مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 05:45:06
طلوع آفتاب: 07:13:18
اذان ظهر: 12:14:04
غروب آفتاب: 17:14:50
اذان مغرب: 17:34:37
نیمه شب: 23:29:58
حدیث روز
  • امام حسین علیه السلام
  • لا أفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق ؛
  • تاریخ طبرى، ص 1، ص 239
Print

آشنایی با زندگی سید بطحاء؛ حضرت عبدالمطلب(علیه السلام)

نام اصلی عبدالمطلب، «عامر» بود و مادرش این نام را بر وی نهاد، ولی چون هنگام تولد، موی سفیدی بر سر داشت؛ وی را «شَیبة» (به معنای سفید موی) می گفتند. عبدالمطلب از کودکی ویژگی های نیکو و پسندیده ای داشت و به «شیبة الْحَمْد» (سفید موی ستوده شده) نیز لقب یافته بود.

 
27جمادی الاولی سال روز رحلت جناب عبدالمطلب ـ جد بزرگوار پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) ـ را تسلیت عرض می نماییم. 
نام اصلی عبدالمطلب، «عامر» بود و مادرش این نام را بر وی نهاد، ولی چون هنگام تولد، موی سفیدی بر سر داشت؛ وی را «شَیبة» (به معنای سفید موی) می گفتند. عبدالمطلب از کودکی ویژگی های نیکو و پسندیده ای داشت و به «شیبة الْحَمْد» (سفید موی ستوده شده) نیز لقب یافته بود. 
وی عهده دار ریاست قبیله قریش و شهر مکه بود و او را به نام «سید بطحاء» می شناختند. از دیگر لقب های وی می توان به ساقی حاجیان، پناه مردم در قحطی و خشکسالی و احیاکننده زمزم اشاره کرد. عبدالمطلب در بین مردم به «فیاض» (بخشنده) نیز شهرت داشت. 
 
ربِ شتران و ربِ کعبه 
مأمور ابرهه، سردار حبشی که به قصد حمله به کعبه به طرف مکه لشکرکشی کرده بود، پیشاپیش وارد شهر شد و با بزرگ مکه، عبدالمطلب دیدار کرد. 
عبدالمطلب گفت: «ما هرگز در مقام جنگ نیستیم، کعبه از آنِ خداست و آن را ابراهیم خلیل بنا نهاده است. خدا هرچه صلاح بداند، انجام خواهد داد». 
مأمور، از منطق مسالمت آمیز عبدالمطلب خوشش آمد و او را به اردوگاه ابرهه دعوت کرد. ابرهه در نخستین دیدار عبدالمطلب، چنان از عظمت و متانت وی شگفت زده شد که از تخت فرود آمد و او را کنار خود نشاند. سپس با کمال ادب پرسید: چرا به اینجا آمده اید؟ 
عبدالمطلب گفت: سپاهیان تو، شتران تهامه و دویست شتر مرا دزدیده اند. می خواهم آن ها را برگردانند. 
ابرهه گفت: سیمای نورانی تو، یک دنیا در نظرم بزرگ جلوه کرد، ولی درخواست کوچک تو خلاف آن را ثابت نمود. 
عبدالمطلب با قلبی مطمئن گفت: 
«من صاحب شترم و خانه (کعبه) نیز صاحبی دارد». 
عبدالمطلب پس از گرفتن شتران، آن ها را نذر کعبه کرد و مردم را از تصمیم ابرهه آگاه ساخت و خود حلقه در کعبه را گرفت و با خدای خود مناجات کرد. خداوند هم به وسیله پرندگان، سپاه بزرگ ابرهه را از بین برد.
 
نام نیک
عبدالمطلب در میان اهل مکه، از چنان احترامی برخوردار بود که حتی پس از وفات او نیز، فرزندانش بر وابستگی خود به او افتخار می کردند. 
هنگامی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را متهم به دروغگویی می کردند، می فرمود: 
«من فرزند عبدالمطلب هستم و دروغگو نیستم». 
حمزه، عموی پیامبر، در جنگ بدر در مقابل عَتَبه، یکی از امتیازات خود را فرزندی عبدالمطلب مطرح می کند و بر آن می بالد. 
امیرمؤمنان نیز در جنگ های مختلف همچون بدر، احزاب، خیبر و صفین، یکی از ویژگی های خود را، وابستگی به عبدالمطلب بیان می کرد. 
دوشنبه 17 اسفند 1394
بازدیدها 1551
دیدگاه ها 0
امتیاز 3 از 5
شناسنامه خبر:
کد مطلب: 252
حوزه: مناسبتها


ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران: