مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:03:25
طلوع آفتاب: 05:49:59
اذان ظهر: 13:07:03
غروب آفتاب: 20:24:07
اذان مغرب: 20:45:18
نیمه شب: 00:13:46
حدیث روز
  • امام صادق علیه السلام
  • قالَ اللَّهُ تباركَ وتعالى: ما تَحبَّبَ إليَّ عبدي بأحَبَّ مِمّا افْتَرَضتُ علَيهِ؛
  • الكافي: ج 2، ص 82، ح 5 ميزان الحكمة: ج 1، ص 503
پرتوی از قرآن
سوره مائده
پرتوی از قرآن  (سوره مائده )
 
تمدن ایمانی
نام سوره از داستانی که در پایان آن آمده، الهام گرفته شده است و اندرز و آموزه ارزنده آن این که رفاه اقتصادی، نعمتی است آسمانی، که به اندازه پایبندی بشر به برنامه ها و احکام الهی فرود می آید.
این اندرز و آموزه ارزنده، با چارچوب عمومی آموزه های سوره، که در پیرامون نهادهای اجتماعی است، تناسب دارد، چندان که کم و بیش با چارچوب سوره نساء، مگر در نقطه ای، نزدیکی دارد. 
سوره مائده، در بخشی به روابط عمومی حاکم بر اجتماع پرداخته، حال آنکه سخن در سوره نساء، بر روابط خانوادگی و حقوق حاکم بر آن، به ویژه مسائل و نظام ارث و قضایایی اینچنین، تمرکز یافته است.
سوره، با سخن پیرامون ضرورت وفاداری در قراردادها و پیمانها آغاز می شود، بدین اعتبار که وفاداری، رابطه ای اساسی و اعتباری است که تمدن انسانی را بنیان می نهد، لیک قرآن قراردادها را در محدوده احکام مشخص ساخته، تجاوز از آن را روا نمی داند.
از برجسته ترین این احکام، آن است که قرآن در موضوع غذا بیان داشته است، قراردادهای غذایی، نخستین و مهمترین قراردادهای بشری را در بر می گیرند، چه، آنها با ضروری ترین نیازهای بشر در پیوندند.
پس از بیان دسته ای از احکام غذا و خوراکیها از جمله حکم صیادی و آزادی تجارت، به ویژه در ماههای حرام و همیاری در نیکوکاری و پرهیزگاری و مسائلی شبیه به آن، که از نزدیک با موضوع غذا در پیوند است (آیات 1-4)، قرآن در پیرامون غذا و خوراکیهای اهل کتاب سخن می گوید و آن را برای مسلمانان حلال می نماید و از خلال این آیات، مسلمانان را به تجارت مواد غذایی با اهل کتاب تشویق می کند. (آیه 5)
سپس قرآن برخی احکام طهارت در اسلام را روشن می سازد که با روابط اجتماعی در پیوند است، چه، پاکیزگی، در میان مردم دوستی برقرار می کند و حقی از حقوق جامعه بر فرد به شمار می آید. (آیه 6)
پس از این، قرآن در پیرامون وفا کردن به پیمانها سخن گفته است، بدین اعتبار که آنها در روابط اجتماعی، رکنی اساسی به شمار می آیند، چه، اگر قراردادها، راهکاری برای مبادلات تجاری هستند، پیمانها  نیز راهکاری برای همیاری سیاسی و اجتماعی به شمار می آیند، جز اینکه پیمانها باید باهدف برقراری عدالت در زندگی، بسته و برقرار شوند (آیات 7-11) ، همانگونه که قراردادها نیز در دایره احکام شرعی و همیاری در نیکو کاری مشخص و محدود شده اند.
پیمان سیاسی دولت اسلامی، مهمترین سندی است که امت باید آن را گرامی دارد. 
قرآن داستانهایی را از واقعیت بنی اسرائیل بازگو می کند تا میزان ضرورت پایبندی به پیمانها را نشان دهد و بیان دارد چگونه پیمان شکنی، ویرانی و نفرین به بار می آورد. (آیات 12-14)
سپس قرآن در پیرامون ضرورت اجرای احکام آسمانی در جامعه سخن می گوید، که نور و هدایت است و تفاوتی در این احکام نیست، اگرچه در تورات بر موسی  فرود آمده باشد یا در انجیل بر عیسی و یا بر پیامبر اسلام حضرت محمد ,، در قرآن که بر تورات و انجیل برتری و چیرگی دارد.
قرآن از تاریخ بنی اسرائیل، فصلی را بازگو می کند  تا نشان دهد چگونه مخالفت با فرمانهای الهی، آنان را به سرگردانی چهل سال بر روی زمین کشاند، آنگاه پس از بیان داستان دو فرزند حضرت آدم}  که نخستین جنایت قتل در آن صورت گرفت، حکم قتل نفس را روشن    می سازد. (آیات 15-32)
پس از قتل، قرآن از حکم فساد در زمین (راهزنان) و از آنجا به جرایم سرقت و تجسس پرداخته، که همگی با ارزشی به نام امنیت اجتماعی در پیوند هستند. (آیات 33-42)
قرآن  ضرورت پایبندی به رسالتهای الهی را – هرجا و هرگونه که باشد- روشن ساخته، مخالفان آن را  بر پایه  سرشتی که دارند،كافر، ظالم و یا فاسق نامیده، برای این مخالفتهای سه گانه نمونه هایی ارائه نموده است. (آیات 43-47)
اما برای برپاداشتن حکومت اسلامی، ضرورتی در پیروی از هوای نفس مردم نیست، چه، رهبری و چیرگی از آن اسلام است، به گونه ای که بر رهبر، پیروی از هوای نفس مردم، روا نیست که آن جاهلیت است. (آیات 48-50)
وفاداری و دوستی سیاسی، درون جامعه مسلمانان باید برای رهبری اسلامی، خالصانه و با مهری راستین همراه باشد. (آیات 51-53)
پس از آنکه قرآن، سرشت این وفاداری و دوستی سیاسی را درون جامعه مسلمانان، روشن کرد و آنان را حزب الله نامید (آیات 54-56) بار دیگر به سخن در پیرامون دوستی سیاسی بازگشته، مردمان را از دوگانگی در آن  بازمی دارد. آنگاه برخی زشت کرداریهای اهل کتاب را بر می شمرد، که از آن جمله است: کینه و دشمنی آنان نسبت به مسلمانان، شتاب و پیشی جستن در گناه و دشمنی، و این گفته آنان که، خدا دست بسته است و فسادشان در زمین. (آیات 57-64)
مردم از برقراری و اجرای شریعت الهی چه سودیمی برند؟
 قرآن پاسخ می دهد: در صورت اجرای احکام الهی، نعمتهای الهی از بالای سر و زیر پا برای آنان فراهم می شود، این در زندگی دنیا، اما در آخرت، پروردگار، بهشت را روزی آنان می سازد.( آیات 65-66) بر پیامبر شایسته است که پیام پروردگار را در تمامی امور، به ویژه در رهبری اسلامی، ابلاغ کرده، از کسی نهراسد. (آیه 67) 
چه، رسالت الهی برای مردمان نیکوتر است و چنانچه امت فرمانهای این رسالت را بدون کاستی یا فزونی پیاده نکند، به ارزنی نمی ارزد.(آیه 68) 
ارزش ایمان و کردار نیک، ارزشی اساسی است که افراد در جامعه اسلامی با تمام اختلاف در وابستگی، بدان سنجیده می‌شوند. (آیه 69)
اما اهل کتاب، آیین خویش را تغییر داده، پیرو هوای نفس خویش شدند، تا آنجا که اگر پیامبری آمد و با هوای نفس آنان به مخالفت برخاست، او را دروغ انگاشته، به قتل رساندند و اینگونه پنداشتند که با کشتن او، زندگانی خوشی برای خود رقم زده اند، لیک نتیجه، تماماً بر خلاف آن بود. (آیه 70-71)
اما مسیحیان، عیسی  را به خدایی گرفتند، در صورتی که عیسی مردم را به سوی پروردگار فرا می خواند و از شرک به او، باز می داشت، برخی از آنان نیز می گفتند: سه خدای داریم، که عیسی یکی از آنهاست. اینان چنانچه طلب آمرزش نکنند به کیفر خود خواهند رسید. 
بنابراین، عیسی جز فرستاده ای همانند دیگرفرستادگان خدا نیست و مادرش راستگوست و هر آن که به جز خدا، دیگری را، که سود و زیانی نمی رساند، بپرستد، آن معبود نیز بنده خداست و اندیشه تعدد خدایان از تفکر جاهلی به رسالتهای الهی رخنه کرده و پیامبران، از جمله مسیح، با این اندیشه به پیکار برخاستند. (آیات 72-78)
کسانی که این اندیشه کافرانه را به رسالتهای الهی منتسب ساختند، کافرانی بودند از روح رسالت، دور، ساده ترین گواه بر این مدعا اینکه، آنان از کارهای ناشایست دوری نمی جستند و کافران را به پیشوایی و دوستی می گرفتند و این ویژگی کفر است، چه، اگر به پروردگار، ایمانی راستین داشتند، هرگز کافران را به دوستی خود نمی گرفتند.
 اما برخی از عالمان مسیحی که همواره به رسالت الهی، چنگ در می زدند، پاداشی نیک، بهره آنان خواهد شد. (آیات 79-86) 
بدین شرح، قرآن بر آن است تا رهبری جامعه اسلامی را از یهودیان و مسیحیان جدا سازد. سپس قرآن، در پیرامون سازماندهی زندگی اجتماعی ضرورت بهره جستن از روزی های پاک، در چارچوب پاسداشت حقوق مردم، سخن می گوید، (آیات 87-88) که از جمله این حقوق، پاسداشت سوگندهاست که جنبه ای از زندگی جامعه را نظم می‌دهد. (آیه 89)
جامعه اسلامی، منسجم و استوار است، چه، از سبکسری، که سببی از اسباب کشمکش های جاهلی به چشم نمی خورد.(آیات 90-92)
این سخن هرگز بدان معنا نیست که هرگونه لذتی در این جامعه حرام است، بلکه هر چیزی در محدوده قانون، که پرهیزگاری و نیکوکاری آن را استحکام بخشیده، حلال است، برای نمونه: هرگونه غذایی حلال است مگر برخی از شکارها، که برای آزمودن وتربیت مردم، حرام شده است، مانند شکار به هنگام احرام، که ویژه شکار در خشکی است، اما شکار دریایی (ماهیگیری) حتی به هنگام احرام نیز حلال است.
 برای کامل شدن گفتار، قرآن اندکی در پیرامون کعبه سخن می گوید که خانه ای است در خدمت نظم اجتماعی، پس اگر پروردگار در سفر حج، شکار را حرام کرد، این کار، به سازماندهی زندگی اجتماعی می انجاند.(آیات 94-99)
پس از آنكه قرآن، پیرامون ضرورت پایبندی به آموزه های پروردگار سخن گفت، بیهودگی خرافات و افسانه هایی را روشن می سازد که آنها را به دین نسبت داده اند.
آنگاه قرآن، بیان می دارد که افزودن بر دین چونان کاستن از آن است، که زندگی را سامانی نمی دهد، (آیات 100-103) این افزایش، نتیجه سنتهای جاهلی است و بر امت شایسته است که خود را از آن نگاه دارد و بدان روی خوشی نشان ندهد. (آیات 104-105)
برای سازماندهی زندگی اجتماعی، نوبت به نقش شهادت دادن می رسد، چه، جامعه را از  بی پروایی و بی مسؤولیتی در حقوق، باز می دارد.
و خداوند در این آیات با نمونه ای گویا، برخی از احکام شهادت دادن را به اختصار روشن  می سازد. (آیات 106-108)
سپس قرآن، سخن خود را در پیرامون پیامبران ونقش آنها، که از گزاردن پیام حق، فراتر نمی رود، دیگربار پی می گیرد و بیان می دارد؛ 
 حتی اگر آنان معجزاتی به انجام رسانده اند، به اذن خدا و توانایی و علمی است که او به آنها ارزانی داشته است. 
همچنین رفاه اجتماعی که در پی رسالتهای آسمانی به بارمی نشیند، از سوی خداست، همانگونه که پروردگار از آسمان سفره ای بر حواریان فرو فرستاد، که فرود آن بر خدایی عیسی گواه نبود و از همین روست که به هنگام رستاخیز از عیسی ، از گفتارمردم در پیرامون او، پرسیده می شود، ليك او، كردار و گفتار پیروانش را رد مي‌كند، چه، تنها مالك زمین و آسمانها پروردگاراست.  (آیات 109-120)
 

   |    :   پرتوی از قرآن

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 1887
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )