مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:03:25
طلوع آفتاب: 05:49:59
اذان ظهر: 13:07:03
غروب آفتاب: 20:24:07
اذان مغرب: 20:45:18
نیمه شب: 00:13:46
حدیث روز
  • امام حسین علیه السلام
  • مَن طَلَبَ رِضَی الناسِ بِسَخَطَ اللهِ وَکَّلَهُ اللهُ إلی الناسِ؛
  •  
  • بحارالانوار، ج78، ص126
مکارم اخلاق
ده مورد از مکارم اخلاق
مکارم اخلاق
 
مرحوم حرّ عاملي در باب چهارم وسايل الشيعه، کتاب جهاد با نفس، به بيان صفات مختلف در آدمي مي پردازد و مي گويد:

«عن ابي عبدالله: ان الله خصّ رسوله بمکارم الاخلاق فامتنحوا انفسکم، فان کانت فيکم فحمدوا الله و ارغبوا اليه في الزيادة منها...».

حضرت صادق علیه السلام مي فرمايد: خداوند متعال پيغمبر اکرم صلیّ الله علیه و آله را به مکارم اخلاق مزين فرموده است. شما هم خود را به وسيله اين معيار آزمايش کنيد، پس اگر مکارم اخلاق در شما هم موجود بود، خدا را شکر گوييد و از او بخواهيد که بيشتر از آن را به شما عطا فرمايد.

بعد ده مورد از مکارم اخلاق را برشمردند:
يقين، قناعت، شکيبايي، سپاسگزاري، بردباري، خوش خلقي، بخشش، غيرت، شجاعت، مردانکي».

بررسي هر کدام از اين موارد نياز به تفصيل طولاني دارد. اما به طور خلاصه مي توان گفت:
يقين آن است که انسان به اطمينان و آرامش روحي برسد و اضطراب و ترديد و شک از او رخت بربندد. انسان عاري از يقين زندگي موزوني ندارد، مضطرب است و انگار دچار بيماري عصبي است و يک جا بند نمي شود.

به نقل قرآن:
«وارتابت قلوبهم فهم في ريبهم يترددون»  
توبه: 45
«و دلهايشان با شک و ترديد آميخته است، آنان در ترديد خود سرگردانند».

دومين صفت قناعت است. وقتي انسان به يقين و نفس مطمئنه نائل شد، روحش به غنا مي رسد و در مرکز روانش احساس بي نيازي مي کند.
در اين حال فرد، گويي از درون گرم است و در زمستان نيازي به لباس گرم و جاي گرم ندارد.

کسي تعريف مي کرد:
در زمانهاي قديم در فصل سرد سال، به اتفاق خانواده و فرزندم به سمت عراق حرکت کرديم. وقتي به نزديکي همدان رسيديم، قرار شد شب را اتراق کنيم. وارد قهوه خانه اي شديم.
صاحب قهوه خانه گفت:
«اتاقي دارم و که در کنار آشپزخانه قرار دارد و اندکي گرم است.»
چون راننده به خانواده ما نامحرم بود، به او گفتم:
«يا شما در آن اتاق بخوابيد يا من و خانواده».
همراه ما دبه روغني بود. راننده گفت:
اکر دبه روغن را به من بدهيد، اتاق مال شما!
تعجب کردم. دبه را در اختيار او گذاشتم.
بي درنگ آن را روي آتش گرم کرد و لاجرعه سرکشيد!
ما در ميان اتاق و در زير لحاف از سرما مي لرزيديم و او مشکلي با سرما نداشت. چون از درون گرم بود!

واقعيتي است که اگر آدمي دلگرم باشد، مقاومت او چند برابر مي شود.
انسان برخوردار از يقين، نيازي ندارد که براي شخصيت خود و تحکيم آن از وسايل مادي استفاده کند. افرادي که بصورت ديوانه وار درصدد افزودن به ميزان نقدينگي خود و وسعت دادن به خانه و ارتقاي مدل اتومبيل خود هستند و دربدر دنبال اسم و رسم در جامعه هستند، نشانه آن است که هنوز از درون پالايش و اصلاح نشده اند.
متقابلاً کسي که به دنيا بي اعتنا است و برايش اهميتي ندارد که مردم او را بشناسند يا نه، و چندان براي امکانات رفاهي فکرش را مشغول نمي دارد، پيداست که از درون استوار است.
سخاوت در شمار صفات حسنه و مکارم اخلاق است.
وقتي روح بخل در فرد باشد، حتي در اوج قدرت و ثروت هم رهايش نمي کند.

روح بخل در فورد هم وجود داشت! فورد آمريکايي که نامش از طريق ماشين هايي در دنيا مشهور است، منزلي داشت که اتاق هاي تو در توي آن با کليدهاي متعدد به گاو صندوق اصلي او منتهي مي شد و کسي را به آنجا راه نمي داد، يک بار هنگام ورود به منزل درب ها را پشت سر خود بست و وقتي به کنار گاو صندوق خود رسيد، ناگهان! متوجه شد که دسته کليدش را با خود نياورده است. هر چه به ديوار و در مشت و لگد زد، کسي صدايش را نشنيد. عاقبت در اثر بي آبي و بي غذايي در کنار سکه هاي طلايش جان باخت. 

از ديگر مکارم اخلاق، غيرت و غيرت ورزي است و آن عبارت است از اينکه فرد حاضر نباشد که از شرف خود و چيزي که به شرف او مرتبط است، بگذرد.
شجاعت هم در شمار مکارم اخلاق است و ريشه در اقتدار روح فرد دارد. مروت هم در همين مسير به دست مي آيد و نصيب انسان مي شود.
انسان برخوردار از مکارم اخلاق، داراي نفسي است که از هر حيث در اختيار اوست و همين امر باعث مي شود که گاه از کوچکترين مسائل نگذرد و گاه از کنار مسايل بزرگ به سادگي بگذرد.

بايد تلاش کنيم که اين اوصاف حميده و خصايص پسنديده را در خودمان ايجاد کنيم.
پيامبر اکرم صلیّ الله علیه و آله خطاب به حضرت امير علیه السلام مي فرمايد:

«من تو را به ايجاد خصايلي در خودت ترغيب مي کنم. بدين صفات متخلق شو و آنها را حفظ کن!»

بعد حضرت پيامبر صلیّ الله علیه و آله براي اميرالمؤمنين علي علیه السلام دعا کردند و از خدا خواستند تا علي علیه السلام را در اين راستا ياري کند.
از اينکه حضرت جداگانه براي علي علیه السلام از درگاه خدا طلب ياري کرده اند، مي توان نتيجه گرفت که آراسته شدن به خصلتهاي نيک کار آساني نيست و نياز به مدد غيبي دارد.
بعد مي فرمايد:

«اما الاولي فالصدق لاتخرجن من فيک کذبه ابدا».
«نخست: راستگويي، به هيچ عنوان نبايد از دهانت حرفي به دروغ خارج شود و تلاش کن در همه حالات صادق باشي».

گرچه صدق و کذب، در زبان آدمي تجلي مي يابد، ولي در واقع تجلي صفات حسنه در آدمي است. کسي که ظلم نمي‌کند و از انصاف برخوردار است و وفاداري مي کند و محبت مي ورزد، هميشه صادق خواهد بود.
انسان وقتي ظلم نکند، نيازي به دروغگويي ندارد. وقتي دست به مال ديگري دراز نکند، انگيزه اي براي دروغ نگفتن ندارد.
نيز اگر اهل نقض عهد نباشد و همواره به عهود و عقود وفا کند، بازهم دست يازيدن به دروغ بي معناست.
امام باقر در ادامه حديث به لزوم پرهيز از خيانت اشاره مي کنند و مي فرمايند:

«والثانيه: الورع، لاتجترين علي خيانه ابدا». 
مؤمن نبايد به خدا، خود و خلق خيانت کند.

نبايد براي شانه خالي کردن از زير بار امانتي که بر عهده اوست، دنبال گريزگاه بگردد.
بعد مي افزايند:

«والثالثه: الخوف من الله کانک تراه»
«به گونه اي از خدا بترس که او را همواره شاهد و ناظر بر خود مي بيني و مي داني».

خوف از خدا حالتي در آدمي است که همان حقيقت معناي ذکر را تشکيل مي دهد. اگر آدمي متذکر حضرت پروردگار باشد، قطعاً پرتوي از خوف و خشيت بر جان او مي افتد.
کسي که خداوند را شاهد و ناظر بر رفتار خويش ببيند، لطف و کرم و عظمت او را با حقارت و قصور خويش مقايسه مي کند و پيوسته ملامتگر خود مي شود و اشک حسرت فرو مي بارد.
حضرت مي فرمايد:

«والرابعه: کثره البکاء من خشيه الله عز و جل يبني لک بکل دمعه بيت في الجنه».
« هر قطره اشکي که در مقام ترس از حضرت حق بر گونه شما فرو چکد، خانه اي را در بهشت براي شما تدارک مي کند».

«والخامسه: بذل مالک و دمک دون دينک».
«پنجم آنکه: مال و خونت را در دفاع از دين خود نثار کني».

بايد انسان به حالتي برسد و چنان پرده‌ها را از برابرديدگانش کنار رود که حاضر شود مال و جانش را در مسير خدا و دين خدا بذل و بخشش کند.

«والسادسه: الاخذ بسنتي في صلاتي و صيامي و صدقتي، اما الصلوه فالخامسون رکعه».
«ششم اينکه سنت مرا در نماز، روزه و صدقه رعايت کني، نماز همان پنجاه رکعت است».

   در اينکه تعداد رکعات نمازهاي يوميه اعم از واجب و مستحب چيست، ميان روايات ما اختلاف وجود دارد. برخي روايات تعداد نمازها را پنجاه و برخي پنجاه و يک مي دانند.
در مستحبات همه چيز بستگي به آمادگي روحي خود فرد دارد، و فرد به هر صورتي که مي تواند بايد چيزي از مستحبات را انجام دهد، تا رفته رفته شوق و ميل فزوني گيرد و به درخت مستحبات شاخ و برگ دهد.
بايد به تعبير ائمه معصومين علیهم السلام همواره در پي «محاسن اخلاق» يعني اخلاق پسنديده باشيم.
برخي از اخلاقيات و آداب و رسوب معمولاً همراه با گذر زمان دستخوش تحول مي شود. بي شک در زمان حاضر چيزهايي در ميان ما مرسوم است و مقبوليت يافته است، که پيش از اين وجود نداشته است.
اين معنا را مي توان از اين آيه قرآن هم استفاده کرد که:

«  يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ»
«اي فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد».

زينتي که در اين آيه بدان تصريح شده، واژه عامي است که بستگي به آداب و رسوم هر قوم و ملتي دارد. اين کلمه تنها شامل عطر و لباس آراسته نمي شود. ممکن است در برخي از کشورها دستمالي را هم مثلاً با خود بردارند. در اين صورت بايد به اين سنت پايبند بود.

   |    :  1393    |    :   مکارم اخلاق

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2644
5.8/10 (تعداد آرا 12 نفر )