خانه » اخبار » در پناه کتاب | گفت‌وگو با دکتر آزاده ناصرالاسلامی

در پناه کتاب | گفت‌وگو با دکتر آزاده ناصرالاسلامی

در پناه کتاب | گفت‌وگو با دکتر آزاده ناصرالاسلامی

در دل یکی از محله‌های ریشه‌دار و فرهنگی تهران، کتابخانه‌ای آرام اما پرتحرک نفس می‌کشد؛ مکانی برای کتاب، گفت‌وگو، رشد و حضور.

کتابخانه عمومی انصارالحسین(ع) نه‌تنها محلی برای مطالعه، بلکه مأمنی برای اهل فکر و فرهنگ شده است.

در این گفت‌وگو پای صحبت دکتر آزاده ناصرالاسلامی می‌نشینیم؛ بانویی کتاب‌دوست با قلبی گرم، کلامی اثرگذار و نگاهی ژرف به رشد انسان.

او که بیش از ۲۵ سال از عمر خود را در کتابخانه‌ها سپری کرده، امروز مسئولیت کتابخانه عمومی انصارالحسین(ع) را بر عهده دارد.

با او درباره‌ی مسیر حرفه‌ای‌اش گفت‌وگو کردیم و از حال‌وهوای متفاوت این کتابخانه شنیدیم؛ جایی که کتاب بهانه‌ای‌ست برای ارتباط، یادگیری و شکوفایی.

از عشق کودکی تا مدیریت کتابخانه؛ آغاز مسیر کتابداری

خانم دکتر ناصرالاسلامی، ممنونیم که وقتتون رو در اختیار ما گذاشتید. اجازه بدید گفت‌وگو رو از خودتون شروع کنیم. چطور شد که مسیر زندگی‌تون به کتاب و کتابداری گره خورد؟

از بچگی با کتاب بزرگ شدم. زیرزمین خانه‌مان را کتابخانه کرده بودم و عاشق لحظه‌هایی بودم که کتاب‌های کانون فکری برایم می‌رسید. پدرم اهل مطالعه بود و اولین کتابی که برایم خرید، خیر و شر بود.

همین عشق کودکی به کتاب، به‌علاوه‌ی کتاب‌هایی که بعدها خواندم و دوره‌های روان‌شناسی که گذراندم، مسیرم را به سمت کتابداری و این شغل هدایت کرد.

پویایی در سایه‌ کتاب: اقدامات مؤثر در کتابخانه انصارالحسین(ع)

در مدتی که مسئولیت کتابخانه انصارالحسین(ع) را عهده داشتید، چه اقداماتی برای پویاتر شدن فضای کتابخانه انجام دادید؟

از همان ابتدا تلاش کردیم کتابخانه فقط یک فضای ساکت برای مطالعه نباشد؛ بلکه جایی باشد برای تعامل، یادگیری و رشد جمعی. خیلی زود به این نتیجه رسیدیم که اعضای خود کتابخانه بهترین سرمایه ما هستند؛ هم از نظر توانمندی و هم از نظر نیاز. بنابراین سعی کردیم بستری باشیم برای ارتباط مؤثر میان این ظرفیت‌ها.

برای همین، یک تخته ساده در سالن قرار دادیم که مخصوص اعلام آمادگی برای برگزاری کلاس بود. اگر کسی مهارتی داشت و می‌خواست آموزش بدهد، ما شرایط را برایش فراهم می‌کردیم. اگر هم دانش‌آموزی نیاز به کمک در دروس داشت، از ظرفیت خود اعضای کتابخانه استفاده می‌کردیم. مثلاً یک‌بار، یک معلم عربی و یک دانش‌آموز دبیرستانی که امتحان داشت—و هر دو از اعضای کتابخانه بودند—از طریق همین تخته با هم هماهنگ شدند و جلسه‌ای دو ساعته برگزار کردند. نتیجه؟ نمره کامل و یک تجربه عالی برای هر دو نفر. یا مثلاً یکی از اعضا که به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی مسلط بود، به‌صورت داوطلبانه به دیگران آموزش می‌داد. این ارتباط‌ها باعث شد کتابخانه به یک فضای زنده و پویا تبدیل شود، نه فقط محلی برای امانت کتاب.

در بخش منابع نیز، فرمی با عنوان «معرفی کتاب» در سایت کتابخانه طراحی کردیم. اگر کسی کتابی را جست‌وجو می‌کرد و نمی‌یافت، می‌توانست مشخصات آن را برای ما ارسال کند. این‌گونه نیاز واقعی مخاطبان را بهتر می‌شناختیم و تلاش می‌کردیم آن کتاب‌ها را تهیه کنیم.

طرح دیگری هم برای کتاب‌های کنکوری و دانشگاهی اجرا کردیم. بسیاری از اعضا پس از فارغ‌التحصیلی، دیگر به کتاب‌های درسی‌شان نیاز نداشتند. ما این کتاب‌ها را جمع‌آوری کردیم، اطلاع‌رسانی انجام دادیم و هر کس که نیاز داشت می‌توانست رایگان از آن‌ها استفاده کند؛ یک تبادل ساده ولی اثرگذار، که هم به نفع اهداکننده بود و هم به نفع دریافت‌کننده.

از نظر برنامه‌های فرهنگی و علمی نیز، فعالیت‌های متنوعی برگزار کردیم، از جمله:

اجرای نمایشنامه‌ی «غفلت از ظهور» توسط دانش‌آموزان عضو کتابخانه به مناسبت نیمه‌شعبان

دورهمی‌ها و مسابقه‌ی بزرگ کتاب‌خوانی

جلسات هم‌اندیشی و خوانش خطبه فدکیه

محافل ادبی مثل حافظ‌خوانی و قصه‌گویی

نشست‌های معرفتی ویژه نوجوان‌ها با محوریت نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه

  • این برنامه یکی از بهترین تجربه‌های ما بود. ایده‌اش کاملاً خودجوش و از دل گفت‌وگوهای چند نفر از اعضای کتابخانه که پژوهشگر بودند شکل گرفت و نهایتاً برای دیگر اعضا در فضای کتابخانه برگزار شد.

کارگاه آموزش نجوم در روز جهانی نجوم

علاوه بر این‌ها، فضای کتابخانه را هم طوری سامان دادیم که پاسخ‌گوی نیازهای متنوع باشد: سالن مطالعه‌ی مناسب، امکان برگزاری کلاس‌های درسی، کارگاه‌های پژوهشی، همایش‌های موضوعی و آموزش‌های هنری مثل خوشنویسی—

در نهایت، آنچه همیشه برایمان اهمیت داشته این بوده که کتابخانه فقط محل نگهداری کتاب نیست؛ بلکه بستری است برای ارتباط انسان‌ها، اشتراک‌گذاری دانش، انتقال تجربه و ساختن یک جامعه فرهنگی زنده.

کتابخانه‌ای برای همه نسل‌ها: از کودک تا سالمند

بیشتر مراجعین کتابخانه شما از چه گروه‌های سنی هستند و معمولاً به دنبال چه نوع کتاب‌هایی می‌گردند؟

مراجعین کتابخانه ما طیف وسیعی از گروه‌های سنی را شامل می‌شوند؛ از کودکان سه‌ساله گرفته تا سالمندانی با بیش از ۸۵ سال سن. با این حال، بخش عمده‌ی مخاطبان‌مان را افراد تحصیل‌کرده یا در حال تحصیل تشکیل می‌دهند، به‌ویژه نوجوانان و دانشجویان.

علاوه بر این، زنان خانه‌دار، مادران جوان و برخی از کارکنان مؤسسه نیز از مراجعه‌کنندگان دائمی کتابخانه هستند و معمولاً ارتباط فعالی با فضای کتابخانه دارند.

در مورد علایق مطالعاتی هم می‌توان گفت:

نوجوانان بیشتر به دنبال کتاب‌های درسی، کمک‌درسی و همچنین آثار تخیلی و داستانی هستند.

بزرگسالان به موضوعاتی مثل توسعه فردی، روان‌شناسی کاربردی، تربیت فرزند و گاهی هم مطالعات دینی علاقه‌مندند.

در مجموع، تنوع سنی و فکری مراجعه‌کنندگان باعث شده تلاش کنیم مجموعه کتابخانه پاسخ‌گوی نیازهای متنوع این گروه‌ها باشد و فضای کتابخانه برای همه‌ی آن‌ها احساس تعلق و آشنایی ایجاد کند.

جشن دوستی با کتاب: برنامه‌هایی برای کودکان کتابخوان

چه برنامه‌ها و فعالیت‌هایی در کتابخانه برگزار می‌کنید تا کودکان به حضور در کتابخانه علاقه‌مند شده و جذب کتابخوانی شوند؟

رویکرد ما در برخورد با کودکان اینه که کتابخانه براشون صرفاً یک فضای رسمی و ساکت نباشه، بلکه محیطی باشه پر از نشاط، تعامل و خاطره‌های خوب.

از تابستان سال گذشته، طرحی با عنوان «پنج‌شنبه‌های آزاد» را اجرا کردیم. در این برنامه، پنج‌شنبه‌ها صبح، کودکان بدون هیچ الزام خاصی فقط برای بازی، معاشرت و تجربه‌ی یک فضای شاد کنار هم به کتابخانه می‌آمدند. بازی کردن در دل فضای کتابخانه، در حضور قفسه‌های کتاب، باعث شد بچه‌ها ناخودآگاه با این محیط انس بگیرند؛ محیطی که برای‌شان  دوست‌داشتنی و آشناست. کم‌کم خودشان به سمت کتاب‌ها می‌رفتند، ورق می‌زدند، تصویرها را نگاه می‌کردند و درخواست می‌کردند کتاب را با خود ببرند.

در کنار این، برنامه‌های قصه‌گویی و اجرای نمایش هم مشارکت فعال خود بچه‌ها برگزار کردیم، این فعالیت‌ها به آن‌ها فرصت می‌داد تا خلاقیت، اعتمادبه‌نفس و مهارت‌های ارتباطی‌شان را تقویت کنند. همین حس مشارکت، علاقه‌شان به کتاب و کتابخانه را عمیق‌تر می‌کرد.

در واقع، هدف ما این بود که کتابخانه برای کودکان جایی برای تجربه، ارتباط، بازی و رشد باشد؛ نه فقط محل امانت کتاب.

ادبیات در دل پرستاری و پزشکی: کشف‌های فرهنگی در میان همکاران

تعامل پرسنل و کارمندان مؤسسه با کتابخانه چگونه بود؟

یکی از اتفاقات الهام‌بخش در مسیر فعالیت‌ کتابخانه، شناسایی استعدادهای پنهان میان پرسنل مؤسسه بود. تعامل نزدیک با همکاران باعث شد به‌تدریج نویسندگان و شاعران گمنامی را بشناسیم که سال‌ها خاموش و بی‌صدا در دل همین مجموعه حضور داشتند. از پزشکی که رمان نوشته بود و عاشق ادبیات بود، تا پرستاری که در خلوت خود شعر می‌سرود، و کارمندی که از سیزده‌سالگی نوشتن شعر را آغاز کرده بود.

این کشف‌های دلگرم‌کننده باعث شد فضاهای تازه‌ای در کتابخانه با همکاری همین عزیزان شکل بگیرد و حس تعلق پررنگ‌تری نسبت به فضای فرهنگی مؤسسه در دل پرسنل ایجاد شود.

در ادامه‌ی همین مسیر، گروه کتاب‌خوانی ویژه‌ای برای کارمندان راه‌اندازی کردیم. در این جمع دوستانه، هر ماه یک کتاب با رأی‌گیری انتخاب می‌شود و پس از مطالعه‌ی جمعی، درباره‌اش گفت‌وگو می‌کنیم. این فضا باعث شد تعامل با کتاب و فرهنگ مطالعه فقط به مخاطبان بیرونی محدود نماند، بلکه در دل ساختار خود مؤسسه نیز ریشه بدواند.

کتابخانه؛ فراتر از کتاب، پناهی برای گفت‌وگو و آرامش

چطور توانستید با مخاطبان کتابخانه ارتباط برقرار کنید؟

دوره‌هایی که طی سال‌های اخیر در زمینه‌ی توسعه‌ی فردی و آموزش کوچینگ گذرانده‌ام، در ایجاد ارتباط مؤثر با مخاطبان کتابخانه بسیار کمک‌کننده بوده‌اند. مراجعان ما تنوع زیادی دارند، و گاهی پیش می‌آید که فردی با حال خوشی وارد کتابخانه نمی‌شود؛ ممکن است درگیر اندوه از دست دادن عزیزی باشد، در شرایط سخت خانوادگی قرار گرفته باشد، یا با احساساتی مثل بی‌انگیزگی، خستگی یا سردرگمی دست‌وپنجه نرم کند.

در چنین موقعیت‌هایی، نقش کتابدار فقط به معرفی کتاب محدود نمی‌شود. باید تا حدی با مفاهیم روان‌شناسی، مهارت همدلی و ارتباط مؤثر آشنا بود تا بتوان در نقش همراهی امن و شنونده‌ای آگاه ظاهر شد. این رویکرد انسانی و محترمانه، پلی شد برای ایجاد ارتباطی واقعی و عمیق با مخاطبان، و باعث شد کتابخانه برای بسیاری از آن‌ها به فضایی آرام و الهام‌بخش برای بازسازی درونی تبدیل شود.

 خواستگاری در کتابخانه!

در این سال‌ها که با مراجعان متعددی در کتابخانه همراه بوده‌اید، آیا اتفاقی متفاوت، دلنشین یا حتی بامزه بوده که هنوز هم در خاطرتان مانده باشد؟

بله، یکی از خاطرات شیرینی که همیشه در ذهنم مانده، مربوط به خانمی است که مدت‌ها به کتابخانه رفت‌وآمد داشت و می‌گفت به‌خاطر مسئله‌ای حقوقی، نمی‌تواند بر درس‌خواندن برای کنکور تمرکز کند. چندی بعد، یکی دیگر از اعضای کتابخانه، او را برای برادرش خواستگاری کرد! آشنایی‌شان دقیقاً همین‌جا، در دل کتابخانه شکل گرفت. بعدها با لبخند به او گفتم: «مسئله‌ی حقوقی‌ات حل شد، ازدواج هم سر گرفت؛ حالا دیگر نوبت کنکور است!»

این تجربه برایم یادآور شد که اگر آدم با نیت خیر و تلاشی صادقانه در مسیر خود گام بردارد، خداوند در زمان مناسب گره‌ها را باز می‌کند و راه را نشان می‌دهد.

 کتابخانه؛ جایی برای دلتنگی‌های شیرین

کتابخانه‌ای که شما در ذهن دارید، چه جور فضایی باید داشته باشه؟ اصلاً کتابخانه برای شما چه معنایی داره؟

برای من، کتابخانه باید جایی باشه که وقتی در خانه یا محل کار هستید، دلتون بخواد بهش سر بزنید؛ جایی که حتی گاهی دلتنگش بشید. نه فقط به‌خاطر کتاب‌ها، بلکه به‌خاطر حال خوبی که در اون فضا تجربه می‌کنید؛ حالِ بودن در جایی امن، آرام، الهام‌بخش.

ما معمولاً وقتی حال‌مون خوب نیست، سعی می‌کنیم محیط‌مون رو عوض کنیم، بلکه حال‌مون بهتر بشه. اما کتابخانه جایی‌ست که وقتی واردش می‌شید، انگار چیزی در درون‌تون تغییر می‌کنه؛ نگرش‌تون نرم می‌شه، نگاه‌تون به زندگی عوض می‌شه… و این معجزه‌ی فضاهایی‌ست که با جان و دل ساخته شدن.

 آینده‌ای روشن برای کتابخانه

برای آینده کتابخانه چه برنامه‌ها و ایده‌هایی دارید؟

ایده‌های زیادی در ذهنم دارم و امیدوارم با گسترش فضا، بهبود امکانات و چیدمان هدفمند، بتونم قدم‌به‌قدم اون‌ها رو اجرایی کنم؛ مثل راه‌اندازی اتاق فکر برای گفت‌وگوهای خلاقانه، اتاق اداری برای کارهای مطالعاتی و پژوهشی با لپ‌تاپ، فضایی بازی‌محور برای تعامل و تجربه، محیط‌هایی برای گفت‌وگوی آزاد، و بستری برای آموزش‌های متنوع و کاربردی.

در این مسیر، همراهی و حمایت آقای مهدی وکیلی، مدیرعامل محترم مؤسسه انصار، نقش بسیار کلیدی داشت. ایشان انسانی عاشق یادگیری و آموزش‌اند و نگاه‌شان به کتابخانه، فراتر از یک مکان صرفاً مطالعاتی‌ست. برای ایشان، کتابخانه فضایی‌ست برای پرورش فکر، یاد گرفتنِ بی‌وقفه، و خلق فرصت‌هایی برای کمک به رشد دیگران. برای این نگاه ارزشمند و اعتماد صمیمانه‌شان، از دل قدردانم.

سخن پایانی

در تمام کتاب‌هایی که خوانده‌ام، یک پیام مشترک همیشه تکرار می‌شد: «یاد بگیرید! تا می‌توانید یاد بگیرید!» یادگیری باید در رأس فعالیت‌های ما قرار گیرد؛ چه در زندگی، چه در کار. و مهم‌تر از آن، این است که آموخته‌ها را به عمل تبدیل کنیم. همان‌طور که گفته‌اند: «زکات علم، آموختن آن به دیگران است.» یادگیری به من این فرصت را داد که نه‌تنها خودم رشد کنم، بلکه بتوانم دانسته‌هایم را به دیگران نیز آموزش دهم.

زنجیره‌ی یادگیری را قطع نکنید. هدف من در کتابخانه، حفظ این زنجیره و وصل‌کردن آدم‌ها به یکدیگر است؛ تا دانش و تجربه‌هایشان را به اشتراک بگذارند، و با هم رشد کنند.

از شما بسیار سپاسگزارم که وقت ارزشمندتان را در اختیار ما گذاشتید. این گفت‌وگو برایم دلنشین، پرانرژی و الهام‌بخش بود. خوش‌صحبتی و ذوق شما این دیدار را خاص‌تر کرد. امیدوارم مسیرهای دانایی، همچنان ما را به هم نزدیک‌تر کند.

31 اردیبهشت 1404


Cinque Terre

در پناه کتاب | گفت‌وگو با دکتر آزاده ناصرالاسلامی

Cinque Terre

در پناه کتاب | گفت‌وگو با دکتر آزاده ناصرالاسلامی


در پناه کتاب | گفت‌وگو با دکتر آزاده ناصرالاسلامی

این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید : 

خبر های مرتبط