمعناتر و تأثيرگذارتر خواهد بود.
سرّ اينكه توصيه كرده اند زيارت زائر با معرفت باشد آن است كه؛ آنچه مايه كمال زيارت مي‌گردد، معرفت و شناخت مقام و موقعيت مزور است، نه اعمالي بي روح و همراه با غفلت، همانند بوسيدن صرف و ناآگاهانه ضريح يا در و ديوار، گردش كوركورانه در اطراف ضريح، تماشاي آثار هنري، شمارش ستونها و چراغها، شمعدانها، درها، پنجره ها و...اين كارها به سياحت، شباهت بيشتري دارد تا زيارت! 
 
ثوابهاي اخروي و آثار دنيوي كه در روايات آمده، بر زيارت واقعي مترتب است، يعني جايي كه ارتباط قلبي با مزور برقرار شود و منشاء تحول در زائر گردد، نه بر سياحت و زيارت جسمي و صوري.3
متاسفانه ديده مي شود كه عده اي تمام هم و غمشان اين است كه خود را به هر صورت كه شده به ضريح امام رسانده و آنرا در بغل گرفته و ببوسند؛ چه بسا فقط در اين صورت زيارتشان را مقبول مي دانند؛ حال در اين بين آيا آزاري به زائران ديگر رسيده يا نه؟ حق كسي زايل شده يا نه؟ ادب زيارت رعايت شده يا نه؟ برايشان مهم نيست.
در حالي كه زائر با معرفت، در حقيقت به زيارت صاحب گنبد و بارگاه و ضريح مي رود و در طول زيارت، مشغول دلدادگي با امام خويش است و او را حاضر و ناظر بر اعمال خود ديده و از اينكه نتوانسته آنگونه كه بايد، درون خود را از زشتيها تطهير كند، همواره شرمسار و خجل است.
لذا زائر حقيقي، در زيارتي كه مي رود دچار تحولي جديد گشته و عمل يا اعمالي كه خلاف نظر محبوب مي باشد را كنار گذاشته و با هر زيارت، به امامش نزديك و نزديكتر مي شود.
اگر به زيارت جامعه كبيره و مضامين بلندآن دقت كنيد، مي بينيدكه در آن، صفات والاي اهل بيت عصمت و طهارت] بيان شده و بسان آينه اي شفاف، در برابر زائر، قرار مي‌گيرد، تا نواقص خود را ببيند و از آنان در حد توان، الگو بگيرد.
چنين آگاهي و معرفت به مقام و منزلت امام مي تواند زمينه اطاعت و تسليم در مقابل اوامر و نواهي مزور را -كه همان فرمان خداست- فراهم كند. 4
مسلماً هرچه زائر در تطهير باطن و درون خود تلاش كرده و خود را ازآلودگي‌هاي باطني پاك كند، از همنشيني با امام و مولاي خود در زيارت حظ و بهره بيشتري خواهد برد.
 
در اين خصوص نبايد از آداب ديگر زيارت، غافل شد كه در كتب ادعيه و مفاتيح، به آن اشاره شده است؛ ازجمله: غسل و دعاي قبل از زيارت، اذن دخول و...
تك تك اين دستورات، وقتي توأم با معرفت شود، تأثير معنوي عميقي در وجود زائر خواهد گذاشت.
به اميد زيارتي با معرفت براي ما و شما.
   .............................................................................
پي نوشت ها:
1) آیت الله جوادي آملي/ادب فناي مقربان/ج1
2) همان/ص/23
3) همان/ص 43
4) همان/ص 47
 

   |    :  91    |    :   سیری در سیره و رفتار امام رضا علیه السلام

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 1954
10/10 (تعداد آرا 1 نفر )