مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:28:30
طلوع آفتاب: 05:52:23
اذان ظهر: 11:57:07
غروب آفتاب: 18:01:52
اذان مغرب: 18:19:56
نیمه شب: 23:15:11
حدیث روز
  • رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم 
  • صَلاةُ اللّيلِ مَرضاةٌ لِلرَّبِّ وَ حُبُّ المَلائِكَةِ وَ سُنَّةُ النبياءِ وَ نورُ المَعرفَةِ وَ اَصلُ اليمانِ وَ راحَةُ البدانِ وَ كَراهيَةٌ لِلشَّيطانِ وَ سِلاحٌ عَلَى العداءِ وَ اِجابَةٌ لِلدُّعاءِ وَ قَبولُ العمالِ وَ بَرَكَةٌ فِى الرِّزقِ؛
  • ارشاد القلوب، ج 1، ص 191
کودک و نوجوان
.
كودك و نوجوان 
مادر مهربان من 
 
 راستش پشیمون شدم. کاش با مامان آنقدر جرّ و بحث نکرده بودم و خودم رفته بودم. 
هنوز هم فرصت بود که برم و توی راه پول رو ازش بگیرم و خودم برم نونوایی اما غرورم قبول نمی کرد. 
سعی کردم خودم رو بزنم به بی خیالی و مشغول کارهای خودم بشم اما بدجوری اعصبابم خورد بود. یک ساعت گذشت و از مامان خبری نشد. به موبایلش زنگ زدم، صدای زنگش از تو آشپزخونه شنیده شد. مامان مثل همیشه موبایلش رو جا گذاشته بود. 
دیر کردن مامان اعصابمو بیشتر خورد می کرد. نیم ساعت بعد خواهرم از مدرسه رسید و گفت: تو راه که می اومدم تصادف شده بود. مردم  می گفتند به یه خانمی ماشین زده. 
خیابون خیلی شلوغ بود. فکر کنم خانمه کارش تموم شده بود. 
گفتم: نفهمیدی کی بود؟
گفت: من اصلاً جلو نرفتم. 
دیگه خیلی نگران شدم. یاد خواب دیشبم افتادم. فکرم تا کجاها رفت. سریع لباسامو پوشیدم و راه افتادم دنبال مامان. رفتم تا نونوایی سنگکی نزدیک خونه اما مامان اونجا نبود. یه نونوایی سنگکی دیگه هم سراغ داشتم اما تا اونجا یک ساعت راه بود و بعید بود مامان اونجا رفته باشه! هر طوری بود تا اونجا رفتم، وقتی رسیدم، نونوایی تعطیل بود. تازه یادم افتاد که اول برجها این نونوایی تعطیله. 
دلم نمی خواست قبول کنم تصادفی که خواهرم می گفت به مامان ربط داره. اما انگار چاره ای نبود. به خونه برگشتم تا از خواهرم محل تصادف رو دقیق‌تر بپرسم.
دیگه دل تو دلم نبود. با یک عالمه غصه و نگرانی توی راه به مهربونی‌ها و فداکاری‌های مامانم فکر می کردم و از شدت حسرت که چرا به حرفش گوش نکردم می سوختم. 
هزار بار با خودم قرار گذاشتم که دیگه این اشتباه رو تکرار نکنم و همیشه به حرف مامانم گوش بدم!  وقتی رسیدم خونه انگشتم رو گذاشتم روی زنگ و با تمام نگرانی که داشتم چند زنگ کشدار زدم. 
منتظر بودم خواهرم در رو باز کنه، اما صدای مامانم رو شنیدم که داد زد: بلد نیستی درست زنگ بزنی ...؟ 
تازه متوجه شدم صدای مامانم چقدر قشنگه ... یه نقس عمیق کشیدم و گفتم الهی شکر!
 و با خودم گفتم قولهایی که به خودت دادی یادت نره.
 
آیا می دانید؟ 
آیا می‌دانید: مایع موجود در نارگیل نارس را می توان بجای پلاسمای خون استفاده کرد؟
آیا می‌دانید: دانشمندان دریافته اند که مورچه ها همچون انسان صبح ها خمیازه میکشند؟
آیا می‌دانید: رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت کننده است؟
آیا می‌دانید: زنبور عسل 5 چشم دارد که 2 تا اصلی در بغل سر و 3 تا بر روی سر او قرار دارد؟
آیا می‌دانید: خوردن یک سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود؟
آیا می‌دانید: زهره تنها سیاره ای است که در جهت عقربه های ساعت به دور خودش می چرخد؟
آیا می‌دانید: نوزاد بیش از 300 استخوان دارد که با رشد بعضی از آنها به یکدیگر جوش می خورند؟
آیا می‌دانید: یک قطره لیکور عقرب را دیوانه می کند و عقرب خودش را نیش می زند و می کشد؟
آیا می‌دانید: شکلات بر عصب و قلب سگ تأثیر بد دارد، با کمی شکلات میتوان یک سگ را کشت؟
آیا می‌دانید: زنبور از بوی عرق بدش می آید و به کسی که بدنش بو دهد یا عطر زده باشد حمله می‌کند؟
 

   |    :   کودک و نوجوان

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 2011
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )