مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:53:39
طلوع آفتاب: 06:24:59
اذان ظهر: 13:08:29
غروب آفتاب: 19:51:59
اذان مغرب: 20:11:02
نیمه شب: 00:22:49
حدیث روز
  • امام رضا علیه السلام
  • مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل ؛
  •  
  • بحـارالانـوار، ج 78، ص 357
شعر
شعر
چهل منزل
 
سفر کردم به دنبال سر تو
سپر بودم برای دختر تو
چهل منزل کتک خوردم برادر
به جرم این که بودم خواهر تو
حسینم واحسین گفت و شنودم
زیارت نام هام جسم کبودم
چه در زندان، چه در ویرانه شام
دعا میخواندم و یاد تو بودم
برای هر بلا آماده بودم
چو کوهی روی پا استاده بودم
اگر قرآن نمی خواندی برایم
کنار نیز ه ات جان داده بودم
 
محسن بابایی
محبت تو
هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد
نسیم کی سر آ یینه در بغل دارد
خوشا به حال خیالی که در حرم مانده
و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد
به یاد چایی شیرین کربلایی ها
لبم حلاوت « احلی من العسل» دارد
چه ساختار قشنگی شکسته است خدا
درون قالب شش گوشه کی غزل دارد
بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟
بگو محبت ما ریشه در ازل دارد
محمد علی مجاهدی (پروانه)

 
امتداد زخم
ای پاره های زخم فراوان به پیکرت
ما را ببر به مشرق آیینه گسترت
خون از نگاه تشنه گل، شعله می کشد
داغست بیقراری گلهای پرپرت
با من بگو چگونه در آن «برزخ کبود»
دیدند زینبی و، نکردند باورت؟!
من از گلوی رود شنیدم که آفتاب
می سوزد از خجالت دست برادرت
یک کوفه می دوم، به صدایت نمی رسم
یعنی شکسته اند دو بال کبوترت
ما را ببخش، ما که در آنجا نبوده ایم
ای امتداد زخم، به پهلوی مادرت!
محسن احمدی

روز واقعه
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخاست کوه کوه
ابری به بارش آمد و بگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بی قرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد درگمان که قیامت شد آشکار
آن خیمه ای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی عماری و محمل شتر سوار
 
محتشم کاشانی

   |    :  92    |    :   شعر

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2139
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )