مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:53:39
طلوع آفتاب: 06:24:59
اذان ظهر: 13:08:29
غروب آفتاب: 19:51:59
اذان مغرب: 20:11:02
نیمه شب: 00:22:49
حدیث روز
  • امام حسن مجتبى علیه السلام
  • أنَا الضّامِنُ لِمَن لَم يَهجُس فى قَلبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَن يَدعُوَ اللّه‏َ فَيُستَجابَ لَهُ؛
  • كافى، ج2، ص62، ح11
پیام آوران عاشورا
.
پیام آوران عاشورا

عبيد الله بن زياد لعنت الله علیه با سرعت نامه اي به يزيد نوشت و او را از كشتن امام شهيد  و رسيدن اسيرانش و سرهاي كشتگان بر كوفه آگاه كرد.
 يزيد جواب داد: اسيران را با سرها با سرعت بسوي او بفرستند. ابن زياد نيز فوري كاروان اسيران را با سرهای شهدا به سوي شام روانه كرد. 
سرها را با زجر بن قيس و اسيران را با مخمر بن ثعلبه العائذي و شمر بن ذي الجوشن فرستاد. اين كاروان غمناك همین كه به پايتخت امويه رسيد، نوحه سرايي در ميان كوچه و بازار شروع شد. همانطور كه كوفه و ساير شهرها و اطراف و دهكده هايي كه اين كاروان دردآور از آنجا عبور  مي‌كرد را فرا گرفته بود. 
روايات چگونگي اين نوحه سرايي و عزاداري ها را در شام اينگونه نقل كرده اند: 
وقتي كه سر امام حسين(ع)  و اسيران و زنان آن حضرت را در شام نزد يزيد بن معاويه وارد كردند، درحالي كه او بين شخصيت ها و اطرافيانش قرار گرفته و اسراء با طناب بسته بودند و امام زين العابدين(ع)  غل و زنجير در گردن داشت، امام زين العابدين(ع)  به يزيد عليه العنه فرمود:‌« به خدا سوگندت مي دهم، به رسول خدا, چه جواب داري اگر ما را با اين حال ببیند؟»
با شنيدن اين كلام همه آن مردم به گريه افتادند.
يزيد دستور داد كه طناب را پاره كنند و غل و زنجير را از گردن امام زين العابدين(ع)  بردارند. بعد سر امام حسين(ع)  را مقابل يزيد گذاشته و زنها را براي اينكه به سر نگاه نكنند پشت سر جا داده بودند. 
فاطمه و سكينه دختران امام حسين(ع)  بلند مي شدند، سر را ببينند و ازآن طرف يزيد خود را مقابل آنان قرار  مي داد كه دختران سر را نبينند، بالاخره وقتي كه سر را ديدند صيحه زدند با شنيدن ناله آنها زنان يزيد هم ناله زدند و دختران معاويه ولوله اي راه انداختند. 
فاطمه دختر امام حسين(ع) فرمود: اي يزيد! آيا دختران پيامبر اسير باشند؟ 
آنگاه همه مردم و اهل خانه يزيد بطوري گريستند كه صداها بلند شد...
و اما وقتي كه زينب(س) سر امام حسين(ع)  را ديد دست به گريبان برد پاره كرد بعد با صداي حزيني كه قلبها را زخم   مي كرد صدا زد:
يا حسيناه! اي حبيب رسول خدا,! ‌اي پسر مكه و مني، اي فرزند فاطمه سيدة النساء، ‌اي فرزند دختر مصطفي...          
راوي گويد: قسم به خدا همه اهل مجلس را به گريه در آورد و يزيد ساكت بود!
بعد زني از بني هاشم كه در خانه يزيد بود براي امام حسين (ع) ندبه و عزاداري مي‌كرد و صدا مي زد: يا حبيباه، اي آقاي خانواده ما، ‌اي فرزند محمد,! ‌اي پناه بيوه زنان و يتيمان! اي كشته فرزندان زناكار، هر كس صداي اين بانو را شنيد گريه كرد. 
و رباب دختر امرالقيس همسر امام حسين(ع) ادر سكينة   بنت الحسين و مادر عبدالله  شيرخوار كه در كربلا كشته شد در ميان اسيران بود. 
رباب سر امام حسين(ع)  را برداشت و به آغوشش كشيد و او را بوسيد... بعد از آن سه روز پشت سر هم عزاداري بر پا شد...
و اين اولين مجلس عزاداري و سوگواری عمومي بود كه در شام برای  امام حسين(ع)  و خاندان و اصحابش برپا گردید.
آنگونه که از روايات استفاده مي شود؛ بعداً يزيد دستور داد كه در كنار منزل خودش كه متصل بود خانه را براي عزاداري آماده نمودند و اسيران تا وقتي كه در شام بودند آشكارا و نهاني بر حسين(ع)  نوحه سرايي مي‌كردند.
پس معلوم می شود كه تنها دختران اهل بيت و زنان هاشميه نبودند كه گريه مي كردند،‌ بلكه زنان بني اميه نيز اشكشان را به آنها تقديم       مي نمودند. 
و كسي از خاندان اموي نبود، مگر اينكه بر امام حسين(ع)  و اسيرانش گريه و نوحه سرايي مي كرد. 
سيد عبدالعزيز سيدالاهل در كتاب (زين العابدين علي بن الحسين(ع) ) كيفيت رسيدن امام  زين العابدين(ع)  با اسيران به شام و رفتن امام       به منبر براي خطبه را ذكر مي كند مي گويد: 
« علي بن الحسين خطبه مي خواند و به خاندانش افتخار مي كرد و يك يك نام آنان را مي برد و فضايل آنان و احسانهاي آنها بر ملت را بيان مي فرمود و پي در پي مي گفت و طول مي داد تا اينكه مردم گريستند و ناله زدند و به حركت در آمدند يا نزديك بود حركت كنند، و اين نيز اولين ناله بود... دركتاب ( موسوعه آل النبي )‌ آنجا كه حالات رباب دختر امرالقيس بن عدي، همسر امام حسين(ع) كه در سنه 62 به حضرت اباعبدالله (ع) پیوست، آمده است: 
رباب در ميان اسيران كاروان حسين(ع)  تا كوفه و در شام و مدينه بوده است و او اين دو بيت را هنگامي که سر امام حسين(ع)  را گرفت و به آغوش گذاشت و بوسيد، سروده است: 
واحسيناه فلا نسيت حسينا               
 اقتصدته اسنة الاعداء
غادروه بكربلاء صريعاً                  
لاسقي الله جانبي كربلاء 
واحسيناه! فراموش نخواهم كرد حسين را
كه او هدف نيزه هاي دشمن قرار گرفت 
نعش او ار در زمين كربلا روي زمين گذاشتند خداوند اطراف كربلا را سيراب نكند.
اين بانوي بزرگوار شب و روز از گريه بر حسين آرام نمي گرفت و هيچ گاه زير سقفي و زیر سايه اي نمي رفت تا بعد از يك سال تمام از داغ کربلا رحلت كرد....
دركتاب مجالس السنيه آنجا كه كيفيت رسيدن اسيران را به درب مسجد جامع شام مي نويسد مي گويد: 
«پيرمردي زنان و اسيران را ناسزا مي گفت.  امام زين العابدين(ع)  روبروي او آمد و شروع 
كرد به شناسايي اسيران و خواندن بعضي از آيات قرآن كريم!
 بعد به پيرمرد گفت :‌ما همان كساني هستيم كه قرآن به آنان اشاره مي‌كند.
پيرمرد گريه كرد و عمامه اش را به زمين انداخت بعد سر به آسمان بلند كرد و گفت: بارالها من دوري مي جويم به تو از دشمن آل محمد,!
 سپس گفت : آيا راه توبه براي من هست؟ امام زين العابدين(ع)  ‌فرمود:‌ بلي، اگر توبه كني خداوند توبه تو را مي پذيرد و تو با ما هستي، ‌پيرمرد گفت: من توبه كردم. 
اين خبر به يزيد رسيد امر كرد او را به قتل رسانيدند...)‌
در كتاب نهضت‌الحسين آنجا كه پايان ايستادن اسيران در مقابل يزيد را نقل مي‌كند، مي‌گويد:
اينجا و در اين ساعت جرقه انتقامي كه شعله اش از دير زمان در سينه يزيد بود، اندکی خاموش شد و همانجا مصيبتها خاتمه پيدا كرد. 
اينجا بود كه يزيد به اهل بيت پيامبر,‌براي از دست دادن آقا و سيدشان چند شبانه روز اجازه عزا داد و از خانه ها و زنهاي يزيد مانند كبوتران درختان، صداي گريه و ناله بر خاست و آنان با ندبه كنندگان آل رسول, بر حسين} سيد و آقای شباب اهل جنت هم صدا شدند.
    .........................................................................
   منبع : كتاب تاريخچه عزاداري  حسيني
            نویسنده: شهرستانی
 
 
 

   |    :   پیام آوران عاشورا

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2236
5.3/10 (تعداد آرا 9 نفر )