مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:54:45
طلوع آفتاب: 06:25:46
اذان ظهر: 13:08:16
غروب آفتاب: 19:50:46
اذان مغرب: 20:09:46
نیمه شب: 00:22:46
حدیث روز
  • رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم 
  • يا عَلىُّ اَلعَقلَ مَا اكتُسِبَت بِهِ الجَنَّةُ وَطُلِبَ بِهِ رِضَى الرَّحمنِ؛
  • كنزالعمال، ج13، ص151، ح36472
پرتوی از قرآن
سوره اعراف
درونمايه ها و برونمايه ها
  سوره اعراف
بنيان شخصيت ايماني
اين سوره به كاوش در موضوع انسان مي پردازد، ابتدا به كتاب خدا (قرآن) روي آورده، كه پروردگار آن را براي هدايت و هشدار به مردم، به قلب پيامبر, فرود آورده، تا تذكر و پندي براي آنان باشد و نيز به پيروي از ارزشهاي اين كتابشان  وا دارد. اما پيروي از كساني كه ارزشهاي اين كتاب را باور ندارند، حرام است، چه، آنان انسانها را به هلاكت مي كشانند. 
سپس سوره در آغاز، اشاره دارد پروردگار سبحان كساني كه كتاب را بر آنان فرود آورده، بازخواست مي كند هماگونه كه فرستادگان خويش را، كه  براي تبليغ رسالت او آمده اند. 
پروردگار پس از حسابرسي دقيق، بندگان خويش را از يكديگر جدا مي كند، پس آنان كه ترازويشان (كردارشان) سبك باشد، زيانكارند، چه به آيات پروردگار گوش فرا ندادند و با آن به    هدايت ره نبردند. (آيات 1-9)
سپس سوره داستان گناه نخستين و عشق به قدرت و علاقه به جاودانگي را بيان نموده و اينكه چگونه شيطان، آدم را گمراه كرد و آدم(ع) پشيمان شد و چگونه او از حقيقتي كه جز با لباس تقوا پوشانده نمي شود، پا را فراتر گذاشت. همچنين تقليد از پدران و تقديس آنان و گمان اينكه پروردگار بدين كار فرمان داده، از عوامل لغزش است. خداوند به كارهاي نابهنجار فرمان نداده، بلكه او به دادگري، روي آوري راستين به سوي خود و آراستگي در مساجد، فرمان داده است.
نيز پروردگار فرمان رانده، انسانها از نعمتهاي نيكو، بدون زياده روي، ‌بهره گيرند و او كارهاي زشت، ستم، شرك و ناآگاهانه يا بدون كتابي روشن بر خدا دروغ بستن را، حرام كرده است. (آيات 10-33)
انسان به رسالتهاي الهي هدايت مي يابد، اما آن كه رسالت را دروغ انگارد و تكبر ورزد يا بر خداي افترا بندد، به كيفري سخت دچار خواهد شد، چندان كه هر امتي، دمساز خويش را به سبب فرمانبرداري از او، نفرين مي گويد. 
اما بهشت، پس قلبهاي پاك در آن جاي دارند.
اين تقسيم، بر پايه معيار هدايت و گمراهي، صورت گرفته است و پيوند ميان آن دو، نيز پروردگار نمايان خواهد شد،‌ آنجا كه كافران از بهشتيان ياري مي جويند، بهشتيان نيز روزهايي را به ياد آنان مي آورند كه در دنيا، از خدا بازشان مي داشتند. 
اهل اعراف، كه از بزرگان پرهيزگاران مي باشند، بهشتيان و دوزخيان را مي شناسند و كساني را سرزنش مي كنند كه دين را سرگرمي  بازي گرفتند، و در انتظار فرجام كار مي مانند. (آيات 34-52)
پيوند انسان با خدا، طلب رحمت فزونتر است، چه، او پروردگار جهانيان است. پيوند انسان با زندگي و مردم نيز، همانا اصلاح و عدم فساد است.
خدا، همان‌گونه كه بادها را پيشاپيش رحمت خويش فرستاد، ‌رسالتهايش را نيز براي هدايت و رحمت فرود آورد و داستان نوح و قومش، گواهي است بر اينكه چگونه فرستادگان خدا هدايت، هشدار و آنگاه رحمت مردمان را مي خواهند، ليك مردم ستيزه جويي كرده، هلاك مي شوند. (آيات 53-64)
همچنين هود،‌ مردم را به سوي پروردگار فرا خواند، اما آنان دروغگو و نادانش انگاشتند، ليك او پروردگار را به ياد آنان آورد، كه داراي رحمتي كامل است و برايشان خاطر نشان ساخت كه چگونه پروردگار آنان را در زمين جانشين كرد، ليك به گمراهي پدرانشان چنگ در زدند، خداوند نيز پس از مهلتي كوتاه، آنان را از بيخ و بن برانداخت. (آيات 65-72)
اما صالح، فرستاده خدا بر قوم ثمود، شتري را به معجزه، تدارك ديد و قومش را به جانشيني خدا و رفاه و آباداني نيكوي آنان يادآور شد، ليك حالت تكبر و بهره كشي از ستمديدگان از هدايت، بازشان داشت. آنان، شتر را پس كردند، خداوند نيز نابودشان ساخت. (آيات73 -79)
اما، قم لوط به انحراف جنسي (همجنس بازي) روي آوردند، از اين رو خداوند پس از آنكه لوط ، پندشان داد (و نپذيرفتند)، باراني سخت و كشنده بر آنان باراند.
اما سرزمين مدين، پيامبر مدينيان، حضرت  شعيب اندرزشان داد تا اصلاح شده، فساد اقتصادي را ترك گويند و براي كساني كه از ميان آنها ايمان آورده بودند، مانع نتراشند، ليك   خود بزرگ بيني، آنان را از پذيرش اندرز او    باز داشته، بر آن داشت دست بكار بيرون كردن شعيب شوند. پس از اين مؤمنان بر خداوند توكل كردند، آنگاه لرزشي كافران را فرا گرفت، سپس تنها، گفتاري شدند كه مردمان آن را    بر زبان مي رانند (يعني كشته شدند و از آنان، جز يادي نماند) و پيامبر دلسوزشان نيز براي آنان سرمشقي نشد. (آيات 80-93)
خداوند هر قومي را كه براي آنان پيامبر  ي فرستد، به سختي و دشواري گرفتار مي كند، ليك او، گناهانشان را به نيكي ها بدل مي كند، سپس اگر نيكي و بدي سودشان نبخشيد، آنان را به ناگهان بر مي گيرد. 
همچنين ايمان و پرهيزگاري دروازه هاي رحمت و بركت را ازآسمان بر مردم مي گشايد، ليك آيا مردمان آباديها از گزند و مكر خداي در امان مي مانند؟ بر آنان بايسته است بنگرند چگونه پروردگار قومي را هلاك مي كند و قومي ديگر را جايگزين آنان مي سازد. (آيات 94-100) 
همچنين موسي براي سران قوم فرعون، آياتي آورد كه آنان بدانها كفر ورزيدند و زندگاني تباهشان پايان پذيرفت. موسي، حق را براي آنان يادآور شده، خواستار آزادي بني اسرائيل گشت، فرعونيان نيز از او نشانه اي خواستند، پس موسي، عصايش را افكند و به ناگاه اژدهايي آشكار شد، نيز دست خود را به آنان نشان داد كه سپيد (درخشان) بود، ليك آنان به او تهمت جادوگري زدند و اينكه در پي بر هم زدن آرامش است. سران قوم فرعون، موسي را به بند كشيده، جادوگران را گرد آورند، ليك آنان شكست خورده و خوار گرديده، ايمان آوردند. فرعون جادوگران را كيفر داد و آنان بر اين كيفر، شكيب ورزيدند. 
سران قوم فرعون، از او خواستند تا موسي(ع)را كيفر دهد،‌ او نيز موسي را تهديد كرد، ليك قوم موسي از خدا ياري جستند و پايداري پيشه كردند تا زمين از آن آنان شود. سپس خداوند، فرعونيان را به رنجها و گرفتاريها دچار كرد، اما آنان نيكي ها را به خود و بديها را به موسي منتسب ساختند، آنان بر ايمان، تكبر مي ورزیدند و با اينكه بدكار بودند،‌ خود را مؤمن جلوه مي دادند. 
فرعونيان نسبت به نيكيها كافر شدند، خدا نيز از آنها انتقام گرفته، به كام درياشان فرو برد و زمين را از آن كساني ساخت كه در آن ستم مي ديدند و فرعون و قومش را نابود ساخت. (آيات 101-137)
گفتار قرآن در پيرامون منش بشري ميان گروه گمراهان و هدايت يافتگان ادامه مي يابد، آنجا كه قرآن چكيده اي از داستان موسي} و قومش را بازگو مي كند. (آيات 138-156)
سپس قرآن از رسالت نو،‌ سخن به ميان مي آورد، كه براي رهايي بشر از قيد و بندهاي روحي و فرهنگي آمده است، اين رسالت را پيامبري به مكتب نرفته آورده، كه در كتابهاي آسماني پيشين به آمدن او مژده داده شده و رسالتي براي تمامي انسانهاست. (آيات 157-158)
سپس سخن ديگر بار، به موسي (ع) و  بخش بخش شدن و لغزشهاي قوم او، بازگشت مي كند، كه باز نداشتن از كردار ناشايست، در داستان سبت (روز شنبه) در شمار لغزشهاي آنان است. 
قرآن در ادامه، از چگونگي به شكل ميمون درآمدن برخي از آنها و ترك گفتن دين، با اينكه برخي همچنان به تورات چنگ در مي زدند، سخن  مي گويد و اينكه خداوند چگونه آنان را فرمان داد كتاب را به جد و جهد بگيرند، پس از آنكه كوه، بر فرازشان، سايبان آسا بر افراشته شد.
سپس قرآن از نخستين پيمان انساني (عهد الست) سخن مي راند، آنجا كه پروردگار از آدميان، كه در پشت پدرانشان بودند، بر پيروي از راه راست و دين حق، پيمان گرفت و اينكه چگونه برخي از آنان اينك به سبب شرك پدرانشان، شرك مي ورزند و اين پيمان، پيمان علم و معرفت را مي شكنند، زيرا با پيمان معرفت پروردگار مخالفت مي كنند.‌ (آيات 172-176)
خداوند بر اساس شرايط دوران گزينش، گاه يهود و گاه عرب را بر مي‌گزيند و ميزان جنايت كساني را روشن مي سازد كه دين را دروغ مي انگارند. پروردگار،‌ دوزخ را جايگاه آنان مي سازد، چه، از توانهاي فكري خود، بهره نمي برند. (آيات 177-179)
خداوند، نامهاي نيك خود را بيان مي دارد و اينكه چگونه برخي به نامهاي نيك او كفر مي ورزند و او، به تدريج گريبان دروغ انگاران را مي گيرد و بر اساس طرحي حكيمانه و تدبيري استوار، مهلتشان مي دهد، چه، آنان نمي انديشند تا بدانند، رسولشان ديوانه نيست يا آنچه در آسمانها و زمين است، نشانه هاي تدبير و تقدير است و شايد مرگشان نزديك شده باشد و اگر به اين سخن ايمان نياورند، پس از آن به چه سخني ايمان مي آورند؟ (آيات 180-185)
پروردگار است كه گمراه مي كند و هركه را خداوند گمراه سازد، براي او هيچ راهنمايي نيست و علم روز قيامت، تنها نزد پروردگار است و پيامبر, بر سود و زيان خود، اختياري ندارد. (آيات 186-188)
قرآن مشخص مي سازد چگونه مشيت الهي بر زندگي بشر تعلق گرفت و او انسان را به يگانگي خود، كه از شريكان برتر است، بيافريند، ليك گمان انگيزان، سرشت انسان را فاسد كرده، در آفرينش او براي خدا شريكاني قرار دادند، در حالي كه خداوند سرپرست بشر يا به گونة مشخص سرپرست نيكوكاران است. ولي شريكان، توان ياري بشر را نداشته، گوش شنوايي نيز ندارند.(آيات 189-198) 
پيامبر, بايد گذشت پيشه كند و به فطرت و خرد، فرمان دهد و از ناداني رخ برتابد. نيز بر انسان شايسته است در برابر شيطان از خدا نيرو گيرد و پروردگار خود را به ياد آورد تا نشانه هايي را كه از شيطان به او رسيده، پاك كند و حقیقت را به ديده دل ببيند. اگر انسان پرهيزگاري پيشه كند، شيطان او را به گمراهي و كوردلي مي‌كشاند، پس همواره نشانه‌اي طلب مي‌كند كه پروردگار او را فرود نياورده، بدون اينكه آگاه باشد پيامبر, در بند وحي است. 
قرآن دارای رهنمودهايي است و برخود انسان نيز شايسته است در حقايق انديشه كند و به قرآن گوش فرا دهد و پروردگارش را با گريه و زاري ياد نمايد و از او غافل نشود و درپرستش پروردگار، تكبر نورزد و او را به پاكي ستوده، برايش سجده كند و اين همان برنامه بنيان شخصيت ايماني و انسان كامل است كه درونمايه هاي سوره اعراف آن را بررسي نموده است. (آيات 199-206)
    ...........................................................................................................................................
  برگرفته از کتاب سوره های قرآن، درونمایه ها ومحورها/ نوشته آیت الله سید محمّدتقی مدرسی
   |    :   پرتوی از قرآن

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 1809
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )