اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 05:15:15
طلوع آفتاب: 06:42:15
اذان ظهر: 11:49:21
غروب آفتاب: 16:56:26
اذان مغرب: 17:15:52
نیمه شب: 23:05:51
حدیث روز
  • پيامبر صلى ا لله عليه و آله
  • مَنِ الْتَمَسَ رِضَى اللّه‏ِ بِسَخَطِ النّاسِ رَضىَ اللّه‏ُ عَنْهُ وَ اَرْضى عَنْهُ النّاسَ وَ مَنِ الْتَمَسَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللّه‏ِ سَخِطَ اللّه‏ُ عَلَيْهِ وَ اَسْخَطَ عَلَيْهِ النّاسَ؛
  •  
  • غررالحكم، ح 9076
صفات مربی از دیدگاه نهج البلاغه
.
صفات مربی از دیدگاه نهج البلاغه

چکیده
از آنجا که ویژگیهای اخلاقی یک مربی یکی از مهمترین عوامل تأثیر گذاری او در متربیان است؛ و حضرت علی(ع) یکی از بهترین مربیان بشری در امر تربیت بوده است، در این مقاله، صفات مربی در سخنان امیر مؤمنان(ع) ، مورد بررسی قرار گرفته است.
 
مقدمه
انسان در میان مخلوقات جهان برترین موجود است. موجودی که خداوند او را خلیفه خود بر زمین قرار داد؛ و تنها او بود که بار امانت الهی را بر دوش کشید. 
آفریده ای که خداوند جسم خاکی اش را در این جهان مرکب روح خاص خویش قرار داد و او را وارد عرصه وجود نمود و مخلوقی که خداوند به هنگامه خلقت او، خویشتن را أَحْسَنُ الْخالِقين خواند.
لیک با قدری تأمل و تفکر در موجودات عالم و رمز و راز آنان این سؤالات در ذهن انسان جرقه می زند که چرا باید انسان خلیفه خدا بر زمین باشد؟ به چه علتی این خاک نشین بر دیگر موجودات برتری یافت و از چه رو فرشتگانش در برابر شنیدن اسماء از انسان فریاد لاعِلْم لَنا إِلاَّماعَلَّمْتَنا سر دادند؟
اگر در پی یافتن پاسخ پرسش هایمان، صفات و خصوصیات این موجود را با دیگر آفریده ها مقایسه کنیم، به این حقیقت دست  می یابیم،که آدمی تنها موجودی است که زمینه و قابلیت حمل اسماء و پذیرش امانت الهی را دارا بوده است، موجودی که همچون عقابی تیزپرواز می تواند با تعلیم و تربیت صحیح تا رفیع ترین قله های کمال صعود کرده و به اعلی علییّن برسد. 
و فرق او با دیگر موجودات، همین قابلیت تعلیم و تربیت است.
انبیا و اوصیا از سوی خداوند متعال همواره عهده دار تربیت و ربانی نمودن انسانها بوده اند؛ و قرنهاست که گفتار ونوشتار آنان، بشر را به سوی راه نجات و تکامل دعوت می کند. 
در میان آثار مکتوب و به جا مانده الهی یا بشری،  آثاری  وجود دارند که جایگاو  ویژه ای  در بناکردن مبانی فکری و معنوی بشر داشته و به عنوان الگوی رفتاری و تربیتی قرارگرفته اند.
نهج البلاغه، مجموعه ای از عظیم‌ترین آثار در زمینه های علمی و تربیتی است. کلامی که ریشه در تعالیم وحی دارد و می تواند انسان را از ظلمت حیوانیت به سوی نور هدایت و ربانیت راهنمایی کند. 
بنابراین در این مقاله صفات مربی در کلام حضرت علی (ع) در نهج البلاغه، مورد بررسی قرار می گیرد. 
برای این منظور از نامه ها، خطبه ها و حکمتهای نهج البلاغه که در موقعیتهای مختلف، توسط امام} ایراد شده است، مخصوصاً نامه 31که نامه تربیتی حضرت به فرزند خویش است، و نامه 53 و دیگر  نامه هایی که حضرت برای فرمانداران خود، در مورد  آداب حکومت بر مردم و شیوه تربیت آنان  نوشته، استفاده شده است. زیرا یکی از وظایف مسلّم حاکم، تربیت و هدایت‌گری مردمی است که تحت سیطره او زندگی می کنند. 
 
 صفات مربی
از نظرقرآن و اهل بیت  و از دیدگاه علوم روانشناسی، مبانی، اصول و روش های تربیت در هر جامعه ای حائز  اهمیت ویژه ای هستند.
در هر محیطی از جمله خانه، اداره و یا مدرسه، وجود تربیت صحیح باعث احساس آرامش و ایجاد پیشرفت در کار و درس و زندگی است؛ و بی تردید خانواده یکی از مهم ترین عوامل تربیتی انسان به حساب می آید.
حقیقت این است که در هر اجتماعی مربیان می توانند با اصلاح خویشتن، نقش اصلی را در تربیت اطرافیان، بازی کنند و تأثیر بسزایی در سرنوشت آنان بگذارند؛ و این تأثیرکه اصولاً ریشه در صفات مربی دارد در خانواده به حدّ اعلا می رسد، تا جایی که در روایت زیبایی از پیامبر گرامی اسلام , آمده است:
«الشَّقِيُّ مَنْ شَقِيَ فِي بَطْنِ أُمِّهِ وَالسَّعِيدُمَنْ سَعِدَفِي بَطْنِ أُمِّه.‏»
«بدبخت كسى است كه درشكم مادرش بدبخت شده و نيكبخت كسى است كه در شكم مادرش نيكبخت شده است.»
کلام حضرت گویای این حقیقت است که دل مادر و صفات وجودی او از دوران جنینی زمینه ساز سعادت یا شقاوت فرزند اوست.
 به همین دلیل در این مقاله سعی بر آن است که از بین مربیان، به طور خاص به صفات والدین پرداخته شود؛ و بی تردید یکی از مهمترین صفات والدین، آن است که ابتدا به تربیت خویشتن پرداخته و سپس اصلاح فرزندان خویش را بطلبند.
حضرت علی(ع) درآغاز نامه خویش به مالک اشتر فرمان می دهد،که با دقت و توجه به سخنان مردم، عیب های خویش را برطرف سازد؛ و قبل از تربیت و راهنمایی آنان، ابتدا به اصلاح خویشتن بپردازد:
 
«وَإِنَّمَا يُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالِحِينَ بِمَا يُجْرِي اللَّهُ لَهُمْ عَلَى أَلْسُنِ عِبَادِهِ فَلْيَكُنْ أَحَبَّ الذَّخَائِرِإِلَيْكَ ذَخِيرَةُ الْعَمَل ِالصَّالِحِ فَامْلِكْ هَوَاكَ.»
«شایستگان را به وسیله ذکرخیری که خداوند بر زبان بندگانش درمورد آنها جاری می‌کند می‌شناسند، پس باید بهترین ذخیره در نظر تو عمل صالح باشد، بنابراين بر هوايت مسلط باش.»
آری، اگر مربیان از زاویه دید اطرافیان به عملکرد خویش بنگرند، قطعاً عیب هایشان را مشاهده خواهند کرد و در پی اصلاح عیوب خویش برخواهند آمد و بدین ترتیب با ترک صفات رذیله و خدمت به خلق، باعث تأثیر گذاری روشهای تربیت در آنان می شوند.
1. پرداختن مربی به خویشتن پیش از تربیت دیگران
یکی ازمهم ترین روشهای تعلیم وتربیت از دید حضرت علی(ع) این است که مربی در هر مورد، ابتدا به سخنی که می گوید عمل کند و تعلیم خود را، قبل از آموزش شاگردان خویش آغاز نماید.
حضرت علی(ع) در این مورد می فرماید:
«مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماًفَلْيَبْدَأْبِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيم غَيْرِهِ وَلْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْل تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِه ِوَمُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَمُؤَدِّبُهَا أَحَقّ ُبِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَمُؤَدِّبِهِم.» 
 
«آنكه خود را در مرتبه پيشوايي قرارميدهد بايد پيش از تربیت مردم به تعلیم خود اقدام كند، و پيش از آنكه ديگران را به گفتار ادب نمايد، بايد آنان رابه كردارش مؤدب به آداب كند، و آنكه خود را بياموزد و ادب نمايد به تعظيم سزاوارتر است ازكسيكه فقط ديگران را بياموزد و تأديب كند.»
بدین ترتیب در تربیت فرزندان، ضروری‌ترین امر آن است که پدر و مادر ابتدا خود، به حرف‌هایی که می زنند عمل نمایند.
برای نشان دادن اهمیت این مطلب، حضرت علی( ع)نین مربی را بزرگ می دارد و برایش ارزش قائل می شود و معلم نفس را از معلم دیگران برتر می داند؛ و حضرت در این راستا، از تمامی مردم می خواهد که هرکس معلم خویش باشد و اصلاح خویشتن را به عهده گرفته و خود را از عادات غلط برهاند.
 
«أَيُّهَا النَّاسُ تَوَلَّوْا مِنْ أَنْفُسِكُمْ تَأْدِيبَهَا وَاعْدِلُوا بِهَا عَنْ ضَرَاوَةِ عَادَاتِها.»
«اىمردم، خودتان عهده دار ادب كردن خود شويد، و نفس خویش را از جرأت برعادات هلاك كننده بازگردانيد.»
آری، اگر مربی، حداقل از صفات زشتی که در وجود اطرافیان خود مشاهده می‌کند و ناپسند می دارد، دوری نماید، بسیاری ازصفات ناپسند در جامعه ریشه کن می گردد. 
حضرت در مورد چنین تأدیبی می فرمایند:
 
«كَفَاكَ أَدَباً لِنَفْسِكَ اجْتِنَابُ مَاتَكْرَهُهُ مِنْ غَيْرِكَ.»
«درتأدیب نفست همين بس كه از آنچه براى ديگران نمى‏پسندى اجتناب كنى.‏»
چرا که بسیار زشت و زننده است که پدران و مادران، فرزند خویش را ازعملی نهی کنند وخود همان عمل را تکرار نمایند و یا او را به کاری فرمان داده وخود از آن کار سر باز زنند. حضرت علی(ع)  چنین کسانی را دور از رحمت خداوند ومورد لعنت او می داند.
 
«لَعَنَ اللَّهُ الْآمِرِين َبِالْمَعْرُوفِ التَّارِكِينَ لَهُ وَالنَّاهِينَ عَنِ الْمُنْكَرِالْعَامِلِينَ بِهِ.»
«خداوند لعنت می کند آمران به معروفى را كه خود تارك معروف‏اند، و ناهيان ازمنكرى را كه خود آلوده به منكرند.»
امام صادق(ع) نیز دراین مورد می فرمایند:
 
«كُونُوادُعَاة َالنَّاسِ بِغَيْر ِأَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الِاجْتِهَاد و َالصِّدْق َوَ الْوَرَع.»
«مردم را با چیزی جز زبانهایتان به راه خدا دعوت کنید (به وسیله عمل) تا در عمل شما اجتهاد، راستگویی و ورع را مشاهده کنند.»
اگر به جای دعوت زبانی، فرزندان را با اعمال شایسته ای مانند راستگویی وکوشش مداوم در انجام نیکی ها، به خوبی‌ها متمایل نماییم، خواهیم دید که اثر برگرفته از عمل ما تا ابد در وجود آنان باقی می ماند.
 
2. خلوص نیت درامر تربیت
حضرت علی(ع) مربیانی را که بر نفس خویش تسلط دارند و مانند راهنمایان بیابان از روی خلوص نیت، متربیان را به جاده مستقیم رهبری می کنند، محبوب ترین بندگان خدا می داند.
همچنین حضرت علی(ع) در درد دل وکلام خود با ذات باری تعالی، ثابت می نماید که خیرخواه مردم است، خلوص نیت دارد و هدفش چیزی جز هدایت آنان نیست و در دعای خالصانه خود چنین می فرماید:
 
«اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذِي كَانَ مِنّا مُنَافَسَةً فِي سُلْطَانٍ وَلَا الْتِمَاسَ شَيْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَام ِوَلَكِن ْلِنَرِد َالْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَالْإِصْلَاحَ  فِي بِلَادِكَ فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِ.» 
«خدايا تومي داني كه آنچه انجام داديم نه براى رغبت به قدرت بود، و نه براى زياده‏ خواهى ازمال بى‏ارزش دنيا، بلكه براىآن بودكه نشانه‏هاى دينت را به جايش بازگردانيم، و برنامه اصلاح را درشهرهايت آشكاركنيم، تابندگان ستم كشيده‏ات ايمنى يابند، و حدود معطّل شده ‏ات اقامه گردد.»
و هم او می فرماید:
 
« فَإِنْ أَطَعْتُمُونِي فَإِنِّي حَامِلُكُمْ إِنْشَاءَاللَّهُ عَلَى سَبِيل الْجَنَّةِ و َإِنْ كَانَ ذَامَشَقَّة ٍشَدِيدَةٍ وَ مَذَاقَةٍ مَرِيرَة.» 
«اگر از من پيروىكنيد، به خواست خدا شما را به راه بهشت خواهم برد، هرچند سخت و دشوار و پر ازتلخى‏ها باشد.»
یعنی اگر شما را امر به اطاعت می‌کنم، برای خود چیزی نمی خواهم بلکه هدف من، قراردادن شما درجاده و مسیر بهشت ازطریق اطاعت خداوند است، ولو این که برای شخص من سختی و مرارت فراوان داشته باشد.
تأمل درکلمه سبیل نشان می‌دهدکه مربیان و مخصوصاً والدین، نباید از این مهم غافل شوندکه آدمی مختار است و مسئولیت او، بردن فرزندان به بهشت نیست، بلکه وظیفه شان، قرار دادن آنان به وسیله هدایت‌گری و تربیت، درجاده بهشت است. 
آری، والدین باید فرزندانشان را یاری کنند تا در عین اختیار، به وسیله فرمانبرداری پروردگار، به سوی بهشت ابدی ره سپارند.
بنابر این پدر و مادر  باید به فرزندانشان ثابت کنند که در گفتارشان خلوص نیت دارند، برای خود چیزی نمی خواهند و اگر دستوری می دهند برای خیر وصلاح آنهاست؛ و به همین دلیل حضرت، اجتهاد و نهایت سعی وکوشش را برای اثبات این خیر خواهی، به مربیان می آموزد.  
 
3. صراحت وصداقت مربی
یکی از وظایف مربی، صراحت و شفاف سازی امور و صداقت و راستگویی اوست. 
متربیان حق دارند همه چیز را درمورد امور مربوط به خود بدانند و اگر وعده ای داده شده، شاهدعمل به آن باشند. 
حضرت علی(ع) در این مورد می فرماید:
 
«فَلْيَصْدُق ْرَائِدٌأَهْلَه.»‏ 
 «پس بايد پیشرو و جلودار هر قومی به پیروان خود راست گويد.»
در اندیشه و سیره امیرمؤمنا(ع)   صراحت وصداقت، ازجمله برجسته ترین ویژگی‌های مربی، شمرده می شود؛ و براساس همین وظیفه اخلاقی است که حضرت، هنگامی که زمام امور را بدست می گیرند، در نخستین خطبه حکومتی خویش به مردم چنین خطاب می کنند:
 
« ذِمَّتِي بِمَا أَقُولُ رَهِينَةٌ وَأَنَابِهِ زَعِيمٌ ...» 
«پیمان من بدان چه می گویم درگرو است، و به درستی گفتارم متعهد و متکلفم.»
بسیاری از مربیان قائل به هیچ التزام عملی نیستند، وعده هایی می دهند ولی وفا    نمی کنند و سخنانی می گویند و خلاف آن عمل می کنند، ولی امام علی(ع) با عمل خویش به مردم می آموزد، مربیانی که وظیفه تربیت یک ملت را به عهده دارند باید درگرو پیمان خویش با مردم بمانند و بدانچه   گفته اند پایبند باشند و هرگز از صداقت و صراحت دور نشوند. 
بنابراین حضرت درهمین خطبه، خطاب به جماعت می فرماید:
 
« وَاللَّه ِمَاكَتَمْتُ وَشْمَةً وَلَاكَذَبْتُ كِذْبَة.» 
«به خدا سوگند هرگز به اندازه سرسوزنی حقیقت راپنهان نداشته ام، و هیچ گونه دروغی نگفته ام.» 
بدین ترتیب مربیان و مخصوصاً والدین باید از دروغ گفتن به فرزندان، بپرهیزند و حقایق را در حد درک ایشان، با صراحت برایشان بیان کنند و از این طریق، حسن ظن ایشان را به خود جلب نمایند.
 
4. حسن ظن متقابل مربی و متربی
همچنین حضرت علی(ع)درعهدنامه خود به مالک اشتر، عوامل دیگری را باعث ایجاد حسن ظن مربی نسبت به متربیانش، می‌داند و به والی خود دستور اجرای آنها را می دهد و می فرماید:
 
«وَاعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ بِأَدْعَى إِلَى حُسْن ِظَنِّ رَاع ٍبِرَعِيَّتِهِ مِن ْإِحْسَانِهِ إِلَيْهِم ْوَتَخْفِيفِهِ الْمَئُونَاتِ عَلَيْهِمْ وَتَرْكِ اسْتِكْرَاهِهِ إِيَّاهُمْ عَلَى مَا لَيْسَ لَهُ قِبَلَهُم ْفَلْيَكُنْ مِنْكَ فِي ذَلِكَ أَمْر ٌيَجْتَمِعُ  لَكَ بِهِ حُسْنُ الظَّنِّ بِرَعِيَّتِكَ فَإِنَّ حُسْنَ الظَّنّ ِيَقْطَعُ عَنْك َنَصَباً طَوِيلًا و َإِنَّ أَحَقَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّكَ بِه ِلَمَنْ حَسُن َبَلَاؤُكَ عِنْدَه ُوَإِنَّ أَحَقَّ مَنْ سَاءَ ظَنُّك َبِه ِلَمَنْ سَاء َبَلَاؤُكَ عِنْدَه.»‏ 
«آگاه باش که چیزی برای جلب خوش بینی والی برمردمش بهتر از نیکی به آنان، و سبک کردن هزینه بردوش ایشان، و اجبارنکردنشان به حقی که وی برآنان ندارد، نیست. 
باید به صورتی  رفتارکنی که خوش گمانی بر رعیتت را درکمک همه جانبه به خودت فراهم آری؛که این خوش گمانی رنجی طولانی را از تو برمی دارد، و به خوش گمانی تو کسی شایسته تراست که از تو احسان دیده، و به بدگمانی ات کسی سزاوارتر است که از جانب تو به او ناراحتی رسیده باشد.» 
زمانی که انسان به عده ای نیکی می کند و مشکلاتشان را حل می نماید، می تواند یقین حاصل کند که آنان همراه و مدافع او هستند و این حسن ظن و گمان نیک به آنان، باعث آرامش خاطر وی و اعتماد او بر ایشان می گردد و رنج طولانی بدگمانی را از او بر می دارد.
حضرت علی(ع)  در فراز احسانه الیهم، اولین راه ایجاد حسن ظن مربی نسبت به متربیان را، احسان مربی به آنان می داند.
إِحْسَان دوگونه است: اوّل، بخشش و انعام برغير و ديگران و دوّم، احسان دركار و عمل به اين معنىكه كسىعلم نيكویى را بياموزد ياعمل نيكى را انجام دهد. 
همانطور که مشاهده شد، احسان در کلام حضرت، به معنی انعام و بخشش به متربیان است. 
بنابراین می توان گفت که احسان، انعام و بخشش به فرزندان، باعث حسن ظن آنان به والدین و در نتیجه خوش گمانی والدین به ایشان و برطرف شدن رنجها می گردد. و تخفیفه المؤونات علیهم دومین دستور حضرت، برای ایجاد حسن ظن نسبت به متربی،کم کردن هزینه های آنان است. هنگامی که فرزندان پس ازرؤیت احسان والدین، شاهد کم شدن هزینه ها باشند، قطعاً یک قدم دیگر به آنها نزدیک می شوند، و این امر سبب حسن ظن والدین به ایشان می گردد.
 

5. صبرو استقامت مربی
یکی از صفات بسیار مهم مربی بردباری و استقامت او، مخصوصاً در امر تربیت است.طبیعتاً اگر مربی صبور نباشد، نمی تواند متربی را تا مرحله هدایت کامل همراهی نماید و پس از مدتی دست از تلاش تربیتی خود می کشد و قطعاً در امر تربیت به پیروزی نخواهد رسید.
 امیر مؤمنان(ع)  در مورد نتیجه صبر در  نهج البلاغه می فرماید:
 
«وَاسْتَشْعِرُوا الصَّبْرَفَإِنَّهُ أَدْعَى إِلَى النَّصْرِ»
«استقامت و صبر را شعار خودكنيد،كه بهترين وسيله پيروزى است.» 
«شعار» به معنای لباس زیرین است. 
کلام حضرت گویای این حقیقت است که اگر می خواهید به پیروزی نهایی برسید، صبر را مانند لباس زیرین ملازم  وجودتان قرار داده و تا رسیدن به پیروزی نهایی، از خود دور نکنید.
در امر تربیت ،مربیان و از جمله والدین به دو نوع صبر نیاز دارند
: صبر بر اعمالی که از متربیان سر می زند و خوشایند ایشان نیست، و صبر در برابر چیزهایی که بدان ها علاقه دارند، ولی به خاطر امر تربیت مجبورند از آنها چشم بپوشند؛ و این دو نوع صبر همواره و در تمام مراحل زندگی، باید با والدین همراه باشد. امام (ع)  در مورد انواع صبر چنین می فرماید: 
 
«الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عَلَى مَا تَكْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِب.» 
«صبردو صبراست: صبر برآنچه ميل ندارى، و صبر از آنچه دوست دارى.»
مربی باید دراین مسیر، با یاری طلبیدن ازخداوند و صبر و استقامت در به کارگیری حق، وظیفه ای را که خداوند بر عهده او قرار داده انجام دهد وگرنه در امرتربیت موفق نخواهد بود. 
امیرالمؤمنین علی (ع)  لزوم استعانت از خداوند در مسیر تربیت را، این گونه بیان می نماید:
 
«وَلَيْس َيَخْرُجُ  الْوَالِي مِنْ حَقِيقَة مَا أَلْزَمَهُ اللَّهُ مِنْ ذَلِكَ إِلَّا بِالِاهْتِمَامِ و َالِاسْتِعَانَة ِبِاللَّهِ وَ تَوْطِينِ نَفْسِه ِعَلَى لُزُومِ الْحَقّ وَالصَّبْرِعَلَيْهِ فِيمَا خَف َّعَلَيْهِ أَوْ ثَقُلَ.» 
«و والى از اداى آنچه خداوند برعهده او قرارداده برنيايد جز باكوشش و يارى خواستن ازخداوند، و مهيّا نمودن خود بر به كارگيرىحق و استقامت برآن، در چیزهایی که بر او آسان يا سخت باشد. »  
بنابراین باید اذعان نمود که تربیت فرزندان، بدون صبر و استقامت والدین، امری نشدنی و غیر ممکن است.
 
6. توانایی استدلال عقلی
کسی که قرار است، امر تربیت را به عنوان مربی، به عهده بگیرد باید با دلایل عقلی و نقلی، خود را پربار کند؛ چنانکه پیامبر, از سوی خداوند این دلایل را به همراه آورده بود. دلایلی که به همراهشان موعظه های شفا بخشی بود که دل و جان را درمان   می نمود و باعث رهایی گمراهان و از  بین رفتن بدعت ها می شد. 
حضرت علی (ع) در مورد مستدل بودن دعوت رسول خدا, چنین می فرماید:
 
«أَرْسَلَهُ  بِحُجَّةٍكَافِيَةٍ وَ مَوْعِظَة ٍشَافِيَةٍ وَ دَعْوَةٍ مُتَلَافِيَةٍ أَظْهَرَبِهِ الشَّرَائِعَ الْمَجْهُولَةَ وَ قَمَعَ بِهِ الْبِدَعَ الْمَدْخُولَةَ وَبَيَّنَ بِهِ الْأَحْكَامَ الْمَفْصُولَة.» 
«خداوند او را با دليل كافى و پندى شفابخش، و دعوتىكه مردم را ازگمراهي برهاند فرستاد. دستورات ناشناخته دين را به وسيله او آشكارنمود، و بدعتهاى نادرست را درهم كوبيد، و احكامى راكه هم اكنون نزد ما معلوم است بيان داشت. »
دلیل این که خداوند مربیان مورد نظرش را با دلایل کافی می فرستد، این حقیقت است که یک مسلمان، برخلاف دیگر ادیان، باید اصول دین و مبانی اعتقادیش را از طریق تعقل بپذیرد. 
بنابراین والدین، باید با پربار کردن خویش از جهت علمی، گفته هایشان را با  دلایل عقلی، به فرزندان ثابت نمایند و شبهات را برطرف نمایند.
 
7. میانه روی مربی
مربی باید در هر شرایطی، میانه روی در هر امری را به متربیان بیاموزد؛ و ایشان را به تربیت صحیح رهنمون شود. 
حضرت علی(ع)  سنت پیامبر , را، مبتنی بر میانه روی می داند و می فرماید:
 
«فَهُوَ إِمَامُ  مَنِ اتَّقَى وَبَصِيرَةُ مَنِ اهْتَدَى سِرَاجٌ لَمَعَ ضَوْؤُهُ وَشِهَابٌ سَطَعَ نُورُهُ وَ زَنْدٌ بَرَقَ لَمْعُهُ سِيرَتُهُ الْقَصْدُ وَسُنَّتُه ُالرُّشْدُ وَ كَلَامُهُ الْفَصْلُ وَحُكْمُهُ الْعَدْلُ.»
«از اين رو او امام تقواپيشگان، و وسيله بصيرت هدايت يافتگان است. چراغى است درخشان، و ستاره‏اى فروزان، وآتش گيره‏اى با شعله‏هاى زبانه دار. روشش اعتدال، طريقه‏اش رشد،كلامش جداكننده حق ازباطل، وحكمش عدل است.»
هرمربی پس از میانه روی در امور، می تواند متربیان را امر به اعتدال نماید. 
امیر مؤمنان (ع) می فرماید:
 
«أَرْسَلَهُ وَ أَعْلَامُ الْهُدَى دَارِسَةٌ وَمَنَاهِجُ الدِّينِ طَامِسَة ٌفَصَدَعَ بِالْحَقّ ِوَنَصَحَ لِلْخَلْقِ ‏وَ هَدَى إِلَى الرُّشْدِ و َأَمَرَبِالْقَصْدِ ,».
«او را فرستاد درحالىكه نشانه‏هاى هدايت كهنه شده، و راه روشن دين به نابودى رسيده بود. حق را آشكاركرد، خلق را خيرخواهىنمود، به طريق صواب رهنمون شد، و به ميانه روىفرمان داد، درود و سلام خدا بر او و آل او باد.»
مربی ای که از حد اعتدال خارج نشود، محل رجوع عقب ماندگان و پیشی گیرندگان به سوی خود می‌گردد. 
حقیقت این است که افراط و تفریط در هر امری به سرانجام نمی رسد و بالاخره صاحبش را خسته می نماید و این زمان است که متربی به دنبال راهنمای معتدلی  می گردد تا او را به سر منزل برساند.
 حضرت، اهل بیت(ع)  ار این‌گونه معرفی می نماید:
 
«نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الْوُسْطَى بِهَايَلْحَقُ التَّالِي وَ إِلَيْهَايَرْجِع الْغَالِي.»
«ما تكيه‏گاه راه ميانه‏ايم، عقب مانده به آن برسد، و پيشىگرفته به آن بازگردد.»
بنابراین والدین باید در تمام امورمذهبی، علمی و حتی ورزشی، حد میانه روی و اعتدال را رعایت نموده و با افراط یا تفریط، فرزندان را از مسیر تربیت جدا نسازند.
خانم حیادار- کارشناس قرآن و نهج البلاغه
 

   |    :  92    |    :   صفات مربی از دیدگاه نهج البلاغه

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 5245
10/10 (تعداد آرا 1 نفر )