مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 05:13:33
طلوع آفتاب: 06:40:16
اذان ظهر: 11:48:58
غروب آفتاب: 16:57:41
اذان مغرب: 17:17:02
نیمه شب: 23:05:37
حدیث روز
  • امام رضا علیه السلام
  • مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل ؛
  •  
  • بحـارالانـوار، ج 78، ص 357
پرتوی از قرآن
سوره های قرآن درون مایه ها و محورها
سوره آل عمران
کانون وحی و جایگاه رسالتهای الهی 
 
از چه رو این سوره به «آل عمران» نامیده شده است؟ آیا بدان سبب که آل عمران جامعه ایمانی راستینی را بر پا داشته بودند، بدین اعتبار که سوره در پیرامون امت اسلامی به مثابه جامعه ای مکتبی، که گرد محور ایمان و حق می گردد، سخن می گوید، پس سوره به «آل عمران» نامیده شد که آنان نمونه واقعی این جامعه هستند؟ یا اینکه چون جامعه ایمانی بر محوریت اشخاصی است که آنان فرستادگان پروردگار بر زمین اند و برگزیدگان مردم، که ایزد چون اخلاص و راست کردارشان دید، به حکمت جامع خود، آنان را برگزیده و آل عمران، نمونه برجسته این برگزیدگانند، پس از این رو سوره به نام آنان نامیده شده است؟
در نامگذاری سوره، سبب هرچه که باشد، پروردگار این خاندان نیک سیرت و خوبزاد را با این نامگذاری، جاودانه ساخت تا سرمشق انسان و خانواده مسلمان و سپس جامعه ایمانی شوند.
این موضوع با چارچوب عمومی سوره در پیوند است، چه، دوگونه ارزش میان مردمان حکمفرماست: یکی ارزش رسالتهای آسمانی و دیگری ارزش زمینی و زر و زیور بیهوده زندگی دنیوی. ارزشهای آسمانی در ایمان به خدا و گردن نهادن به او و پیروی از حقی که آنرا وحی کرده و فرمانبرداری از پیامبران بدون فرق نهادن میان آنها و پس از این در ارزش مسؤولیت کامل آدمی در برابر کردار و رفتار خود جلوه گر می شود.
ارزشهای زمینی نیز در تقدیس بشر از خود و اعتقاد به تبعیض نژادی و از آنجا قائل شدن به تفاوت های قومیتی، اقلیمی و طبقاتی و خودداری از برخی مسؤولیتها با تکیه بر نژادپرستی نمایان می شود.
سوره آل عمران از رویارویی ازرشهای آسمانی و زمینی در دایره جامعه سخن می گوید تا برای ما آشکار شود امت اسلامی، جامعه ای است مکتبی، که همسازی و همنوایی خود را از نیروی رسالت می گیرد و محور این امت، ارزشهای ایمان به پروردگار و گردن نهادن به او (که همان اسلام است)، کرنش در برابر حق، مسؤولیت پذیری و آنگاه جهاد است که اوج مسؤولیت و جانفشانی به شمار می آید.
ضرورت گرد آمدن در پیرامون رهبری مشروع به رغم وجود رهبران گوناگون و پرشمار و سرپیچی و کناره گیری از رهبری بی دین، از درونمایه های اصلی این سوره است.
سوره از وحدتی مبنایی سخن رانده که رسالتهای آسمانی را به یکدیگر پیوند می دهد، همانگونه که بخشها و اجزاء امت را نیز در خود مرتبط می سازد.
 این وحدت مبنایی، میان امت اسلامی و امتهای نژادپرست جدایی می افکند. براین بنیان اصول عقاید و ایدئولوژیها، سنجه و ارزش به شمار   می آیند و این همان است که از یک سو میان برادر و برادر جدایی می افکند و از دیگر سوی عرب را به عجم پیوند می دهد.
از این جا آیات سوره آل عمران به اندیشه نژادپرستی پرداخته است، این اندیشه در پرستش آدمیان و به خدایی گرفتن آنان با صرف نظر از پروردگار (مانند عیسی نزد مسیحیان) نمایان می‌شود، بدین اعتبار که این اندیشه ریشه تفکر نژادپرستانه است، همانی که پست ترین ثمره تقدیس ذات آدمی را به نمایش می گذارد و از این روست که قرآن، سخن را درباره آنان به گستردگی برگزار کرده است.
سوره در آغاز از پروردگار سخن می گوید که قرآن را برای راهنمایی و هدایت انسانها، به حق فرو فرستاد و از آن رو که بر پروردگار چیزی پنهان نمی ماند پس همو برای هدایت به سوی حق و راستی سزاوارتر است.(آیات 1-6)
برخی در کتابی که آیین حق را عرضه می‌کند و در آن شک و شبهه ای نیست، اختلاف می ورزند، چه، در پی فتنه انگیزی هستند و برای رویگردانی از مسؤولیت، بر تحریف  آن تکیه می کنند، آنان روز واپسین را باور ندارند و می پندارند ثروتشان از رنج آخرت نگاهشان می دارد.(آیات 6-13)
خواهشهای نفسانی در پس رویگردانی مردمان از حق و راستی، پنهان است و رهایی از آن، تنها به یاری ایمان به روز واپسین امکانپذیر است و یا با در نظر گرفتن پاداش بزرگ و آماده شده پروردگار، برای کسانی که در برابر خواهشهای نفس، شکیب می ورزند.(آیات 14-18)
پیام پروردگار برای آدمیان یکی است، چه، از اصل رستنگاه نور، تابیدن گرفته است. اختلافات مردم اما، برخاسته از جانهای بیمار آنان است، که ستم و سرکشی را خواهان است. برای اینکه بشریت از اختلاف برهد ناگزیر باید ایمان خود به پروردگار را کامل کند و از نژادپرستی دوری گزیند و آگاه باشد که ایزد نگهبان تکاپوهای اوست و به روز جزا ایمان آورد و پیام آوران پروردگار را پیروی کند.( آیات 19-32)
پروردگار، فرستادگان خویش را برگزید، چه، آنان او را پیروی کرده، پاک پرستیدند. در این گزینش، نژاد و برتری بیجا، هیچ نقشی نداشته است. عیسای پیامبر بنده ای بیش نبوده که خداوند او را آزمود و آنگاه به پیامبری برگزید و اگر عیسی علیه السلام جز بنده ای نبوده که پروردگار او را به کردار نیکویش پاداش داده، پس آیا آدمی می تواند بدون کار نیک پیش رود، تنها بدان سبب که از جوهری مقدس است؟!
نژادپرستی زشت ترین پدیده ای است که بشریت را در رنج و سختی افکنده است، این پدیده با رسالت الهی، پاک در ناسازگاری است.
سوره آل عمران، اندیشه نژادپرستی را از ریشه های دوردست آن بر می کند و از راه بازگویی گسترده داستان عیسای پیامبر، به درازا در پیرامون آن سخن می گوید. همچنین هنگام سخن درباره ابراهیم علیه السلام، که یهودیان او را مقدس انگاشتند، به این پدیده پرداخته شده است، یهود خود را نزدیکان خدا می پنداشتند تنها از آن رو که فرزندان ابراهیم علیه السلام بودند.(آیات 33-97)
سوره آل عمران از یکپارچگی در جامعه ایمانی سخن رانده، ویژگیهای بایسته این یکپارچگی را بر شمرده است، که از آن جمله می توان به موضع توانمند در برابر کافران و تکیه بر حقیقت و نه منافع شخصی، اشاره کرد.
سخن پایانی اینکه، سوره آل عمران مستقیما در پیرامون مسؤولیت سخن می گوید، بدین اعتبار که ارزنده ترین نتیجه جامعه ایمانی است و در گزاره های پایانی سوره، اندیشه مسؤولیت پذیری آشکار می شود و آیات، نمونه هایی را پیش می دارد که برجسته ترین آنها جهاد در راه خداست.(آیات 110-184)
به مناسبت گفتگو در پیرامون مسؤولیت، سوره از پاداش نیز سخن می گوید و روشن می سازد هر آنکس که کار نیکی انجام دهد، بدان پاداش دریافت می کند و تقسیم مردم بر پایه گرایشهای نژادی یا قرابتهای دینی، لغزش است.
قرآن از رهگذر این سوره، ضرورت مجهز شدن به نگرش تاریخی روشن را یادآور می شود تا در پی آن از قوانین اجتماعی و سنتهای هستی، که پروردگار برای زندگانی برپا داشته پرده برداری شود، پیروزی قطعی حق در شمار این قوانین و سنتهاست و رسالتهای الهی نیز تنها توضیح آن است.
 
سوره نساء
رنگ و رسم عمومی جامعه اسلامی
 
قرآن نام «نساء» را برگزید و بر این سوره نهاد، چه، سوره در آغاز از حقوق زن سخن گفته، آنگاه به پیوند های زن با مرد پرداخته، گوشه هایی از زندگی زنان را برسي ميكند.
زن، سیما و جلوه گاه تمدن بشری است، که میزان تعهد و پایبندی این تمدن به ارزشها یوالا را نشان می دهد، ارزشهایی که به نگاهبانی حقوق ناتوان، فرمان می دهد. از آن رو که اسلام به زن اهتمام بسیار دارد، پس بایسته بود موضوعات زنان را در سوره ای از قرآن بررسي نمايد و سوره نساء، بسته به موضوع اجتماعی آن، بهترین جایگاه برای سخن گفتن در پیرامون زنان بود.
این سوره خجسته، رنگ و رسم عمومی جامعه اسلامی را نمایان می سازد، از این رو، از آیه نخست تا آیه (25) سپس از آیه (127) تا (130) و در آیه پایانی، سوره از حقوق زن (و به تناسب آن، حقوق ایتام و کم خردان)، چگونگی تقسیم ارث میان مرد و زن، پرهیز از رفتار ناشایست با زنان، گواهی دادن باطل، به ارثیه گرفتن زنان برخلاف خرسندی آنها و نادیده انگاشتن حقوقشان در مهریه سخن می گوید، همانگونه که حرمت ازدواج با زنان معینی را گوشزد می کند که همسر پیشین پدر، در شمار آنهاست.
سپس سوره از سرپرستی مردان نسبت به همسران خود، در محدوده شرع سخن می راند. گفتگو در پیرامون زنان دانا، آشتی  و سازش میان مرد و زن، پایبندی به عدالت راستین در بنیان نهاد خانواده و در پایان، برخی موارد ارث، از دیگر درونمایه هایی است که سوره بدان پرداخته است.
اما موضوع دیگری که سوره در پیرامون آن سخن گفته، با مصونیت و گرامی داشتن جان و مال انسانها و ضرورت نگاهبانی از آنها، در پیوند است. سوره، انگیزه هایی را برشمرده که بشر را به دست درازی در جان و مال آدمی فرا می خواند، نادانی و حسادت از آن جمله اند.(آیات 26-32)
اما موضوع سوم، سوره در آیات (36-40) در پیرامون ضرورت نیکویی به ناتوانان و 
خودداری از تنگ نظری و بخل و یا انفاق آلوده به ریا، سخن گفته است.
اما اصلی ترین موضوعی که بیشتر آیات سوره نساء در پیرامون آن سخن می گوید، حکومت اسلامی با جنبه های گوناگون آن است، در (آیات 41-42) سخن را در پیرامون پیامبر صلی الله علیه وآله می یابیم که بر امت خویش گواه است، یعنی بر آنان حاکم است. آنگاه از حرمت سرکشی و طغیان در برابر پیامبر صلی اله علیه و آله و حرمت پنهان داشتن شهادت، سخن به میان آمده است.
در (آیات 44-57) به گستردگی، از نقش دانش در برپا داشتن حق، و مسؤولیت دانشمندان در رساندن امانت دانش از راه بیان حقایق، بدون دستکاری یا تحریف، سخن به میان آمده است. همچنین از میزان هولناکی جنایت کسانی که بر خدا دروغ می بندند و ویژگیهای زشت آنان، که تقلب و نیتهای فاسدشان را آشکار و رسوا می سازد، سخن رفته است.
در (آیات 58-70) قرآن کریم ارزشهایی را بازگو می کند، که سیاست اسلامی بر آن استوار است و برجسته ترین آنها بازپس دادن امانت (اداي حقوق مردم) و حکم راندن با دادگری است.
سپس این آیات در پیرامون پیروی از پیامبر صلی الله علیه و آله و فرمانروایان (امامان معصوم) و حرمت به داوری خواندن طاغوت سخن می گوید و پیروان طاغوت را منافق خوانده، در پیرامون فرمانبرداری دشوار، که منافقان از آن در گریزند، نمونه ای پیش می دارد، این فرمانبرداری دشوار، پیروی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به هنگام جنگ و ستیز است. سپس سوره، دفاع از ستمدیدگان را پیش کشیده، آن را ارزشی در سیاست اسلامی، معرفی کرده است.
اما (آیات 77-87) نخست از ضرورت نظم و انضباط در نبرد و پایبندی به اطاعت کامل در تمامی فرمانها سخن گفته، آنگاه نقش رهبر در تشویق به جنگاوری و واداشتن مردم به فرمانبرداری را یاد کرده است.
در (آیات 88-91) گفتار بر موضعگیری یکپارچه و دوراندیش در برابر منافقان تمرکز یافته است. قرآن سرشت و گونه های منافقان را مشخص ساخته، آنگاه چگونگی موضعگیری در برابر آنان را نیز تعیین کرده است.
سپس در (آیات 95-100) از مجاهدان، طفره روندگان از جنگ و مهاجران، به مثابه طبقاتی متمایز در جامعه اسلامی سخن به میان آمده است و این طبقات در برابر طبقات منافقی قرار گرفته، که در آیات پیشین یادی از آنها رفته است.
در (آیات 105-111)، قرآن دیگر بار به سخن گفتن از ارزشهای سیاست اسلامی بازگشته، بیان می دارد چگونه حکومت اسلامی، حکومت قانون بوده، از فساد اداری به دور است. قرآن، پیامبر صلی الله علیه و آله را از کشمکش با خیانت پیشگان و فریب کاران، که در پی گمراهی اویند، باز داشته است.
در (آیات 117-126)، قرآن جنبه های گوناگون نفاق و دورویی را بررسي كرده است، جنبه هایی چون: ریشه نفاق و نقش شیطان در نشاندن نهال آن از رهگذر اشاعه آرزوهای فریبنده و دروغین و افسانه های زود باور.
پس از آن که قرآن در (آیات 131-134) ضرورت پرهیزكاری، پایبندی، برپاداری عدالت و گواهی دادن به سود خدا را برای پاک داشتن جانها از عوامل نفاق، یادآور می شود، دیگر بار در (آیات 136-146) روشن می سازد ایمان حقیقتی مستقل، یکدست و غیر قابل تجزیه است و کسانی که در عرصه ایمان، میان اندیشه های باورپذیر، تفاوت قائل می شوند، در شمار کافران و منافقان اند که خویش را می فریبند، چه، آنان کافران را به دوستی برگزیده اند و در پست ترین جایگاه آتش، جای خواهند گرفت.
قرآن، سپس تنها راه برونرفت اینان از وضعیتی اینچنین را، روشن می سازد که همانا توبه و اصلاح، سپاس و ایمان، آشکارا بدگویی نکردن و با کارهای نیکو، خشنودی خدا را جویا شدن است.
قرآن دیگر بار- با گستردگی فزونتر – استقلال و یکدستی ایمان را بازگو می کند و اینکه حقیقتی است غیر قابل تجزیه. در (آیات 150-160) کسانی که به بهانه ناباوری و متقاعد نشدن، ایمان نمی آورند، مردمانی دروغگو در شمار آمده اند، که بنی اسرائیل، نمونه این دسته از مردمانند، آن هنگامی که از موسی علیه السلام خواستند پروردگار خویش را آشکارا به آنان بنمایاند، لیک پس از آن که نشانه های پروردگار پدیدار شد، گوساله را به خدایی گرفته، پیمان خویش گسستند و در برابر نشانه های الهی، کفر را برگزیدند و مریم (س) را به زشتکاری متهم ساختند و ادعا کردند که آنان عیسی را کشته اند وبه خويش ستم کرده، رباخوار شدند.
در آیات پایانی سوره، قرآن از ضرورت ایمانن کامل به پروردگار و پیامبر صلی الله علیه و آله و چنگ زدن به نوری که خدا فرو فرستاده، سخن به میان آورده، چونان نمونه ای از این ایمان، حکمی در پیرامون ارث را بازگو می کند و بدان، سوره نساء را پایان می دهد.
این بررسی کوتاه از سخن گسترده سوره نساء، زنجیره ای را برای ما آشکار می سازد که موضوعات اصلی سوره را به یکدیگر پیوند می دهد و آن، جامعه اسلامی با تمامی ارزشهای حق، عدالت و پرهیزكاری موجود در آن است و یا آنچه از حقوق زنان، یتیمان، کم خردان و تهیدستان و دفاع از ستمدیدگان و محرومان است که در آن به چشم می خورد یا رهبری حکیمانه و سیاست شفاف و اراده دوراندیشانه جامعه اسلامی است که بر قواعد پایداری تکیه دارد و در ایمان امت به پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم عليهم السلام پس از او، ریشه دوانده است.
طبیعی است که قرآن در پیرامون جامعه مسلمانان، تنها به شیوه علمی سخن نمی گوید، بلکه شیوه های تربیتی را نیز بازگو کرده است. بدین سبب از سخن قرآن در می یابیم که چه سان جامعه را بنیان نهیم و انگیزه هایی که ما را به گزینش این جامعه وا می دارد، کدام است.
اصل رستنگاه نور، تابیدن گرفته است. اختلافات مردم اما، برخاسته از جانهای بیمار آنان است، که ستم و سرکشی را خواهان است. برای اینکه بشریت از اختلاف برهد ناگزیر باید ایمان خود به پروردگار را کامل کند و از نژادپرستی دوری گزیند و آگاه باشد که ایزد نگهبان تکاپوهای اوست و به روز جزا ایمان آورد و پیام آوران پروردگار را پیروی کند.( آیات 19-32)
پروردگار، فرستادگان خویش را برگزید، چه، آنان او را پیروی کرده، پاک پرستیدند. در این گزینش، نژاد و برتری بیجا، هیچ نقشی نداشته است. عیسای پیامبر بنده ای بیش نبوده که خداوند او را آزمود و آنگاه به پیامبری برگزید و اگر حضرت عیسی } جز بنده ای نبوده که پروردگار او را به کردار نیکویش پاداش داده، پس آیا آدمی می تواند بدون کار نیک پیش رود، تنها بدان سبب که از جوهری مقدس است؟!
نژادپرستی زشت ترین پدیده ای است که بشریت را در رنج و سختی افکنده است، این پدیده با رسالت الهی، پاک در ناسازگاری است.
سوره آل عمران، اندیشه نژادپرستی را از ریشه های دوردست آن      برمي کند و از راه بازگویی گسترده داستان عیسای پیامبر، به درازا در پیرامون آن سخن می گوید.
نیز هنگام سخن درباره ابراهیم }، که یهودیان او را مقدس انگاشتند، به این پدیده پرداخته شده است، یهود خود را نزدیکان خدا می پنداشتند تنها از آن رو که فرزندان ابراهیم} بودند.(آیات 33-97)
سوره آل عمران از یکپارچگی در جامعه ایمانی سخن رانده، ویژگیهای بایسته این یکپارچگی را بر شمرده است، که از آن جمله می توان به موضع توانمند در برابر کافران و تکیه بر حقیقت و نه منافع شخصی، اشاره کرد.
سخن پایانی اینکه، سوره آل عمران مستقیماً در پیرامون مسؤولیت سخن می گوید، بدین اعتبار که ارزنده ترین نتیجه جامعه ایمانی است و در گزاره های پایانی سوره، اندیشه مسؤولیت پذیری آشکار می شود و آیات، نمونه هایی را پیش می دارد که برجسته ترین آنها جهاد در راه خداست.(آیات 110-184)
به مناسبت گفتگو در پیرامون مسؤولیت، سوره از پاداش نیز سخن می گوید و روشن می سازد هر آنکس که کار نیکی انجام دهد، بدان پاداش دریافت می‌کند و تقسیم مردم بر پایه گرایشهای نژادی یا قرابتهای دینی، لغزش است.
قرآن از رهگذر این سوره، ضرورت مجهز شدن به نگرش تاریخی روشن را یادآور می شود تا در پی آن از قوانین اجتماعی و سنتهای هستی، که پروردگار برای زندگانی برپا داشته پرده برداری شود، پیروزی قطعی حق در شمار این قوانین و سنتهاست و رسالتهای الهی نیز تنها توضیح آن است.
 
سوره نساء
رنگ و رسم عمومی جامعه اسلامی
 
قرآن نام «نساء» را برگزید و بر این سوره نهاد، چه، سوره در آغاز از حقوق زن سخن گفته، آنگاه به پیوند های زن با مرد پرداخته، گوشه هایی از زندگی زنان را برسي مي‌كند.
زن، سیما و جلوه‌گاه تمدن بشری است، که میزان تعهد و پایبندی این تمدن به ارزشهای والا را نشان می دهد، ارزشهایی که به نگاهبانی حقوق ناتوان، فرمان می دهد. از آن رو که اسلام به زن اهتمام بسیار دارد، پس بایسته بود موضوعات زنان را در سوره ای از قرآن بررسي نمايد و سوره نساء، بسته به موضوع اجتماعی آن، بهترین جایگاه برای سخن گفتن در پیرامون زنان بود.
این سوره خجسته، رنگ و رسم عمومی جامعه اسلامی را نمایان می سازد، از این رو، از آیه نخست تا آیه (25) سپس از آیه (127) تا (130) و در آیه پایانی، سوره از حقوق زن (و به تناسب آن، حقوق ایتام و کم خردان)، چگونگی تقسیم ارث میان مرد و زن، پرهیز از رفتار ناشایست با زنان، گواهی دادن باطل، به ارثیه گرفتن زنان برخلاف خرسندی آنها و نادیده انگاشتن حقوقشان در مهریه سخن می گوید، همانگونه که حرمت ازدواج با زنان معینی را گوشزد می کند که همسر پیشین پدر، در شمار آنهاست.
سپس سوره از سرپرستی مردان نسبت به همسران خود، در محدوده شرع سخن می راند. گفتگو در پیرامون زنان دانا، آشتی  و سازش میان مرد و زن، پایبندی به عدالت راستین در بنیان نهاد خانواده و در پایان، برخی موارد ارث، از دیگر درونمایه هایی است که سوره بدان پرداخته است.
اما موضوع دیگری که سوره در پیرامون آن سخن گفته، مصونیت و گرامی داشتن جان و مال انسانها و ضرورت نگاهبانی از آنها، در پیوند است. 
سوره، انگیزه هایی را برشمرده که بشر را به دست درازی در جان و مال آدمی فرا می خواند، که نادانی و حسادت ازآن جمله‌اند.(آیات 26-32)
اما موضوع سوم، سوره در آیات (36-40) در پیرامون ضرورت نیکویی به ناتوانان و خودداری از تنگ نظری و بخل و یا انفاق آلوده به ریا، سخن گفته است.
اما اصلی ترین موضوعی که بیشتر آیات سوره نساء در پیرامون آن سخن می گوید، حکومت اسلامی با جنبه های گوناگون آن است، در (آیات 41-42) سخن را در پیرامون پیامبر , می یابیم که بر امت خویش گواه است، یعنی بر آنان حاکم است.
آنگاه از حرمت سرکشی و طغیان در برابر پیامبر , و حرمت پنهان داشتن شهادت، سخن به میان آمده است.
در (آیات 44-57) به گستردگی، از نقش دانش در برپا داشتن حق، و مسؤولیت دانشمندان در رساندن امانت دانش از راه بیان حقایق، بدون دستکاری یا تحریف، سخن به میان آمده است. همچنین از میزان هولناکی جنایت کسانی که بر خدا دروغ می بندند و ویژگیهای زشت آنان، که تقلب و نیتهای فاسدشان را آشکار و رسوا می سازد، سخن رفته است.
در (آیات 58-70) قرآن کریم ارزشهایی را بازگو می کند، که سیاست اسلامی بر آن استوار است و برجسته ترین آنها بازپس دادن امانت (اداي حقوق مردم) و حکم راندن با دادگری است.
سپس این آیات در پیرامون پیروی از پیامبر , و فرمانروایان (امامان معصوم) و حرمت به داوری خواندن طاغوت سخن می گوید و پیروان طاغوت را منافق خوانده، در پیرامون فرمانبرداری دشوار، که منافقان از آن در گریزند، نمونه ای پیش می دارد، این فرمانبرداری دشوار، پیروی از پیامبر ,  به هنگام جنگ و ستیز است.
سپس سوره، دفاع از ستمدیدگان را پیش کشیده، آن را ارزشی در سیاست اسلامی، معرفی کرده است. اما (آیات 77-87) نخست از ضرورت نظم و انضباط در نبرد و پایبندی به اطاعت کامل در تمامی فرمانها سخن گفته، آنگاه نقش رهبر در تشویق به جنگاوری و واداشتن مردم به فرمانبرداری را یاد کرده است.
در (آیات 88-91) گفتار بر موضعگیری یکپارچه و دوراندیش در برابر منافقان تمرکز یافته است. قرآن سرشت و گونه های منافقان را مشخص ساخته، آنگاه چگونگی موضعگیری در برابر آنان را نیز تعیین کرده است.
سپس در (آیات 95-100) از مجاهدان، طفره روندگان از جنگ و مهاجران، به مثابه طبقاتی متمایز در جامعه اسلامی سخن به میان آمده است و این طبقات در برابر طبقات منافقی قرار گرفته، که در آیات پیشین یادی از آنها رفته است.
در (آیات 105-111)، قرآن دیگر بار به سخن گفتن از ارزشهای سیاست اسلامی بازگشته، بیان می دارد چگونه حکومت اسلامی، حکومت قانون بوده، از فساد اداری به دور است. 
قرآن، پیامبر اکرم , را از کشمکش با خیانت پیشگان و فریب کاران، که درپی گمراهی اویند، باز داشته است.
در (آیات 117-126)، قرآن جنبه های گوناگون نفاق و دورویی را بررسي كرده است، جنبه هایی چون: ریشه نفاق و نقش شیطان در نشاندن نهال آن از رهگذر اشاعه آرزوهای فریبنده و دروغین و افسانه های زود باور.
پس از آن که قرآن در (آیات 131-134) ضرورت پرهیزكاری، پایبندی، برپاداری عدالت و گواهی دادن به سود خدا را برای پاک داشتن جانها از عوامل نفاق، یادآور می شود، دیگر بار در (آیات 136-146) روشن می سازد ایمان حقیقتی مستقل، یکدست و غیر قابل تجزیه است و کسانی که در عرصه ایمان، میان اندیشه های باورپذیر، تفاوت قائل می شوند، در شمار کافران و منافقان اند که خویشتن را می فریبند، چه، آنان کافران را به دوستی برگزیده اند و در پست ترین جایگاه آتش، جای خواهند گرفت.
قرآن، سپس تنها راه برونرفت اینان از وضعیتی اینچنین را، روشن می سازد که همانا توبه و اصلاح، سپاس و ایمان، آشکارا بدگویی نکردن و با کارهای نیکو، خشنودی خدای متعال را جویا شدن است.
قرآن دیگر بار- با گستردگی فزونتر – استقلال و یکدستی ایمان را بازگو می کند و اینکه حقیقتی است غیر قابل تجزیه. 
در (آیات 150-160) کسانی که به بهانه ناباوری و متقاعد نشدن، ایمان نمی آورند، مردمانی دروغگو در شمار آمده اند، که  بنی اسرائیل، نمونه این دسته از مردمانند.
 آن هنگامی که از موسی } خواستند پروردگار خویش را آشکارا به آنان بنمایاند، لیک پس از آن که نشانه های پروردگار پدیدار شد، گوساله را به خدایی گرفته، پیمان خویش گسستند و در برابر نشانه های الهی، کفر را برگزیدند و حضرت مریم (س) را به زشتکاری متهم ساختند و ادعا کردند که آنان عیسی را کشته اند و به خويش ستم کرده، رباخوار شدند.
در آیات پایانی سوره، قرآن از ضرورت ایمانی کامل به پروردگار و پیامبر , و چنگ زدن به نوری که خدا فرو فرستاده، سخن به میان آورده، چونان نمونه ای از این ایمان، حکمی در پیرامون ارث را بازگو می کند و بدان، سوره نساء را پایان می دهد.
این بررسی کوتاه از سخن گسترده سوره نساء، زنجیره ای را برای ما آشکار می سازد که موضوعات اصلی سوره را به یکدیگر پیوند می دهد.
و آن؛ جامعه اسلامی با تمامی ارزشهای حق، عدالت و پرهیزكاری موجود در آن است و یا آنچه از حقوق زنان، یتیمان، کم خردان و تهیدستان و دفاع از ستمدیدگان و محرومان است که در آن به چشم می خورد یا رهبری حکیمانه و سیاست شفاف و اراده دوراندیشانه جامعه اسلامی است که بر قواعد پایداری تکیه دارد و در ایمان امت به پیامبر, و امامان معصوم ] پس از او، ریشه دوانده است.
طبیعی است که قرآن در پیرامون جامعه مسلمانان، تنها به شیوه علمی سخن نمی گوید، بلکه شیوه های تربیتی را نیز بازگو کرده است.
بدین سبب از سخن قرآن در می یابیم که چه سان جامعه را بنیان نهیم و انگیزه هایی که ما را به گزینش این جامعه وا می دارد، کدام است.
 
 
   |    :   پرتوی از قرآن

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2435
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )