مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:03:25
طلوع آفتاب: 05:49:59
اذان ظهر: 13:07:03
غروب آفتاب: 20:24:07
اذان مغرب: 20:45:18
نیمه شب: 00:13:46
حدیث روز
  • رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم 
  • صَلاةُ اللّيلِ مَرضاةٌ لِلرَّبِّ وَ حُبُّ المَلائِكَةِ وَ سُنَّةُ النبياءِ وَ نورُ المَعرفَةِ وَ اَصلُ اليمانِ وَ راحَةُ البدانِ وَ كَراهيَةٌ لِلشَّيطانِ وَ سِلاحٌ عَلَى العداءِ وَ اِجابَةٌ لِلدُّعاءِ وَ قَبولُ العمالِ وَ بَرَكَةٌ فِى الرِّزقِ؛
  • ارشاد القلوب، ج 1، ص 191
فضائل امیرالمومنین
فضائل امیرالمومنین (نهی از دریای بیکران )
* ایمان امیرالمؤمنین(ع) 
 
یکی از امتیازهای امیرالمؤمنین(ع) ایمان ایشان است. در روایتی که توسط شیعه و سنّی از پیغمبر اکرم, نقل شده است، حضرت می فرمایند: 
«لَوْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وُضِعَتَا فِی کِفَّة وَ وُضِعَ إِیمَانُ عَلِیٍّ فِی کِفَّة لَرَجَحَ إِیمَانُ عَلِی»
 
 
اگر آسمان ها و زمین و تمام جن و انس، ایمانشان را روی هم بریزند و در یک کفّۀ ترازو قرار دهند، و ایمان امیرالمؤمنین(ع)در کفّۀ دیگر باشد، ایمان امیرالمؤمنین}، از آن ایمان جن و انس و ملائکه، و آسمان ها و زمین، بالاتر است!
 
شبیه این روایت را معمولاً اهل سنّت از قول خلیفۀ دوّم نقل می کنند که در وقت مردن و در جلسۀ تعیین خلیفه بیان کرده است. وقتی شورای شش نفره را برای تعیین خلیفه ایجاد می کند، برای هرکدام از افراد منتخب، یکی از عیب هایشان را بیان می کند، ولی وقتی نوبت به امیرالمؤمنین(ع) می رسد، این روایت پیغمبر اکرم, را نقل می کند و می گوید: 
أَنْتَ یَا عَلِیُّ فَوَ الله لَوْ وُزِنَ إِیمَانُکَ بِإِیمَانِ أَهْلِ الْأَرْضِ لَرَجَحَهُم،
 یعنی ای علی! تو کسی هستی که ایمانت بر ایمان همه برتری دارد. 
به راستی نیز چنین است؛ خود امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: «لَوْ کُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ یَقِیناً»  
یعنی مقام امیرالمؤمنین(ع) در عالم شهود است. 
حضرت خدا را یافته و ذرّه ای در آن شک ندارند؛ نظیر آدم تشنه ای که با خوردن آب، تشنگی و سیری را می یابد، خدا را یافته اند و اینگونه پروردگار را عبادت می‌کنند. 
حضرت در پاسخ فردی که از ایشان سؤال می کند آیا پروردگار خود را دیده اید، می فرمایند: 
«أَ فَأَعْبُدُ مَا لَا أَرَی؟» 
سپس در مورد چگونگی دیدن خداوند می فرمایند: «خداوند متعال با چشم مادی دیده نمی شود، بلکه باید خداوند را به واسطۀ حقایق و نور ایمان، با قلب بیابید». 
 
* شجاعت امیرالمؤمنین علی(ع) 
شجاعت مراتبی دارد، امّا والاترین مرتبۀ شجاعت و در واقع معنای اصلی و دقیق شجاعت این است که انسان در جزر و مدّ روزگار، خودش را نبازد و بتواند وظیفه اش را به درستی تشخیص دهد و به آن وظیفه عمل کند.
امیرالمؤمنین(ع) به معنای حقیقی کلمه شجاع بودند. در دوران پیامبر اکرم, وقتی که باید جنگ کنند، هشتاد و چهار جنگ را با موفقیّت پشت سر می گذارند. 
بنابر نظر شیعه و سنّی و همۀ تاریخ نویسان، حضرت علی} در همۀ جنگ ها حضور داشتند و با شجاعت تمام، از اسلام و پیامبراکرم, دفاع نمودند. 
از نشانه های شجاعت امیرالمؤمنین(ع) این است که با آن قدرت و هیبتی که داشتند، هنگامی که وظیفۀ خود را صبر و سکوت تشخیص دادند، ساکت ماندند. 
پس از قضیۀ نامبارک سقیفۀ بنی ساعده، که نقطۀ آغازین انحراف و انحطاط مسلمانان بود، خلافت آن حضرت غصب شد و ایشان خانه نشین شدند و برای حفظ اسلام، در مقابل شیطنت سقیفه، اقدام نکردند. 
ولی جالب است که در آن مدّت، بیکار نماندند و در بیست و پنج سال، بیست و شش مزرعه را برای فقرا و ضعفاء و بیچارگان، آباد کردند. 
حضرت در این مدّت، طبق وظیفه عمل کردند و از هیچ کوششی در جهت حفظ اسلام و خدمت به مسلمانان، فروگذار نکردند. 
 
*توصیۀ اقتصادی امیرالمؤمنین(ع) به استانداران
امیرالمؤمنین(ع) در یک توصیه اقتصادی به استاندارها و عوامل حکومتی خودمی نویسند: 
«‌ ای استاندار من! در وقتی که به من نامه می نویسی، قلمت را ریز کن و بین سطرها فاصله نینداز و قلم فرسایی نکن و جان کلام را بنویس، زیرا بیت المال طاقت اینکه تو کاغذ زیاد مصرف کنی و قلم فرسایی کنی و درشت بنویسی و بین سطرها فاصله بگذاری را ندارد! این کارها برای بیت المال مسلمین ضرر است». 
حضرت در امر حکومت، فوق العاده مراقب وظیفه بودند و مکرّر به کارگزاران و استانداران خود می فرمودند: 
« من در مدّت عمرم از نظر غذا و مسکن و پوشش فوق العاده ساده زیست بودم، گرچه شما نمی توانید مانند من زندگی کنید، امّا تا می توانید با تقوا، عفّت و تلاش و کوشش مرا یاری نمایید».
 
*ساده زیستی امیرالمؤمنین(ع) 
سیری در سیرۀ زندگانی امیرالمؤمنین(ع) حاکی از آن است که آن امام بزرگوار در تمام دوران حیات خویش، چه در وقتی که حاکم دو ثلث جهان بودند و چه در سایر زمان ها، همواره ساده زیست بوده اند. 
در تاریخ نقل شده است که حضرت دو پیراهن ارزان قیمت خریداری می کردند، پیراهن بهتر را به غلام خود قنبر می دادند و پیراهن دیگر را خود استفاده می کردند و گاهی قنبر اصرار می کرد که لباس بهتر را خود بپوشید، ولی حضرت(ع) می فرمودند: تو جوانی و باید لباس بهتری پوشیده باشی. 
حضرت علی(ع)  در طول سال، دو پیراهن ساده به این صورت از مال خود و نه از بیت المال، می خریدند و به آن قانع بودند. 
نقل است که فردی نزد معاویه رفت و برای شام نزد او ماند. هنگامی که سفره انداخته شد، غذاهای رنگین و تشریفاتی زیادی در آن بود. امّا غذای مخصوصی نیز برای معاویه آوردند، معاویه غذای مخصوص را نزد آن فرد گذاشت و گفت: امشب غذای مخصوصم را تو بخور. 
آن شخص سؤال کرد این غذا چیست؟ 
معاویه شروع به شمردن محتویات آن غذا کرد که: مغز گندم، و مغز بادام و ... خلاصه هفت مغز مقوّی برای او شمرد که در آن غذا موجود بود. 
سپس بغض گلوی میهمان را گرفت و گفت: هیچ فراموش نمی کنم که افطاری در خدمت مولا امیرالمؤمنین(ع) بودم. 
برای من یک غذای ساده آوردند و ناگهان دیدم که غذای امیرالمؤمنین(ع) مقداری نان جو و مقداری شیر(و به تعبیر برخی روایات مقداری دوغ ترش) بود. ایشان نان جوی خشک شده را با دست تکه می کرد و می خورد و بعد از هر لقمه، الحمدلله می گفت. 
وقتی غلام برای جمع کردن سفره آمد، گله کردم که چرا چنین است و چرا به امیرالمؤمنین(ع) نمی رسید؟ ایشان پیر و ناتوان شده اند و باید به غذای ایشان رسیدگی کرد! 
آنگاه مستخدم شروع به گریه کرد و گفت: مگر نمی بینید که آقا در این همیان را بسته اند که نکند ما روغن زیتون به این نان جو بزنیم و کمی نرم شود! 
 
*وظیفه شناسی امیرالمؤمنین(ع) در تمام مراحل زندگی 
همان طور که بیان شد، امیرالمؤمنین(ع) مصداق بارز یک انسان شجاع به معنای واقعی کلمه بودند و همواره وظیفۀ خود را به درستی تشخیص داده و بدان وظیفه عمل نموده اند. باید دانست که صفت و فضیلت شجاعت و خصلت نیکوی شناخت وظیفه و عمل به وظیفه، همواره بر سیرۀ زندگانی امیرالمؤمنین(ع) حاکم بوده است. 
 
اساساً شخصیّت امیرالمؤمنین(ع) به گونه ای است که وقتی امکان دفاع و جنگ باشد، در میدان نبرد با صلابت شمشیر  می زند، در هنگام خانه نشینی و وقتی که جنگیدن او به زیان اسلام است، برای فقرا و ضعفا مزرعه آباد    می کند و در موقع حکومت، عدالت را محور حکومت قرار می دهد و شیوۀ حکومت عادلانه را به همه جهانیان می آموزد. 
 
امیرالمؤمنین(ع) در نامه ای که در نهج البلاغه نیز آمده است، منشور حکومتی خود را بیان می دارند. 
این نامه بدون فکر قبلی و هنگامی که مالک اشتر سوار بوده تا به مصر برود، نگاشته شده است. امیرالمؤمنین(ع) در همان موقع روی تخته سنگی نشستند و این منشور را برای مالک نوشتند. 
یکی از عالمان نصرانی بین منشور امیرالمؤمنین(ع)و منشور سازمان الملل مقایسه ای کرده و می گوید: 
« دنیا جمع شدند و سه سال زحمت کشید و منشور سازمان ملل را نوشتند، وقتی نامۀ امیرالمؤمنین(ع) را با آن منشور مقایسه کنیم، خواهیم دید که آن نور مطلق است و این سراسر ظلمت. نامۀ امیرالمؤمنین(ع) یک دنیا علم است.» 
 
* نمونه ای از خدمات اجتماعی امیرالمؤمنین(ع)
یکی از یاران امیرالمؤمنین(ع) حکایت می کند: خدمت آن حضرت در نخلستانی بودیم. ایشان در حال حفر قناتی بودند. هنگام ظهر از قنات بیرون آمدند، نماز خواندند و فرمودند: غذایی برای خوردن هست؟ گفتم: کدوی پخته داریم. فرمودند: بیاور. 
مقداری کدوی پخته برای ایشان آوردم، دست مبارکشان را با آبی که از چشمه ای شنی بیرون می آمد، شستند و پس از گفتن بسم الله مشغول غذا خوردن شدند. 
در این حال، گاهی می فرمودند: لعنت خدا بر آن کسی که به واسطۀ شکم به جهنّم رود. شکمی که بشود با یک کدوی پخته آن را سیر کرد، حیف نیست که غذای حرام در آن بریزیم؟ 
پس از خوردن چند لقمه به داخل قنات بازگشتند و اتفاقاً کلنگ به سنگی برخورد و آب فوران کرد. به حدّی آب بالا آمد که حضرت نتوانستند به کندن ادامه دهند و مجبور شدند از چاه بالا بیایند. 
در این هنگام فرزندان و خویشاوندان ایشان که برای دیدن حضرت آمده بودند، با مشاهدۀ به ثمر رسیدن قنات، شادمان شدند. 
امیرالمؤمنین(ع) در حالی که هنوز پاهای مبارکشان در چاه بود فرمودند: قلم و دوات بیاورید و همان جا وقف نامۀ آن قنات را برای فقرا و ضعفاء و بیچاره ها نوشتند و فرمودند: فرزندان و خویشان من، چشم داشت به این قنات نداشته باشند، این قنات متعلّق به فقرا است. 
----------------------------
برگرفته از سخنرانی آیت الله مظاهری

   |    :   فضائل امیرالمومنین

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2024
6.8/10 (تعداد آرا 9 نفر )