مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 04:03:25
طلوع آفتاب: 05:49:59
اذان ظهر: 13:07:03
غروب آفتاب: 20:24:07
اذان مغرب: 20:45:18
نیمه شب: 00:13:46
حدیث روز
  • پيامبر صلى ا لله عليه و آله
  • مِن سَعادَةِ ابنِ آدَمَ اسْتِخارَةُ اللّه‏ِ و رِضاهُ بِما قَضَى اللّه‏ُ و مِن شِقْوَةِ ابن آدَمَ تَركُهُ اسْتِخارَةَ اللّه‏ِ و سَخَطُهُ بِما قَضَى اللّه‏ُ ؛
  •  
  • تحف العقول، ص 55
گوهری در سامرا
.
امام حسن عسكري   
 
 حضرت امام هادي (ع) چهار پسر به نام هاي محمد، حسن، جعفر و حسين داشت. 
سيد محمد، طبق برخي از منابع، حدود سال (228هـ.ق) متولد شد. 
بنابر اين قول، سيد محمد فرزند اول امام است. 
ولي طبق برخي روايات، سيد محمد فرزند دوم و از امام حسن عسکري(ع) کوچکتر بود. 
علي بن مهزيار نقل می‌کند به امام هادي(ع) گفتم: « (پناه مي برم به خدا) اگر شما از دنيا برويد، به چه کسي رجوع کنيم؟»
امام فرمود: «عَهْدِي إِلَي اْلأکْبَرِ مِنْ وَلَدِي».
سيد محمّد، بسیارجليل القدر و عظيم الشأن بوده است؛ به طوري که شيعيان خيال مي کردند او امام بعدي است. 
ياران امام هادي(ع) نيز درباره امامت وي از امام سؤال مي کردند.
علي بن عمرو نوفلي مي گويد: 
«همراه ابي الحسن(ع)  در حياط منزلشان بوديم که پسرش محمد از جلوي ما گذشت.گفتم: فدايت شوم! آيا امام ما بعد از شما اين است؟ 
امام در جواب من فرمود: نه، امام شما بعد از من حسن است.»
مقام و مرتبه سید محمد
جناب سید محمد بن علی از نظر علمای علم رجال جزو انسانهای ثقه و مورد اعتماد است و هیچ گونه قدح و ذمی ندارد. مردم عراق از این امامزاده خوف دارند و همواره حرمت او را حفظ می‌کنند. (جامع الرواة، ج 2، ص 158)
او از اجلاء سادات و داراي كرامات متواتر است. حتي اهل سنت و عربهاي باديه نشين به شدت به او احترام كرده و از او مي‌ ترسند. 
آنها هرگز قسم دروغ به سيد محمد نمي خورند و پيوسته براي او نذر مي‌ كنند. 
كرامات بسيار زيادي مانند شفاي مفلوج و مرضهاي صعب العلاج و رفع گرفتاري هاي شديد از او نقل شده است.
علاقه امام به سيد محمد
امام هادي(ع)  و فرزند بزرگوارش امام حسن عسکري(ع)  به سید محمد بسيار ابراز علاقه مي کردند. به طوري که امام براي او مجلس ختم برگزار کرد. 
جمعي از بني هاشم؛ از جمله حسن بن حسن افطس نقل کرده اند:
«روز وفات سيد محمد، به خانه امام هادي(ع) رفتيم، ديديم، در صحن خانه بساط گسترده اند و مردم دور تا دور نشسته اند.
جمعيت را تخمين زديم، غير از موالي و ساير مردم 150 نفر از آل ابي طالب، بني هاشم و قريش حضور داشتند. 
ناگهان امام حسن(ع)  در حالي که گريبان خود را در مرگ برادر چاک کرده بود، وارد شد و در کنار پدرش ايستاد، ما حضرت را نمي شناختيم. 
پس از ساعتي امام هادي(ع)  رو به او کرده، سپس فرمود: 
يَا بُنَيَّ أَحْدِثْ لِلَّهِ شُکْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِيکَ أَمْراً. 
امام حسن(ع) گريه کرد و گفت: 
اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، اِيّاهُ نَشْکُرُ نِعَمَهُ عَلَيْنا وَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ. 
پرسيدم او کيست؟ 
جواب داد: حسن(ع)  فرزند امام علي النقي الهادی(ع)  در آن هنگام 20 ساله به نظر مي رسيد، ما فهميديم که پس از پدر، او امام است.»
 
وفات
سيد محمد در سال (252هـ.ق.) براي زيارت خانه خدا، قصد سفر کرد، هنگامي که به قريه بلد( بین سامرا و بغداد) رسيد، مريض شد و درگذشت. شيعيان او را در همانجا دفن کردند.
 
کرامات
کرامات زيادي از سيد محمد ديده شده است. ميرزا حسين نوري در «نجم الثاقب» مي نويسد:
«سيد محمد، صاحب کرامات متواتر است. حتّي نزد اهل سنت هم معروف است. مردم عراق و حتي اعراب باديه نشين نيز مي ترسند به نام او سوگند ياد کنند. اگر آنها را به برداشتن مالي متهم کنند، آن را بر مي گردانند، ولي به سيد محمد قسم نمي خورند؛ زيرا عذاب آن را ديده اند.»
تعدادي از علما درباره کرامات سيد محمد کتاب هايي نوشته اند؛ از جمله رساله اي در کرامات سيد محمدبن علي الهادي(ع) تأليف مهدي آل عبدالغفار کشميري. 
در اينجا به نمونه اي از کرامات وي اشاره مي شود:
علاّمه سيد ميرزا هادي خراساني از سيد حسن آل خواجه از خدام آستانه عسکريين نقل مي کند:
«در صحن شريف ابي جعفر سيد محمد نشسته بودم، متوجه شدم شخصي عرب در حالي که يکي از دستهايش را به گردن بسته بود، وارد آستانه شد. نزديک رفتم و از علت مريضي اش پرسيدم. 
گفت: سال گذشته، روزي به منزل خواهرم رفتم، ديدم در حياط، گوسفندي بسته است. خواستم ذبح کرده، بخورم. خواهرم اجازه نداد و گفت: اين گوسفند نذر سيد محمد است. من به حرف او توجه نکردم و آن را ذبح کردم، پس از سه روز آثار شلي در دستم نمايان شد و روز به روز بدتر شد. 
من متوجه علت آن نبودم، تا اين که در اين اواخر متوجه کار خود شدم، حالا هم پشيمانم و براي شفا به آستانه سيد محمد آمده ام. 
سپس با همراهيان وارد حرم شد و شروع به گريه و زاري کردند. 
پس از ساعتي ديدم دستش را حرکت مي دهد. سجده شکر به جا آورد و نذر کرد هر سال گوسفندي بياورد و به نيت امامزاده سيد محمد ذبح کند.»
ثقه الاسلام نورى اعتقاد عظيمى به زيارت آن بزرگوار داشته و در تعمير بقعه‏ و ضريح مباركش كوشش كرده است و صورت كتيبه‏اى كه بر ضريح شريفش نوشته چنين است:
هذا مَرقَدُ السَّيّدُ الجَليلِ أبي جَعفَر مُحَمَّد بنِ الإِمامِ أبِي الحَسَنِ عَلي الهادي (ع) عَظيمِ الشَّأنِ جَليلِ القَدرِ كانَتِ الشّيعَةُ تَزعُمُ أَنَّهُ الإمامُ بَعدَ أبيهِ (ع)  فَلما تُوفي نَصَّ أبُوهُ عَلى أخيهِ أبي مُحَمَّدٍ الّزكي (ع)و قالَ لَهُ :أحِدث لله شُكراً فَقَد أحدَثَ فيكَ أمرًا خَلَّفَهُ أبُوهُ في المَدينَةِ طِفلاً وَ قَدِمَ عَلَيهِ في سامِراء مُشتَدا وَ نَهَضَ إلى الُّرجُوع إلَى الحجازِ وَ لَمّا بَلَغَ بَلَدَ عَلى تسعَةِ فَراسِخَ مَرِضَ و تُوُفّي وَ مَشهَدُه هُناكَ وَ لَمَّا تُوُفيَ شَقّ أبُو مُحَمَّدٍ عَلَيهِ ثَوبَهُ وَ قالَ في جَوابِ مَن عابَهُ عَلَيهِ قَد شَقَّ موسى عَلى أخيهِ هارون و كانَت وَفاتُهُ في حُدُود اثنَين و َخَمسينَ بَعدَ المِائَتَينِ 
اين آرامگاه سيّد بزرگوار ابى جعفر محمد فرزند امام ابى الحسن علىّ هادى(درود بر او) است.‏ وى را شأنى عظيم و منزلتى والا است، شيعه گمان مى‏كرده او پس از پدرش(درود بر او) امام مى‏باشد، زمانى‏ كه از دنيا رفت، پدر او، بر امامت برادرش ابى محمد زكىّ(درود بر او)تصريح كرد و به او فرمود: براى خدا شكرى تازه كن،كه‏ دستورش را درباره تو تازه كرد، پدرش او را درحالى‏كه كودك بود، در مدينه گذاشت و او پس از اينكه جوانى برومند شد در سامّرا به حضور پدررسيد، آن‏گاه تصميم به بازگشت به حجاز گرفت، زمانى‏كه به منطقه«بلد» در نه فرسنگى سامرا رسيد بيمار شد و از دنيا رفت، و زيارتگاهش در همان جاست.‏ 
همين كه وفات يافت ابو محمد براى او گريبان چاك كرد، و در پاسخ كسانى‏كه بر او عيب گرفتند، فرمود: موسى هم براى برادرش هارون گريبان‏ چاك زد، و سال وفاتش در حدود دويست و پنجاه و دو بود.
 

   |    :   گوهری در سامرا

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران:
خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 3997
5/10 (تعداد آرا 9 نفر )