مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:53:39
طلوع آفتاب: 06:24:59
اذان ظهر: 13:08:29
غروب آفتاب: 19:51:59
اذان مغرب: 20:11:02
نیمه شب: 00:22:49
حدیث روز
  • امام رضا علیه السلام
  • مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل ؛
  •  
  • بحـارالانـوار، ج 78، ص 357
شیطان
شیطان چطور در جهنم می‌سوزد؟
چگونگی عذاب شیطان در آتش
 
لازم است سنخیت مخلوقی که معذّب واقع می‌گردد، مثل انسان یا ابلیس که از گروه جنیان است و سایر شیاطین از یک سو و سنخیت «عذاب جهنم»، اگر چه به صورت مختصر مورد تأمل و دقت بیشتر قرار گیرد.
الف) از آتش خلق شدن ابلیس و سایر جنیان، بدین معنا نیست که آن‌ها عین آتش هستند. بلکه جسم‌شان از آتش خلق شده است. چنان‌که از خاک   خلق شدن انسان بدین معنا نیست که جسم انسان عین خاک باشد بلکه آدمی - غیر از حضرت آدم (ع)- از نطفه خلق شده و بدن او از گوشت و خون و استخوان است. اما خلقت نطفه نیز به خون بر می‌گردد و خون از مواد غذایی تأمین می‌شود و مواد غذایی هم از خاک به دست می‌آید.
لذا خداوند کریم در یک آیه می‌فرماید همه را، نه فقط حضرت آدم(ع) را، از خاک آفریدم و در آیه دیگری می‌فرماید که از نطفه آفریدم.
حال سؤال این‌جاست که آیا برخورد‌ شیء هم سنخ دیگری که از خاک باشد (مانند سنگ، آجر، بتن، چوپ و...) با انسان، موجب بروز درد یا ‌عذاب دیگری در او نمی‌شود؟ یعنی اگر سنگی به سر یا پای انسان بخورد درد ندارد؟ اگر میکروبی که آن هم از خاک است، وارد بدن شود، موجب عفونت و آزار و اذیت نمی‌شود؟ و.... پس، شیطان هم همین‌طور است و خلق شدن شیطان و سایر جنیان از آتش، بدین معنا نیست که آن‌ها عین آتش هستند و نیز سبب آن نمی‌گردد که هیچ نوع آتش یا آن چه از آتش است بر آن‌ها اثر نگذارد.

شیطان چطور در جهنم می‌سوزد؟ 
ب) اما نه انسان، نه جن و نه هیچ موجود دیگری، فقط جسم تنها نیست، بلکه اصل او روح است و جسم فقط ابزار اوست. و نه روح انسان از خاک آفریده شده و نه روح جن از آتش. 
و باید دقت نمود که اصل «لذت و الم» متوجه روح است. در همین دنیا نیز آن «من» که سخن می‌گوید روح است به وسیله زبان، آن «من» که می‌شنود روح است به وسیله گوش... و آن «من» که رشد منفی یا مثبت می‌کند روح است به وسیله بدن.
لذا اگر چه بدن نیز از سلسله اعصاب و حس‌هایی برخوردار است و آرامش یا تشنج دارد که موجب احساس راحتی یا اذیت و درد می‌شود، اما اصل «لذت و الم» به روح بر می‌گردد. 
معاد نیز هم جسمانی است و هم روحانی و لذت و الم آن نیز متوجه هر دو وجه می‌باشد و اصل روح است.
ج) در مورد عذاب جهنم هم اولاً آتش یکی از عذاب‌های جهنم است و در بند الف توضیح داده شد که هم‌سنخی مانع از تأثیر آن نیست. 
و ثانیاً این آتش، جسم و روح را می‌سوزاند و ثالثاً سنخ این آتش، اگر چه هیبت یا شکلی مانند آتش دنیا داشته باشد، اما هم سنخ با آتش دنیوی نیست؛ چنان‌که نعمات بهشتی نیز اگر چه هم شکل باشند، اما هم‌سنخ نیستند.
در همین دنیا نیز ما تفاوت شدت و ضعف وجود، صفات و آثار بسیاری از چیزهایی که اشتراک لفظی و حتی گاه ماهوی دارند را در بسیاری از گونه‌هایی که ظاهر یا هیبتی هم‌سنخ دارند تجربه می‌کنیم، به‌عنوان مثال: نور یا حرارت شمعی که از موم ساخته شده، نور و حرارت کبریتی که از باروت است، نور و حرارت روغن حیوانی، نور و حرارت نفت و سپس گاز، نور و حرارت برق، نور و حرارت رعد و برق و....
اگر دقت کنیم متوجه می‌شویم که در همین عالم ماده نیز هر چه ماده «لطیف‌»تر و از جرم و کثافات کم‌تری برخوردار باشد، آثارش شدیدتر می‌گردد.
عالم آخرت هم عالم «لطیف» است و به طور کلی از جرم و کثافات و خصوصیات عالم مادی به دور است. 
چنان‌که بدن انسان در بهشت، بهترین غذاها و میوه‌ها را می‌خورد، اما، هضم، جذب و دفع ماده را ندارد و یا شیر و میوه‌اش خراب و پوسیده نمی‌شود و بدن انسان نیز پیر نمی‌شود. یا در جهنم می‌سوزد، اما نمی‌میرد. 
پس اگر بیان شد رود یا شراب بهشتی و یا آتش جهنم، نباید گمان کنیم که الزاماً عین همین رود، نوشیدنی یا آتش دنیوی است. و حال آن که خاک و آتشی که بدن انسان و جن از آن‌ها خلق شده، همین خاک و آتش مادی است.
د) در همین بدن مادی، گاهی عفونتی پیدا می‌شود که اگر چه از سنخ همین بدن است، اما موجب آزار و اذیت و گاه مرگ می‌شود، آتش جهنم نیز از درون شخص منحرف (اعم از انس و جن) بلند می‌شود و شعله‌ور می‌گردد و جسم و جانش را می‌سوزاند.
ه) هر سوزاننده‌ای که جسم و جانی را بسوزاند، تعبیر به آتش می‌شود، در حالی که ظاهر همه آن‌ها الزاماً از سنخ آتش نیست و یا ممکن است از آتش باشد، اما خود آتش نباشد. مثل حرارت خورشید که از آتش خورشید است، اما عین آتش نیست و درختان را سوزانده و خشک می‌کند و گاه سبب آتش گرفتن آن‌ها نیز می‌گردد.
آتش‌های سوازننده دیگری هم هستند، مثل آتش حسرت، آتش غبن و پشیمانی، آتش حسادت، آتش فراق و دوری و...، که همه از عذاب‌های جهنم می‌باشند و جسم و جان را و حتی قلب را می‌سوزانند.
پس خلق شدن جسم جنیان از آتش، موجب مصون بودن آن‌ها از عذاب‌های جهنم و حتی آتش جهنم نمی‌گردد. 
فرد به ظاهر دانشمندی در جلسه ای که بهلول عاقل در آن شرکت داشت، این مسئله را مطرح نمود. مدتی بعد بهلول، پیشانی آن مرد را با کلوخی هدف قرار داده و سر او را مجروح و خون آلود نمود و در پاسخ اعتراض او بیان داشت که آیا مگر این کلوخ از خاک نیست و آیا مگر تو از خاک آفریده نشدی؟! اگر آتش نمی تواند آتش را بسوزاند، پس خاک چگونه می تواند به خاک آسیب برساند؟
 
زشتی گناه و زیبایی کار نیک
 رُوِيَ عَنِ البَاقِرِ(ع)قال:
مَا أَحْسَنَ الْحَسَنَاتِ بَعْدَ السَّيِّئَاتِ وَ مَا أَقْبَحَ السَّيِّئَاتِ بَعْدَ الْحَسَنَاتِ . 
از امام باقر (ع)  منقول است که حضرت فرمودند: 
چقدر كارهاي نيك بعد از گناهان زيباست و چقدر گناه كردن بعد از كارهاي نيك،‌ زشت و قبيح است. 

شرح حدیث:
1- از این روایت یک مطلب کلّی به دست می آید و آن اینکه: اعمال نيك و اعمال زشت از هم بيگانه نيستند. برخي خيال مي كنند كه اعمال نيك و اعمال زشت با هم در ارتباط نيستند امّا اينطور نيست.
امام باقر (ع)  در اين روايت اين مطلب كلّي را مي خواهد بفرمايد كه اينها از همديگر بيگانه نيستند. كارهاي نيك روي كارهاي زشت اثر مي گذارد و همنيطور كارهاي زشت، روي كارهاي نيك اثر مي گذارد. البته راجع به اثرگذاری کارهای نیک روی کارهای زشت در قرآن کریم هم داریم؛ آنجا که می فرماید: إنَّ الحَسَناتِ يُذْهِبنَ السَّيِئاتِ.  
 
2-  حضرت فرمودند: « مَا أَحْسَنَ الْحَسَنَاتِ بَعْدَ السَّيِّئَاتِ» چقدر زيباست كه اگر كسي غفلتاً دستش آلوده شد و از او كار زشتي صادر گشت، بعد از آن كارِ نيكي بكند. چون اين کارِ نیک اثر مي گذارد و زشتي آن کار زشت را از بين مي برد. حضرت همان رابطه ای را كه در آيۀ شریفه هست مطرح مي فرمايد.
 
3- « وَ مَا أَقْبَحَ السَّيِّئَاتِ بَعْدَ الْحَسَنَاتِ» حضرت مي فرمايند چقدر زشت است كه كسي كارِ نيك انجام بدهد و بعد از آن، كار زشتي از او سر بزند. اين كار زشت به آن كار نيك ضربه مي زند.  
 
نتیجه: مواظب باش! اگر غفلتاً كار زشتي از تو سر زد، بعد از آن يك كار نيك بكن،‌ نگذار اينها انباشته شود. اگر نعوذ بالله كار زشتي از تو سر زد بدان كه انجام حسنه بعد از آن، خيلي زيباست.
وقتي هم که حسنات انجام دادي مراقب باش بعد از آن ديگر گناه نكني. 
چرا که در این صورت آن حسنات از دستت مي رود. وقتی كار نيك انجام دادي، مراقب باش اين سرمايه را از دست ندهي و دستت به خطا و گناه آلوده نشود. نگهش دار و آن غفلتِ صادر شده را به وسیلۀ یک کار نیک زود پاك كن. مواظب باش كه از دستت نرود.
چگونه مؤمن خود را خوار و ذلیل می‌کند؟
 
رُوِیَ عَنِ الصَّادقِ (ع)  قال:
 لَا يَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يُذِلَّ نَفْسَهُ قِيلَ لَهُ وَ كَيْفَ يُذِلُّ نَفْسَهُ قَالَ يَتَعَرَّضُ لِمَا لَا يُطِيقُ. 
 
ترجمه حدیث: 
امام صادق(ع)  فرمودند: سزاوار نیست که مؤمن خود را خوار و ذلیل کند. 
به حضرت عرض شد چگونه مؤمن خود را خوار و ذلیل می‌کند؟ حضرت فرمودند: دست به کاری می‏زند که توان انجام آن را ندارد.
 
شرح حدیث: 
اين از آن اموري است كه چه بسا انسان در مسير زندگي‏اش زياد مورد ابتلا قرار بگيرد. به تعبير ساده، انسان بايد به اندازه دهانش لقمه بردارد. اگر بزرگتر بود،‌ يا دهان را پاره مي‌كند و يا انسان را خفه مي‌كند!
انسان گاهي دست به كاري مي زند كه در توانش نيست و بعد هم خراب‏كاري مي كند؛ و آن خراب‏كاري موجب ذلّت و خواري‏اش در جامعه مي شود. 
غالباً این مسأله در دو چيز ريشه دارد؛ یکی «طمع» است و دیگری «حرص». افرادی كه كه در كار و كاسبي‏هايشان لقمه‏ هاي بزرگ‏تر از دهانشان بر مي دارند، بعد خراب‏كاري مي كنند و آبرويشان هم مي رود، غالباً يا طمّاع‏ اند يا حريص‏اند.
در یک روایت دیگر زید بن صوحان از یاران امیرالمؤمنین(ع ) به ایشان عرض کرد:  «فَأَيُّ ذُلٍّ أَذَلُّ؟ قَالَ: الْحِرْصُ عَلَى الدُّنْيَا». 
كدام خواري است كه بیش از سایر ذلّت‏ها خوارکننده و ذلّت‏آور است؟ 
حضرت فرمودند حرص بر دنیا. 
حرص، زياده‏ طلبي است. حرص بر دنيا بالاترين خواري را براي انسان مي‏آورد. اين زياده‏طلبي موجب چه مي شود؟ همان كه امام صادق (}) در روایت اول فرمود؛ موجب می‏شود انسان دست به كارهايي بزند كه در توانش نيست. اینجاست که خودش آبروي خودش را مي‌برد. 
 

   |    :   شیطان

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2079
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )