اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:49:10
طلوع آفتاب: 06:12:42
اذان ظهر: 11:49:45
غروب آفتاب: 17:26:49
اذان مغرب: 17:45:08
نیمه شب: 23:08:00
حدیث روز
  • پيامبر صلى ا لله عليه و آله
  • مِن سَعادَةِ ابنِ آدَمَ اسْتِخارَةُ اللّه‏ِ و رِضاهُ بِما قَضَى اللّه‏ُ و مِن شِقْوَةِ ابن آدَمَ تَركُهُ اسْتِخارَةَ اللّه‏ِ و سَخَطُهُ بِما قَضَى اللّه‏ُ ؛
  •  
  • تحف العقول، ص 55
چرا داستان ذوالقرنین در قرآن آمده است؟
.
چرا داستان ذوالقرنین در قرآن آمده است؟

نام ذوالقرنین و وقایع مربوط به بزرگی و عظمت او قبل از اینکه داستانش در قرآن نازل شود معروف بوده است. مردم او را به عنوان ذوالقرنین می شناختند و این از نظر قرآن و قرائن اطراف آیات، مسلم است . 
نیز، معلوم است که نزول این آیات ، بر اساس سؤالی بوده که مردم از پیامبر اکرم , درباره ذوالقرنین کرده اند.
اما اینکه این سؤال از طرف چه کسانی و چگونه مطرح شده است، پرسشی است که پاسخ آن را در روایت زیر جستجو می کنیم؛
 در تفسیر المیزان چنین آمده است:
صاحب کتاب تفسیر قمی از امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمود: سبب نزول سوره کهف این بود که قریش سه نفر را به قبیله نجران فرستادند تا از یهودیان آن دیار مسائلی را بیاموزند و با آن رسول خدا, را بیازمایند. 
آن سه نفر « نضربن حارث بن کلده »، « عقبه بن ابی معیط » و « عاص بن وائل سهمی» بودند.
این سه نفر به سوی نجران حرکت کرده و جریان را با علمای یهود در میان گذاشتند . . .
ادامه روایت در آن کتاب چنین آمده است:
یهودیان گفتند: سه مسأله از او بپرسید، اگر آن طور که ما می دانیم پاسخ داد، در ادعایش راستگو است. آنگاه از یک مسأله دیگر بپرسید، اگر گفت می دانم، بدانید که دروغگو است. 
گفتند: آن مسائل چیست؟ 
جواب دادند که از او از احوال جوانانی بپرسید که در قدیم الایام بودند و از میان مردم خود بیرون شده و غایب گشتند و در غیبتگاه خود خوابیدند. از او بپرسید چقدر خوابیدند؟ نفراتشان چند بود؟ چه چیز از غیر جنس خود همراهشان بود؟ و داستانشان چه بود؟
مطلب دوم اینکه؛ از او بپرسید داستان موسی که خدایش دستور داد از یک عالم پیروی کن و از او تعلم گیر چه بود؟ آن عالم که بود؟ موسی چگونه از او پیروی کرد؟ و سرگذشت موسی با او چه بود؟
سوم اینکه؛ از او از سرگذشت شخصی بپرسید که میان مشرق و مغرب عالم گردید تا به سدّ یأجوج و مأجوج رسید؛ او که بوده؟ و داستانش چگونه بوده است؟
یهودیان پس از عرضه این مسائل جواب آن ها را نیز به فرستادگان قریش دادند و گفتند: اگر این طور که ما شرح دادیم جواب داد، صادق است، وگرنه دروغ می گوید.
فرستادگان قریش پرسیدند: آن یک سؤال دیگر که گفتید چیست؟ 
گفتند: از او بپرسید که قیامت چه وقت به پا می شود؟ اگر ادعا کرد که من می‌دانم قیامت چه موقع به پا می شود، دروغگو است، ولی اگر گفت جز خدا کسی تاریخ آن را نمی داند، راستگو است.
فرستادگان قریش به مکه برگشتند، نزد ابوطالب جمع شدند و گفتند: پسر برادرت ادعا می کند که اخبار آسمان ها برایش می آید، ما از او چند پرسش می کنیم، اگر جواب داد، می دانیم که راستگو است، و گرنه می فهمیم که دروغ می گوید ! 
ابوطالب گفت: هرچه دلتان می خواهد بپرسید!
آن ها آن مسائل را مطرح کردند. 
پس از چهل شبانه روز، سوره کهف بر پیامبر نازل شد. 
می دانید که سوره کهف شامل سه داستان است: داستان اصحاب کهف، داستان حضرت موسی و حضرت خضرو داستان ذوالقرنین که طبق روایت بالا، به خاطر سؤال آزمایشی مشرکان مکه از حضرت محمد, نازل شده است.
 
ذوالقرنین که بود ؟ 
ذوالقرنین از قدرت و مکنت بسیاری برخوردار بود و خداوند وسایل غلبه بر مشکلات و دست یابی به اهداف مهم زندگی را به او عنایت کرده بود. این اسباب و وسایل، شامل علم و دین، عقل و درایت، نیروی جسمی، مال و لشکر زیاد، وسعت قلمرو، قدرت مدیریت و امثال آن بودند، و همه این خصوصیات از آیه کریمه زیر به خوبی استفاده می شود:
« إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَينَاهُ مِنْ كُلِّ شَيءٍ سَبَبًا (84)» ما او را در زمین قدرت و حکومت دادیم و وسایل دست یابی به هر چیزی را در اختیارش گذاردیم.
البته، از مجموعه داستان نیز این مطلب فهمیده می شود؛ توانایی اینکه به مشرق و مغرب آفتاب برود و آن سد عظیم را با توجه به وسایل آن روزگار بسازد و قدرت خود را در دورترین نقاط زمین اعمال کند، همه و همه، شاهد قدرت و توانایی بسیار او می باشد.
 
دین ذوالقرنین 
ذوالقرنین مردی مؤمن به خداوند و روز قیامت و متدین به دین حق بوده است و این نکته از آیات زیر به دست می آید:
«قَالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيعَذِّبُهُ عَذَابًا نُكْرًا(87) »
ذوالقرنین گفت: ما کسی را که ستم ورزیده مجازات خواهیم کرد. سپس او به سوی پروردگارش باز می گردد و خداوند او را مجازات شدیدی خواهد نمود.
« وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَى» 
و اما کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد  پاداشی نیکو خواهد داشت.
«  قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا(الکهف/98) » 
ذوالقرنین در پایان کار سدسازی گفت: این سد نعمت و رحمتی از سوی پروردگار من است و هنگامی که فرمان پروردگارم فرارسد، آن را       در هم می‌کوبد و وعده پروردگار حق است و تحقق خواهد یافت.

مقام و حکومت دینی ذوالقرنین 
از مجموع این آیات بر می آید که او دارای مقام و حکومتی دینی بوده است. در آیه کریمه زیر می خوانیم:
« قُلْنَا يا ذَا الْقَرْنَينِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا(86) » 
ما به ذوالقرنین گفتیم: ای ذوالقرنین ! آیا می خواهی بدان ایشان را مجازات کنی یا روش نیکویی در مورد آن ها انتخاب می نمایی؟
خداوند طبق این آیه به او اختیار تام می دهد، و این خود شاهد بر این مطلب است که وی از سوی وحی الهی یا پیامبری از پیامبران، تأیید و راهنمایی می شده است. 
این مطلب از جواب ذوالقرنین به این فراز  روشن تر می شود، گویا هدف او از بیان چنین جوابی، اشاره به این نکته است که مردم در برابر دعوت به توحید و مبارزه با شرک، به دو گروه تقسیم خواهند شد؛ کسانی که تسلیم این برنامه سازنده الهی شوند، که مطمئنا پاداشی نیکو خواهند داشت و در امنیت و آسودگی خاطر زندگی خواهند کرد، و آنها که در برابر این دعوت موضع گیری خصمانه داشته و به ظلم و فساد ادامه دهند، که مجازات خواهند گردید.
علاوه بر این، در آیه ای دیگر نیز می خوانیم:
« كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيهِ خُبْرًا(91) » 
کار ذوالقرنین چنین بود، و ما به خوبی از امکانات و آنچه نزد وی صورت می گرفت، اطلاع داشتیم.
ظاهراً این آیه هم کنایه از این مطلب است که آنچه او تصمیم می گرفت، به هدایت خداوند و امر او بود و در هیچ کاری اقدام نمی نمود، مگر آن که خداوند او را مأمورکرده بود.
بنابراین، مجموع این آیات این مفهوم را می رساند که مکالمه خداوند سبحان با ذوالقرنین از سوی پیامبری که همراه او بوده صورت می‌گرفته است و او حکومتی مثل حکومت جناب طالوت  بر بنی اسرائیل داشته است. 
 
مسافرت های ذوالقرنین 
مهم‌ترین چیزی که از تاریخ زندگی ذوالقرنین در قرآن آمده است، مسافرت های سه گانه او به نقاط مختلف دنیا است؛ مسافرت به مغرب، مسافرت به مشرق و برگشت از مشرق به طرف کوه های یأجوج و مأجوج! 
باید توجه داشت که ذکر مشرق و مغرب به خاطر آن نیست که او فقط به مشرق و مغرب سفر کرده، بلکه منظور این است که از محل زندگی خود تا مغرب و از آنجا تا مشرق و از مشرق تا محل کوه های یأجوج و مأجوج مسیری طولانی را طی کرده است. 
ذکر این مناطق شاید بدان جهت است که پرسش سؤال کنندگان درباره ذوالقرنین همین بوده؛ یعنی پرسیدند آن شخصی که به مشرق و مغرب عالم سفر کرد تا به سد یأجوج و مأجوج رسید که بود؟
اما این که هدف او از این کار چه بوده، از شکل بیان آن در قرآن کریم، چنین به نظر می رسد که او به منظور گسترش عدالت در جهان و خدمت به مردم سفر می کرده است.
این حکومت از طرف خدا و با الهام پیامبری از پیامبران بوده و کارهایش را نیز به هدایت همان پیامبر انجام می داده است.
 
پیشنهاد و درخواست ساختن سد 
ذوالقرنین در یکی از مسافرتهایش به تنگه ای در میان کوههایی بلند رسید. مردمی که نزدیک آن تنگه زندگی می کردند، از هجوم و غارت اقوام یأجوج و مأجوج در زحمت و شکنجه بودند. 
اقوام یأجوج و مأجوج طوایفی جنگ طلب و غارتگر بودند که در جایی پشت آن تنگه و کوه ها زندگی می کردند و هر از گاهی از طریق آن تنگه به این مردم حمله کرده و آن ها را قتل و غارت می کردند. 
لذا این تنگه، محل نفوذ یا موضعی سوق الجیشی برای برتری نظامی آن اقوام غارتگر بوده است.
این مردم مظلوم وقتی قدرت و توانایی ذوالقرنین را دیدند، مقدم او را غنیمت شمرده و دست به دامن او زدند :
«   قَالُوا يا ذَا الْقَرْنَينِ إِنَّ يأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ(94) »
گفتند: ای ذوالقرنین، اقوام یأجوج و مأجوج در این زمین فساد و ظلم می کنند.
و از او تقاضای ساختن مانعی در مقابل حمله آن طایفه ستمگر کردند و تأکید نمودند که در مقابل ساختن این سد، اموالی را نیز به عنوان دستمزد پرداخت خواهند کرد:
« فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَنْ تَجْعَلَ بَينَنَا وَبَينَهُمْ سَدًّا »
آیا حاضری پولی از ما بگیری و میان ما و آن ها سدی ایجاد کنی؟
ذوالقرنین پیشنهاد اجرت آن ها را نپذیرفت و گفت: من به اموال شما احتیاجی ندارم و از شما اجر و مزدی نمی خواهم:
« قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيرٌ » 
ذوالقرنین در جواب ایشان پاسخ داد: اموال وامکاناتی که پروردگارم در اختیارم گذاشته، از مالی که شما به من وعده می دهید بهتر است.
با این حال گفت: اگر می خواهید چنین مانعی بسازم، باید مرا با کارگران خود کمک کنید و مصالح ساختمانی بیاورید:
« فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَينَكُمْ وَبَينَهُمْ رَدْمًا »
اجر و مزد نمی خواهم، فقط مرا با نیروی انسانی کمک کنید تا میان شما و آن ها سد محکمی ایجاد کنم. 
بالاخره قرار شد سدی با نیروی انسانی مردم و طراحی، مدیریت و اجرای ذوالقرنین ساخته شود و بدین ترتیب، کار سدسازی شروع شد.
 
سد ذوالقرنین و یأجوج و مأجوج از نظر تاریخ 
همان طور که می دانید، در تاریخ پیشینیان، درباره پادشاهان، سلاطین، بزرگان و امت های قبل از تاریخ وقایعی نگاشته شده است، اما درباره پادشاهی که در دوران حکومتش به نام ذوالقرنین یا نامی شبیه آن خوانده می شده، چیزی گفته نشده است. همچنین درباره یأجوج و مأجوج و اقوامی به این نام و سدی که ذوالقرنین ساخته، هیچ سختی به میان نیامده است. 
فقط اشعاری را به یکی از پادشاهان یمن نسبت می دهند که برای افتخار به نسب خویش سروده و یکی از پدران خود را که قبلا سمت پادشاهی یمن داشته، ذوالقرنین نامیده است. در همان شعر آمده است که او به مغرب و مشرق عالم سفر کرد و سد یأجوج و مأجوج را ساخت.
همچنین در بعضی از فرازهای کتب عهد عتیق نام یأجوج و مأجوج ذکر شده است که علامه طباطبایی چند فراز از آن را عیناً نقل فرموده است. 
از عبارات کتب عهد عتیق چنین استفاده می شود که یأجوج و مأجوج  امت یا امت هایی عظیم بوده اند که در سمت بالای شمال آسیا زندگی می کرده اند و مردمانی جنگجو، جنگ طلب و غارتگر بوده اند.
ایشان اضافه کرده است: اینجاست که ذهن آدمی حدس قریبی می زند و آن این است که ذوالقرنین یکی از ملوک بزرگی باشد که راه این امت های مفسد را سد کرده و سدی که او زده فاصل میانه دو منطقه شمالی و جنوبی آسیا باشد؛ مانند دیوار چین، سد باب الابواب، سد داریال یا غیر اینها. 
( ترجمه تفسیر المیزان ، ج 13 ، ص 525 . با اندکی تغییر )
 
اقوامی شبیه یأجوج و مأجوج در تاریخ 
علامه طباطبایی (ره) به بررسی تاریخ گذشتگان پرداخته و می گوید:
تاریخ امت های آن روز جهان اتفاق دارد بر اینکه ناحیه شمال شرقی آسیا یعنی بلندی های شمال چین، محل زندگی امتی بسیار بزرگ و وحشی بوده که جمعیت آن دائماً در حال افزایش بوده است. این مردم همواره بر امت های مجاور خود مانند چین حمله می بردند و چه بسا در همان جا زاد و ولد کرده و به سوی مناطق خاورمیانه و خاور نزدیک سرازیر می شدند. آنها به شمال اروپا نیز رخنه کردند. عده ای از آنان در همان سرزمین هایی که غارت کردند ، سکنی گزیده، تمدنی به وجود آوردند و به زراعت و صنعت مشغول شدند چنان که اغلب سکنه اروپای شمالی از آن هایند؛ عده ای دیگر هم برگشته و به همان غارتگری خود ادامه دادند.
یکی از مورخین گفته است که « یأجوج و مأجوج امت هایی هستند که در قسمت شمالی آسیا از تبت و چین گرفته تا اقیانوس منجمد شمالی و ناحیه غرب تا بلاد ترکستان زندگی می کنند ». 
و این نظریه را از کتاب « تهذیب الاخلاق » ابن مسکویه و « رسائل» اخوان الصفا نقل کرده است. 
  ....................................................................................................................................................
- (ترجمه تفسیر المیزان ، جلد 13، صفحه 526 ، با اندکی تغییر)
منبع : سایت حوزه
 

   |    :  91    |    :   چرا داستان ذوالقرنین در قرآن آمده است؟

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2734
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )