عاشورا در تاریخ اسلام با واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یاران ایشان گره خورده است؛ روزی که برای شیعیان یادآور یکی از تلخترین حوادث تاریخ اسلام و نمادی از ایستادگی در برابر ظلم است. با این حال، در متن زیارت عاشورا عبارتی وجود دارد که از زاویهای متفاوت به این روز نگاه میکند: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو أُمَیَّةَ». این عبارت به این معناست که بنیامیه عاشورا را روزی همراه با برکت میدانستند.
اما چرا روز شهادت امام حسین(ع) برای بنیامیه میتوانست چنین معنایی داشته باشد؟ برای پاسخ، باید فضای سیاسی و اجتماعی آن دوره و اتفاقاتی را که پس از واقعه کربلا رخ داد، در نظر گرفت. در نگاه منابع شیعه، شهادت امام حسین(ع) برای حکومت یزید پایان یک قیام مهم و از نظر سیاسی یک پیروزی محسوب میشد. به همین دلیل، درباره تلاش جریان اموی برای تغییر برداشت مردم از این روز، گزارشهایی در منابع آمده است.
منظور از تبرک بنیامیه به روز عاشورا چیست؟
«تبرک» به معنای مبارک دانستن چیزی و نسبت دادن خیر و برکت به آن است. بنابراین وقتی در زیارت عاشورا از «تبرک بنیامیه» سخن گفته میشود، منظور این است که در برخی گزارشهای روایی، بنیامیه و طرفداران این جریان، عاشورا را با نوعی شادی، سرور و طلب خیر همراه میدانستند.
این نگاه درست در نقطه مقابل جایگاهی است که عاشورا در فرهنگ شیعه پیدا کرده است. برای شیعیان، عاشورا روز شهادت امام حسین(ع)، اعضای خاندان ایشان و یارانشان است و به همین دلیل با عزاداری و سوگواری همراه شده است.
در برخی منابع شیعی، رفتارهایی مانند پوشیدن لباس نو، آراستگی، فراهم کردن خوراک و گشایش در هزینههای زندگی به روز عاشورا نسبت داده شده است. این رفتارها در روایت شیعی، نشانه نوعی نگاه متفاوت به این روز هستند؛ نگاهی که عاشورا را نه روز مصیبت، بلکه روزی همراه با خیر و شادی معرفی میکرد.
البته در اینجا باید یک نکته را در نظر داشت. همه گزارشهایی که درباره رفتار مردم یا بنیامیه در روز عاشورا نقل شدهاند، از نظر تاریخی در یک سطح نیستند. همچنین بعضی اعمال مربوط به عاشورا، مانند روزه گرفتن، سابقهای پیش از واقعه کربلا دارند. بنابراین نمیتوان هر رسم یا فضیلتی را که درباره این روز نقل شده، مستقیماً به سیاست بنیامیه نسبت داد.
چرا عاشورا برای بنیامیه اهمیت پیدا کرد؟
برای فهم بهتر این موضوع، باید به فضای سیاسی دوران یزید توجه کنیم. امام حسین(ع) حکومت یزید را نپذیرفت و در برابر آن ایستاد. این مخالفت در نهایت به حرکت ایشان از مدینه و سپس مکه و رسیدن به سرزمین کربلا انجامید و در دهم محرم سال ۶۱ هجری، با شهادت امام حسین(ع) و یاران ایشان پایان یافت.
از دید حکومت اموی، سرکوب این قیام یک اتفاق مهم سیاسی بود. یکی از چهرههای برجسته خاندان پیامبر(ص) که با حکومت یزید مخالفت کرده بود، به شهادت رسیده بود و حکومت میتوانست این اتفاق را پایان یک تهدید سیاسی معرفی کند.
اما ماجرای کربلا فقط به میدان جنگ محدود نمیشد. اینکه مردم این حادثه را چگونه ببینند و درباره آن چه روایتی در جامعه باقی بماند، اهمیت زیادی داشت. اگر عاشورا به عنوان شکست یک مخالف سیاسی معرفی میشد، معنای آن با زمانی که مردم آن را شهادت مظلومانه فرزند پیامبر(ص) میدانستند، کاملاً متفاوت بود.
در منابع شیعی، رفتارهایی که به بنیامیه و طرفداران آنها نسبت داده شده، در همین فضای سیاسی تفسیر میشود. بر اساس این نگاه، تلاش برای نشان دادن عاشورا به عنوان روزی مبارک و همراه با شادی، میتوانست به معنای فاصله گرفتن جامعه از جنبه تراژیک و اعتراضی واقعه کربلا باشد.
بنیامیه چگونه عاشورا را روز برکت میدانستند؟
گزارشهایی که در برخی منابع شیعی آمده، از مجموعهای از رفتارها در روز عاشورا سخن میگویند؛ رفتارهایی مانند پوشیدن لباس نو، آراستگی، تهیه غذای بیشتر برای خانواده و گشایش در هزینههای زندگی.
در بعضی نقلها حتی آمده است که مردم در روز عاشورا برای خانواده خود آذوقه سالانه تهیه میکردند و این کار را موجب خیر و برکت میدانستند. چنین رفتاری با تصویری که شیعیان از عاشورا دارند، تضاد زیادی دارد. از یک طرف، عاشورا روز شهادت امام حسین(ع) است و از طرف دیگر، در برخی گزارشها از شادی و افزایش توجه به امور روزمره زندگی در همین روز سخن گفته شده است.
با این حال، بهتر است این گزارشها را با دقت بخوانیم و همه آنها را بدون بررسی به تمام بنیامیه نسبت ندهیم. آنچه در زیارت عاشورا اهمیت دارد، اصل تقابل میان این دو نگاه است؛ یعنی تقابل میان عاشورا به عنوان روز مصیبت و شهادت امام حسین(ع) و نگاهی که در برخی روایتهای شیعی به جریان اموی نسبت داده شده و این روز را برای خود روزی مبارک میدانسته است.
روزه عاشورا چه ارتباطی با این موضوع دارد؟
یکی از بحثهایی که هنگام صحبت درباره عاشورا مطرح میشود، روزه گرفتن در دهم محرم است. روزه عاشورا سابقهای پیش از واقعه کربلا دارد و در منابع اسلامی، روایتهایی درباره روزه گرفتن در این روز و ارتباط آن با حضرت موسی(ع) و نجات بنیاسرائیل نقل شده است.
بنابراین درست نیست که اصل روزه عاشورا را از ابتدا اقدامی وابسته به بنیامیه بدانیم. این عمل پیش از حادثه کربلا نیز سابقه داشته است و باید میان آن و اتفاقاتی که پس از شهادت امام حسین(ع) رخ داده، تفاوت گذاشت.
با این حال، در برخی منابع شیعی این دیدگاه مطرح شده که پس از واقعه کربلا، فضیلتهایی درباره عاشورا برجسته شد و این روز با اعمال و آدابی همراه شد که میتوانست نگاه جامعه را از مصیبت شهادت امام حسین(ع) دور کند. از این منظر، مسئله اصلی فقط روزه یا یک عمل مشخص نیست؛ بلکه بحث بر سر نوع تصویری است که از عاشورا در جامعه ارائه میشد.
به همین دلیل، عبارت زیارت عاشورا را نباید صرفاً اشارهای به یک رفتار خاص دانست. «تبرک بنیامیه» در این عبارت، بیشتر به یک رویکرد کلی نسبت به عاشورا اشاره دارد.
آیا بنیامیه عاشورا را عید میدانستند؟
گاهی گفته میشود بنیامیه عاشورا را عید میدانستند. این تعبیر نیاز به کمی دقت دارد. منظور از این عبارت را نباید لزوماً وجود یک عید رسمی مانند عید فطر یا عید قربان دانست.
در برخی منابع شیعی، رفتارهایی مانند شادی، پوشیدن لباس نو، آراستگی و توجه بیشتر به زندگی روزمره در روز عاشورا نقل شده است. به همین دلیل، از این رفتارها با تعابیری مانند «عید گرفتن» یا «اظهار شادی» یاد شده است.
موضوع اصلی این است که اگر چنین رفتاری را در کنار واقعه کربلا قرار دهیم، تضاد میان دو نگاه کاملاً آشکار میشود. برای شیعیان، عاشورا روز عزاداری و یادآوری شهادت امام حسین(ع) است؛ در حالی که در گزارشهای مورد اشاره، طرف مقابل این روز را با شادی و خیر و برکت همراه میکرد.
بنابراین بهتر است به جای اینکه عاشورا را یک «عید رسمی اموی» بدانیم، از تفاوت نگاهها به این روز سخن بگوییم.
چرا این موضوع در زیارت عاشورا آمده است؟
عبارت «اللهم إن هذا یوم تبرکت به بنو أمیة» در بخشهایی از زیارت عاشورا قرار دارد که به بیان موضع نسبت به جریان مقابل امام حسین(ع) اختصاص پیدا میکند. این عبارت تنها یک گزارش تاریخی نیست؛ بلکه بخشی از فضای کلی زیارت عاشورا و نگاه آن به واقعه کربلاست.
زائر هنگام خواندن این عبارت، به روزی اشاره میکند که برای او یادآور شهادت امام حسین(ع) و یارانش است، اما در روایت زیارت، همین روز از سوی بنیامیه روزی همراه با برکت تلقی شده است.
در نتیجه، این جمله به نوعی تقابل دو نگاه به عاشورا را برجسته میکند. یک نگاه، عاشورا را روز شهادت، مظلومیت و ایستادگی امام حسین(ع) میبیند و نگاه دیگر، در روایت شیعی، آن را با شکست مخالفان حکومت و تثبیت قدرت اموی مرتبط میکند.
همین تقابل باعث شده است که عبارت «تبرکت به بنو أمیة» فقط یک جمله تاریخی ساده نباشد. این عبارت به خواننده یادآوری میکند که اهمیت عاشورا تنها در اتفاقات روز کربلا خلاصه نمیشود؛ بلکه نحوه روایت و تفسیر آن حادثه نیز در طول تاریخ اهمیت داشته است.
یک نکته درباره گزارشهای تاریخی
در بررسی این موضوع، نباید همه نقلهای مربوط به عاشورا را قطعی و همسطح در نظر گرفت. درباره برخی جزئیات مربوط به شادی بنیامیه، آداب عاشورا و حتی منشأ بعضی اعمال این روز، گزارشهای متفاوتی وجود دارد.
به همین دلیل، بهتر است میان اصل عبارت زیارت عاشورا و جزئیاتی که در برخی منابع درباره رفتار بنیامیه یا مردم در روز عاشورا آمده است، تفاوت قائل شویم.
عبارت زیارت عاشورا، در چارچوب اعتقادی شیعه، بیانگر این تقابل تاریخی است؛ اما برای بررسی جزئیات تاریخی آن باید به تفاوت منابع و میزان اعتبار هر گزارش نیز توجه داشت.
در پایان
پاسخ به این سؤال که چرا بنیامیه روز عاشورا را روز برکت میدانستند؟ را اینگونه باید گفت که این موضوع در زیارت عاشورا، در چارچوب تقابل میان نگاه شیعی به واقعه کربلا و نگاه منسوب به جریان اموی مطرح شده است.
پس از شهادت امام حسین(ع)، پایان قیام ایشان برای حکومت یزید میتوانست یک پیروزی سیاسی تلقی شود و در برخی منابع شیعی نیز رفتارهایی مانند شادی، آراستگی و توجه به امور زندگی در روز عاشورا به بنیامیه یا طرفداران آنها نسبت داده شده است.
با این حال، همه این گزارشها از نظر تاریخی یکسان نیستند و نباید آنها را بدون توجه به تفاوت منابع، قطعی تلقی کرد. همچنین برخی اعمال مربوط به عاشورا، مانند روزه گرفتن، سابقهای پیش از واقعه کربلا دارند و نمیتوان آنها را صرفاً به بنیامیه نسبت داد.
در نهایت، عبارت «اللهم إن هذا یوم تبرکت به بنو أمیة» بیش از هر چیز، تفاوت دو نگاه به عاشورا را نشان میدهد: برای شیعیان، روز شهادت و مظلومیت امام حسین(ع) و برای جریان مقابل، در روایت زیارت عاشورا، روزی که آن را به سود خود میدیدند. فهم همین تقابل، به درک بهتر مفهوم این بخش از زیارت عاشورا کمک میکند.