ایّام فاطمیّه

ایّام فاطمیّه

مناسبت ها
اوقات شرعی
اوقات شرعی به افق تهران
اذان صبح: 05:37:40
طلوع آفتاب: 07:01:54
اذان ظهر: 13:10:37
غروب آفتاب: 19:19:20
اذان مغرب: 19:37:26
نیمه شب: 00:28:30
حدیث روز
  • پيامبر صلى ا لله عليه و آله
  • مَنِ الْتَمَسَ رِضَى اللّه‏ِ بِسَخَطِ النّاسِ رَضىَ اللّه‏ُ عَنْهُ وَ اَرْضى عَنْهُ النّاسَ وَ مَنِ الْتَمَسَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللّه‏ِ سَخِطَ اللّه‏ُ عَلَيْهِ وَ اَسْخَطَ عَلَيْهِ النّاسَ؛
  •  
  • غررالحكم، ح 9076
Print

ویژه نامه شهادت حضرت امام علی(علیه السلام)

امشب، شب فرو چکیدن قطره قطره دل هاست، شب گریه ستاره هاست. امشب، زمین سیاه پوش غمی سرخ است و فردا، جاری ناله در همه سو پیداست. امشب دل آسمان گرفته و آرامش از همه جا رخت بر بسته است، و فردا توفان سهمناک حادثه ای تلخ، دل های مؤمنان خدا را سخت می لرزاند. فردا پرندگان آسمان، پروازی سیاه می کنند، پروانه ها به گل ها تسلیت می گویند و قاصدک ها، دیگر خبری از شادمانی و سرور زمزمه نمی کنند. فردا، همه جا و همه چیز به رنگ عزاست.


در سوگ مرتضی
امشب، شب فرو چکیدن قطره قطره دل هاست، شب گریه ستاره هاست. امشب، زمین سیاه پوش غمی سرخ است و فردا، جاری ناله در همه سو پیداست. امشب دل آسمان گرفته و آرامش از همه جا رخت بر بسته است، و فردا توفان سهمناک حادثه ای تلخ، دل های مؤمنان خدا را سخت می لرزاند. فردا پرندگان آسمان، پروازی سیاه می کنند، پروانه ها به گل ها تسلیت می گویند و قاصدک ها، دیگر خبری از شادمانی و سرور زمزمه نمی کنند. فردا، همه جا و همه چیز به رنگ عزاست.
 
این همه در سوگ و ماتم «مرتضی» است؛ او که آسمانی ترین عاشق حق بود و از ردای معطرش، ایمان می چکید و در نگاهش آفتاب می خندید. مکه از او شرف گرفت و مدینه به او افتخار می کرد. برکت دستان مبارکش، پایگاه توحید را از لوث بتان پاکیزه کرد و خیبر کفر را بازوان الهی او شکست. ذوالفقارش، فقرات ایثار و عشق را راست نگه می داشت. او محور حق بود و مدار ایمان و شمشیری که بر فرق مطهرش فرود آمد، جهان را سوزاند و عشق را یتیم کرد، ایمان را به سوگ نشاند و در جان ما درد و ماتم ریخت.
 
علی علیه السلام در یک نگاه
امیرمؤمنان علی علیه السلام در صبح روز جمعه، سیزدهم رجب ده سال قبل از بعثت، در خانه کعبه در شهر مکه دیده به جهان گشود و این از افتخارات بی نظیر آن حضرت است که در مقدس ترین مکان و کانون توحید و خداپرستی که بعدها قبله گاه مسلمانان شد، به دنیا آمد.
 
امیرمؤمنان نخستین مردی بود که دعوت و ندای پیامبر اسلام را لبیک گفت و از همان سال های نخست، همراه همیشگی رسول خدا صلی الله علیه و آله به شمار می رفت. او در تمامی جنگ های بین سپاه اسلام و مشرکان تا سرحد جان از فداکاری و ایثار فروگذاری نمی کرد و بزرگ ترین پیروزی های اسلام به دست مبارک آن حضرت انجام می شد.

وجود علی علیه السلام همواره وقف فقیران و مستضعفان بود و در تاریکی های شب، در حالی که کوله باری از غذا بر دوش داشت، به در خانه بینوایان می رفت و به آن ها یاری می رساند. حکومت اسلامی آن حضرت علیه السلام الگوی کامل حکومت هاست که در آن، عدالت بالاترین شعار بود. سرانجام آن امام همام در حالی که 63 سال از عمر با برکتش می گذشت، در شب نوزدهم رمضان سال چهلم، در محراب مسجد کوفه ضربت خورد و در روز بیست و یکم رمضان به شهادت رسید.
 
خاندان علی علیه السلام
امیرمؤمنان علی علیه السلام از شخصیت هایی است که پدران پاکش همگی از نظر فضیلت پرآوازه بودند. پدر و مادر آن حضرت علیه السلام هر دو از خاندان هاشم بوده، به صفات اخلاقی و ایمان والا شناخته می شدند. در ژرفای ایمان ابوطالب، پدر بزرگوار امیرمؤمنان علیه السلام همین بس است که امام باقر علیه السلام فرمود: «اگر ایمان ابی طالب در یک کفه ترازو و ایمان همه بندگان در کفه دیگر آن قرار گیرد، ایمان ابوطالب بر ایمان آن ها برتری می یابد».
 
فاطمه بنت اسد، مادر گرامی حضرت علی علیه السلام هم در آغاز آشکار شدن اسلام، ایمان آورد. پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه و آله هم بسیار به او احترام می گذاشت و «مادر» صدایش می زد و همواره می فرمود: «هیچ کس بعد از ابوطالب مانند فاطمه بنت اسد به من نیکی کرد».
 

 
علی علیه السلام در کلام پیامبر خدا صلی الله علیه و آله
 
ولایت علی علیه السلام
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در هر فرصت و موقعیت مهمی که پیش می آمد، درباره فضیلت های امیرمؤمنان و جانشینی ایشان بعد از خودشان سخن می گفتند و همگان را بر این امر آگاهی می دادند. ایشان از آن جمله فرمودند: «هر کس دوست دارد همانند من زندگی کند و همانند من بمیرد و همانند من در بهشت جاودان باشد که خداوند بزرگ آن را به من وعده داده...، باید ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام را بپذیرد، زیرا علی شما را از هدایت منحرف نمی کند و در گمراهی نمی اندازد».
 
آینه تمام انبی
امام علی علیه السلام آینه تمام نمای فضایل و کمالات، پیامبران گذشته است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله در سخنانی در این باره فرمود: «هر کس می خواهد به عزم و اراده نوح، به علم و دانش آدم، به صبر و بردباری ابراهیم، به زیرکی و درایت موسی، و به زهد و بی رغبتی عیسی به دنیا بنگرد، باید به علی بن ابی طالب نگاه کند».
 
پرچم هدایت
روایت مفصلی از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره فضیلت های امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده که در گوشه ای از آن چنین آمده است: «خداوند درباره علی به من سفارش کرده و به مطلبی خبر داده است، به پیرو آن سفارش، من گفتم: به یقین، علی پرچم هدایت، و امام و پیشوای اولیای من و نور کسی است که از من پیروی کند، علی کلمه من است که به حقایق و پنهان ها آگاه می باشد، و آن کلمه ای است که آن را ملازم مردمان باتقوا کرده ام، به یقین کسی که او را دوست بدارد، مرا دوست داشته و کسی که از او پیروی کند، از من اطاعت کرده است».

 
علی علیه السلام در کلام علی علیه السلام
 
در دامان پیامبر صلی الله علیه و آله
امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام یگانه وجودی است که در دامان سراسر نور پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله رشد یافت و از نخستین ساعات رسالت، همراه آن حضرت بود و در سخت ترین شرایط، با تمام وجود از کیان اسلام دفاع کرد. امیرمؤمنان، دوران کودکی و جوانی خویش را چنین توصیف می کند: «من در اوان جوانی، سران و شجاعان عرب را خوار و ذلیل کرده و نامداران قبایل ربیعه و مضر را شکست دادم. شما به موقعیت نزدیک من به پیامبر صلی الله علیه و آله و جایگاه ویژه ام پیش آن حضرت آگاه اید.

به هنگام کودکی مرا در آغوش می کشید و به سینه اش می چسبانید، به گونه ای که مرا در رختخوابش قرار می داد و بدنم با جسم پاک حضرت تماس پیدا می کرد و بوی خوش او را استشمام می کردم و غذا را آماده می کرد و در دهانم می گذاشت. هیچ دروغی در گفتار و لغزشی در کردار من نیافت... . رسول خدا صلی الله علیه و آله هر سال مدتی در غار حرا می زیست که کسی به جز من او را نمی دید و سومین نفر از تنها کانون اسلامی که پیامبر و همسرش خدیجه آن را تشکیل می دادند، من بودم. نور رسالت و وحی الهی را می دیدم و بوی دل پذیر نبوت را استشمام می کردم».
 
فدایی پیامبر صلی الله علیه و آله
روزی امیرمؤمنان درباره روحیه سلحوری خویش در میدان های نبرد و مبارزه با دشمنان اسلام خطاب به مردم چنین فرمود: «بی تردید همگان می دانند که کسی توان جایگزینی مرا نداشت که با پهلوانان عرب نبرد کرده و قلعه های دشمن را یکی پس از دیگری فتح کند. در تمامی سختی ها، دشواری ها، مشکلات و تنگناها، پیامبر صلی الله علیه و آله سراغ مرا می گرفت و می فرمود: برادرم علی کجاست؟ نیزه، شمشیر و سلاح برنده ام کجاست؟ زداینده غم ها و اندوه هایم کجاست؟ مرا پیش می انداخت و من در راهش فداکاری می کردم و خداوند به دست من غصه های آن حضرت را برطرف می ساخت و بدین نعمت بزرگ، خدای بزرگ و پیامبرش بر من منت گذاشتند که شایسته این توفیقم دیدند».
 
گنجینه اسرار و معارف
حضرت علی علیه السلام گنجینه علوم و معارف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود. آن حضرت در هر شبانه روز دوبار با علی علیه السلام خلوت می کرد و از اسرار علوم و معارف قرآن با او سخن می گفت. امیرمؤمنان در این باره می فرماید: «هر شبانه روز دوبار با پیامبر صلی الله علیه و آله خلوت می کردم و در همه جا همراه وی بودم. یاران پیامبر می دانند که کسی از آنان چنین جایگاهی پیش حضرت نداشت... هیچ آیه ای از قرآن کریم بر وی نازل نشد، مگر اینکه آن را برای من خواند و من با خط خویش آن را نگاشتم و تأویل و تفسیرش را به من آموخت. ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و خاص و عام آن را به من یاد داد و از خدا خواست تا یادگیری و یادسپاری آنها را به من کرامت کند. پس از دعای حضرت، هیچ آیه ای از قرآن یا علمی از علومی را که به من آموخته بود و آن را نوشته بودم فراموش نکردم».
 
علی علیه السلام ، رحمت الهی
امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید: روزی در منطقه قبا به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و تنی چند از یارانش رسیدم. هنگامی که نگاه حضرت صلی الله علیه و آله به من افتاد، بسیار شادمان شد و خندید، به گونه ای که برق سفیدی دندان هایش را دیدم. آن گاه مرا به سوی خویش خواند و در کنارش جای داد و خطاب به یارانش فرمود: «با آمدن برادرم علی، رحمت الهی به شما روی کرده است. ای یاران من! به درستی که علی از من است و من از علی هستم. جانش از جان من و طینتش از طینت من است. او برادر، وصی و جانشین من بر امتم، چه در هنگام حیات و چه بعد از وفاتم است. هر کس پیرو او باشد، از من پیروی کرده است ؛ هر که موافق او باشد، با من موافقت نموده است؛ و هر کس با او مخالفت کند، با من مخالفت کرده است».
 
فضیلت های ویژه
در تاریخ آمده که امیرمؤمنان علی علیه السلام روزی به هنگام بحث با مخالفانش فرمود: شما را به خدا سوگند می دهد آیا میان شما کسی محبوب تر از من پیش خدا و رسولش هست؟ آیا به یاد می آورید هنگامی را که در جنگ خیبر پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «فردا کسی را برای مبارزه با یهودیان بر می گزینم که عاشق خدا و پیامبر است و آن دو نیز دوستدار او هستند»، آن گاه پرچم را به دست من سپرد؟ همچنین آیا به یاد می آورید روزی را که پیامبر صلی الله علیه و آله برای خوردن غذای بهشتی، از خداوند همراه و هم نشینی خواست که محبوب ترین مردم نزد پروردگار باشد. در این هنگام من سر رسیدم و حضرت با سپاس از خدا، مرا به سوی خود خواند. آیا جز من کسی را سراغ دارید که این دو مدال افتخار نصیب او شده است؟ همگی گفتند: به خدا سوگند کسی را سراغ نداریم.
 
گرامی ترین افراد در پیشگاه خدا
علی علیه السلام می فرماید: «روزی از روزها خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدم و از آن حضرت خواستم تا از خداوند برای من آمرزش بخواهد. پس آن حضرت برخاست و نماز گزارد، سپس دست هایش را به دعا بلند کرد و فرمود: «پروردگارا! تو را به مقام و منزلت علی سوگند می دهم که علی را مشمول بخشش و رحمت خود سازی». در این هنگام من گفتم: «ای رسول خدا! این چه دعایی است؟» حضرت صلی الله علیه و آله فرمود:«ای علی! مگر کسی در پیشگاه الهی آبرودارتر و گرامی تر از تو وجود دارد تا او را شفیع درگاهش قرار دهم».

 
گوشه ای از سیره و سخنان علی علیه السلام
 
علی علیه السلام و یتیمان
حبیب بن ابی ثابت می گوید: «روزی مقداری عسل به بیت المال آوردند. حضرت علی علیه السلام دستور داد یتیمان شهر را حاضر کنند. هنگامی که آن ها را حاضر کردند، آن حضرت علیه السلام شخصا به دهان یتیمان عسل می گذاشت. بعضی از یاران گفتند: ای امیرمؤمنان! این عمل برای چیست؟ حضرت فرمود: «امام، پدر یتیمان است. عسل به دهان یتیم می گذارم و به جای پدران از دست رفته شان، عطوفت پدری می کنم».
 
هم سطح فقیرترین مردم
احمدبن حنبل در مسند خود از ابن ابی رفیع نقل می کند که می گفت: روزی نزد حضرت علی علیه السلام بودم که دیدم کیسه ای برای حضرت آوردند که دَرِ آن بسته و مهر شده بود. هنگامی که حضرت کیسه را باز کرد، دیدم داخل آن تکه های خشکیده نان است که آن حضرت آن ها را با آب نرم می کند و می خورد.

از آن حضرت پرسیدم که چرا شما در کیسه را چنین مهر کرده اید، در حالی که جز چند قطعه نان بسیار خشک در آن چیزی نیست؟ حضرت با لبخندی فرمود: «مهرش می کنم؛ چون بچه هایم سعی می کنند با مالیدن روغن بر آن ها، نان ها را چرب و نرم بکنند». ابن ابی رفیع می گوید: پرسیدم که ای علی! آیا خداوند شما را منع کرده که غذای بهتری بخورید؟ حضرت پاسخ داد: «نه، ولی می خواهم غذایی بخورم که فقیرترین مردم قلمرو حکومتم، دست کم بتوانند روزی یک بار از آن بخورند».
 
در نهایت ساده زیستی
ساده زیستی و پرهیز از دنیا، بهترین درسی است که می توان از شیوه زندگی امیرمؤمنان علی علیه السلام گرفت و در زندگی به کار بست. سُوید بن غفله می گوید: وارد خانه حضرت علی علیه السلام شدم و در منزل آن حضرت چیزی ندیدم. عرض کردم: ای علی! اثاث منزلت کجاست؟ فرمود: «ای سوید! ما خاندانی نیستیم که در دنیا اثاث خانه جمع کنیم؛ آنچه داریم برای آخرت خود می فرستیم. ما در دنیا مانند سواری هستیم که از راه برسد و اندکی در سایه درختی استراحت کند و باز به راه خود ادامه دهد و حرکت نماید و توجهی به سایه درخت نداشته باشد».
 
اجرای دقیق اسلام
ابوالأسود دوئلی، مردی دانشمند و با فضیلت های اخلاقی فراوان، و از یاران مخلص امیرمؤمنان علیه السلام بود. حضرت علی علیه السلام در دوران خلافتش، او را به عنوان قاضی منطقه ای برگزید، ولی پس از مدتی از مقام قضاوت عزلش کرد. ابوالأسود به حضور امیرمؤمنان شرف یاب شد و از آن حضرت پرسید: آیا خیانت و انحرافی از من سرزده است؟ امیرمؤمنان علیه السلام در پاسخ فرمود: «نه در تو خیانتی ندیدم، ولی به من گزارش شده که به هنگام قضاوت، صدایت بلندتر از صدای آن دو نفری بوده که برای قضاوت به حضورت آمده بودند».
 
زیباترین فداکاری
حادثه «لیلَةُ المَبیت» یکی از فضیلت های مهم امیرمؤمنان علیه السلام است. آن حضرت علیه السلام در کمال شجاعت، مأموریت بزرگی را که بر عهده اش گذاشته شد، با جان و دل پذیرفت و در انجام آن هیچ ترس و هراسی به دل راه ندا. هنگامی که مشرکان مکه قصد جان رسول خدا صلی الله علیه و آله را کردند و تصمیم گرفتند شبانه به منزل پیامبر هجوم ببرند، پیامبر که از سوی جبرئیل از این تصمیم شوم باخبر شده بود، از حضرت علی علیه السلام خواست تا ردای مخصوص ایشان را بپوشد و در بستر آن حضرت صلی الله علیه و آله بخوابد. حضرت علی علیه السلام هم با شجاعت تمام این مسئولیت خطرناک را پذیرفت و خود را در معرض خطر قرار داد. خدای بزرگ هم در آیه 207 سوره بقره این داستان را برای همگان بازگو کرد و علی علیه السلام را ستایش نمود.
 
سیاست از نگاه علی علیه السلام
در نهج البلاغه چهره روشن و تعریف زیبایی از سیاست اسلامی ارائه شده است. با مطالعه این کتاب شریف، پی می بریم که اسلام، دین سیاست است. حضرت علی علیه السلام در بسیاری از نامه ها وخطبه های خود می کوشید مسائل سیاسی عصررا برای مردم توضیح دهد و آنان را راجع به مسئله سیاست، حکومت و سرنوشت مردم حساس کند. از نگاه حضرت علی علیه السلام ، سیاست اسلامی با دیانت همراه و همگام است و بین آنها جدایی نیست. حاکمان سیاسی باید اهل دیانت بوده و رهبران مذهبی مردم نیز باید از مسائل سیاسی آگاهی داشته باشند. ایشان در این مورد می فرماید: « استواری و شکوفایی نظرو اندیشه، درگرو حاکمیت سیاسی است. با آمدن آن، درستی و استواری اندیشه به انسان روی می آورد و با رفتن آن، از کف انسان می رود».
 
زهد واقعی
زهد و رهبانیتی که در دین مسیحیت تبلیغ می شود، کناره گیری از دنیا و مسئولیت های اجتماعی است. این زهد هیچ گاه در دین مبین اسلام پذیرفتنی نیست، حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه، زهد را به زیباترین شکل معنا کرده است.. از دیدگاه ایشان، زهد حالتی روحی است که انسان را از دل بستن به مظاهر مادی زندگی باز می دارد. این بی اعتنایی به مادیات، تنها در فکر و اندیشه نیست؛ بلکه در زندگی عملی نیز پیاده می شود.

حضرت علی علیه السلام در تعریف واژه «زهد» می فرماید: «ای مردم! زهد عبارت است از کوتاهی آرزو، سپاس گزاری هنگام نعمت و پارسایی در مورد تمام محرمات». نیز ایشان در جای دیگری می فرماید: «زهد در دو جمله قرآن خلاصه شده است: بر آنچه از مادیات دنیا از دست شما رفته ناراحت نشوید و به آنچه به شما رسیده، شادمان نگردید. پس هر کس بر آنچه بر او گذشته اندوه نخورد و بر آینده شادمان نشود، بر دو قله زهد دست یافته است».
 
رعایت حق هم سفر
روزی حضرت علی علیه السلام با یک مسیحی هم سفر شده بود. بعد از مسافتی، آن شخص مسیحی گفت که مسیر من فلان شهر است و حضرت علی علیه السلام نیز فرمود که من به کوفه می روم. بنابراین، در دو راهی کوفه، مرد مسیحی از حضرت جدا شد و به سوی راه خود رفت، ولی با شگفتی دید که حضرت علی علیه السلام به دنبال اوحرکت کرد. او پرسید: مگر شما به کوفه نمی روید؟
 
آن حضرت پاسخ داد: آری به کوفه می روم، ولی می خواهم شما را تا مسافتی بدرقه کنم؛ زیرا این دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله است. مرد مسیحی که به شدت تحت تأثیر این رفتار امیرمؤمنان علیه السلام قرار گرفته بود، به دین اسلام ایمان آورد و مسلمان شد.
 
پذیرایی از مهمان
روزی پدر و پسری مهمان حضرت علی علیه السلام بودند. پس از صرف غذا، قنبر، غلام آن حضرت حوله و ظرف آب آورد و خواست تا دست آنها را بشوید. امیرمؤمنان علیه السلام آن وسایل را از دست او گرفت تا دست مهمان ها را شخصا بشوید. مهمانان دست خود را کنار کشیدند و گفتند که اجازه نمی دهند ایشان چنین کاری انجام دهد. حضرت علی علیه السلام فرمودند: «مانع این کار خیر نشوید. من دوست دارم به شما خدمت کنم». آن حضرت آنان را قسم دادند که اجازه بدهند و آنها نیز در نهایت پذیرفتند و حضرت بر روی دستانشان آب ریخت و به ایشان حوله داد تا دستانشان را خشک کنند.
 
هشدار به فرماندار بصره
عثمان بن حنیف، فرماندار بصره در زمان خلافت امیرمؤمنان علیه السلام بود. روزی یکی از ثروتمندان شهر او را برای ناهار دعوت کرد. او هم این دعوت را پذیرفت و به خانه اش رفت و درکنار سفره رنگین او نشست. هنگامیکه این خبر به امیرمؤمنان علی علیه السلام رسید، نامه مشروح و تندی برای عثمان بن حنیف نوشت و او را سرزنش کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «ای پسر حنیف! به من گزارش داده اند که مردی از سرمایه داران بصره تو را به مهمانی خویش فراخواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی. خوردنی های رنگارنگ برای تو آوردند. پی در پی کاسه های پر ازغذا جلوی تو نهادند. گمان نمی کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند. اندیشه کن در کجایی و بر سر کدام سفره می خوری؟»
 
در قسمت دیگر این نامه آمده است: «هیهات که هوا و هوس برمن غلبه کند تا غذاهای لذیذ را برگزینم. در حالیکه ممکن است در سرزمین حجاز یا یمامه کسانی حتی از دسترسی به یک قرص نان عاجز باشند. آیا من با شکمی سیر بخوابم، در حالی که اطرافم شکم های گرسنه و جگرهای سوزانی باشند».
 
همسرداری
حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام زندگی مشترک را وسیله نزدیکی به خدا و رسیدن به کمال می دانستند. آنان معتقد بودند که زن و شوهر باید یکدیگر را در راه رسیدن به کمال مطلوب و نیل به مقامات معنوی یاری رسانند. ماجرای نخستین روزپس از عروسی آن دو مظهر پاکی، بیانگر این مطلب است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله صبح آن روز وارد خانه امیرمؤمنان علیه السلام شد و پس از سلام به آن دو، از علی علیه السلام پرسید: خانواده ات را چگونه یافتی؟ علی علیه السلام در پاسخ فرمود: «همسرم برای طاعت و فرمانبرداری از خداوند، کمک و مددکار خوبی است». آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله از دخترش پرسید که شوهرت را چگونه یافتی؟ فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: «شوهرم؛ بهترین شوهر است».
 

 
نماز در سیره امیرمؤمنان علیه السلام
با مطالعه روش زندگی حضرت علی علیه السلام ، به اهمیت نماز پی می بریم. حالات معنوی و حضور قلب آن حضرت در هنگام نماز چنان بود که تیری را که در یکی از میدان های جنگ به پای ایشان اصابت کرد، به هنگام نماز خواندن از پای مبارک آن حضرت بیرون آوردند.
 
نیز نقل شده که وقتی هنگام نماز می شد، رنگ چهره آن حضرت تغییر می کرد و اضطراب همه وجودش را فرا می گرفت و زمانی که از ایشان علت را می پرسیدند، می فرمود: «وقت ادای امانت الهی رسیده است؛ امانتی که آسمان ها و زمین از قبول کردن آن سرباز زدند».
 
جوان مردی چون علی نیست!
جهاد در راه خدا، یکی از درخشنده ترین بخش های زندگی امیرمؤمنان علیه السلام است. هر صفحه از تاریخ صدر اسلام، بازگو کننده بخشی از رشادت ها و فداکاری های آن حضرت در سخت ترین شرایط رویارویی سپاه اسلام و کفر می باشد. ایشان خود بارها در مورد شهادت می فرمود: «همانا گرامی ترین مرگ ها، کشته شدن در راه خداست. سوگند به خدایی که جان پسر ابی طالب در دست اوست، هزار مرتبه ضربت شمشیر خوردن، بر من آسان تر است تا اینکه در بستر بمیرم».

امام صادق علیه السلام هم درباره دلاورمردی های امیرمؤمنان علیه السلام در جنگ احد چنین می فرماید: «پرچم داران قریش نه نفر بودند که همگی یکی پس از دیگری به دست علی علیه السلام از پای درآمدند. با کشته شدن این افراد، سپاه قریش پا به فرار گذاشت و نخستین پیروزی در جبهه احد با فداکاری علی علیه السلام به دست آمد». در همین جنگ بود که جبرئیل بر پیامبر نازل شد و فرمود: «شمشیری چون ذوالفقار و جوان مردی همچون علی نیست».
 
حمایت از ستم دیدگان
علی علیه السلام تربیت یافته مکتب وحی و تعالیم آسمانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بوده، حمایت از ستم دیدگان را سرلوحه سیره عملی خود می دانست. او که مظلومیت را با همه وجودش حس کرده بود، خبر داشت بر مظلومی که جز خداوند یاوری ندارد، چه می گذرد. از این رو، آغاز حکومت الهی خویش را نیز بر پایه حمایت از مظلوم و ستیز با ظالم استوار کرد. ایشان در خطبه ای که پس از پذیرفتن اداره جامعه ایراد فرمود، چنین بیان کرد: «آگاه باشید! سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر این بیعت کنندگان نبودند و یاران، حجت بر من تمام نمی کردند و خداوند، به دانشمندان نفرموده بود که ستم کار شکم باره را نپذیرند و به یاری گرسنگان ستم دیده بشتابند، رشته این کار را از دست می گذاشتم و پایانش را چون آغازش می انگاشتم».
 
اقسام عبادت کنندگان
نگرش افراد به عبادت متفاوت است. برخی، عبادت را نوعی معامله ومعاوضه کار در برابر مزد می دانند. در نظر آنان، عبادت مانند داد و ستد است که عبادت بیشتر، به راحتی افزون تر در آن دنیا می انجامد. گروهی دیگر، عبادت را برای ترس از دوزخ الهی انجام می دهند و از خشم الهی می ترسند. لیکن گروه سوم که تفسیر عارفانه ای از عبادت دارند، آن را نردبان نزدیکی حق تعالی و وسیله شکرگزاری در برابر دریایی از نعمت های الهی می دانند که خداوند در اختیار بندگانش قرارداده است. امیرمؤمنان علیه السلام در کلامی در مورد اقسام عبادت کنندگان چنین می فرماید: «مردمی، خدا را به امید بخشش پرستند؛ این پرستش بازرگانان است. گروهی او را از روی ترس عبادت می کنند؛ این عبادت بردگان است. اما عده ای وی را برای سپاس و شکرگزاری می پرستند؛ این پرستش آزادگان است».
 
آثار حکمت
انسان حکیم، افزون بر اینکه قلبی روشن وباطنی نورانی دارد، آثار حکمت نیز بر زبانش آشکار است؛ یعنی بیان و کلام او حکیمانه و سازنده می باشد. علاوه بر این، انسان حکیم، ثمره حکمت را به دیگران منتقل کرده و بذر حکمت و معرفت را در در دل آنان می پاشد. از این رو مولای متقیان امیرمؤمنان علیه السلام درباره حکمت وآثار آن می فرماید: «حکمت، درختی است که در قلب انسان می روید و ثمره آن بر زبان او ظاهر می شود». همچنین ایشان در جای دیگری نتیجه حکمت را دوری از دنیا و ظواهر فریبنده آن بیان می کند و می فرماید: «ثمره و نتیجه حکمت، دور شدن از دنیا و دل بستگی به بهشت جاودان است».
 
برترین جهاد
جهاد با نفس، برترین نوع جهاد است و در روایات، به آن جهاد اکبر گفته اند؛ زیرا نفس اماره، دشمنی است درونی که انسان را به غفلت واداشته و با توجیه کارهای ناپسند و جلوه دادن اعمال زشت، او را به سوی خواسته هایش می کشاند و به ایمان و اعمال فرد شبیخون می زند. بدیهی است که نتیجه این نبرد، تزکیه نفس است و این خود مرحله ای است بس دشوار و با اهمیت، که به واسطه جهاد با نفس به دست می آید. امیرمؤمنان علیه السلام در این باره می فرمایند: «برترین و مهم ترین جهاد، نبرد با خواسته های نفسانی و بازداشتن آن از لذت های (نامشروع) دنیوی است.»
 
رمز موفقیت رستگاران
رمز موفقیت دینی و دنیوی آن است که انسان، دین را اصل و دنیا را فرع قرار دهد؛ یعنی در همه حالت های زندگی، دین را محور دانسته و دنیا را در پی آن بداند تا بدین وسیله، به سعادت دنیوی و اخروی برسد. امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره می فرماید: «اگر دنیای خود را پیرو دین خود قرار دادی، دین و دنیای خود را حفظ کرده ای و در آخرت نیز از رستگاران خواهی بود».
 
اخلاص
انسان ها در طول زندگی، کارهای عبادی و غیرعبادی فراوانی انجام می دهند. هرگاه انسان در انجام اعمال عبادی و نیکی ها، فقط رضایت الهی را در نظر بگیرد، از عمل خود بهترین بهره را می برد؛ زیرا ارزش هر عمل، به میزان خالص بودن نیت آن است و اعمال و نیت های خالص، منشأ آثار و برکات در زندگی مادی و معنوی انسان می شود. امیرمؤمنان علیه السلام در این باره می فرماید: «خوشا به حال کسی که عمل، علم، دوستی، کینه، گرفتن، رها کردن، سخن گفتن و سکوت خود را برای خداوند متعال خالص کند». نیز ایشان در جای دیگری فرموده است: «اخلاص، بالاترین درجه رستگاری است».
 
بردباری
خداوند متعال، انسان را از خشم و غصب نهی فرموده است و زمانی که یکی از بندگانش در شدت غضب، بردباری و شکیبایی پیشه می کند، خداوند نیز اورا از خشم و غضب خود ایمن می دارد.
 
از سوی دیگر، انسان معمولا پس از خشمگین شدن، هم از خود عمل و هم از عواقب آن پشیمان می شود؛ چرا که خشم، حالتی غیرعادی است. به همین دلیل اگر شخصی در چنین موقعیتی تصمیم بگیرد، شاید کار او ناخودآگاه به جنایتی بینجامد که جبران ناپذیر باشد و تا ابد موجب پشیمانی و حسرت او گردد. امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره لزوم بردباری می فرماید: «بردباری و شکیبایی به هنگام شدت خشم، انسان را از خشم حق تعالی ایمن می دارد».


 
علی علیه السلام در کلام یاران
 
بیشتر شب را بیدار بود
ضرار بن ضمرة، یکی از یاران با وفای امیرمؤمنان علی علیه السلام ، پس از شهادت حضرت علیه السلام در مجلسی در حضور معاویه از امام خویش چنین سخن گفت: خداوند علی را رحمت کند! به خدا سوگند بیشتر شب را بیدار بود و کمی از آن را می خوابید. در ساعات گوناگون شبانه روز، قرآن تلاوت می کرد. با اشک چشم به درگاه حق روی می آورد. برای او سراپرده و قصری نبود. کیسه های زر و بیت المال را برای خود ذخیره نمی کرد. در پی جای راحت و گرم و نرم نبود. حفا و بی مهری را پاسخ نمی داد. شبانگاهان که همگی در خواب بودند، او را در محراب عبادتش می دیدی که چگونه دست بر محاسن خود گرفته و چونان مارگزیده ای می گرید و این گونه سخن می گوید: «ای دنیا! آیا تو خود را بر من عرضه کرده ای و خودت را به من مشتاق نمایش می دهی؟ هرگز! هرگز! مرا نیازی به تو نیست، من تو را سه بار طلاق داده ام واز خود جدا ساخته ام؛ جدا ساختنی که هیچ بازگشتی در آن نیست».
 
از دید قنبر
در تاریخ آمده که از قنبر، غلام امیرمؤمنان علی علیه السلام پرسیدند که مولای تو چگونه بود و چه ویژگی هایی داشت؟ پاسخ داد: «مولای من کسی بود که با دو شمشیر و دو نیزه در راه خدا جنگید، به طرف دو قبله (بیت المقدس و کعبه) نماز خواند، در دو بیعت شرکت نمود، در راه خدا، دو بار هجرت کرد و یک چشم بر هم زدن به خداوند کفر نورزید. آری، من غلام وارث پیامبران، بهترین اوصیای پیامبران، بزرگ ترین مسلمان، رهبر و سالار مؤمنان و نور مجاهدان بودم. من غلام کسی بودم که از حریم مسلمانان حمایت کرد، با دشمنان دین خدا جنگید، آتش برافروزان جنگ را خاموش گردانید و پر افتخارترین انسان ها از قریش بود. او اول کسی بودکه برای خدا دعوت الهی را لبیک گفت. او امیرمؤمنان و وصی پیامبر خدا بود».
 
از نگاه صعصعه
صعصعة بن صوحان عبدی، یکی از دلباختگان امیرمؤمنان علیه السلام از جمله کسانی بود که در مراسم دفن آن حضرت به همراه عده بسیار کمی شرکت داشت. در تاریخ آمده که پس از خاک سپاری حضرت علی علیه السلام ، صعصعه دست راستش را بر قلبش نهاد و با دست دیگر خاک بر سر می پاشید و می گفت: «خداوند تو را در قرب خویش جای داد و به درجه برادرت مصطفی صلی الله علیه و آله رسیدی و از کاسه لبریزش آشامیدی. از خدا می خواهم که از تو پیروی کنیم و به روش هایت عمل نماییم. دوستانت را دوست بداریم و دشمنانت را دشمن، و در جرگه دوستانت محشور گردیم. تو آنچه را دیگران درنیافتند دریافتی، به آنچه دیگران نرسیدند، رسیدی. در پیشگاه برادرت، پیغمبر جهاد کردی و به دین خدا آنچنان که شایسته بود، قیام نمودی تا سنت ها را بر پا داشتی و آشوب ها را اصلاح نمودی و اسلام وایمان را نظم بخشیدی، بهترین درودها بر تو باد».
 
از زبان سوده
سوده دختر عماره، یکی از زنان تربیت یافته مکتب علوی بود که همواره در فصاحت و بلاغت ممتاز و در عشق ورزی به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله شناخته شده بود. در تاریخ آمده که پس از شهادت امیرمؤمنان علی علیه السلام ، سوده نزد معاویه حاضر شد و پس از سخنانی که در کمال شهامت در حمایت امیرمؤمنان علیه السلام و رسوایی معاویه ایراد کرد، اشعاری خواند که همه حاضران در مجلس را تحت تأثیر قرار داد. آن اشعار به این مضمون بود: «درود و صلوات خدا بر آن روحی که اکنون در قبری آرمیده که روح عدالت نیز در آن به خاک سپرده شده است. او به حق سوگند خورده بودکه جز بر محور حق نباشد؛ از این رو پیوسته با حق و ایمان، همراه و همنشین بود».
 

 
امیرمؤمنان علی علیه السلام در کلام اندیشمندان غیرمسلمان
 
دریای خروشان
 
نرسیسیان، فیلسوف انگلیسی، درباره علم و دانش بی انتهای امیرمؤمنان علی علیه السلام می نویسد: «اگر علی علیه السلام ، این گوینده با عظمت، امروز درکوفه بر منبر می رفت، شما مسلمانان می دیدید که مسجد کوفه با همه وسعت خود از اجتماع مردم مغرب زمین برای استفاده از دریای خروشان علی علیه السلام موج می زند».
 
گنجینه اسرار الهی
بارون کارادیفو، تاریخ نگار و محقق فرانسوی در مورد شخصیت امیرمؤمنان علیه السلام چنین می گوید: «علی علیه السلام آن شجاع بی همتا، قهرمان یکه تازی بود که پهلو به پهلوی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می جنگید و به اعمال معجزه آسایی دست زد. در جنگ بدر، بیست ساله بود که با یک ضربت، سواری از قریش را به دو نیم ساخت و در جنگ احد، ذوالفقار را به دست گرفت وسرهای کافران را شکافت و زره های آنان را پاره کرد. در یورش بر قلعه های خیبر، با یک دست دروازه سنگین آهنین را از جای کند و آن را بالای سر خود سپر ساخت. پیامبر صلی الله علیه و آله او را بسیار دوست می داشت و همواره به او اعتماد داشت. آری، علی علیه السلام رزم آوری قهرمان و شهسواری پاک نهاد بود؛ امامی شهیدکه روحی بس عمیق و آرام داشت که در ژرفای آن اسرار الهی نهفته بود».
 
دروازه شهر علم
لامْنِس، خاورشناس معروف بلژیکی درباره شخصیت امیرمؤمنان علی علیه السلام می گوید: «برای عظمت علی علیه السلام این بس که تمام اخبار و معارف اسلامی از او سرچشمه می گیرد. اوحافظه و نیروی شگفت انگیزی داشته است. همه علما و دانشمندان، اخبار و احادیث خود را برای وثوق و اعتبار به او می رسانند. علمای اسلام از مخالف و موافق و دوست و دشمن، مفتخرند که گفتار خود را به علی علیه السلام مستند کنند؛ زیرا گفتار او حجت قطعی داشت و او دروازه شهر علم بود».
 
حقیقت زیبایی
سلیمان کتّانی، ادیب و نویسنده مسیحی لبنان در عباراتی زیبا از علی علیه السلام چنین سخن می گوید: «تو زیبایی، ولی نه به خاطر چشمان سیاهت؛ بلکه به خاطر بینش شعله ورت. تو زیبایی نه به خاطر جمال سیمایت؛ بلکه به خاطر صفای سرشتت. تو زیبایی نه به خاطر گردن بلورینت؛ بلکه به خاطر جبروت خصلت ها و خوی شکوهمندت. تو قهرمانی، ولی نه به خاطر پهنای شانه ات؛ بلکه به خاطر چشمه فیضی که نخست بر قلب و زبانت و سپس بر گفتار و رفتارت سرازیر شده است».
 
ندای عدالت انسانی
جورج جرداق، نویسنده مشهور مسیحی می نویسد: «حقیقت و تاریخ گواهی می دهند که علی علیه السلام عنصر بی پایان فضیلت، شهید و سالار شهیدان، ندای عدالت انسانی و شخصیت جاودانه شرق است. ای جهان! چه می شد اگر همه نیروهایت را درهم می فشردی و در پایان هر روزگار، شخصیتی مانند علی علیه السلام با آن عقل وقلب و بیان و شمشیر به جهانیان هدیه می کردی... چه بزرگ مردی که بشریت او را مقیاس مردی وانسانیت می بیند؛ آن چنان که اگر کسی به او عشق بورزد و پیرو او باشد، عاشق و جویای نیکی، عدالت، حقیقت و جوان مردی است و اگر از محبت او دور باشد، از نیکی و فضایل عالی بی بهره مانده است».
 
قهرمان انسانیت
میخاییل نعیمه، نویسنده و اندیشمند مشهور مسیحی درباره ابعاد شخصیت امیرمؤمنان علیه السلام می نویسد: «قهرمانی های علی علیه السلام فقط به میدان کارزار منحصر نیست؛ بلکه او در روشنی، پاکی وجدان، شیوایی بیان، عمق و کمال انسانیت، شور و حرارت ایمان، بلندی همت و فکر، یاری و هواداری از رنج دیده ها و ستم کشیده ها در قبال جفاکاران و ستم پیشگان، و فروتنی در مقابل حق هر جا که تجلی کند، نیز قهرمان بوده است.
 
به هر اندازه که از زمان آن قهرمانی ها بگذرد، همیشه پناهگاه پرمایه ای است که امروز و هر روز دیگری که شوق ما برای پی ریزی اجتماع و زندگی سعادتمندانه تشدید می شود، به سوی آن روی می کنیم.در واقع برای هر مورخ و نویسنده به هر اندازه که با هوش، با شخصیت، نکته سنج و نابغه هم باشد، امکان ندارد که حتی در هزار صفحه بتواند تصویر کاملی از علی علیه السلام نشان دهد، آن را برای شما مجسم سازد و بتواند رویدادهای مهمی را که در دوران زندگی آن حضرت به وقوع پیوسته، به نحو شایسته ای بیان کند».
 
شهید عظمت
جبران خلیل جبران، فیلسوف بزرگ مسیحی درباره فضیلت های امیرمؤمنان علی علیه السلام چنین سخن می گوید: «علی، آن روح کلی بود که آهنگ ابدیت را در فضای عرب منعکس نمود و چون بزرگ تر از زمان خویش بود، مردم،نه او را شناختند و نه سخنش را درک کردند. به عقیده من، فرزند ابی طالب، نخستین قدیسی بود که با روح کلی جهان ارتباط و پیوستگی یافت، با او هم نشین گشت و با او دمساز شد.او نخستین کسی بود که لبانش آهنگ نغمه های آن روح را به گوش مردمی رسانید که پیش از آن، چنان نغمه هایی را نشنیده بودند.... پسر ابوطالب، شهید عظمت خود شد. او در حالتی از جهان رخت بر بست که دلش از شوق پروردگار لبریز بود».
 
شیر خدا
واشنگتن ارونیک، محقق و نویسنده آمریکایی درمورد ویژگی های برجسته امیرمؤمنان علیه السلام چنین می نویسد: «علی علیه السلام از برجسته ترین خانواده های نژاد عرب، یعنی قریش بود. او سه ویژگی بزرگ شجاعت، فصاحت و سخاوت را در خود داشت. روح دلیر و شجاع علی بود که او را شایسته عنوان «شیر خدا» نمود؛ لقبی را که پیغمبر به او بخشید».
 
بزرگ بزرگان جهان
دکتر شبلی شُمیِّل، پزشک و محقق لبنانی، امیرمؤمنان علیه السلام را الگوی برتر انسان کامل در شرق و غرب جهان برمی شمارد و در این باره می گوید: «علی علیه السلام بزرگ بزرگان جهان و تنها نسخه منحصر به فردی است که در گذشته و حال، شرق و غرب جهان نمونه ای مانند او را به خود ندیده است».
 
اوج خوبی ها
ایلیا پولویچ پطروشفسکی، تاریخ نگار و خاورشناس روسی درباره امیرالمؤمنین علیه السلام می گوید: «علی علیه السلام ، پرورده محمد صلی الله علیه و آله و عمیقا به وی وفادار بود. علی علیه السلام تا سر حد شور و عشق، حامی دین بوده، راستگو و در امور اخلاقی بسیار پای بند بود. او هم سلحشور بود و هم شاعر، و همه صفات لازم اولیاء اللّه در وجودش جمع شده بود».
 
قهرمانی در اوج امامت
گابریل دانگیری، نویسنده و محقق فرانسوی راجع به شخصیت امیرمؤمنان علیه السلام چنین می نویسد: «علی علیه السلام در عین حال که قهرمان بود، عنوان امامت را هم داشت. او، هم سردار شکست ناپذیر جنگ بود و هم عالم زبردست علوم الهی و فصیح ترین خطیب صدر اسلام به شمار می رفت.... آیا می توان روحانیان بزرگ مسیحیت را در نظر مجسم کرد که شمشیر به دست، به خیل دشمنان هجوم برده و دیوارهای محکم ترین دژها را فرو ریزند؟»
 
فیلسوفی بی مانند
استاد فؤاد افرام بَستانی، ادیب و نویسنده مسیحی درباره شخصیت همه بعدی امیرمؤمنان علی علیه السلام می گوید: «علی بن ابی طالب علیه السلام شخصیت جذابی دارد که تاریخ نگاران و دانشمندان در مورد آن قلم فرسایی نموده اند، عقول نقادان و شخصیت های فکور، در فهم این شخصیت کوشش کرده اند، سالکان و زاهدان به هدایت او راه پیموده اند و بسیاری از ادبا در زیر پرچم آن حضرت قد افراشته اند.
 
شگفتا! عظمت این مرد بزرگ تا چه حد است و بلندی مقام این اسوه ادب تا چه اندازه است؟ علی علیه السلام ، روحی بزرگ، اخلاصی شدید و ایمانی قوی داشت. علی علیه السلام در هموار ساختن راه اسلام که دین جدیدی بود و خشنود کردن پیغمبر خدا نهایت تلاش و کوشش خود را انجام داد. علی علیه السلام بیش از هر کس حکیم بود. او در تمام مواعظ و خطبه های خود، فیلسوفی بی مانند جلوه می نمود».
 
مرد عدل و داد
توماس کارلایل، فیلسوف و نویسنده مشهور انگلیسی، عدل وداد را بلندترین شعار اخلاقی حضرت علی علیه السلام برمی شمارد و در این باره می گوید: «نمی توانیم از ستایش و مدح علی علیه السلام خودداری کنیم؛ زیرا جوانی والامقام، بزرگ منش و سرچشمه رحمت و آمیخته از لطف و رأفت بود. عدل و داد، تنها شعار اخلاقی این قهرمان مذهبی به شمار می رفت و بهترین شاهد این مدعا عبارتی است که پیش از رحلت خود با فرزندانش درباره مجازات قاتل خویش گفت که: اگر زنده ماندم، گذشت یا مجازات ضاربْ با من، و اگر درگذشتم، این کار با شماست. ولی اگر خواستید او را قصاص کنید، در برابر ضربتی که به من واردآورده است، فقط یک ضربت به او بزنید و اگر از او درگذرید و خطای او را ببخشید، این به پرهیزکاری و جوان مردی نزدیک تر است».
 

 
علی علیه السلام در کلام اندیشمندان اهل سنت
 
صاحب فضیلت ها
شیخ سلیمان قندوزی، از دانشمندان بزرگ حنفی درمورد امیرمؤمنان علی علیه السلام می گوید: «علی بن ابی طالب علیه السلام ، امام مبین، دریای گنجینه ها، شمشیر برنده، نور درخشنده، رهبر نیکان، کشنده کافران، قسیم بهشت و جهنم، امام ابرار، صاحب فضیلت ها و کسی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره او فرمود: یاد و ذکر علی، عبادت است».
 
قطب دایره مردانگی
خطیب خوارزمی، ادیب و تاریخ نگار مشهور اهل تسنن درمقدمه کتاب المناقب که در مورد فضلیت های امیرمؤمنان علی علیه السلام است، می نویسد: «امیرمؤمنان، قطب دایره مردانگی، دارای میراث علم نبوت، آگاه تر از همه صحابه در قضاوت، قلعه استوار و خلیفه امین است.
 
جویباران فضایل در دنیا، از دریای فضیلت اوست. گلزارهای توحید و عدل هم در باغستان سخنان و نوشته های اوست.
 
آری، او قطب دایره هدایت، چراغ تاریکی های ضلالت و حقیقت عقل ها و حکمت هاست. آیا چون بوتراب، جوان مردی هست؟ آیا چون او پیشوای پاک سرشتی روی زمین وجود دارد؟»
 
خورشید فضیلت ها
ابن ابی الحدید معتزلی، شارح کتاب نهج البلاغه در سخنانی راجع به فضیلت های عالم گیر مولای متقیان علی علیه السلام و تلاش بی فایده دستگاه بنی امیه برای پوشاندن و مخفی کردن آنها چنین می نویسد: «بنی امیه در شرق و غرب جهان اسلام قدرت را قبضه کردند وهر حیله ای را به کار گرفتند و به هر عملی دست زدند تا نور علی علیه السلام را خاموش سازند. آنها حقایق را تحریف کردند و بر ضد او روایات دروغین جعل نمودند و بر منبرها زبان به لعن او گشودند و هر کس را که از آن حضرت به نیکی یاد می کرد، با تهدید و حبس و قتل کیفر دادند...؛

اما همه این اعمال نتیجه ای نداشت، جز آنکه مقام و نام و یاد علی علیه السلام بالاتر رفت. نام علی و یاد او، مانند مشک بود که هرچه آن را می پوشاندند، باز بوی عطر آن منتشر می شد و همچون خورشید تابان بود که با کف دست پوشیده نمی شود و مانند روز روشن بود که اگر یک نفر آن را نمی دید، دیدگان دیگران می دید. من چه بگویم درباره بزرگ مردی که تمام فضیلت های انسانی به او منتهی می شود و تمام فرقه های اسلامی خود را به او منسوب می کنند».
 
مشکل گشای رسول خدا صلی الله علیه و آله
محمد فرید وجدی، از دانشمندان مصری و نویسنده کتاب ارزشمند دایرة المعارف اسلامی، درباره شخصیت حضرت علی علیه السلام چنین می نویسد: «صفاتی در وجود علی علیه السلام گرد آمده بود که در دیگر خلفا نبود؛ دانشی فراوان، شجاعتی عالی و فصاحتی درخشان. این صفات با نیکویی های اخلاقی و شرافت های ذاتی آمیخته بود؛ بدان سان که جز در افرادکامل پیدا نمی شود. او از نظر شجاعت بالاترین جایگاه را داشت؛ درتمام صحنه ها با رسول خدا و مشکل گشا بود».
 
عقل ها هم شگفت زده اند
علامه سبط ابن جوزی، از دانشمندان معروف اهل سنت می نویسد: «علی علیه السلام کلماتی را به زبان می آورد که سرشار از عصمت است. او با میزان حکمت سخن می گوید؛ سخنی که خداوند بر آن مهابت و شکوه افکنده است. این کلمات به گوش هر کس رسد، او را به شگفتی وحیرت وا می دارد.
 
کلمات او الفاظی است که نورانیت نبوت بر آن تابیده شده و آنچه از وی صادر شده، عقل ها و فهم ها را شگفت زده ساخته است».


 
امیرمؤمنان علیه السلام در کلام امام خمینی رحمه الله
 
انسان کامل
 
بنیان گذار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی رحمه الله در سخنانی راجع به شخصیت حضرت امیرمؤمنان علیه السلام ، ابعاد وجودی ایشان را فراتر از عقل و درک بشری می داند و می فرماید: «من درباره شخصیت حضرت امیر چه می توانم بگویم و کی چه می تواند بگوید؟ ابعاد مختلفه ای که این شخصیت بزرگ دارد، به گفت وگوی ماها و به سنجش بشری در نمی آید. کسی که انسان کامل است و مظهر جمیع اسماء و صفات حق تعالی است، ابعادش به حسب اسماء حق تعالی باید هزار تا باشد و ما از عهده بیان حتی یکی اش نمی توانیم برآییم. این شخصیت که جامع تضاد است، امور متضاد در او جمع است؛ کسی نمی تواند در حول و حوش او سخن بگوید».
 
شخصیت همه بعدی
امیرمؤمنان شخصیتی همه بعدی است که هر گروهی از مردم او را اسوه خویش قرار داده و به وجودش افتخار می کنند. رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینی رحمه الله در این باره می فرماید: «این علی علیه السلام که در هر جا می رویم اسم اوست؛ پیش فقها وقتی می رویم فقه علی، پیش زاهدها وقتی می رویم زهد علی، پیش صوفی ها وقتی که می رویم آنها هم می گویند تصوف علی، پیش ورزشکاران هم که می رویم آنها هم می گویند که علی و با اسم علی شروع می کنند. این علی همه چیز است؛ یعنی در همه ابعاد انسانیت درجه یک است. لهذا هر طایفه ای خودشان را به او نزدیک می کنند و خاصیت هر طبقه را هم دارد.
 
... این علی همه چیز است و همه چیز ماست و ما باید تابع او باشیم. در عبادت، فوق همه عبادت کنندگان است. در زهد، فوق همه زاهدها است. در جنگ فوق همه جنگجویان است. در قدرت، فوق همه قدرتمندان است و این یک اعجوبه ای است که جمع ما بین متضاد با هم کرده است».
 
گوشه ای از عرفان علی علیه السلام
دعاها و مناجات هایی که از امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل شده، هر کدام دریایی از نکته های عرفانی است که جز بر عارفان پاک باخته و دل سوخته قابل درک و فهم نیست. بنیان گذار کبیرانقلاب، حضرت امام خمینی رحمه الله دراین باره می فرماید: «بعضی کمالات حضرت که شاید یک قدری مخفی مانده باشد، از ادعیه حضرت معلوم می شود. دعای کمیل، یک دعای عجیبی است؛ بسیار عجیب، بعض فقرات دعای کمیل از بشر عادی نمی تواند صادر بشود... حضرت امیر از فراق حق تعالی ناله می زند. این عشقی است که در باطن قلب او گداخته شده و تمام اعمالی که از او صادر می شود، از این عشق صادر می شود».
 
تحمل مشکلات در راه اسلام
مسلمانی فقط به گفتار نیست، بلکه در رفتار است که معنا و مفهوم می یابد. هر انسان مسلمان باید با الگو قرار دادن امیرمؤمنان، در زندگی فردی و اجتماعی خویش، فرمان های اسلام را به طور کامل پیاده کند. رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی رحمه الله دراین باره می فرماید: «انسان ببیند که حضرت امیر علیه السلام در زندگی اش چه وضعی داشته است، چه خلوصی در زندگی داشته است؛ چه در زندگی انفرادی، چه زندگی اجتماعی. انسان تفکر کند بر احوال حضرت امیر علیه السلام . ملاحظه کند که چه زحماتی برای اسلام کشیده است، چقدر زخم خورده است، چقدر رنج برده است، چقدر جنگ کرده است... اینها را ملاحظه کند انسان».


 
امیرمؤمنان علیه السلام در کلام مقام معظم رهبری
 
انسان عالی مقام
مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای در مورد ابعاد مختلف شخصیت امیرمؤمنان علیه السلام چنین می فرماید: «شخصیت امیرالمؤمنین علیه السلام ترکیبی از عناصری است که هر کدام به تنهایی یک انسان عالی مقام را اگر بخواهد به اوج آن برسد، به زانو درمی آورد. زهد امیرالمؤمنین و بی اعتنایی و بی رغبتی او نسبت به شهوات زندگی و زخارف دنیایی، یکی از این عناصر است.

علم آن بزرگوار و دانش وسیع او که بسیاری از بزرگان مسلمین و همه شیعه بر آن اتفاق دارند که بعد از نبی اکرم صلی الله علیه و آله ، کس دیگری غیر از امیرالمؤمنین از آن علم برخوردار نبوده است، یکی از این عناصر است، فداکاری آن بزرگوار در میدان های مختلف ـ چه میدان های نظامی، و چه میدان های اخلاقی و سیاسی ـ یکی از این عناصر است. عبادت آن بزرگوار، یکی دیگر از این عناصر است. عدل و دادگری امیرالمؤمنین که پرچم برافراشته شاخصی برای عدل اسلامی است، یکی دیگر از این عناصر است. رأفت آن بزرگوار نسبت به ضعیفان ـ اعم از فقرا، کودکان، غلامان و کنیزان، زنان و از کار افتادگان ـ یک وادی عظیم و یکی دیگر از ابعاد شخصیت امیرالمؤمنین علیه السلام است».
 
تجسم حکومت الهی
حکومت حضرت علی علیه السلام ، یکی از ابعاد مهم زندگی شخصیت آن حضرت است که سیاست مداران و رهبران جوامع بشری سخت به مطالعه و بررسی آن نیازمندند. حکومت امیرمؤمنان، الگوی برتر حکومتی اسلامی است که قلم و بیان از توضیح زوایای مختلف آن ناتوان است. مقام معظم رهبری در سخنانی راجع به حکومت آن حضرت چنین می فرماید: «بعد دیگر از زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام در میدان حکومت است. آن وقتی که این انسان بزرگ اندیش و بزرگ، بالاخره بر مسند قدرت و حکومت دست پیدا کرد، در آن دوران کوتاه، کاری کرد که اگر سال های سال مورخان و نویسندگان و هنرمندان بنویسند و تصویر کنند، کم گفته اند و کم تصویر کرده اند.
 
وضع زندگی امیرالمؤمنین در دوران حکومت، قیامتی است، اصلاً علی علیه السلام معنای حکومت را عوض کرد. او تجسم حکومت الهی، تجسم آیات قرآن در میان مسلمین، تجسم «اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم» و تجسم عدل مطلق بود».
 
همه شیفته اویند
مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای در خصوص شیفتگی و ارادت قشرهای مختلف مردم و حتی دانشمندان غیرمسلمان به ساحت مقدس امیرمؤمنان علیه السلام چنین می فرماید: «خلاصه هر کس ـ جوان و پیر، عالم و عامی ـ که تاریخ اسلام را مطالعه کرده و اسم علی و احوال امیرالمؤمنین علیه السلام به گوش او رسیده است، نسبت به امیرالمؤمنین احساس محبت و شیفتگی و ارادت می کند. در زمان خود ما چند کتاب از نویسندگان و ادبای مصری، درباره امیرالمؤمنین علیه السلام نوشته شد. دوجلد یا بیشتر آن از طرف نویسندگان مسیحی است که اسلام را قبول ندارند، اما امیرالمؤمنین علیه السلام را قبول دارند. در بین چهره های اسلامی، این خصوصیت امیرالمؤمنین علیه السلام است. شاید یک علت این باشد که این بزرگوار، در دوره های مختلف عمر و در شرایط و اوضاع مختلف، هر جا که قرار گرفت، همه وجود خود را به بهترین وجهی در راه اهداف عالیه خرج کرد».
 
الگوی همگان
مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای در سخنانی ضمن اشاره به ویژگی های برجسته امیرمؤمنان، شخصیت ایشان را الگوی همگان معرفی کرده و می فرماید: «امیرالمؤمنین علیه السلام یک الگوی کامل برای همه است. جوانی پرشور وپرحماسه او، الگوی جوانان؛ حکومت سراسر عدل وانصاف او، الگوی دولتمردان است؛ زندگی سراپا مجاهدت و سراپا مسئولیت او، الگوی همه مؤمنان است؛ آزادی او، الگوی همه آزادگان جهان است؛ سخنان حکمت آمیز و درس های ماندگار او، الگوی عالمان و دانشمندان و روشن فکران است».
 

 
سوگ نامه امیرمؤمنان علی علیه السلام
 
خبر از شهادت
در تاریخ آمده که در یکی از ماه های رمضان، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله مسلمانان را به مسجد فراخواند و در حضور همگان، خطبه ای مفصل درباره والایی این ماه ایراد فرمود. در پایان مجلس، امیرمؤمنان علی علیه السلام از جا برخاست و عرض کرد: «یا رسول اللّه ! در این ماه بهترین اعمال کدام است؟» پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ابوالحسن! بهترین اعمال در این ماه، پرهیز ازحرام های الهی است». سپس پیامبر شروع به گریه کرد و فرمود: «گریه ام به خاطر حادثه ناگواری است که در همین ماه بر تو وارد می شود.

گویا می بینم که تو در نماز هستی و شخصی که شقی ترین فرد از گذشتگان و آیندگان است، با ضربت خود بر فرق تو می زند و محاسنت را با خون سرت رنگین می کند». در ادامه پیامبر خدا فرمود: «ای علی! کسی که تو را بکشد، مرا کشته است و کسی که با تو دشمنی کند، با من دشمنی نموده است. کسی که به تو ناسزا بگوید، به من ناسزا گفته است؛ زیرا تو همچون جان من هستی. روح تو روح من است و سرشت تو سرشت من است. خداوند من و تو را آفرید و مرا برای نبوت و تو را برای امامت برگزید. کسی که امامت تو را انکار کند، نبوت مرا انکار کرده است».
 
نوحه مرغان
علی علیه السلام در شب نوزدهم بیدار بود و مکرر از اتاق بیرون می رفت و به آسمان می نگریست و می فرمود: «سوگند به خدا تا به حال دروغ نگفته ام و به من هم دروغ نگفته اند. امشب همان شبی است که باید به وصال محبوب برسم». هنگامی که سحر شد، امیرمؤمنان علیه السلام کمر خود را محکم بست و آماده رفتن به مسجد شد. همین که به صحن خانه رسید، مرغابیان جلوی راه حضرت را گرفتند و پیوسته صدا می کردند. ام کلثوم خواست آنها را آرام کند و از جلو آن حضرت دور سازد، ولی امام فرمود: «آنها را واگذار کن که نوحه جدایی سر می دهند».
 
غذای علی علیه السلام
در کتاب های تاریخ نقل شده که در شب نوزدهم ماه مبارک سال چهلم هجری، امیرمؤمنان علیه السلام مهمان دخترش ام کلثوم علیهاالسلام بود. پس ام کلثوم طبقی که دو قرص نان جو و کاسه ای شیر و مقداری نمک در آن بود برای پدرش آورد. همین که نگاه امام به طبق افتاد، فرمود: «دخترم! دو نوع خورش برای من حاضر کرده ای، مگر نمی دانی من از برادر و پسر عمویم رسول خدا صلی الله علیه و آله پیروی می کنم که تا زنده بود، دو نوع غذا برای او حاضر نکردند. دخترم! هر که خوردنی و آشامیدنی و پوشش او در دنیا زیاد و خوب باشد، ایستادن او در قیامت نزد خداوند بیشتر خواهد بود. دخترم! در حلال دنیا حساب و در حرام آن عقاب است». ایشان در ادامه فرمود: «دخترم! به خدا سوگند چیزی نمی خورم تا یکی از خورش ها را برداری». پس ام کلثوم علیهاالسلام شیر را برداشت و امام اندکی نان و نمک تناول فرمود و شکر و ثنای الهی را به جا آورد.
 
محراب خونین
سحرگاه شب نوزدهم رمضان بود که امیرمؤمنان علیه السلام وارد مسجد کوفه شد، ابتدا نمازی خواند و سپس به بام مسجد رفت و آخرین اذان صبح را گفت. آن گاه به صحن مسجد آمد و یک یک افراد را برای نماز بیدار کرد. سپس به طرف محراب رفت و مشغول نماز شد و رکوع و سجود نماز را بیش از معمول طولانی کرد. ابن ملجم که با شمشیر زهرآلود از ابتدای شب در مسجد در کمین آن حضرت نشسته بود و از پشت ستونی نماز امیرمؤمنان را می نگریست، هنگامی که امام سر از سجده اول برداشت، ضربتی بر فرق مبارک شیر خدا فرود آورد که پیشانی آن مظهر ایمان و عدالت را شکافت. خون سراسر صورت علی علیه السلام را پوشاند و محراب عبادت با قطرات خون علی علیه السلام رنگین شد و از زبان مبارک آن حضرت چنین شنیده شد: «سوگند به خدای کعبه که رستگار شدم».
 
مروّت با قاتل
امیرمؤمنان پس از آنکه در سحرگاه شب نوزدهم رمضان در محراب مسجد ضربت خورد، مدت سه روز را در بستر شهادت سپری کرد و در این مدت، همواره به فرزندانش در مورد قاتلش ابن ملجم مرادی سفارش می کرد. از آن جمله روزی به امام حسن علیه السلام فرمود: «ای پسر! با این اسیر مدارا کن و بر او مهربانی بنما. آیا نمی بینی چشم هایش از ترس چگونه گردش می کند و دلش چگونه مضطرب است». امام حسن علیه السلام عرض کرد: «این ملعون فرق شما را شکافته است و دل های همه را به درد آورده، شما امر به مدارا می کنید» امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: «فرزندم! ما اهل بیت رحمت و مغفرتیم. پس به او از آنچه خود می خوری بخوران و از آنچه می آشامی، بیاشام. اگر من از دنیا رفتم، قصاصش کن، ولی هرگز جسد او را نسوزان و مثله اش مکن که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از این کار نهی می کرد. اگر هم زنده ماندم، خودم داناترم که با او چه کار کنم».
 
شب آخر
در شب بیست و یک ماه رمضان، فرزندان و اهل بیت امیرمؤمنان علیه السلام دور بستر پدر حلقه زده بودند و گریه کنان می گفتند: «پدر جان! این چه حالتی است که در شما می بینیم. ای کاش مادرمان فاطمه علیهاالسلام زنده بود و ما را تسلی می داد و کاش در مدینه کنار قبر جدمان رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم و با آن حضرت درد دل می کردیم».
 
بدن امام بر اثر زهر کاملاً بی حس شده بود و ایشان مرتبا از هوش می رفت و دوباره به هوش می آمد. پس با صدای ضعیفی فرمود: «خدا خلیفه من بر شماست و من شما را به خدا می سپارم». پس همگان دوباره شروع به گریه کردند. امام حسن علیه السلام فرمود: «طوری سخن می گویید، گویا از خود ناامید شده اید». امیر مؤمنان علیه السلام فرمودند: «به زودی به برادر و پسر عمویم می پیوندم». همواره در آن شب، صدای ناله و فریاد فرزندان علی علیه السلام از خانه آن حضرت شنیده می شد.
 
علی علیه السلام در بستر شهادت
اصبغ بن نباته، یکی از یاران امام علی علیه السلام می گوید: بعد از ضربت خوردن امیرمؤمنان، به همراه جمعی برای عیادت آن حضرت رفتیم و در کنار خانه نشستیم، صدای گریه و فریاد بلند بود. در این هنگام امام حسن مجتبی علیه السلام از خانه خارج شد و فرمود: امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید به خانه های خود بازگردید. پس همه برگشتند به جز من، بعد از مدتی دوباره امام مجتبی علیه السلام بازگشت و فرمود: مگر نگفتم بازگردید؟ اصبغ می گوید: به ایشان گفتم: ای فرزند رسول خدا! نفْسم از من فرمان نمی گیرد و پاهایم مرا نمی کشد تا بازگردم، مگر اینکه امیرمؤمنان را ببینم و دوباره شروع به گریه کردم.

امام مجتبی علیه السلام به داخل خانه رفت و دوباره بازگشت و فرمود: داخل شو. من به درون خانه رفتم. دیدم حضرت در بستر تکیه داده و سرش را با عمامه ای زرد رنگ بسته است. خون بسیاری از او رفته و چهره اش زرد شده بود، به گونه ای که نمی دانستم عمامه زردتر است یا صورت آن حضرت. بعد به کنار بستر ایشان رفتم و بوسیدمش و به شدت گریه کردم. امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: «ای اصبغ! گریه نکن، به خدا سوگند این بهشت است». گفتم: «فدایت شوم، من خوب می دانم که شما به بهشت می روید، گریه و اندوه من از نبودن شماست».
 
کلید هر خیر
امام مجتبی علیه السلام در سخنانی پس از خاک سپاری امیرمؤمنان علیه السلام چنین فرمود: «امشب مردی در گذشت که پیشینیان به حقیقت او نرسیده اند و آیندگان هرگز مانند او را نخواهند دید، کسی که چون نبرد می کرد، جبرئیل در طرف راست و میکائیل در طرف چپ او بود، به خدا سوگند در همان شبی وفات یافت که موسی بن عمران در گذشت و عیسی به آسمان برده شد و قرآن نازل گردید. بدانید که او زر و سیمی از خود بر جا نگذاشت، مگر هفتصد درهم که از مقرری او پس انداز شده بود». امام در ادامه فرمود: «رضوان خدا بر تو باد ای امیرمؤمنان! به خدا سوگند زندگی ات کلید هر خیر بود. اگر مردم تو را پذیرفته بودند، از همه جا مشمول روزی و نعمت الهی می شدند و نعمت خدا آنان را فرا می گرفت، ولی اینان نعمت را ناسپاسی کردند و دنیا را بر آخرت برگزیدند».
 
تدفین شبانه
امیرمؤمنان علیه السلام در آخرین شب حیات خویش، وصیت هایی به فرزندان خود نمود، بعد مدتی از هوش رفت و دوباره به هوش آمد. در این هنگام چشمان خویش را که گشود، به امام مجتبی علیه السلام فرمود: «ای حسن! امشب، شب آخر عمر من است. چون در گذشتم، مرا غسل بده و کفن کن و خود شخصا مباشر اعمال کفن و دفن باش، بر جنازه من نماز بخوان و در تاریکی شب جنازه مرا دور از شهر کوفه، مخفیانه به خاک بسپار تا کسی از آن باخبر نشود». آن گاه لحظاتی بعد، روح بلند و ملکوتی اش از این جهان خاکی به سوی ملکوت پر کشید و اهل بیت و شیعیان خویش را به عزا و ماتم نشاند.
 
امام مجتبی علیه السلام با دست خویش بدن پدر بزرگوارش را غسل داد و بر پیکر امیرمؤمنان علیه السلام نماز خواند و شبانه و مخفیانه در خارج از کوفه، در محلی که بعدها به نجف مشهور شد، غریبانه به خاک سپرد. برخی از تاریخ نگاران، دلیل خاک سپاری شبانه را، ترس از خوارج و دیگر دشمنان آن حضرت بیان کرده اند که مبادا قبر آن حضرت را شناسایی کنند.
 
کلمات حکمت آمیز
نیکی کردن و پنهان ساختن کار نیک، صبر بر مصیبت ها و نهان کردن گرفتاری ها، از گنج های بهشت است.
 
زاهد در دنیا کسی است که حرام بر صبرش غلبه نکند، و حلال از شکرش باز ندارد.
 
بر شما از دو چیز می ترسم: درازی آرزو و پیروی هوای نفس. اما درازی آرزو سبب فراموشی آخرت می شود و پیروی از هوای نفس آدمی را از حق باز می دارد.
 
صبر بر سه گونه است: صبر بر مصیبت، صبر بر اطاعت، و صبر بر ترک معصیت.
 
دانش سه قسم است: فقه برای دین، پزشکی برای تن و ادبیات برای زبان.
 
دشنام دادن به مؤمن فسق است و جنگیدن با او کفر و احترام مالش چون احترام خونش است.
 
امانت را بپردازید، گرچه به کشنده فرزندان پیغمبران باشد.
 
ایمان چهار پایه دارد: توکل بر خدا، واگذاردن کار به خدا، تسلیم به امر خدا و رضا به قضای الهی.
 
اخلاق خود را رام خوبی ها کنید و خود را به بردباری عادت دهید.
 
هنگامی که دنیا به کسی روی آورد، نیکویی های دیگران را به او بسپارد و چون به او پشت نماید، خوبی هایش را برباید.
 
آنکه میان خود و خدا را اصلاح کند، خدا میان او و مردم را اصلاح می کند؛ آنکه کار آخرت خود را درست کند، خدا کار دنیای او را سامان می دهد؛ و آنکه او را از خود بر خویشتن واعظی است، خدا را بر او حافظی است.
 
به یاد آرید که لذت ها تمام شدنی است و پایان ناگوار آن برجای ماندنی.
 
صفت دنیا آن است که: می فریبد و زیان می رساند و می گذرد.
 
هرگاه حدیثی را شنیدید، آن را با دقت علمی بررسی کنید؛ نه بشنوید و روایت کنید که راویان علم بسیارند و فهمیدگان آن اندک.
 
از کفاره گناهان بزرگ، فریاد خواه را به فریاد رسیدن و غمگین را آسایش بخشیدن است.
 
ناتوان ترین مردم کسی است که توان به دست آوردن دوستان را ندارد و ناتوان تر از او کسی است که دوستی به دست آورد و او را از دست بدهد.
 
به مردم زیاد خرده گیری نکنید و قدر خود را با کناره گیری از کارهای پست بالا برید.
 
هر که خیر جوید، سرگردان نشود و کسی که مشورت نماید، پشیمان نگردد.
 
عالمانه سخن گویید تا قدر شما روشن گردد.
 
تنگ دستی و طول عمر را به خود تلقین نکن.
 
دو چیز مردم را هلاک کرده؛ ترس از نداری و فخرطلبی.
 
شخص ستم کار و کمک کننده بر ظلم و آنکه راضی به ظلم است، هر سه با هم شریک هستند.
 
هر انسانی نتیجه عمل خود را خواهد دید و به آنچه انجام داده است پاداش داده خواهد شد.
 
کسی که اخلاقش نیکو باشد، دوستانش زیاد می شود و دیگران با او انس می گیرند.
 
نیت درونی انسان، از زینت ظاهری او زیباتر است.
 
بینش و اندیشه قبل از اقدام به هر کاری، انسان را از پشیمانی باز می دارد.
 
سه شنبه 8 تير 1395
بازدیدها 690
دیدگاه ها 0
امتیاز 0 از 5
شناسنامه خبر:
کد مطلب: 355
حوزه: مناسبتها


ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران: